تبلیغات
عـــــــلـــــــــوم اجــتمــاعــی
عـــــــلـــــــــوم اجــتمــاعــی
گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من
درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ : فرهاد اسدی جرجافکی
نظرسنجی
نظر شما در مورد این وبلاگ چیست؟




پاسخ فعالیت های کتاب علوم اجتماعی سال چهارم چاپ جدید

برگرفته از وبلاگ  گروه علوم اجتماعی شهرستان شهرضا (استان اصفهان)- با تشکر از همکار ارجمندمان جناب آقای رحیمی

روی ادامه مطلب کلیک کنید

فعالیت­های درس یک(از ص 9 تا 4)

       ) درباره­ی راه­های ورود یک اندیشه فردی به حوزه­ی فرهنگ با یک­دیگر گفت­وگو کنید.(ص6

 وقتی فردی ذهنیت خود را به عمل درمی­آورد جهان فرهنگی راگسترش داده و اندیشه وارد حوزه فرهنگ شده است.راه­های ورود اندیشه به حوزه فرهنگ هنر و ذرفتارهای اجتماعی است.          

                     تفاوت موجودات جهان عینی با موجودات جهان انسانی درچیست؟(ص7)                               

جهان انسانی تحت امر اراده­ی انسان است و با انسان به وجود می­آید،ولی جهان عینی خارج از فعل انسان است و قبل و بعد از انسان هم وجود داشته وخواهد داشت.مثلاً رانندگی امری مربوط به جهان انسانی است ولی خورشید گرفتگی یا روزقیامت مربوط به جهان عینی وتکوینی است.

برخی از آیات قرآن کریم ازتعامل فعال جهان عینی باجهان فرهنگی واجتماعی را بنویسید.(ص8)

آیه 44 سوره انعام:پس چون آن­چه ازنعم الهی به آن­ها تذکر داده شد همه رافراموش نمودند ما هم  ابواب هر نعمت را به روی آن­ها گشودیم تا به نعمتی که داده شدند شادمان گشت­اند ناگاه به کیفر اعمالشان گرفتار کردیم که آن هنگام خوار و ناامید گردیدند.آیه 41 سوره روم:فساد وپریشانی به کرده­ی بد خود مردم درهمه­ی بّر و بَحر پدید آمد تا ما هم کیفر بعضی اعمالشان را به آن­ها بچشانیم باشد  که پشیمان شده و به درگاه خدا  بازگردند.

آیه 96 سوره اعراف:وچنان­چه مردم شهر و دیار همه ایمان آورده و پرهیزکارمی­شدند،همانا ما درهای برکات آسمان وزمین را بر روی آن­ها می­گشودیم و لیکن چون تکذیب آیات کردند ما هم سخت به کیفرکردار زشتشان رسانیدیم.

 فعالیت­های درس دوم(ازص 16 تا 10)

درسرزمین پهناور ایران درطول تاریخ چه فرهنگ­هایی شکل گرفته­اند؟چه عناصری ازاین­فرهنگ هاباقی مانده است؟(ص12)

1ـ ایران باستان باعناصر: نوع دوستی،عدالت خواهی،دین مداری،خانواده وقداست آن،عفاف، عیدنوروز،اهمیت نور،2ـ ایران اسلامی باعناصر:آخرت،توحید،علم آموزی،خانواده وجایگاه زن ، عدالت 3ـ ایران معاصرباعناصر:مقاومت،مشروطه،استکبارستیزی،بازگشت به خویشتن،انقلاب ، هویت­یابی،مقاومت فرهنگی

نمونه­های تاریخی فرهنگ­هایی که عقاید و ارزش­های آن­ها با هنجارها و رفتارهایشان ناسازگاراست بنویسید.(ص14)

1ـ جوامع غربی به نام دموکراسی کشتارمی کنند.2ـ الجزایربه نام دموکراسی انتخابات آزاد را بر هم زد. (1990) 3ـ دراروپا کسی حق مخالفت با هالوکاست را ندارد. 4ـ درجامعه­ی خودمان همه اخلاص عمل ندارند وفاصله ارزش­ها و عمل به وجودآمده است.(ارزش­های اجتماعی باسکولاریسم عملی تناسب ندارد.)

ارزش آزادی درفرهنگ اسلامی وفرهنگ سکولارغربی چه تفاوتی دارد؟ (ص15)

1ـ مرزآزادی غربی منافع دیگران است ولی آزادی اسلامی نزدیک شدن به خدا است. 2ـ آزادی غربی نوعی اسارت انسان در مادی­گرایی است ولی آزادی اسلامی آزادشدن انسان برای رسیدن به خدااست.( آزادی ازنفس اماره)3ـ آزادی غربی انسان را ازمعنویت و بندگی خدا دور می­کند ولی آزادی اسلامی راهی برای رسیدن به خدا است.

فعالیت­های درس سوم(از ص 22 تا 17)

فرهنگ سلطه به دنبال چه نوع تاثیرات فرهنگی برجوامع مغلوب است؟(ص19)

تضعیف مقاومت فرهنگی،ایجادتزلزل و تحول فرهنگی در قوم مغلوب،تحقیر فرهنگی قوم مغلوب، هویت­زدایی فرهنگی قوم مغلوب،استعمارفرهنگی

درباره عملکرد اروپاییان درقاره­ی آفریقا بنویسید.(ص20)

 در بُعد نظامی:به تسخیر آفریقا پرداختند.در بُعد اقتصادی:بازارها،منابع و مواد اولیه­ی آفریقا اشغال شد و در وجه فرهنگی:زبان و ادبیات بسیاری ازکشورهای آفریقایی انگلیسی و فرانسه شده است.

درباره­ی مراحل گسترش نظام سلطه غرب و وجه غالب هرمرحله گفت وگو کنید.آیا وجه غالب هر مرحله،درمراحل دیگر وجود ندارد؟(ص21)

در استعمار قدیم وجه غالب قدرت نظامی با حضور مستقیم نیروهای استعمارگراست.(مجریان بیگانه اند)دراستعمارنو وجه غالب اقتصادی با حضور غیرمستقیم استعمارگراست.(مجریان بومی و داخلی­اند. ) دراستعمار فرانو وجه غالب فرهنگی با ابزار فناوری رسانه­ای است.(مجریان بومی وسیاست ها نیز ظاهراً بومی­اند.)می­توانند این وجوه بایک­دیگرهمزمانی داشته باشند،مثلاً در استعمار قدیم گاهی هم استعمارسیاسی،هم اقتصادی و هم فرهنگی بوده است،نمونه­ی آن مستعمرات آفریقایی

فعالیت های درس چهارم(از ص 28 تا 23)

اصولی که یک فرهنگ جهانی باید داشته باشد را درآموزه های اسلامی جست وجو کنید.(ص24)

هستی­شناسی توحیدی،عدل وداد،عقلانیت،حقیقت،خلیفهً الهی بودن انسان.

درباره چگونگی گسترش فرهنگ اسلامی در بین مسلمانان آسیای جنوب شرقی توضیح دهید.(ص26) بنگلادش ازطریق بازرگانان عرب،اندونزی ازطریق بازرگانان مسلمان هندی،تایلند از طریق شیخ احمدقمی،تانزانیا ازطریق بازرگان مسلمان ایرانی(آفروشیرازی)

درباره­ی بخشی از ارزش­های اجتماعی ا سلام که با حاکمیت­های قبیله ای و قومی نادیده گرفته می شدند توضیح دهید.(ص26)

تقواکم رنگ شد و ارزش­های خونی و نژادی رشدکرد.تبعیض­ها جای عدالت راگرفت.زهد وساده زیستی به تجملات تبدیل شد.برابری و برادری به قوم مداری تبدیل شد.استبداد ایلی وقبیله­ای جای آزادی راگرفت.

عملکرد استبداد ایلی قاجار را با استبداد استعماری رضاخان مقایسه کنید.(ص27)

استبداد قومی ایلی با مذهب درگیری نداشت و شاهان ظاهراً دینی بودند اما استبداد استعماری رضاخان چون در راستای تأمین نیازهای مادی غرب بود پوشش ظاهری دینی هم نداشت و مستقیماً با دین مبارزه می­کرد.

درباره تاثیرات صدساله­ی اخیرناسیونالیسم درجهان ا سلام توضیح دهید.(ص27)

وحدت امت اسلامی مخدوش بود.هویت­سازی سکولار بود.اختلافات نژادی افزایش یافته بود.مقاومت اسلامی ضعیف شده بود.

    فعالیت­های درس پنجم(از ص 38 تا 32)

آیا عقاید و رفتارهای دینی آثار دنیوی ندارد وآیا بیان آثار دنیوی آن­ها اشکال دارد؟(ص34)

اثردنیوی دارد مثلا درماه رمضان خشونت کم­ترمی­شود یا مصرف برخی کالاها کم­تر و مصرف بعضی بیش­تر می­شود.بیان این­ها اشکالی ندارد.

درچه صورتی پرداختن با آثار دنیوی عقاید و رفتارهای دینی مشکل ساز می­شود؟(ص34)

درصورتی که ارتباط بین آثار دنیایی دین با اراده­ی الهی قطع شده باشد و دین فقط از نظر مادی موردتوجه باشد نه از نظر آخرت و اراده­ی الهی و دین بازیچه­ی دنیوی نفس­پرستان باشد.

تفاوت حقوق بشر را در دو فرهنگ دینی و فرهنگ اومانیستی بیان کنید.(ص35)

حقوق بشر دینی مبتنی بر فطرت انسان و معنوی است مثلاً همه یا در دین برادر تو هستند یا در خلقت.اماحقوق بشر اومانیستی مبتنی برخواسته وعادات طبیعی و مادی گرایانه­ی بشر است و نباید با اصالت انسان درافتاد پس مثلاً حکم قصاص قابل قبول نیست.

به چه دلیل روشنگری مدرن با رویکرد عقل­گرایانه خود به دئیسم منجر می­شود؟(ص37)

نفی وحی و تاکید براین مطلب که با کمک عقل خودمان و بدون استفاده از روش عملی می­توان خدا را شناخت و در شناخت واقعیات فقط از معیارهای انسانی باید استفاده کنیم.

فعالیت­های درس ششم(از ص 46 تا 39)

به چه دلیل مواجهه­ی با مسلمانان در طول جنگ­های صلیبی و فتح قسطنطنیه،زمینه­های اقتدار کلیسا را درهم ریخت ؟(ص41)

چون کلیسا برپایه­ی کتب عهد عتیق و انجیل استوار بود و با علوم جدید مخالفت داشت ولی اسلام به گسترش و رشد علم دستور می­دهد و آن­ها از طریق این جنگ ها با آزاداندیشی و علم­گرایی آشنا شدند.

به چه دلیل با پیدایش فلسفه­های روشنگری،سکولاریسم به عمیق­ترین لایه­های فرهنگی غرب راه پیدا می­کند؟(ص43)

چون مردم و فرهنگ عمومی آن­چنان ازتسلط و دنیاگرایی دینی مسیحیت زده شده بودند که وقتی سکولاریسم توسط اندیشمندان به انسان به صورت مستقل توجه­کرد شیفته­ی آن شدند و درسطوح مختلف جامعه نفوذ یافت.

تحولات فرهنگی،اجتماعی غرب درزمینه­های دینی،فلسفی،صنعتی وسیاسی و ترتیب تاریخی آن­ها را بیان کنید.(ص45)

 سیرتحولات به ترتیب دینی،سیاسی،فلسفی و صنعتی بود.در زمینه­ی دینی از تقدس قدیسان و تمرکز دینی کلیسا به سمت عدم تمرکز دینی حرکت کردند.در زمینه­ی سیاسی کم­رنگ شدن مرزهای سیاسی و جهانی شدن مطرح شد.در زمینه­ی فلسفی توجه به عالم کثرات رایج شد. درزمینه­ی صنعتی صنایع چاپ و بخار وتکنولوژی­های ماشینی مطرح شد.

فعالیت­های درس هفتم(ص 55 تا 47)

چالش­ها و ستیزهای درون یک فرهنگ با چالش­ها و ستیزهای بین دو فرهنگ چه تفاوت­هایی دارد؟نمونه بیاورید.(ص48)

دو فرهنگ در عقاید بنیادین ولایه­های عمیق فرهنگی با یک­دیگر دچارچالش می­شوند درحالی­که ممکن است درون یک فرهنگ بین اجرای رفتارها و هنجارها(لایه­های سطحی فرهنگ)تفاوت وجودداشته باشد.مثلاً چالش جهان اسلام با جهان غرب از نوع چالش­های بین دو فرهنگ است و چالش لیبرالیسم و سوسیالیسم درون یک فرهنگ(فرهنگ غرب)است.

موقعیت فرهنگی جوامع غیرغربی را در مراحل سه گانه استعمار(قدیم )،استعمارنو واستعمار فرانو توصیف کنید.(ص49)

دراستعمار قدیم چون اصالت با استعمار نظامی وسیاسی همراه بود فرهنگ کم­ترتحت تأثیر بود و تاحدودی فرهنگ بومی حفظ می­شد.دراستعمار نو اصالت با اقتصاد بود و فرهنگ بومی تحت تأثیر استعمارگران قرار می­گرفت ولی فرهنگ به طور ویژه مورد توجه استعمارگران نبود.در استعمار فرانو اصالت با فرهنگ است و مهم­ترین ابزار استعماری قرار می­گیرد.

درباره هویتی که کشورهای تازه تاسیس پیدا می­کنند و تاریخی که برای هویت آن­ها تدوین می شود تأمل کنید.(ص54)

کشورهای تازه استقلال یافته و جدا شده از پیکره جهان قدیم ازهویت فرهنگی منسجمی برخوردار نیستند.مرزهای جغرافیایی آن­ها نیز سیاسی و تحت امر استعمارگران شکل گرفته است وتنها درقالب مزیت نسبی در تولید برخی کالاها به صورت کشورهای­تک محصولی درمی­آیند و خود را از این طریق به دیگران می­شناسانند.





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
فرهاد اسدی جرجافکی
چهارشنبه 10 آبان 1391
خودبزرگ بینی (در خیال یا رفتار)، نیاز به مقبولیت، و فقدان حس همدلی به صورت الگویی نافذ و فراگیر که از اوایل بزرگسالی شروع شده باشد و در زمینه های گوناگون به چشم آید، که علامت اش وجود لااقل پنج تا از موارد زیر است:
روانشناسان این روزها بسیار بیشتر از گذشته تاکید می کنند که باید خود را دوست بداریم و برای وجودمان ارزش قائل شویم. دوست داشتن خود خیلی هم خوب است و باعث اعتماد به نفس، پیشرفت و رسیدن به آرزوها می شود، اما تا آنجا که به خودشیفتگی نرسد. خودشیفتگی یعنی تنها و تنها دیدن خود و به حساب نیاوردن دیگران که به سرعت باعث پراکنده شدن اطرافیان از دور و بر ما می شود.

ملاک های تشخیصی DSM-IV-TR در مورد اختلال شخصیت خودشیفته
خودبزرگ بینی (در خیال یا رفتار)، نیاز به مقبولیت، و فقدان حس همدلی به صورت الگویی نافذ و فراگیر که از اوایل بزرگسالی شروع شده باشد و در زمینه های گوناگون به چشم آید، که علامت اش وجود لااقل پنج تا از موارد زیر است:

1.احساس خودبزرگ بینانه ای به صورت مهم پنداشتن خود (self-importance) داشته باشد (مثلاً در موفقیت ها و استعدادهای خود اغراق کند یا بدون آنکه به موفقیت شایسته ای دست یافته باشد، انتظار داشته باشد او را آدم بزرگ و مهمی بدانند).

2.مشغولیت ذهنیش خیالاتی از قبیل موفقیت، قدرت، استادی و ذکاوت، زیبایی یا محبوب و دوست داشتنی بودن در حد نامحدود باشد.

3.معتقد باشد که «استثنایی» است و تنها سایر افراد (یا موسسات) استثنایی یا رده بالا می توانند او را درک کنند یا او باید تنها با این افراد رابطه داشته باشد.

4.احتیاج داشته باشد که به شکلی افراطی تحسین شود.
 
5.احساس محق بودن (entitlement) بکند، یعنی به شکل نا معقولی انتظار داشته باشد برخوردی رضایت بخش و اختصاصی با او صورت گیرد یا افراد خودبه خودتسلیم خواسته هایش شوند.

6.در روابط بین فردی استثمارگر باشد، یعنی از امتیازات دیگران برای رسیدن به مقاصد خود استفاده کند.

7.فاقد حس همدلی (empathy) باشد، یعنی تمایلی به درک یا شناخت احساسات و نیازهای دیگران نداشته باشد.

8.اغلب به دیگران حسودی کند یا معتقد باشد که دیگران به او حسادت می کنند.

9.رفتار و نگرشهایش پرافاده (arrogant) و تکبر آمیز باشد.


در این گزارش 20 نشانه آدم های خودشیفه را برای شما می گوییم. بخوانید تا ببینید خود شیفته هستید یا خیر:
1 - خودشیفته ها دوست دارند دیگران را هدایت کنند و به آنان امر ونهی کنند
2 - خودشیفته ها تارک دنیا هستند
3 - مردان به خصوص مردان جوان بیشتر در معرض خودشیفتگی هستند
4 - خودشیفته ها معتاد به کار کردن هستند، ضمن اینکه در کار هم صبر کافی ندارند و به اجبار کار می کنند
5 - خودشیفته ها اغلب دروغ می گویند تا بهتر از دیگران به نظر برسند
6 - خودشیفته ها به جذابیت ظاهری و لباس پوشیدن خیلی اهمیت می دهند
7 - خودشیفته ها بیشتر از دیگران تمایل به بد و بیراه گفتن دارند
8 - خودشیفته ها صبر می کنند تا حرف دیگران تمام شود و بعد خودشان شروع به حرف زدن می کنند
9 - خودشیفته ها نیازها و خواسته های خودشان را نسبت به دیگران در اولویت قرار می دهند
10 - خودشیفته ها به روابط کوتاه مدت بیشتر علاقه دارند
11 - خودشیفته ها در روابط با دیگران آنها را فریب می دهند
12 - خودشیفته ها نسبت به آزار دیگران احساس پشیمانی نمی کنند
13 - دیگران تمایل زیادی به قطع رابطه با خودشیفته ها دارند
14 - خودشیفته ها از انتقاد بیزار هستند
15 - خودشیفته ها وقتی دست رد دیگران به سینه شان می خورد، تمایل به تنبیه آنها دارند
16 - خودشیفته ها با کم ارزش جلوه دادن دیگران در پی جلب تحسین برای خود هستند
17 - نزدیکترین افراد به خودشیفته ها معمولا همزمان هم به آنها عشق می ورزند و هم آنها را نادیده می گیرند
18 - خودشیفته ها تظاهر می کنند که از جنس مخالف خوششان نمی آید
19 - خودشیفته ها در حرف هایشان نام دیگران را از قلم می اندازند تا خود مهمتر به نظر آیند
20 - خودشیفته ها بیش از حد درباره خانواده ایده آل لاف می زنند، در حالیکه خودشان می دانند چنین خانواده ای ندارند!




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
فرهاد اسدی جرجافکی
دوشنبه 27 مرداد 1393
امام کاظم علیه‌السلام در حدیثی گهربار به نقل از لقمان حکیم 6 راه غرق نشدن در دریای عمیق و مواج دنیا را بیان فرموده‌اند.
مشرق- امام موسی كاظم علیه‎السلام فرمودند: لقمان به پسرش گفت: . . . اى پسرم! دنیا دریاى عمیقى است كه بسیارى در آن غرق شده‌اند؛
پس باید كشتىِ [نجات] تو در آن، پَروامندى از خداوند متعال و تقوی باشد.
و پُل تو ایمان به خدا.
و بادبان كشتى‎ات توكّل.
و متولّى آن، خرد، و راهنماى آن، دانش، و مسافر آن، شكیبایى باشد.




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
فرهاد اسدی جرجافکی
جمعه 24 مرداد 1393
مشاوران و کار‌شناسان خانواده در پاسخ به این سوال معتقدند در وهله اول رفتار منطقی این است که این فرد نباید هیچ تصمیمی بگیرد اما لازم است با مراجعه به یک مشاور و روان‌شناس، خود را تخلیه کند؛ چرا که مشاور او را با شیوه‌های درست تخلیه هیجانی آشنا خواهد کرد که این کار، بسیار مفید است.
آسیبی به بزرگی کشتن یک زندگی.‌‌

همان زندگی مشترکی که روزگاری نه چندان دور باامید به وفاداری و با آرزوی داشتن روزهایی شاد آغاز شد. اگر پای صحبت‌ها و خاطرات مشاوران خانواده بنشینیم، اگر سری به دادگاه‌های خانواده بزنیم و اگر کمی بیشتر زیر پوست شهر برویم ردپای این بی‌وفایی‌ها را خواهیم دید و اگر بخواهیم صادق باشیم حتما می‌پذیریم که این ردپا‌ها روز به روز بیشتر می‌شود. ردپاهای جامانده روی بسیاری از زندگی‌ها که اثر زشت به جامانده از آن به راحتی پاک نخواهد شد.

واقعیت این است که خیلی از زوج‌ها تعهد در زندگی مشترک را در کارکردن، انجام وظایف معمول و به دست کردن حلقه ازدواج خلاصه می‌کنند اما «بار بارا دی آنجلیس» می‌گوید: تعهد واقعی یک حلقه ازدواج. عقدنامه، سند ازدواج یا سال‌هایی نیست که با یکدیگر زندگی کرده‌اید. بلکه رفتار شماست در یک یک روزهای زندگی با فردی که دوستش دارید.


دلایلی که منجر به خیانت می‌شود

یکی از ویژگی‌های ازدواج، تعهد و پایبندی هریک از همسران به یکدیگر و حقوق متقابل است به گونه‌ای که این تعهد شالوده زندگی مشترک است؛ در غیر این صورت اعتماد متقابل بین همسران یا اعضای خانواده کمتر و کمتر خواهد شد.

در سبب‌شناسی خیانت دلایل متعددی را می‌توان برشمرد که به دلیل تفاوت‌های فردی این دلایل یا عوامل، می‌تواند در افراد مختلف و جوامع گوناگون و حتی در زمان‌های (شرایط) مختلف، متفاوت باشد.

ویلیام گلاسر، روان‌شناس نامی، بیان می‌دارد: زوج‌ها زندگی مشترکشان را با عشق شروع می‌کنند اگر از آن مراقبت نکنند رفته رفته، صمیمیت اولیه به تدریج رنگ می‌بازد. با گذشت زمان زندگی برخی از این افراد به جدایی کشیده می‌شود اما برخی دیگر از آن‌ها به زندگی مشترکشان با آهنگی یکنواخت و ملال آور ادامه می‌دهند و به ارتباطات نامشروع روی می‌آورند.

به عقیده این روان‌شناس، مهم‌ترین انگیزه زن و مرد متاهلی که به سوی روابط نامشروع کشیده می‌شوند، تجربه مجدد صمیمیت است. چیزی که دیگر آن را در زندگی مشترکشان نمی‌یابند.

اگرچه هیچ‌کدام از دلایل پی آمده، خیانت و بی‌وفایی را توجیه نمی‌کند و راه‌حل اساسی برای این مشکلات مشاوره، گفت‌وگو و صبر است برخی از عوامل اثرگذار بر این موضوع بدین قرار است:

۱ - عدم رضایت از ازدواج و برآورده نشدن نیازهای عاطفی و زناشویی:
یکی از عوامل اصلی خیانت، نارضایتی از روابط زن و شوهر است؛ زمانی که بین همسران روابط زناشویی خوبی حاکم نباشد، این احتمال وجود دارد فرد به همسر خود خیانت کند. اختلالات زناشویی که به مرور زمان برای برخی به وجود می‌آید و مشکلات شخصیتی باعث می‌شود فرد نتواند به همسر خود محبت کند و فقدان محبت، عاطفه و روابط گرم و صمیمی باعث این خیانت‌ها می‌شود.

همسرانی که به هر دلیلی از محبت و توجه شریک زندگی خود محروم باشند، معمولا وقتی مورد وسوسه و اغوای شخص دیگری قرار می‌گیرند ممکن است دچار انحراف شوند.

۲ - انگیزه‌ای برای پایان دادن ازدواجی که دیگر رضایت بخش نیست:
رفتارهای زشت، نق زدن‌های دائمی، نزاع‌ها و مجادله‌های فراوان دستورالعمل مناسبی برای ایجاد سردرد و در تصور برخی همسران (البته به نادرست)، خیانت بهترین راه فرار از جهنم خانه است. راهی که البته آن‌ها را از چاله درمی آورد و به چاه می‌اندازد.

۳ - انتقام:
برخی از زوجین به اشتباه فکر می‌کنند حال که مورد خیانت قرار گرفته‌اند آن‌ها نیز مجاز به مقابله به مثل هستند. برخی تصور می‌کنند باید طعم تلخ دارویی را که به آن‌ها خورانده شده، به همسرشان بخورانند تا متوجه اشتباه خود و آنچه که بر سر همسرشان آمده بشوند. غافل از اینکه این کار قبل از هر کسی خودشان را از پا درمی آورد.

۴ - برگرداندن حس فردیت و استقلال:
یک نظریه بر این عقیده است که انگیزه چنین عملی تمایل افراد به برگرداندن حس فردیت و استقلالی است که در چارچوب ازدواج تضعیف شده است. فرد ممکن است از نظر عاطفی به حدی از بلوغ هیجانی نرسیده باشد که بتواند در مقابل ناراحتی یا نارضایتی همسر، تمامیت خود را حفظ کند، به همین دلیل با جست‌و‌جوی یک رابطه جدید در واقع در جست‌و‌جو و بازسازی خود جدید است.

۵ - اطمینان خاطر از جذابیت برای جنس دیگر:
برخی از افراد در پی نیاز به اطمینان خاطر از اینکه هنوز برای جنس دیگر جذاب و خواستنی هستند، به رابطه خارج از ازدواج رو می‌آورند.

به واقع، در روابط طولانی این سوال برای برخی پیش می‌آید آیا هنوز در بازار خریداری دارند یا خیر؛ که یافتن پاسخ این پرسش ممکن است آنان را به سوی اهداف غیرمشروع سوق دهد.

۶ - کسب هیجان و تنوع:
بعضی مواقع هم رابطه خارج از ازدواج، فقط به منظور کسب هیجان و تنوع اتفاق می‌افتد یعنی هیچ شکایت یا نارضایتی خاصی در ازدواج وجود ندارد فقط برخی افراد به دنبال هیجان رابطه خارج از ازدواج هستند.


آسیب‌هایی که خیانت به جان خانواده می‌اندازد


خیانت به همسر عوارض و پیامدهای متعددی را به دنبال خواهد داشت که هم بر فرد هم بر خانواده و هم بر جامعه تاثیر می‌گذارد. بی‌وفایی یکی از عمده‌ترین دلایل ذکر شده برای طلاق است. همچنین نتایج مطالعات زیادی نشان داده است واکنش فرد به خیانت همسر، شبیه علائم استرس پس از ضربه روانی، همچون علائم شوک، سردرگمی، خشم، افسردگی، آسیب دیدن عزت نفس و کاهش اعتماد به نفس است.

نتایج پژوهش‌های دیگر حاکی از آن است که پس از افشای خیانت همسر، خانواده‌ها با مسائلی نظیر بحران زناشویی، تضعیف عملکرد در نقش‌های والدینی و مشکلات شغلی روبه رو می‌شوند. از دیگر پیامدهای خیانت همسر می‌توان به مسائلی نظیر ضرب و شتم، قتل همسر و اقدام به خودکشی اشاره کرد.

همچنین از دست دادن اعتماد و اعتبار نزد همسر، اذیت کردن و آسیب رساندن به خود و خانواده، از دست دادن وجهه و احترام خود نزد همسر و دیگران از عمده‌ترین آسیب‌ها و مشکلاتی است که متوجه فرد خاطی می‌شود. هنگامی که ما در مسیر خطا قدم برمی داریم، همیشه احساس اضطراب و ترس خواهیم داشت و آرامش درونیمان از بین خواهد رفت.

 
انواع و اقسام خیانت


خیانت در رابطه همسران دارای انواع و اقسام مختلفی است که عبارت است از:

۱ - خیانت رفتاری:
منظور از خیانت رفتاری این است که یکی از همسران به صورت رفتاری و با ارتباط برقرار کردن با شخصی خارج از سیستم خانواده به همسرش خیانت کند.

۲ - خیانت ذهنی:
افرادی که در فکر و تخیلاتشان مدام به شخصی دیگر می‌اندیشند از آنجا که این شخص، زاده ذهنشان است آن فرد شخصی ایده آل به شمار می‌آید و در این موقع است که برای زندگی مشترک خطر می‌آفریند چرا که آن شخص دائم شریک زندگی‌اش را با فرد ایده آل ساخته ذهنش مقایسه می‌کند و چون در حال قیاس است، در ارتباط با همسرش به مشکل برمی خورد و رابطه سرد می‌شود.

۳ - خیانت کلامی:
در این نوع خیانت، زن یا مرد به صورت تلفنی یا اینترنتی با یکدیگر صحبت می‌کنند. متأسفانه این نوع ارتباط‌های ناسالم با گسترش استفاده غلط از اینترنت، شبکه‌های اجتماعی، تلفن‌های هوشمند و... افزایش یافته است.


چگونه به همسر خود وفادار بمانیم؟


تا زمانی که به اصطلاح همه چیز گل و بلبل است و هیچ مشکلی در زندگی مشترک وجود ندارد ماندن در کنار همسر چندان هنر بزرگی نیست. هنر واقعی این است که با وجود مشکلات و در بد‌ترین شرایط باز هم همسران به یکدیگر وفادار بمانند.

اگر مشکلات و شرایطی دارید که احساس می‌کنید می‌تواند شما را به سمت و سوی بی‌وفایی سوق دهد نکاتی که در ادامه بیان می‌شود، کمک کننده خواهد بود:

وفاداری در غیاب همسر
شرایط کاری و زندگی بسیاری از زوجین به گونه‌ای است که ناچارند هر از گاهی از یکدیگر دور باشند؛ پس به یاد داشته باشید هیچ دلیل موجهی برای تخطی از قانون وفاداری به همسر وجود ندارد و شما تحت هر شرایطی باید به همسرتان وفادار بمانید؛ حتی اگر مدتی از هم دور باشید تا زمانی که هنوز پیمان ازدواج میان شما و همسرتان وجود دارد، باید به یکدیگر وفادار بمانید.

صداقت داشته باشید
یکی از مهم‌ترین عوامل در حفظ وفاداری همسران به یکدیگر، صداقت است. تحت هیچ شرایطی به همسرتان دروغ نگویید و شرایط را به گونه‌ای پیش نبرید که همسرتان ناچار شود به شما دروغ بگوید. اگر همسرتان بخواهد درباره موضوعی با شما صحبت کند، واکنش شما عاملی بسیار تعیین کننده خواهد بود؛ چرا که موجب می‌شود او جرأت حقیقت گویی را پیدا کند؛ در غیر این صورت، او دروغ گفتن را انتخاب می‌کند.

گذشت کنید
اگر می‌خواهید همسرتان به شما وفادار بماند، باید خودتان همواره به او وفادار بمانید. همسران همواره به یکدیگر درس می‌دهند و از هم درس می‌آموزند. زمانی که شما به همسرتان وفادار باشید، او از رفتار شما وفاداری را می‌آموزد. زمانی که شما از اشتباه او چشم‌پوشی می‌کنید، او هم از شما می‌آموزد که از اشتباه شما بگذرد. همین نکات ساده و کوچک، میزان وفاداری همسران را نسبت به یکدیگر بسیار بالا می‌برد.

شما دو انسان هستید از دو خانواده متفاوت و با آداب و رسوم گوناگون؛ پس طبیعی است که با هم اختلاف داشته باشید و‌گاه و بیگاه موجب رنجش و ناراحتی یکدیگر شوید. سعی کنید از هم کینه به دل نگیرید، مشکلات را میان خودتان حل کنید تا در ذهنتان باقی نماند. هیچ مشکلی را حل نشده باقی نگذارید؛ زیرا این قبیل مشکلات در آینده به معضلات بزرگی تبدیل خواهند شد.

با همسرتان دوست باشید
دوستان عیوب یکدیگر را نمی‌بینند و اگر ببینند، آن‌ها را نادیده می‌گیرند و اهمیتی نمی‌دهند. سعی کنید همواره در زندگی شور و هیجان داشته باشید و اجازه ندهید زندگیتان یکنواخت و خسته کننده شود. همپای هم باشید تا همسرتان نیاز نداشته باشد به فرد دیگری پناه ببرد.

همواره با اعتماد به نفس و قوی باشید
به خودتان برسید، تمیز و مرتب باشید، هیچ عاملی نباید باعث شود که شما خودتان را فراموش کنید؛ پس به خودتان اهمیت دهید تا دیگران هم بیاموزند باید به شما اهمیت دهند.

همسرتان را‌‌ همان گونه که هست، بپذیرید
شما این فرد را انتخاب کرده‌اید و روز اول او را با تمام خصوصیاتش دیده و پسندیده‌اید. هرگز همسرتان را با دیگران مقایسه نکنید. او را‌‌ همان گونه که هست، دوست داشته باشید و سعی نکنید او را تغییر دهید. کمال گرا نباشید. در دنیا کسی وجود ندارد که از همه نظر بی‌عیب و کامل باشد. روز اول که همسرتان را انتخاب کردید، مسلماً عیوب او را دیده‌اید اما به دلیل عشق به او و اشتیاقی که برای ازدواج و شروع زندگی جدید داشتید، سعی می‌کردید آن عیوب را نادیده بگیرید و آن‌ها را ساده و بی‌ارزش تلقی کنید؛ اکنون نیز باید چنین کنید.

بعد از ازدواج، دیگر زمان عیب یابی از همسر سپری شده است؛ پس بهتر است سعی کنید او را با تمام خوبی‌ها و بدی‌هایش دوست داشته باشید.

بهسازی یک رابطه زخم خورده


یک فرد سالم از لحاظ شخصیتی در مواجهه با خیانت یا بی‌وفایی همسرش چه رفتاری باید داشته باشد؟

مشاوران و کار‌شناسان خانواده در پاسخ به این سوال معتقدند در وهله اول رفتار منطقی این است که این فرد نباید هیچ تصمیمی بگیرد اما لازم است با مراجعه به یک مشاور و روان‌شناس، خود را تخلیه کند؛ چرا که مشاور او را با شیوه‌های درست تخلیه هیجانی آشنا خواهد کرد که این کار، بسیار مفید است.

دوم، ریشه یابی علت خیانت بسیار ضروری است؛ البته علت‌ها را هم باید در خودش و هم در همسرش جست‌و‌جو کند. نکته مهم آن است که فرد به خود اجازه دهد تا با گذشت زمان، آرام و تخلیه شود و در ضمن راهکارهای خود را با روان‌شناس در میان بگذارد. آنچه که منطقی‌تر و اساسی‌تر است، آن است که این رابطه را بهسازی کند؛ چرا که ممکن است خودش هم، در این خیانت مقصر بوده باشد؛ زیرا خیانت در بیشتر مواقع یک رابطه دو طرفه است و هر یک از زوجین در بروز آن مقصرند.

بهسازی را چگونه می‌توان شروع کرد؟
اول باید تصمیمی عاقلانه گرفت. گاهی اوقات فرد تصمیم می‌گیرد از همسر خود جدا شود. گاهی هم فرد تصمیم می‌گیرد میدان را خالی نکند. حال اگر قرار بر ماندن شد، خیلی صادقانه باید فرد هم بر روی خود و هم بر روی طرف مقابل، کار کند. استرس‌ها، تنش‌ها و درگیری‌های خودش را پایین بیاورد، جو خانه را آرام نگه دارد تا مشکل برطرف شود.

به این نکته نیز باید توجه داشته باشیم که فرد باید به رفتارهای کنترلی کسی که به او خیانت شده است احترام بگذارد تا این برهه زمانی و این تنش‌های درونی طرف مقابل حل و فصل شود؛ یعنی، اگر به علت رابطه خارج زناشویی تحت کنترل همسر هستیم، باید به آن احترام بگذاریم و شرایط همسر را درک کنیم، مواردی از قبیل تماس‌های مداوم و پرسش در مورد اینکه کجا هستی؟ با چه کسی بودی؟ و مواردی از این دست، نباید فرد را عصبی کند. این افراد اتفاقا باید بدانند رعایت این نکات خودش درمان است و باعث ایجاد اعتماد در زندگی می‌شود.





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
فرهاد اسدی جرجافکی
یکشنبه 19 مرداد 1393

مزاج‌شناسی و اهمیت آن در طب سنتی+ تست مزاج‌شناسی

برآیند اثر مجموعه عناصر و ارکان مادی نظام هستی در یک شی، گیاه، غذا، حیوان و انسان را مزاج آن می‌نامیم. برخی از حکما نقش رفتارها را در پیدایش مزاج دخیل می‌دانند و برخی دیگر نیز نقش پندارها را تحت عوام نفسانی در بروز مزاج مطرح می کنند.

به گزارش خبرنگار اجتماعی «خبرگزاری دانشجو»، بر اساس تعاریف طب سنتی، مزاج ساخت جایگاه واقعی و حقیقی انسان در ساختار جهان خلقت است و موافق سازی حرکت آن با حرکت خلقت و هرگاه حرکت انسان با جهان سازگار، همسان و موافق باشد، تعادل پدید می آید و هرگاه تعادل پدید آمد صحت بدست آمده است و حفظ تعادل مزاج، حفظ الصحه و بهداشت نامیده می شو

برآیند اثر مجموعه عناصر و ارکان مادی نظام هستی در یک شی، گیاه، غذا، حیوان و انسان را مزاج آن می نامیم. برخی از حکما نقش رفتارها را در پیدایش مزاج دخیل می دانند و برخی دیگر نیز نقش پندارها را تحت عوام نفسانی در بروز مزاج مطرح می کنند.

 

 چگونه مزاج خود را بشناسیم؟

تمامی جنبه های زندگی ما تحت تاثیر طبیعت بدنمان قرار دارد، نوع غذایی که می خوریم می تواند تاثیرات بسیار مهمی بر تمامی اعضای بدن ما از مغز و اعصاب گرفته تا قلب و معده و کبد و کلیه ها داشته باشد، در بعضی از انواع مزاج، خوردن یک غذای نامناسب می تواند عواقب زیادی داشته باشد.
در ساده ترین حالات آن می بینید، مثلاً افرادی که حتی با خوردن یک عدد خرما بدنشان جوش می زند، غذای نامناسب با مزاج شما می تواند موجب تغییرات خواب، حالت عصبی، اختلال حافظه، اختلال هضم، اختلال دفع، عوارض پوستی، نشانه های در گیر ی کبد و قلب و اندام های تناسلی را نشان دهد.

نوع نوشیدنی ها، لباس ها، هوای استنشاقی، مقدار حرکت ها و استراحت روزانه و چگونگی دفع و حالتهای عصبی و روانی، مستقیما مرتبط با حالات طبیعی یا مزاجی است، بنابراین برای داشتن زندگی سالم و طبیعی، وزن مناسب، و آرامش روحی، همه ما نیازمند به شناختن مزاج یا طبیعت خود هستیم.

تشخیص مزاج سرشتی یک فرد:


از روی 10 مورد می توان مزاج سرشتی یا جبلی یک فرد را تشخیص داد:
1- ملمس(لمس)
2- گوشت وچربی
3- رنگ پوست بدن
4- مو
5- هیئت وشکل اعضاء
6- سرعت انفعال اعضاء
7- خواب و بیداری
8- کلیه افعال بدن(دلائل افعال)
9- کیفیت دفع فضولات بدن
10- انفعالات نفسانی


لازم به ذکر است از آنجایکه ممکن است بر اساس دلایل مختلف افراد دچار غلبه خلط و سوء مزاج باشند، لذا برای تشخیص مزاج جبلی یک فرد باید حالات و علائم تشخیص مزاج را در سنین پائین تر افراد مورد بررسی قرار گیرد و یکی از بهترین راههای آن پرسش از پدر و مادر در مورد خصوصیات دوران کودکی است.


بطور مثال ممکن است خانمی دارای مزاج جبلی گرم و تر باشد ولی بعد از بارداری جنین دختر و زایمان به روش سزارین دچار غلبه سردی شده باشد. این شخص از ویژگیهای قبل از بارداری خود می تواند، پی به مزاج جبلی خود ببرد و از ویژیگهایی که تغییر کرده است، پی به نوع خلطی که به غلبه آن خلط دچار شده است ببرد و بر اساس نوع سوء مزاج، تدابیر مربوطه را برای رسیدن به اعتدال انجام دهد.


همچنین ممکن است خلطی دارای مزاج متفاوت با مزاج جبلی افراد بر یکی از اعضای بدن غلبه نماید. مثلاً فردی دارای مزاج جبلی گرم و خشک، ممکن است دارای غلبه بلغم در سر یا معده گردد.

1- ملمس (لمس):


فرد باید معتدل المزاج باشد تا بتواند مزاج فردی را مشخص کند. اگر این فرد معتدل المزاج در لمس پوست فرد را:
- گرم احساس کند ، این فرد گرم مزاج است.
- اگر سرد احساس کند ، این فرد سرد مزاج است.
- اگر در لمس آن را نرمتر از حد طبیعی یابد، دلالت بر رطوبت مزاج می کند.
- اگر در لمس صلب تر یابد، دلالت بر خشکی مزاج دارد.

2- گوشت و چربی:


اگر در بدن فرد گوشت زیاد باشد، دلالت بر گرمی و تری ، اگر چربی بدن بیشتر از گوشت باشد، دلالت بر سردی وتری (گوشت زیاد باشد+ چربی کم= گرمی وخشکی)

3- رنگ پوست بدن:
سفیدی پوست بدن: نشانه کم خونی و مزاج، کمی مایل به سردی می باشد.
رنگ زرد کمی مایل به قرمزی: نشانه وجود خون غیر طبیعی در بدن است.
قرمزی پوست بدن: نشان از گرمی و پر خونی دارد.
تیرگی پوست: نشانه خون غیر تمیز است ، مستعد غلبه سودا است.
زردی پوست: نشانه صفرا (گرمی وخشکی)
رنگ بادنجانی: نشانه خشگی و سردی (سودا)
رنگ گچی: سردی و تری (بلغم)


4- مو:


یکی از فضولات بدن است که نوع کیفیت و حالات آن برای شناسایی نوع مزاج به عنوان یک معیار به شرح ذیل مورد استفاده قرار می گیرد:
الف)سرعت رشد مو:
اگر سرعت رشد مو زیاد باشد، نشانه گرمی مزاج است.
اگر سرعت رشد مو کم باشد، نشانه سردی مزاج است.
اگر رشد مو خیلی خیلی سریع باشد بیش از حد نرمال ، دلیل بر گرمی و خشکی مزاج است.
ب) پر مویی یا کم مویی بدن :
پر مویی بدن ، دلیل بر گرمی مزاج
کم مویی بدن ، دلیل بر سردی مزاج
ج) نازکی و کلفتی مو:
نازکی مو، دلیل بر سردی وتری
کلفتی مو ، دلیل بر گرمی و خشکی مزاج
د) جعودت وصافی مو:
موی مجعد، دلیل بر گرمی وخشکی
موی صاف ولخت، سردی وتری مزاج
هـ) رنگ مو:
موی سیاه، دلیل بر گرمی و خشکی مو
سفیدی مو، سردی وتری
موی حنایی طلایی (کمی مایل به قرمز)، دلیل بر اعتدال مزاج

5- شکل اعضاء:


موارد ذیل بیانگر گرمی مزاج است:
1. قفسه سینه پهن بزرگ
2. اندامها بزرگ
3. عروق برجسته و بزرگ قابل مشاهده
4. نبض عظیم وقوی
5. عضلات کلفت وبزرگ
6. عضله خیلی به مفصل چسبیده و تاندونش کوچک است


بر عکس موارد فوق الذکر دلالت بر مزاج سرد می کند، مثلاً داشتن اندامهای کوچک.
موارد ذیل بیانگر مزاج خشک است:


1. چهره لاغر وپوست به استخوان چسبیده
2. مفاصل قابل مشاهد و برجسته
3. غضروف های حنجره وبینی و.. برجسته وواضح است.


6- سرعت انفعال اعضاء:


اگر عضوی در بر خورد با گرما وسرما و خشکی و رطوبت زود از آن اثر پذیرد دلیل غلبه آن مزاج است. مثلاً اگر در گرما ( چه خوراکی ، چه موضعی و...) زود گرم شود، دلیل بر گرمی مزاج می باشد.


7- خواب و بیداری:


خواب زیاد، دلیل بر سردی وتری مزاج است.
خواب کم و بیداری زیاد، دلیل بر خشکی وگرمی مزاج است.
خواب وبیداری معتدل ، دلیل بر اعتدال مزاج است.


8- افعال طبیعیه صادره از بدن:


یعنی تمام افعال بدن شامل سرعت رشد، رویش دندان، بلوغ، افعال مربوط به کبد، قلب و مغز و..
اگر این افعال سریعتر از حد طبیعی خود صورت گیرد، دلیل بر گرمی مزاج و اگر کند تر صورت گیرد دلیل بر سردی مزاج می باشد.


9- دفع فضولات:


فضولات بدن شامل ادرار (بول)، مدفوع(براز)، عرق، مو، ناخن، خون حیض، مایع منی و.. است.
اگر رنگ مدفوع یا ادرار تیره تر از معمول یا بدبوتر از معمول باشد، دلالت بر گرمی مزاج وغلبه صفرا دارد یا اگر زود به زود صورت گیرد نیز دلالت بر گرمی مزاج و غلبه صفرا دارد.
بی رنگ بودن یا کم بودن فضولات و عدم رایحه آن، دلالت بر سردی مزاج دارد.

10- کارها و رفتارهای نفسانی:


موارد ذیل دلالت بر گرمی مزاج دارد و عکس این حالات نشان از سردی مزاج دارد:
- حسن ظن
- امیدوار بودن
- جوانمرد وبا غیرت
- استعداد فهم مطالب در او بالاست
- پر حرکت وپر جنب وجوش و پر نشاط
- سریع تصمیم به کاری می گیرد اهل تردید نیست
- فرد زیرک
- سنگدل
- بیقراری در مقابل صبور
- وقاحت( پررویی)
- پرحرف
ثبات انفعالات: ثبات رضایت چیزی، ثبات در حافظه، دلیل بر خشکی مزاج است.
زوال انفعالات: یعنی ناپایداری در چیزها مثل موارد ذیل دلالت بر رطوبت مزاج دارد:
- حافظه کم
- ناپایداری سریع در اتفاقات.
- هر روز یک احساس دارد، حزب باد است.
- از هر چیزی یک لحظه راضی است یک لحظه ناراضی است.





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
فرهاد اسدی جرجافکی
یکشنبه 12 مرداد 1393
نتایج برخی مطالعات در این زمینه نشان داده است در یک رابطه طولانی‌مدت مردان به‌طور معناداری برجذابیت ظاهری طرف مقابل تاکید داشته‌اند در حالی که زنان عمدتا بر ویژگی‌های دیگری مانند جاه‌طلبی، شأن و مقام، وضعیت مالی، عاطفه و ویژگی‌های شخصیتی.
نزدیکی جغرافیایی

هرچند اغلب مردم به نزدیکی یا مجاورت جغرافیایی (برای مثال همشهری یا هموطن بودن) به‌عنوان یک عامل مهم در پیدایی عشق توجه نمی‌کنند، اما باید گفت این عامل، یکی از مهم‌ترین متغیرها در این ارتباط است. الفت و آشنایی باعث پرورش احساس دوست داشتن و عشق می‌شود. مطالعات در این زمینه نشان داده وقتی ما به‌طور مکرر در معرض محرک‌های جدید و ناآشنا مانند موزیک‌های جدید، تابلوهای نقاشی، صورت انسان‌ها، خیابان‌ها، میادین و مجسمه‌ها و... قرار می‌گیریم، در اثر تکرار و در نتیجه مانوس شدن با این محرک‌ها، علاقه و اشتیاقمان به آنها روزبه‌روز بیشتر می‌شود.

نزدیکی یا مجاورت جغرافیایی باعث می‌شود افراد مکررا یکدیگر را در مکان‌های مشترک و هنگام انجام فعالیت‌های مشابه ببینند، فعالیت‌هایی که می‌تواند نشان‌دهنده علایق مشترک بین آنها نیز باشد و به این دلیل نیز جذب یکدیگر شوند. تکرار شدن مداوم انسان‌ها برای یکدیگر، حسی از دلبستگی عاطفی در آنها به‌وجود می‌آورد که در نهایت باعث شکل‌گیری رابطه عاشقانه می‌شود.

 
همسانی‌ها

ما اغلب عاشق افرادی می‌شویم که در زمینه‌های مختلف فکری، ارزشی، نگرشی، اعتقادی، مذهبی، ذهنی و علایق و تفریحات با آنها همسانی و تشابه داشته باشیم. از نظر احساسی و شهوانی نیز، جذب افرادی می‌شویم که از جذابیت‌های جسمی و ظاهری مشابهی با آنها برخورداریم. این تشابهات حتی در زمینه مسائل تحصیلی، مالی و حتی گروه‌های سنی نیز وجود دارد.

ویژگی‌های شخصیتی نقش بسیار مهمی در فرایند عاشق شدن و تداوم روابط عاشقانه دارند و حتی در موارد متعدد نیز تفاوت‌ها و تضادهای دیگر را در خود حل می‌کنند؛ ما معمولا جذب افرادی می‌شویم که از نظر ویژگی‌های شخصیتی به ما شبیه‌اند.

افرادی که نگرش‌ها، ارزش‌ها و علاقه‌مندی‌های مشابهی دارند، در فعالیت‌های مشابهی مشارکت می‌کنند. از این مهم‌تر، به‌طور معمول افرادی که افکار و ایده‌های مشابهی با هم دارند، راحت‌تر با هم کنار می‌آیند، ارتباط برقرار و مشکلاتشان را حل و فصل می‌كنند. همچنین افرادی كه جهان‌بینی نزدیک و تجارب فردی مشابهی دارند، راحت مورد حمایت هم قرار می‌گیرند.

 
عکس‌العمل متقابل

عکس‌العمل متقابل، قانونی است که به‌سادگی بیان می‌کند وقتی کسی را مورد محبت خود قرار دهید، او نیز علاقه‌مند به ابراز محبت می‌شود. این مساله می‌تواند یکی از مهم‌ترین عوامل در شکل‌گیری عشق و علاقه به یکدیگر شود. مردم دوست دارند نسبت به تعریف و تمجید، ابراز محبت و سایر انواع بیانات احساسی که از آنها به عمل می‌آید، واکنش مثبتی از خود نشان دهند و به نوعی مقابله به‌مثل کنند. مطالعات متعدد در این‌باره نشان می‌دهد افرادی که در روابط بین‌فردی بیانات عاطفی و عاشقانه دریافت می‌کنند، تمایل زیادی دارند که پاسخ‌های مشابهی به طرف مقابل خود دهند. در یک چرخه سالم، چنین واکنش‌های باعث افزایش کمی و کیفی روابط بین فردی می‌شوند.
افرادی که افکار و ایده‌های مشابهی با هم دارند، راحت‌تر با هم کنار می‌آیند، ارتباط برقرار و مشکلاتشان را حل و فصل می‌كنند. همچنین افرادی كه جهان‌بینی نزدیک و تجارب فردی مشابهی دارند، راحت مورد حمایت هم قرار می‌گیرند.

جذابیت جسمی

مطالعات نشان می‌دهند افرادی که از جذابیت جسمی برخوردار هستند، احتمال بیشتری دارد که به عنوان دوست یا معشوق انتخاب شوند. همه ما از دیدن عکس، فیلم، گل یا یك شخص زیبا یا شنیدن موسیقی لذت می‌بریم. بیشتر مردم معتقدند افرادی که زیبا هستند، احتمالا ویژگی‌های فردی مطلوب‌تری نسبت به افراد نازیبا از خود نشان می‌دهند.

براساس نتایج شواهد، مردم زیبایی ظاهری را نوعی نشانه سلامت جسمی می‌دانند و ما به شکل بالقوه جذب افراد سالم می‌شویم اما محققان همیشه به دنبال پاسخ به این سوال بوده‌اند که آیا هر دوجنس به یک اندازه جذب زیبایی ظاهری می‌شوند یا به یک اندازه به اشکال مختلف بیان زیبایی ظاهری واکنش نشان می‌دهند؟

نتایج برخی مطالعات در این زمینه نشان داده است در یک رابطه طولانی‌مدت مردان به‌طور معناداری برجذابیت ظاهری طرف مقابل تاکید داشته‌اند در حالی که زنان عمدتا بر ویژگی‌های دیگری مانند جاه‌طلبی، شأن و مقام، وضعیت مالی، عاطفه و ویژگی‌های شخصیتی.

 
جذابیت جنسی

نیاز به تکامل در نوع بشر ترجیحات او را تعیین می‌کند. درست همانند سایر حیوانات که برای تکامل نوع خود، قوی‌ترین و بهترین جفت را برمی‌گزینند تا نسل بعدی تکامل‌یافته‌تر باشد مردان جذب زنان جوان و زیبا می‌شوند زیرا این ویژگی‌ها به شکل بالقوه موفقیت تولیدمثل و زایش نسل بعدی را تضمین می‌کند. به طور ساده یک زن جوان نسبت به یک زن مسن، سال‌های بیشتری برای تولیدمثل موفق در پیش دارد. به‌علاوه، داشتن پوستی صاف و بدون لک، اسکلت‌بندی قوی و عضلانی، موهای درخشان و دیگر ویژگی‌های فیزیکی نشان‌دهنده وضعیت مطلوب سلامت در فرد است.

از طرف دیگر، ترجیحات زنان برای انتخاب فردی مسن‌تر با جایگاه اجتماعی و مالی مناسب می‌تواند تضمین‌کننده آینده فرزندانشان باشد، جوانی و جذابیت ظاهری برای زنان اهمیت چندانی ندارد زیرا در فرآیند زاد ولد، توانایی فیزیکی مردان و سن و سال آنها، نسبت به سن و وضعیت فیزیکی زنان، تاثیر چندانی نخواهد داشت.




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
فرهاد اسدی جرجافکی
جمعه 27 تیر 1393
خودآگاهی و عزت نفس شما تا چه حدی است؟ فقدان خودآگاهی و عزت نفس لازم شکل گیری یک رابطه صمیمی و سالم را دشوار و غیر ممکن می سازد.

پاسخ قطعا نه است. باید بدانید از ازدواج چه می خواهید، چه کسی می تواند این خواسته ها را براورده کند و نقش شما در انتخاب و تحقق این خواسته ها چیست.

این که می گویند «به هم عادت می کنید»، «علاقه بعداً پیدا می شود» همیشه و در همه جا صحیح نیست. زمانی علاقه «بعداً» پیدا می شود که پایه و اساس ازدواج بر معیارهای عقلانی استوار شده باشد. با عنوان های«دعواهای پدر و مادرم مرا خسته کرده بود!»، «در تنگنای مالی بودم»، «همه دوستانم ازدواج کرده اند» و ... تن به ازدواج تحمیلی و ناخواسته ندهید.

اگر از دعواهای والدینتان خسته شده اید دنبال فکر و چاره اساسی باشید، برای فرار از محیط پر آشوب خانه ازدواج نکنید که ممکن است شما هم به همین مصیبت دچار شوید! براساس نیازهای اقتصادی ازدواج نکنید اگر مهر و محبت که پایه و اساس یک زندگی مشترک است وجود نداشته باشد همه چیز براساس تصادف و شانس پیش می رود، شاید تصادفاً خوب پیش رود و شاید هم برعکس؛ و به علت این که دوستانتان ازدواج کرده اند تن به ازدواج ناخواسته ندهید، نباید بدون دلیل اعتماد به نفستان را از دست دهید و نگران شوید که مبادا کسی به سراغتان نیاید.

 به یاد داشته باشید:

زمانی می‌توانید فرد مناسبی را برای ازدواج پیدا کنید، که خودتان فرد مناسبی شده باشید.

زمانی می توانید ارتباط خوبی با همسرتان داشته باشید که ارتباط خوبی با پدر، مادر، برادر و خواهر خود داشته باشید.

 فردی را برای همسری خود انتخاب کنید که:

- ویژگی های خوب پدر یا مادرتان را داشته باشد و ویژگی های منفی آنها را نداشته باشد.

- همانند بهترین برادر یا خواهر شما باشد.

- از این‌که شبیه به او شوید احساس بدی نداشته باشید.

- او را همان‌گونه که هست، بدون هیچ تغییری بپذیرید.

- بتواند برای فرزند شما، پدری بهتر از پدرتان یا مادری بهتر از مادرتان باشد.

- بتوانید با او به میزان صمیمیت دلخواه برسید.

- با فرهنگ و سطح اجتماعی شما سازگاری داشته باشد.

- روابط پر خطر کمی در زندگی تجربه کرده باشد.

- بتوانید در مورد نیاز هایتان با او به گفتگو بنشینید.

 
آیا شما برای شروع یک رابطه جدید آمادگی کافی دارید؟

1- فهرستی از آسیب های روحی گذشته خود تهیه کنید سپس یکایک آنها را مرور کرده و منصفانه قضاوت کنید که چگونه با آنها کنار آمده یا آن ها را حل کرده و یا پذیرفته اید. اگر تصور میکنید مسایلی در گذشته شما وجود دارند که به آن ها نپرداخته و بطور جدی و کافی با آنها برخورد نکرده اید و هنوز لاینحل باقی مانده اند بهتر است پیش از آنکه قدم در یک رابطه تازه بگذارید آنها را رفع کنید. آسیب های روحی میتوانند شامل سوء رفتارهای احساسی، فیزیکی و جنسی در دوران کودکی شما، طلاق والدین، از دست دادن والدین و یا یک عزیز، و یا روابط ناهنجار، ناکام و ناسالم شما در گذشته باشند. زیرا همان مسایل میتوانند در رابطه جدیدتان رخنه کنند و خود را به اشکال مختلف نمایان سازند و مانع شکل گیری یک رابطه سالم گردند.

 

2- خودآگاهی و عزت نفس شما تا چه حدی است؟ فقدان خودآگاهی و عزت نفس لازم شکل گیری یک رابطه صمیمی و سالم را دشوار و غیر ممکن میسازد. برای آنکه متوجه گردید تا چه اندازه خودتان را می شناسید سعی کنید به پرسش های زیر پاسخ گویید:

* آیا قادر به بیان مهمترین و عمیقترین ارزشهای زندگی خود می باشید؟

* آیا قادر به بیان انتظارات و نیازهای خود از رابطه دلخواهتان هستید؟

* آیا اهداف زندگی خود را شناخته اید؟ و آیا برای دستیابی به آنها از برنامه مدونی پیروی می کنید؟

* آیا نقاط ضعف و قوت خود را کاملا می شناسید؟

اگر تصور میکنید مسایلی در گذشته شما وجود دارند که به آن ها نپرداخته و بطور جدی و کافی با آنها برخورد نکرده اید و هنوز لاینحل باقی مانده اند بهتر است پیش از آنکه قدم در یک رابطه تازه بگذارید آنها را رفع کنید

برای پی بردن به میزان عزت نفستان به پرسشهای زیر پاسخ گویید:

* خود را چگونه ارزیابی میکنید؟

* آیا نظر مثبتی نسبت به خود دارید؟

* دیگران چگونه شما را ارزیابی میکنند؟

اگر پاسخ های شما گویای آن است که شما در پذیرش و دوست داشتن خود مشکل دارید و غالبا با واکنش منفی دیگران مواجه میگردید باید برای ارتقای سطح اعتماد بنفس و عزت نفس خود بیشتر تلاش کنید. عشق به خویشتن پایه و اساس یک رابطه سالم است.

 

3- آیا روابط پیشین شما حقیقتا در گذشته بوده و پایان پذیرفته اند؟ اگر شما بطور کامل تجارب و مسایل دردناک و ناخوشایند گذشته خود را کنار نگذاشته و به دست فراموشی نسپرده باشید (البته پس از درس عبرت گرفتن از آنها)، احتمال آنکه آنها را به رابطه کنونی و یا آتی خود بکشانید بسیار زیاد است. زیرا مشکلات تا زمانی که کاملا حل و رفع نگردند مجددا در مغز مرور گشته و تکرار میگردند. بنابراین بسیار اهمیت دارد که پیش از آنکه وارد رابطه جدیدی شوید با تمام رنجها و مشکلات روحی عمده روابط پیشین خود بطور سازنده ای کنار آمده باشید.

 
تصورات غلط در مورد ازدواج

1- شما تصور می کنید تنها به صرف آنکه شریک خود را دوست دارید میتوانید وی را به دلخواه خودتان تغییر دهید.

2- شما تصور می کنید خواسته و امیال شما همان خواسته و امیال شریک جدیدتان است.

3- شما تصور می کنید عشق و رابطه جاودانه است: مادامی که من عاشق شریک زندگی خود باشم و انرژی، پول و وقت خود را برای وی مصروف دارم، او نیز همیشه در کنار من خواهد ماند.

4- شما تصور میکنید چون فداکاریهای بسیاری در حق وی روا داشته اید همواره شریک زندگیتان باید فریادرس و در دسترس شما باشد، حتی اگر شما در بدترین شرایط و سطح در زندگی باشید..

5- شما تصور میکنید شریک زندگی شما مسئول شادی، خوشبختی و آرامش در زندگی شما است.





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
فرهاد اسدی جرجافکی
دوشنبه 16 تیر 1393
فتوای داعش به روزه داران
فتوای داعش به روزه داران: هرکس داعش را دوست نداشته باشد روزه‌اش باطل است!





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
فرهاد اسدی جرجافکی
سه شنبه 10 تیر 1393
در هر شرایطی تحقیق برای ازدواج، کاملا لازم و ضروری به نظر می رسد و نباید برای چنین امر مهمی فقط به ظاهر افراد یا ویژگی های خانوادگی اکتفا کرد. تحقیق کردن با آشنا بودن با خانواده طرف مقابل هیچ منافاتی ندارد.
تغییر دادن همسر یکی از باورهای منفی و نادرستی است که بسیاری از دختر و پسرها درگیر آن هستند. این باور  در میان نسل‌های قدیمی‌تر به وضوح وجود داشت و با اینکه تقریباً از تمام بوته‌های آزمون، ناکام و سرافکنده بیرون آمد، امتداد آن، به اشکال جدید و فرم‌های دیگر در میان نسل حاضر هم خود را نشان می‌دهد!

باور همسر خود را بعد از ازدواج تغییر می‌دهیم و او را با توجه به سلیقه و عقاید خود، به شکل جدیدی که می‌خواهیم، در می‌آوریم، یعنی انسان را موجودی‌ مانند مجسمه تصور کردن که از جنس سنگ است و می‌توان آن را به هر شکلی‌ تراش داد! انسان موجودی انتخاب‌گر است که در شرایط فرهنگی اجتماعی خاصی رشد کرده و عقیده و نظر دارد و قبل از ازدواج، عمری را با سلیقه و باورهای خود زندگی کرده و شخصیتش تا حدود زیادی شکل گرفته است.جالب است که در کمتر تعامل یا حتی معامله‌ای، چنین دیدگاهی وجود دارد.

 
بدبختشان نکنید

همان طور که جوانان باید یک سری مهارت های پیش از ازدواج را برای ساختن یک زندگی مشترک موفق فرا بگیرند، خانواده ها هم باید با یک سری مهارت ها آشنا باشند. گاهی دیده می شود خانواده ها به خاطر دلسوزی زیادی که نسبت به فرزندشان دارند، رفتارهای اشتباهی انجام می دهند و به عاقبت آن فکر نمی کنند. یک نمونه از این رفتارهای اشتباه، توجه نکردن به ظاهر خواستگار فرزندشان است. معمولا چنین خانواده هایی به این فرض امید می بندند که فرد با توجه به فرهنگ و اصالت خانوادگی اش، تغییر می کند. در صورتی که وقتی شخصیت فردی در نوجوانی و جوانی شکل گرفته باشد، به شدت تغییر آداب و رفتار برای او سخت خواهد بود.

 
آدم می شود!

گاهی پدر و مادری که خودشان در تربیت فرزندشان کوتاهی کرده اند، برای فرزندشان به سراغ همسرانی می روند که آن همسر، فرزندشان را تربیت کند.

نکته جالب این است که این رفتار بیشتر از سوی پدر و مادر پسرها دیده می شود در حالی که در ازدواج، به این دلیل که معمولا دختر از پسر کوچک تر است، این دخترها هستند که از رفتارهای همسرشان الگو می پذیرند. بنابراین این توقع پدر و مادر که فرزندشان بعد از ازدواج اصلاح شود، توقع بسیار نابه جایی است.

برای مثال، پدر و مادری که فکر می کنند پسر معتادشان یا پسری که اهل کار نیست و روابط نامناسبی دارد، با ازدواج درست می شود، توجه کنند که به دلیل بی انگیزگی چنین افرادی برای تغییر، چنین اتفاقی پس از ازدواج نمی افتد. بنابراین خانواده ها اساسا این فرضیه را که فرزندمان بعد از ازدواج سر به راه می شود کنار بگذارند و حداقل دنبال دخترها و پسرهایی نروند که مجبور شوند به دروغ به آن ها بگویند که فرزند ما خوب است و بعد از ازدواج دروغ شان مشخص شود.
گاهی پدر و مادری که خودشان در تربیت فرزندشان کوتاهی کرده اند، برای فرزندشان به سراغ همسرانی می روند که آن همسر، فرزندشان را تربیت کند

این ها عوض نمی شوند

بسیاری از ویژگی‌های نامطلوب قابل تغییرند، ولی نه توسط همسر یا دیگران؛ بلکه این خود فرد است که می‌بایست اقدام به تغییر آنها کند. به همین دلیل تعدادی از روانشناسان، برخی ویژگی‌هایی را که اغلب قابل تغییر نیستند، فهرست کرده‌اند و توصیه‌شان این است که به دلیل تأثیر سوء این ویژگی‌ها بر خود فرد و طرف مقابل، بهتر است از وارد شدن به این حوزه‌ها کلاً خودداری شود، این ویژگی‌ها مختصراً عبارتند از:

- اعتیاد: بدین علت که مصرف مواد مخدر و اعتیادآور، شخص را به صورت یک برده در می آورد و قابلیت او را برای درک و احساس به شدت مختل می‌کند‌.

- خشم شدید و غیر معمول: باعث می‌شود دیگران تا آخر عمر از شخص وحشت داشته باشند و توسط خشم او کنترل شوند.

- کنترل و سختگیری زیاد: باعث می‌شود هرگز احساس آزادی عمل و رفتار، و امکان شکوفایی استعدادها و خلاقیت‌ها وجود را نداشته باشد.

- عدم شکل‌گیری شخصیت بالغ در فرد: اغلب منجر به عدم مسۆولیت‌پذیری مالی و اقتصادی، غیر قابل اعتماد بودن و بی‌هدفی و بی‌انگیزگی در طول زندگی می‌شود. به این موارد بالا می‌توان اختلالات جنسی، داشتن دوران کودکی پرآسیب، داشتن روابط التیام نیافته (با همسر یا نامزد قبلی) و… را هم اضافه کرد. بنابراین، عقل سلیم حکم می‌کند هرگز همسری را انتخاب نکنیم که در پی تغییر دادن او هستیم.

 
تحقیق کنید

در هر شرایطی تحقیق برای ازدواج، کاملا لازم و ضروری به نظر می رسد و نباید برای چنین امر مهمی فقط به ظاهر افراد یا ویژگی های خانوادگی اکتفا کرد. تحقیق کردن با آشنا بودن با خانواده طرف مقابل هیچ منافاتی ندارد.

این که یکی از خانواده ها فکر می کند چون خانواده طرف مقابل را می شناسد پس نیازی به تحقیق نیست یک اشتباه بسیار بزرگ است که ممکن است باعث مشکلات زیادی در زندگی فرزندشان شود. به نظر من تحقیقات باید بسیار سختگیرانه باشد و هر خواستگاری را باید در 5 مرحله مورد تحقیق قرار داد که به ترتیب تحقیق از: دوستان نزدیک و صمیمی، محل تحصیل، محل کار، محل سکونت و اقوام و آشنایان لازم به نظر می رسد. با این حال و با چنین تحقیقی امید می رود که بتوان به شناخت خوبی از خانواده طرف مقابل و خواستگار دست یافت.




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
فرهاد اسدی جرجافکی
یکشنبه 8 تیر 1393
هیچ چیزی ناپسندتر از یک مقایسه نابجا نیست. حال چه با شوهر یکی از دوستان فعلی‌تان باشد و چه با خواستگار یا نامزد قبلی‌تان! چون شما هیچ وقت نمی‌توانید از مقابله‌به‌مثل همسرتان جلو‌گیری کنید، مقایسه بی‌دلیل و غیرعقلانی جز خراب کردن روان همسرتان نتیجه‌ای در برندارد.
گاهی وقت‌ها، خانم با به کار بردن یک جمله ناخواسته تمام اعصاب و روان آقای خانه را بر هم می‌زند. صبح قبل از بیرون رفتن از منزل، اگر همسرتان بگوید پولم تمام شده یا نوشتن چک فراموشت نشود، چقدر آرامش شما برهم می‌خورد؟! اگر خانم‌ها بدانند چه کلامی را در چه زمانی و به چه شکلی بیان کنند، به‌طور حتم از حرف‌هایی که آقایان را از کوره به درمی‌برد، جلوگیری خواهند کرد. مگر آن‌که هدف بانویی، به هم ریختگی روحی و شخصیتی آقای خانه باشد!
-
در هر صورت خانم‌ها باتوجه به محتوای این مطلب باید تلاش کنند از تکرار این حرف‌ها و موقعیت‌های تنش‌آفرین پرهیز کنند.

۱-  پولم تمام شده
اگر نمی‌توانید هزینه ماهانه خانواده و خرجی روزانه‌تان را محاسبه کنید، ریاضی خود شما اشکال دارد! برای دریافت هزینه منزل به زمان و نحوه دریافت وجه نقد مورد نظرتان توجه کنید.  زمان رفتن و خارج شدن از خانه برای مطرح کردن پول، زمان درستی نیست، شدید‌ترین درگیری‌های خانوادگی می‌تواند به دلیل درخواست مستمر و بی‌موقع پول باشد. ماهی یک‌بار کل هزینه‌های جاری را محاسبه و زمان دریافت خرجی خانه را مشخص کنید. اشتباه نکنید! اگر شما هم شاغل بودید خودتان به‌طورحتم مدیریت مالی را قبول داشتید.

موضوع دیوانه‌کننده برای همسرتان، بی‌موقع مطرح کردن دریافت پول و پی‌درپی بودن آن است. فراموش نشود اشکال شما در نداشتن یک منبع درآمد یا سرمایه‌گذاری و نیز شاغل نبودن‌تان نیست، بلکه مشکل در نبودن یک رویه مشخص جهت مدیریت مالی خانه و شیوه دریافت و هزینه اقتصادی بوده و مثلا برخی از ما فراموش می‌کنیم پاساژگردی یا خرید، تفریح نیست. 

۲- شوهر دوستم این کارو انجام نمی‌دهد؟
هیچ چیزی ناپسندتر از یک مقایسه نابجا نیست. حال چه با شوهر یکی از دوستان فعلی‌تان باشد و چه با خواستگار یا نامزد قبلی‌تان! چون شما هیچ وقت نمی‌توانید از مقابله‌به‌مثل همسرتان جلو‌گیری کنید، مقایسه بی‌دلیل و غیرعقلانی جز خراب کردن روان همسرتان نتیجه‌ای در برندارد.

پس لطفا توجه داشته باشید مقایسه همسرتان با هر مرد دیگری حتی پدر و برادرتان اثری جز تخریب شخصیت او ندارد! دوست شما، شرایط زندگی و خلق و خوی همسرش کاملا با شرایط واقعی زندگی شما متفاوت است.  ضمن درک تفاوت‌ها سعی نکنید با سر کوفت زدن، کار خود را پیش ببرید چرا که این کار فرجام خوشی نخواهد داشت.

۳- کی می‌خوای کارتو عوض کنی؟
هر مردی از کارش لذت می‌برد یا حداقل برخی از آقایان کارشان را دوست دارند. مثلا بعد از ۲۰سال کار حالا اگر خانواده او انتظار تغییر شغل را از ایشان داشته باشد، پس چه بر سر سلایق و علایقش خواهد آمده؟ شاید اگر هزینه نکند، متضرر نشده و شرایط مالی بهتری را سپری کند.

اما خانم‌ها معمولا به این نکته توجه نمی‌کنند که همسران‌شان به کار و شغل خویش دل می‌بندند و شخصیت و عزت‌نفس خود را در جایگاه اجتماعی و کار خویش جست‌وجوی می‌کنند. پس اگر هر روز درباره کار آقای خانه پشت‌سر هم غر بزنید نتیجه‌ای جز به‌هم ریختن روان همسرتان نخواهید داشت. 

۴- تو هم عین بابات یا خانواده‌ات هستی
اگر همسرتان نامرتب است یا مناسبت‌های مهم زندگی‌تان را فراموش می‌کند این مورد را با خود او حل کنید و از کشاندن پای پدر، مادر، خواهر یا برادر و بقیه افراد خانواده‌اش به این مشکل اجتناب کنید. وقتی چنین جمله‌ای را به کار می‌برید به همسرتان مستقیما این پیغام را می‌دهید که قصد تحقیر او را دارید.
بدیهی است که به کار بردن جملاتی از این دست به نقاط ضعفی که در خانواده همسرتان مشاهده کرده‌اید، اشاره می‌کند. اگر انصاف داشته باشید، با مقایسه خانواده خودتان با خانواده‌های برتر، متوجه خواهید شد که فامیل و اقوام شما نیز در بعضی از مباحث دارای مشکلاتی هستند. 

۵- خودم می‌توانم، کمک لازم ندارم
شاید باور نکنید اما این جمله برای اکثر مردان آثار مخربی دارد.  همسر شما مانند هر انسان دیگری از این‌که وجود موثر و مفید داشته باشد به خودش افتخار می‌کند. گاه دلیل شما برای بیان این جمله این است که همسرتان کاری که قصد انجامش را دارد به خوبی انجام نمی‌دهد؛ مشاوران معتقدند حتی اگر عملکرد شوهرتان در انجام کاری با شما متفاوت است آن را به شکلی زننده مطرح نکنید.  بعد‌ها از این‌که نقش حمایتی همسرتان را از او گرفته‌اید پشیمان خواهید شد، چرا که با این حرف او را دیوانه خواهید کرد. 

۶-  مادرم گفت که این کار را انجام می‌دهی

وقتی این جمله را می‌گویید بی‌شک یک صحنه برای شوهرتان بازسازی می‌شود؛ این‌که شما در مقابل دیگران، زندگی شخصی‌تان و مشکلات آن را بر ملا کرده‌اید. بدیهی است از آن پس هر چه از دیگران بشنود را به شما نسبت خواهد داد و بعد‌ها به صفت ناخوشایند دهن‌بین هم ملقب خواهید شد.
به جای همه اینها، حتی اگر از یکی از اطرافیان‌تان به شما هشدار داده شده که همسرتان رفتارهای به‌طور مثال کنترل‌کننده دارد، به جای بیان آن از قول سوم شخص این مساله را از طرف خودتان مطرح کنید. 

۷-  مردباش
هیچ چیز به اندازه زیر سوال بردن مردانگی آقایان دردآور نیست.  در این دوره و عصر هزاره سوم هیچ شیوه منطقی و ریاضی جهت سنجش اخلاق، دیانت و مردانگی همه اطرافیان‌مان و ازجمله همسر شما وجود ندارد.

شاید شما ندانید اما همسر شما به اندازه کافی از به ظاهر رفیقان خویش نامردی و نارفیقی دیده است، پس اگر شما هم به کنایه یا نیش زبان یا حتی بدون هر قصد و غرضی این جمله را به او بگویید.


۸-  همیشه این کارو می‌کنی
«آن از وضع غذا خوردنت، این هم از کارهای خانه انجام دادنت و...» با این کار همسرتان را گیج می‌کنید که دقیقا کدام کارش شما را آزار داده است.

یاد بگیرید دقیقا روی مشکلی که شما را ناراحت کرده تمرکز کنید. اگر از این‌که شوهرتان جوراب‌های کثیفش را در راهرو انداخته است دلخورید به او نگویید تو همیشه همین جوری هستی.

صریح باشید و از کلی‌گویی پرهیز کنید.  این راه بهتری برای رسیدن به یک زندگی سالم و موفق است.  برای تغییر یک رفتار به‌خصوص مثلا دیر به منزل آمدن، بی‌توجهی به تکالیف و امور مدرسه بچه‌ها و برنامه‌ریزی جهت تعطیلات آخر هفته سعی کنید، مورد به مورد و مرحله به مرحله با جزیی‌نگری پیش بروید تا حرف‌های کلی شما روان همسرتان را به‌هم نریزد. 

۹-  از دستت خسته شدم
«دیگر از دست تو و فرزندانت عاصی شده‌ام. ‌ای‌کاش به تو و خانواده‌ات بله نمی‌گفتم. از دست کارهای تکراری و روزمرگی زندگی‌ام به ستوه آمده‌ام. این، آن زندگی‌ای که من می‌خواستم نبود.» این جمله‌ها فقط تیرگی روابط و سردی فضای بین شما را بیشتر خواهد کرد.

البته اگر می‌خواهید زندگی مشترک‌تان را به سکته عاطفی برسانید اشکالی ندارد اما برای سازندگی و اصلاح چنین گفتمانی فایده ندارد. برای تغییر شرایط زندگی لازم است ابتدا شرایط پذیرش حرف‌های خود را در همسرتان به وجود آورید نه این‌که با این‌طور حرف زدن او را تا مرز جنون پیش ببرید.

۱۰-  به چی فکر می‌کنی؟
خانم‌ها خیلی کنجکاو هستند آنها باید از تمام افکار و احساسات، علایق، عقاید، گمان‌ها و اشارات شما سر در بیاورند. از سوی دیگر آقایان اصلا دوست ندارند که در مورد همه چیز کاوش کنند و بحث راه بیندازند. سکوت، آنها را بیشتر راضی نگه می‌دارد.

پس زمانی که همسرتان در حال مطالعه، نوشتن، دیدن، شنیدن موسیقی یا هر کار دیگری است با طرح یک پرسش بی‌ربط، رشته افکارش را از هم پاره نکنید، چرا؟ چون این کار شما او را مرز جنون برده و شما نیز به پاسخ و خواسته خود نخواهید رسید.

ناراحت کردن و از کوره به در بردن آقای خانه شما، به هر دلیل نتیجه دلخواه‌تان را در پی نخواهد داشت. برای او و زمان استراحش احترام قایل شوید. اجازه دهید فقط به اندازه نیم ساعت اول ورودش به منزل را با آرامش سپری کند. این یک روش کاملا کلاسیک زنانه است تا ما مردان را وادار به اعتراف کنند که در آن لحظه خاص به آنها فکر نمی کردیم. این سوال دقییقا در زمانی که از کنار هم بودن لذت میبریم و درست لحظه ای که اصلا انتظارش را نداریم مطرح می شود.

این اتفاق آنقدر سریع می افتد که هیج زمانی برای فکر کردن نداریم و قبل از آنکه متوجه شویم متهم به فکر کردن به نامزد قبلیمان می شویم! این سوال روشی بسیار ظریف است تا به ما این پیام را برساند که ما حق داشتن افکار خصوصی را نداریم.

به موارد بالا می توان اینها را هم اضافه کرد:
-
- سالگرد گرفتن برای هر چیز کوچکی
چرا خانم ها هر اتفاق کوچکی در زندگی را به بهانه ای برای گرفتن هدیه تبدیل می کنند. ما آقایان بعد از یک روز کاری عادی و کاملا خسته با تصور فقط یک شام ساده به منزل می آییم. اما صحنه ای را که با آن مواجه می شویم ما را شوکه میکند. چه کار غلطی انجام داده ایم؟ آیا تولدش است؟ آیا تولد خودم است؟ نخیر، امروز سالگرد روزی است که برای اولین بار به یکدیگر نگاه کردیم. خانم های عزیز لطفا دست بردارید. ما همینکه توانستیم روزهای قرارمان را به یاد داشته باشیم کلی هنر کرده ایم.
-گفتن جمله "خوبم” وقتی که ناراحت هستید.
همسرم در حالیکه من در حال تماشای فوتبال بودم جلوی تلویزیون ایستاده بود و به همین دلیل کمی بحثمان شد. از آن پس هرگونه مشکلی را که فکرش را بکنید به یادش آمده است. پرسیدم: خوبی؟ اما او همان جمله منفعل-تهاجمی که معمولا با یک سکوت همراه می شود را گفت: خوبم!
اگر از چیزی ناراحت هستید آن را مستقیم بیان کنید تا ما هم بتوانیم آن را حل کنیم. البته راه بهتری هم وجود دارد: لطفا مشکلات را یکی یکی بازگو نکرده و بگذارید ما فوتبالمان را تماشا کنیم!

- بیش از حد بیماری ی بودن شما
در مراسم ختم، مراسم عروسی، به خاطر فیلم های شاد و غمگین گریه می کنید. ما مردها نمی دانیم در زمانیکه شما تمام پیراهن زیبا و اطو شده ما را با اشکهای خود خیس می کنید، چه کاری می توانیم انجام دهیم. اصلا این همه اشک را از کجا می آورید؟ به عقیده ما مردها، خانم ها می توانند در سال یک روز مخصوص گریه کردن داشته باشند. آنها م یتوانند در این روز دور هم جمع شده و تمام ۲۴ ساعت را گریه کنند تا برای ۳۶۴ روز باقیمانده نرمال رفتار کنند.


- مداوم صحبت کردن
ما مردها شنیده ایم که خانمها روزانه حدود ۲۰٫۰۰۰ کلمه صحبت می کنند. خوب برای ما قابل درک است که این وظیفه روزانه باید حتما انجام شود. اما چرا همیشه در بدترین زمان ممکن این کار را میکنید؟ مثلا همسر من، درتمام طول آن مهمانی خانوادگی که واقعا باید صحبت می کرد و آن سکوت اذیت کننده را می شکست ساکت بود و درست زمانیکه من و دوستانم در میانه یک بازی بسیار هیجان انگیز بودیم شروع به تعریف کردن از نحوه نشستن گربه همسایه کنار بوته گل رز کرد!

عذاب آورترین قسمت ماجرا اینجا بود که او داشت به طور مفصل راجع به صاحب گربه که در سو پرمارکت سر خیابان مشغول به کار بود صحبت می کرد. خانم های عزیز، لطفا زمان مناسب برای صحبت کردن را تشخیص دهید و لطفا فقط اصل کلام را بیان کنید.




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
فرهاد اسدی جرجافکی
چهارشنبه 7 خرداد 1393
افراد پرخاشگر معمولا نسبت به رفتار دیگران حساس هستند و سعی می کنند هر عمل بدی را تلافی کنند. آنها تمایلی به بخشش ندارند و تصور می کنند فقط با انتقام گرفتن به آرامش می رسند.
اگرچه میان افراد پرخاشگر نیز مانند همه طیف های جامعه تفاوت های فردی زیادی وجود دارد، نتایج پژوهش ها نشان داده است برخی از ویژگی های شخصیتی میان این افراد مشترکند.

مهمترین این ویژگی ها عبارتند از:

1- عزت نفس پایین

یکی از دلایل اصلی پرخاشگری احساس ناکامی است. بیشتر افراد پرخاشگر تصویر مخدوشی از خود دارند، به عبارت دیگر آنها در باطن عقیده دارند انسان باارزشی نیستند و خود را دوست ندارند، همین امر موجب تحریک پذیری شان می شود.

از آنجایی که تا فردی خودش، خودش را دوست نداشته باشد، نمی تواند بپذیرد دیگری او را دوست دارد، این افراد معمولا از رفتار دیگران سوءبرداشت می کنند. مثلا اگر ببینند دو نفر در حال خندیدن هستند، تصویر خود آشفته شان به شدت متزلزل می شود و با خود می گویند، حتما آنها به من می خندند و این تهدید خود (self) موجب خشمگین شدن آنها می شود.

2- خویشتنداری نابسنده

منظور از خویشتنداری یا نظم درونی این است که فرد بتواند یک کار را آغاز کند و باوجود سختی ها و مشکلات آن را به پایان برساند. افراد پرخاشگر معمولا در شروع کارها تعلل می کنند و به آسانی نیز ناامید می شوند و کار را رها می کنند. این افراد به آسانی با تکانشی شدن گیج و سردرگم می شوند و با شتابزدگی تصمیمات نابخردانه ای می گیرند.


3- تصمیم گیری عجولانه

همانطور که اشاره شد افراد پرخاشگر معمولا عجول و دستپاچه هستند و اغلب بدون توجه به نتیجه، فکر یا صحبت و عمل می کنند. حتما شما نیز افراد پرخاشگری را دیده اید که پس از انجام رفتار پرخاشگرانه، به سرعت از اعمال خود پشیمان می شوند.

4- فقدان وظیفه شناسی

افراد پرخاشگر معمولا به اصول اخلاقی خود پایبند نیستند و تعهدات اخلاقی را به طور دقیق انجام نمی دهند. این افراد تا حدی غیرمسئول و بی ثبات هستند.

5- فقدان خودمهارگری

خودمهارگری به معنای توانایی پیروی از درخواست، تعدیل رفتار مطابق با موقعیت و به تاخیر انداختن ارضای یک خواسته است. توانایی خودمهارگری خاصی که در اینجا اهمیت دارد مهارت کنترل خشم است. افراد پرخاشگر یا در دوران کودکی به خوبی این مهارت را نیاموخته اند یا لزومی به استفاده از آن نمی بینند.

6- انعطاف ناپذیری

افرادی که از ویژگی انعطاف پذیری برخوردارند می توانند بسته به شرایط واکنش مناسب نشان دهند اما افراد انعطاف ناپذیر بدون در نظر گرفتن شرایط بر ارضای خواسته های خود پافشاری می کنند و در صورتی که چیزی خلاف میل شان باشد، واکنش منفی نشان می دهند.

7- خوددوست داری

البته دوست داشتن و ارزش قائل شدن برای خود، ویژگی مطلوبی است که منجر به سلامت روان می شود اما خوددوست داری افراد پرخاشگر جنبه مثبت ندارد، همانطور که گفته شد عزت نفس این افراد معمولا پایین است و آنها برای جبران این موضوع دست به واکنش های افراطی می زنند.

افراد پرخاشگر معمولا در تعاملات بین فردی و اجتماعی به نیازها و عواطف دیگران توجهی ندارند و فقط خواسته ها و نیازهای خودشان را در نظر می گیرند. این افراد تا حدودی خودمحور هستند و نسبت به شرکت در مسائل دیگران بی علاقه اند.

8- خصومت

این ویژگی گرایش فرد را به احساس خشم، اعم از اینکه به صورت آشکار بروز کند یا به صورت نهفته در فرد باقی بماند، نشان می دهد. به طور کلی سطح احساس خصومت در افراد پرخاشگر بیشتر از سایر افراد است.

9- سلطه گری

این افراد معمولا تمایلی به پیروی و تبعیت ندارند. خود را مطیع قراردادهای اجتماعی نمی دانند و نسبت به سرزنش های اجتماعی حساس نیستند. حادثه جو و علاقمند به مبارزه اند. آنها زندگی را به مثابه میدان جنگ در نظر می گیرند و به جای استفاده از راه حل های مسئله مدار، می کوشند با پافشاری و ارعاب در این مبارزه پیروز شوند.

آنها دوست دارند در همه موقعیت ها برنده باشند اما موقعیت های برنده - برنده را دوست ندارند، بلکه شرایطی به وجود می آورند که خودشان برنده و طرف مقابل بازنده باشد.

10- تمایل به تلافی اعمال ناشایست

افراد پرخاشگر معمولا نسبت به رفتار دیگران حساس هستند و سعی می کنند هر عمل بدی را تلافی کنند. آنها تمایلی به بخشش ندارند و تصور می کنند فقط با انتقام گرفتن به آرامش می رسند.




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
فرهاد اسدی جرجافکی
یکشنبه 28 اردیبهشت 1393
قبیله سوری در اتیوپی رسم عجیب و غریبی دارد که در آن وقتی دختر بزرگ می‌شود دو دندان پایین او را کشیده و در لب پایین وی حفره‌ای ایجاد می کنند و بشقابی در آن قرار می‌دهند. هز چه بشقاب بزرگتر باشد پدر دختر هنگام ازدواج او، مهریه بیشتری از داماد می‌گیرد!






نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
فرهاد اسدی جرجافکی
دوشنبه 1 اردیبهشت 1393
آنتوان سوروگین بی شک یکی از مهمترین عکاسان زمان قاجار به شمار می رود. 

به گزارش سرویس عکس فرارو، آنتوان سوروگین معروف به «آنتوان خان» عکاس‌ ایرانی-گرجستانی زمان ناصرالدین شاه قاجار با مجموعه عکس هایش از مردم، مکان ها آداب و رسوم، مشاغل و خصوصا اقوام ایرانی در عین حال که یکی از نخستین عکاسان ایرانی است و به لحاظ هنری تصاویر درخوری به ثبت رسانده به لحاظ تاریخی، دارای اهمیت و اعتبار ویژه ای است.
 
آنتوان که فرزند پدر و مادر گرجی تبار مقیم ایران بود در سفارت روسیه در تهران به دنیا آمد و  از سنین جوانی همراه با برادرانش امانوئل و کولیا نزد عکاس معروف روسى دیمترى ایوانویچ ژرماکوف در تفلیس عکاسى را آموخت. 

او در سال ۱۸۷۰ میلادی بار دیگر به ایران بازگشت و در تبریز ساکن و سپس به دستگاه ولیعهد مظفرالدین میرزا راه یافت و از او لقب «خانى» گرفت؛ وی بعد از آن به تهران آمد و در خیابان علاءالدوله (فردوسى) کنار در شرقى میدان مشق یک عکاسخانه دایر کرد. 

سوروگین در این زمان از عکاسان نزدیک به ناصر الدین شاه محسوب می شد و گفته می شود که شاه قاجار علاقه‌ی زیادی به عکس‌های دربار و پرتره وی داشت.

بیشتر عکس‌های گرفته‌شده آنتوان خان متعلق به سال‌های ۱۲۴۹ تا ۱۳۰۹ خورشیدی است و او به علت این‌که توانایی صحبت کردن به زبان فارسی را مانند زبان مادری داشت، به خوبی توانست با اقشار فرهنگی مختلف مردم ایران ارتباط برقرار کند. عکس‌‌های او از دربار سلطنتی، حرمسراها، مساجد و بناهای یادبود دیگر ادیان بسیار شاخص بود و او را متمایز با دیگر عکاسان مشهور اروپایی در ایران می‌کند. 

گفته می شود که در دوران مشروطه، آنتوان خان به جمع مشروطه خواهان پیوست و به همین خاطر محمدعلی شاه قاجار دستور داد بمبی را در خانه کنار عکاسخانه‌ی وی منفجر کنند؛ بر اثر این حادثه یکی از بزرگ‌ترین گنجینه‌های عکاسی دوران قاجار از بین رفت. 

همچنین در دوران رضا شاه پهلوی دو هزار نگاتیو شیشه‌اى پرارزش سوروگین توقیف شد که تا سال‌ها بعد در دست خاندان پهلوی بود.

عکس های این عکاس ایرانی اکنون در «گالری هنر فریر» در واشنگتن، موزه‌ی ملى نژادشناسى شهر لیدن و موزه عكس آمستردام هلند نگهداری می شود. در اینجا قصد داریم در مجموعه ای چند قسمتی نگاهی به عکس های این عکاس ایرانی بیاندازیم؛ عکس هایی که جدا از ارزش زیبایی شناختی هر یک سندی تاریخی از زندگی ایرانی در نزدیک به چندین دهه پیش است.

تاکنون در چند گزارش تصویری عکس های سوریوگین از تهران قدیم و دربار را دیده اید؛ امروز عکس های او از شاهان زمانش را می بینید. عکس های گزارش تصویری اول مربوط به ناصرالدین شاه قاجار بود؛ عکس های سری دوم مربوط به مظفرالدین شاه، احمدشاه و رضا شاه است. دلیل قرار گفتن عکس های رضا شاه در این مجموعه آن است که تنها یکی از عکس ها اطلاعات اندکی به دست داده و مربوط به دوران وزارت جنگ رضا پهلوی عنوان شده است با این حال به دلیل آنکه احتمالا از معدود عکس های وی در پیش یا آغاز سلطنتش است در این مجموعه قرار دارد.

















نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
فرهاد اسدی جرجافکی
دوشنبه 25 فروردین 1393
معاشرت محدود زن و مرد جوان در دوره نامزدی‌، گونه‌ای وابستگی و تعلق خاطر ایجاد می‌كند (هر قدر هم كه برای خود تكرار كنند در دوره شناخت به‌سر می‌برند‌)این وابستگی و تعلق خاطر‌، زمانی دردسر ساز می‌شود كه زوج متوجه می‌شوند مشكلات جدی در رابطه‌شان دارند اما به‌دلیل بندهای احساسی قادر به تصمیم‌گیری عاقلانه نیستند‌.

انتخاب موفقیت آمیز همسر مستلزم عوامل بسیاری از جمله داشتن شناخت است. سیر منطقی این انتخاب شامل مراحل: انتخاب اولیه ، گذراندن دوره شناخت نامزد و تصمیم‌گیری نهایی در مورد اوست.

كم بها دادن به مرحله میانی (دوره شناخت نامزد و همسر آینده )موجب بالا رفتن امكان اشتباه در تصمیم‌گیری نهایی است. برای نزدیك شدن به كیفیت و كمیت مطلوب دوره شناخت همچنان شاهد موانع فرهنگی‌‌ای هستیم كه هرقدر به شهرهای كوچك و نقاط دور افتاده كشور نزدیك شویم آن موانع را عظیم‌تر خواهیم یافت‌.

عقد برای راحتی خیال‌
هنوز هم خانواده‌هایی هستند كه پس از انجام مرحله خواستگاری و انتخاب اولیه دختر و پسر‌، با حذف مرحله شناخت‌، مهر عقد دائم بر انتخاب اولیه ایشان زده و دوره نامزدی را تبدیل به دوره عقد می‌كنند. استدلال این‌گونه خانواده‌ها چنین است: می‌خواهیم عقدشان كنیم خیالمان راحت شود؛ به بیان دیگر، تن سپردن به دوره آشنایی پیش از ازدواج فرزندان برای این پدر و مادرها اسباب ناراحتی خیال است.

از نتایج احتمالی این شتاب والدین برای رسیدن به آرامش آن است كه اگر انتخاب، اشتباه بود و ناهمخوانی و مشكلاتی در رابطه زوج وجود داشت با عقد زودهنگام‌، ناچار شوند به زندگی نامطلوب تن داده و یا درصورت از كف دادن طاقت‌، پس از سال‌ها رنج و تحمل و مدارا به‌دنبال طلاق رفته و تبعات و پیامدهای آن را پذیرا باشند؛ چنین است كه تعجیل برای رسیدن به آرامش خیال لزوماً ایشان را به هدف مطلوب نخواهد رساند. از این رو بهتر است خانواده‌ها بعد از آشنایی اولیه اقدام به رفت و آمد خانوداگی كرده و در چارچوب شرع و عرف جامعه اجازه دهند دختر و پسر زیر نظر والدین با خصوصیات یكدیگر بیشتر آشنا شوند تا هم این آشنایی باعث كاهش تضادهای بعدی گردد و هم خانواده ها با رعایت عرف مرسوم راه آشنایی بیشتر را فراهم كنند.

مقاومت در برابر حقیقت
گرچه خانواده‌ها پس از مراسم خواستگاری و انتخاب اولیه دختر و پسر، با معاشرت آنها برای شناخت بیشتر موافقت می‌كنند اما همیشه انصراف و پشیمانی ایشان از انتخاب را به‌سادگی نمی‌پذیرند، غافل از آنكه پس از دوره شناخت با 2گزاره منطقی روبه‌رو هستیم كه یكی تایید و دیگری رد انتخاب است و دلیل منطقی وجود ندارد كه لزوما در انتظار تایید انتخاب باشیم، در حالی كه برخی انگیزه‌های احساسی و فرهنگی والدین را به انتظار تایید انتخاب می‌نشاند و پشیمانی فرزندشان از انتخاب را گونه‌ای ناكامی و شكست می‌دانند؛

به‌ویژه اگر این پشیمانی (پشیمانی از انتخاب فرد خاص پس از دوره نامزدی) چندبار تكرار شود‌.چه بسا همین انگیزه‌ها و تمایلات احساسی و فرهنگی و شتاب برای عروس یا داماد‌كردن فرزند و نیز هراس از به‌هم خوردن نامزدی فضای تصمیم‌گیری عاقلانه را برای زوج جوان تنگ كند. چه خوب است اگر پدر و مادر پس از دوره شناخت به فرزند خود بگویند: اگر به انتخاب خود باور و اطمینان بیشتر یافته‌ای از انتخاب درست تو خوشحالیم و اگر از انتخاب خود پشیمان شده‌ای باز هم خوشحالیم كه به موقع متوجه مشكلات احتمالی شده و از یك زندگی مشترك ناموفق‌، بركنار مانده‌ای.

معاشرت محدود زن و مرد جوان در دوره نامزدی‌، گونه‌ای وابستگی و تعلق خاطر ایجاد می‌كند این وابستگی و تعلق خاطر‌، زمانی دردسر ساز می‌شود كه زوج متوجه می‌شوند مشكلات جدی در رابطه‌شان دارند اما به‌دلیل بندهای احساسی قادر به تصمیم‌گیری عاقلانه نیستند‌

پخش اخبار:
یكی از اشتباهات و عادات ناپسند فرهنگی برخی والدین آن است كه پیش از قطعی شدن مسئله انتخاب همسر‌، در حالی‌كه فرزندشان دوره شناخت نامزد را می‌گذراند دوست و فامیل را از انتخاب اولیه فرزندشان باخبر می‌سازند، همین امر سبب می‌شود كه اگر زن یا مرد جوان از انتخاب خود پشیمان شوند فضای مناسبی برای بیان آنچه در دل دارند، نیابند. گویی باید دلیل پشیمانی و نتایج شناخت نامزد را برای همه اطرافیان توضیح دهند. قدری خودداری در بیان مسائل خصوصی خانواده و پرهیز از شتاب برای خبركردن دیگران از پیامد منفی رنج و فشار روحی برای فرزندان خواهد كاست.

گاه پیچیدگی و بزرگی این اشتباه در حدی است كه برخی خانواده‌ها شروع آشنایی و نامزدی زوج جوان را با یك مهمانی مفصل اعلام می‌كنند. دوستی می‌گفت: پس از قدری معاشرت و شناخت نامزدم، از انتخاب خود پشیمان شده و خانواده را از پشیمانی و تغییر تصمیمم آگاه كردم، پس از آن از مادرم شنیدم: « نمی‌خوام چیه؟ من 200نفر را شام دادم! » سخن این مادر به خوبی نشانگر كاستی‌هایی است كه در آن حرف مردم، همچنان پیشتاز است و بر سعادت فرد ترجیح داده می‌شود.

شتاب برای تداركات ازدواج‌
اگر هنگامی‌كه زوج نامزد شده در حال شناخت یكدیگر هستند‌، خانواده‌ها را در تدارك جشن و تهیه جهیزیه و گرفتن وام و… ببینند خود را در معرض یك عمل انجام شده می‌یابند و دوره نامزدی عملاً كاركرد واقعی و اصلی خودش (شناخت) را از دست داده و تبدیل به مقدمه ازدواج می‌شود. مفیدتر است اگر در دوره شناخت نامزد، رفتار والدین‌، همواره به زوج نامزد‌شده نشان دهد كه بیش و پیش از هر چیز در انتظار نتیجه شناخت و تحقیق زوج از یكدیگر هستند‌.

آسان‌گیری نابه‌جا
بارها شاهد بوده‌ایم كه زن یا مرد جوان از برخی رفتار ناشایست نامزد و یا مشكلات ارتباطی‌اش با او نزد پدر و مادر شكایت‌می‌برد و از ایشان می‌شنود كه «خوب می‌شه. وقتی رفتید زیر‌یك‌سقف درست می‌شه.»روشن است كه نمی‌توان در رۆیا و تخیل و آرمان خواهی مطلق زیست و توقع انسان كامل از همسر داشت اما هشدارهایی چون گرایش فرد به مواد‌مخدر، وابستگی‌های بسیار به خانواده، خسّت، عدم‌كنترل خشم، داشتن همنشینان ناشایست و تفاوت‌های عمیق و وسیع فرهنگی و فردی و… مواردی نیست كه به‌سادگی قابل چشم پوشی باشد و تنها زیر یك سقف رفتن مشكلی را حل نمی‌كند. گاه دیده شده كه برخی خانواده‌ها توقع دارند اختلالات روحی و مشكلات اخلاقی و رفتاری فرزندشان نیز با ازدواج برطرف شود‌! به بیان دیگر ازدواج را جایگزین مراجعه به روانپزشك و مشاور می‌دانند.

نداشتن توانایی تفكیك مسائل
معاشرت محدود زن و مرد جوان در دوره نامزدی‌، گونه‌ای وابستگی و تعلق خاطر ایجاد می‌كند (هر قدر هم كه برای خود تكرار كنند در دوره شناخت به‌سر می‌برند‌)این وابستگی و تعلق خاطر‌، زمانی دردسر ساز می‌شود كه زوج متوجه می‌شوند مشكلات جدی در رابطه‌شان دارند اما به‌دلیل بندهای احساسی قادر به تصمیم‌گیری عاقلانه نیستند‌. در این گونه شرایط برعهده والدین است كه فرزند را در تفكیك مسائل احساسی و عقلی یاری داده و به او یادآور شوند كه برای ‌تن ندادن به زندگی فرسایشی و قربانی نشدن به‌دلیل ازدواج اشتباه، باید دوره نقاهت روحی و احساسی و رنج دل كندن را تاب آورد.

به تأخیر انداختن آزمایش‌های پزشكی‌: شایسته است انجام آزمایش‌های پزشكی‌، پیش از آغاز مرحله شناخت مورد توجه قرار گیرد‌. گاه غفلت از این امر پیامدهای رنج آور و یا جبران‌ناپذیری را به‌دنبال می‌آورد و آن زمانی است كه زوج جوان پس از اطمینان یافتن از هماهنگی و توافق فكری و فرهنگی و ایجاد وابستگی و باور به یكدیگر‌، نتیجه منفی آزمایش را مانع ازدواج خود می‌بینند.






نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
فرهاد اسدی جرجافکی
یکشنبه 24 فروردین 1393
احساسات و خلق و خوی خود را شناسایی کن. باید بدانی که افسردگی، تلاشی مخرب و ویرانگر برای دوری کردن ا‌ز احساسات و خلق و خوست. باید بپذیری هیجاناتی که در ما وجود دارند همگی طبیعی و مفید هستند. بدان که تغییرات خلق و خو نباید تو را غمگین و افسرده کند. این تغییرات همواره به دنبال یک رویداد، خاطره و رؤیا شروع می‌شوند. می‌توانی استفاده کنی تا بفهمی چه عواملی شروع تغییرات خلق و خو را سبب می‌شوند.

اگر یک قرن پیش، از کسی در مورد بیماری افسردگی سؤال می‌کردیم، کسی اطلاعات کامل و درستی از این بیماری نداشت. چرا که خیلی‌ها آن را تجربه نکرده بودند. اما امروز، علیرغم پیشرفت‌های شگرف در حوزه‌های مختلف علوم، زندگی در این دنیای ماشینی سبب شده است که ما کمتر به روح و روان خود توجه داشته باشیم تمامی سعی و تلاش خود را صرف سپری کردن ا‌ین زندگی کنیم. در قرن حاضر این بیماری چنان در بین اعضای خانواده‌ها گسترش پیدا کرده است که این قرن را قرن افسردگی نامیده‌اند.


حال با توجه به اهمیت این بیماری اگر می‌خواهید بیشتر با آن آشنا شوید به معیارهایی که توسط راهنمای تشخیص آماری اختلالات روانی مطرح شده است توجه کنید:


با توجه به این نکته که برای تشخیص افسردگی عمده:
۱) حداقل ۵ تا از نشانگان زیر باید وجود داشته باشد
۲) این نشانگان باید در طول دو هفته تداوم داشته باشند
۳) این نشانگان باید تغییر در سطوح عملکرد گذشته فرد را نشان بدهند


نشانگان عبارتند از:
۱) خلق افسرده که تقریباً در بیشتر ساعات روز تداوم داشته باشد
۲) کاهش قابل ملاحظه علاقه یا لذت تقریباً در تمامی فعالیت‌ها
۳) کاهش معنی‌دار وزن (نه به وسیله رژیم‌ گرفتن)، افزایش وزن یا تغییر اشتها
۴) بی‌خوابی یا پرخوابی (خواب اضافه)
۵) آشفتگی روانی حرکتی یا کندی روانی حرکتی
۶) خستگی یا کاهش انرژی
۷) احساس بی‌ارزش بودن یا احساس گناه نامتناسب
۸) عدم توانایی برای متمرکز شدن یا تردید و دو دلی
۹) افکار عود کننده مرگ و خودکشی

● علائم و نشانه‌ها:
۱) از دست دادن علاقه و تمایل به انجام فعالیت‌های لذت بخش گذشته
۲) نارضایتی از زندگی
۳) کناره‌گیری و اجتناب از فعالیت‌های اجتماعی
۴) کاهش انرژی و توانایی
۵) احساس غیرمفید بودن یا ناامیدی
۶) تحریک پذیری
۷) توجه بسیار زیاد به مشکلات سلامتی
۸) غم یا گریه کردن
۹) نگران بودن و انتقاد از خود
۱۰) دشواری در تمرکز و تصمیم‌گیری
۱۱) کاهش اشتها و وزن

● نشانگان روان‌شناختی، افکار، احساسات و رفتارها:
۱) احساس غم، پریشانی، ناراحتی یا ناامیدی در بیشتر ساعات روز
۲) از دست دادن بسیار شدید علاقه یا لذت در تمام یا تقریباً در کل فعالیت‌ها و عدم توانایی فکر کردن در مورد چیزهایی که انجام دادن آن‌ها لذت‌بخش است (نادیده گرفتن سلامت)
۳) احساس گناه زیاد یا این احساس که فردی بی‌ارزش است
۴) حرکات کنده شده یا برانگیخته (که در پاسخ به درد یا آشفتگی نیستند)
۵) افکار تازه مردن یا خاتمه دادن به زندگی خویش با یا بدون طرح‌ریزی خاص

● نشانگان جسمانی یا بدنی:
۱) کاهش وزن غیرعمدی، کاهش اشتها یا افزایش وزن و اشتها (که معمولاً مورد اخیر دیده نمی‌شود)
۲) بی‌خوابی یا خوابیدن مفرط و بیش از اندازه
۳) خستگی و کاهش انرژی
۴) عدم توانایی فکر کردن، تمرکز یافتن یا تصمیم‌گیری
۵) نشانه‌های جسمانی اضطراب‌ نظیر خشکی دهان، گرفتگی عضلانی، اسهال، عرق کردن، خیال‌اندیشی یا تلاش برای خودکشی


حال که‌ با نشانگان و علائم آشنا شدید چنانچه دچار این بیماری هستید می‌توانید ۵ گام ساده‌ زیر را دنبال کنید تا در نبرد با افسردگی خود پیروز شوید.

● ۵ گام ساده برای پیروز شدن در نبرد با افسردگی
▪ گام اول – چنانچه به بیماری افسردگی مبتلا هستی سعی کن کمک بگیری، از اینکه نیاز به درمان شدن داری شرمنده نباش. تا زمانی که راه حل درستی را پیدا نکرده‌ای دست از کوشش و تلاش برندار به دنبال ملاقات با درمانگر باش و توصیه‌های او را خیلی خوب به کار ببند.


▪ گام دوم – احساسات و خلق و خوی خود را شناسایی کن. باید بدانی که افسردگی، تلاشی مخرب و ویرانگر برای دوری کردن ا‌ز احساسات و خلق و خوست. باید بپذیری هیجاناتی که در ما وجود دارند همگی طبیعی و مفید هستند. بدان که تغییرات خلق و خو نباید تو را غمگین و افسرده کند. این تغییرات همواره به دنبال یک رویداد، خاطره و رؤیا شروع می‌شوند. می‌توانی استفاده کنی تا بفهمی چه عواملی شروع تغییرات خلق و خو را سبب می‌شوند. با افکار افسرده مبارزه کن و آن‌ها را به چالش بطلب. افرادی که افسرده هستند دائم حوادث و رویدادهای تلخ را به خاطر می‌آوردند و خود را به خاطر آن‌ها سرزنش می‌کنند و این در حالی است که خود را در وقوع حوادث و رویدادهای شیرین فراموش می‌کنند و نقش پررنگ‌تری را به دیگران می‌دهند. سطح انتظارات آن‌ها در مورد توانایی‌هایشان بسیار پایین است و خیلی راحت در وخیم‌ترین شرایط قرار می‌‌گیرند. آن‌ها فکر می‌کنند که اساساً شخصی آسیب دیده هستند و دیگران به طرق مختلف به آن‌ها صدمه می‌زنند و آن‌ها را دستکاری می‌کنند. تمام این‌ها افکاری هستند که ساخته و پرداخته ذهن آن هاست. به باورها و تصورات ذهنی‌تان توجه کنید.


▪ گام سوم – سعی کنید دیگران را بشناسید. افراد افسرده بسیار بیشتر از دیگران از صمیمیت می‌ترسند. آن‌ها به چهره‌ی خود نقاب می‌‌زنند چون بر این باورند که فردی شرمنده و نالایق هستند.


این باور بسیار نادرست است. این افراد اعتماد ندارند و نمی‌توانند خود را در افکار و احساسات دیگران سهیم بدانند.


▪ گام چهارم – به خودتان توجه کنید، یاد بگیرید نسبت به پیام‌های بدنتان بی‌توجه نباشید. افراد افسرده نسبت به انگیزه، غذا، فعالیت‌های بدنی، تمایلات جنسی بی‌توجه هستند. سعی کنید زمانی را برای این‌گونه فعالیت‌ها اختصاص دهید. غذای لذیذ بخورید و به خودتان اجازه بدهید که لذت را در زندگی‌تان تجربه کنید.


▪ گام پنجم – از کناره‌گیری دوری کنید. تلاش کنید و با این تلاش امور و چیزهای پیرامون خود را تحت کنترل درآورید. باور کنید بسیاری از چیزهایی که در ما نگرانی به وجود می‌آورند آنقدر مهم و با ارزش نیستند که به خاطرشان دچار بیماری روانی شویم.






نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
فرهاد اسدی جرجافکی
پنجشنبه 7 فروردین 1393
«اگر می خواهی در ایران به راحتی سلطنت کنی، سعی کن که مردم گرسنه و بی سواد باشند.»
(وصیت نامه آغا محمدخان قاجار )

«تا می توانید هنگام جنگ باید افسران ورزیده از کشورهای دیگر اروپا بکار بگیرید و از آنها بهره مند شوید و هنگام صلح نیز باید از وجود دانشمندان و هنرمندان بهره گیرید.»

(وصیت نامه پطر کبیر پادشاه روسیه در سده هجدهم)

تاریخ ایران مشحون از پادشاهانی است که بین منافع خود و منافع ملتشان همواره اولی را انتخاب کرده اند. آنان که به قول «تاج السلطنه»، دختر ناصرالدین شاه، «جیبها و بغلهای خود را مملو از طلا نموده و رعایا را در کمال سختی فشرده و مملکت را دچار یک نوع سختی غیرقابل آبادی می نمودند و به هر قسمی مملکت را قطعه قطعه ویران می نمودند»، آنها که به جای کلاه گذاشتن بر سر دشمن، بر سر مردم خویش کلاه گذاشته یا مثل امروز به جای دور زدن تحریمها منافع مردم خود را دور زده اند!

به پیشنهاد سردبیر خوش ذوق فرارو در ایام نوروز مجموعه یادداشتهای تحلیلی-تاریخی تقدیم خوانندگان فهیم وب سایت می شود تا ضمن فراغت از هیاهوی روزمره عالم سیاست، نگاهی عمیق تر به معضلات ریشه دار کشور خود داشته باشیم. در این بخش به سفرهای اروپایی پادشاهان قاجار پرداخته خواهد شد که عموما به بهانه «اخذ تمدن» صورت می گرفت اما در باطن بهانه ای بود برای خوشگذارنی و عیاشی بیشتر اهل دربار، و همچنین به مقایسه این سفرها با سفر پطر کبیر پادشاه مقتدر روسیه در اوخر سده 17 میلادی به اروپا می پردازیم که پادشاهان قاجار همواره مایل بودند او را الگوی فرمانروایی خود معرفی کنند.

نخستین تلنگرها
پس از شکست خفت بار ایرانیان در اوایل سده هجدهم میلادی از روسها، عباس میرزا (ولیعهد فتحعلیشاه که مردی وطن دوست بود) دائما به این فکر مشغول بود که علت این شکستها چه بوده است؟ گفتگوی او با ژوبر نماینده سیاسی ناپلئون در ایران نکات مهمی در خود دارد: «چه‌ قدرتی‌ موجب‌ برتری‌ شما نسبت‌ به‌ ما می‌شود؟ علت‌ پیشرفتهای‌ شما و سبب‌ ضعف‌ دائمی‌ ما چیست‌؟ آیا شرق‌ كمتر از اروپا قابل‌ سكونت‌ و كمتر حاصلخیز است‌ و غنای‌ آنجا را ندارد؟ آیا پرتو آفتاب‌ كه‌ قبل‌ از اینكه‌ به‌ شما برسد ما را روشن‌ می‌كند، برای‌ ما بركت‌ كمتری‌ را موجب‌ می‌شود تا برای‌ شما؟ آیا خالق‌ عالم‌ خیر بیشتری‌ به‌ شما می‌رساند تا به‌ ما، آیا خداوند خواسته‌ است‌ برای‌ شما امتیاز بیشتری‌ قائل‌ شود؟ بگو ای‌ مرد خارجی‌، ما برای‌ اعتلای‌ ایران‌ چه‌ كار باید بكنیم‌؟ آیا من‌ هم‌ باید مثل‌ تزار مسكویی‌ (پطر کبیر) رفتار كنم‌ كه‌ از تخت‌ خود پایین‌ آمد تا بتواند شهرهای‌ شما را از نزدیك‌ ببیند؟ آیا من‌ هم‌ باید ایران‌ را ترك‌ كنم‌ و این‌ ثروت‌ انباشته‌ شده‌ را بدون‌ استفاده‌ بگذارم‌؟ آیا باید بروم‌ و هر آنچه‌ را شاهزاده‌ای‌ باید بداند، یاد بگیرم‌؟»

همانطور که اشاره شد پادشاهان ایران (از عباس میرزای قاجار تا رضاشاه پهلوی) در سده های 19 و 20 همواره تلاش می کردند خود را به الگوی پادشاهی «پطرکبیر» در روسیه نزدیک کنند. از این رو به دستور عباس میرزا کتاب «تاریخ پطرکبیر» اثر ولتر به فارسی ترجمه شد و وی تلاش می کرد از رویه اصلاحگرانه پطر در اداره امور کشور عقب مانده ایران تقلید کند.

پطر کبیر که بود؟
تا پیش از سده هجدهم اکثر روسها سِرف (رعیتهایی که همراه زمین خرید و فروش می شدند) بودند. آنها در روستاهایی کوچک، اغلب در فقری وحشتناک زندگی می کردند و این کشور هیچ نقشی در معدلات جهانی نداشت. اما با تلاشهای بی امان پادشاهان روشن بینی چون پطر کبیر (وفات 1725) و کاترین کبیر (وفات 1796) این کشور موفق شد پس از تشکیل ارتش مدرن و پیروزی در یک سلسله جنگهای استعماری علیه کشورهای همسایه به یکی از ابرقدرتهای موثر جهان آن روز تبدیل شود.

پطر که شم سیاسی قوی داشت در همان ابتدای جوانی تصمیم گرفت برای «اخذ تمدن» از کشورهای اروپایی به صورت ناشناس به این کشورها سفر کند. بدین ترتیب برای اولین بار در تاریخ روسیه، تزار از مرزهای قلمروی کشور خارج شده و به سفری دور و دراز دست می زد . پطر برای اینکه در اروپا توجه دیگران را به خود جلب نکند، به صورت ناشناس و با اسم مستعار "افسر پطر میخایلوف" راهی سفر شد. از این رو برای مدت دو سال در کشورهای فرانسه، پروس (آلمان)، هلند و انگلستان به صورت مخفیانه به کار و کسب علم مشغول بود.

در پروس او به فراگیری ساخت تسلیحات توپخانه ای پرداخت و حتی موفق به اخذ مدرک "متخصص تسلیحات توپخانه ای" شد. به عبارتی دیگر، وی کارشناس درجه یک و سرسخت اسلحه و تسلیحات شده بود .پطر و هیات همراهش سپس در سفری که به هلند داشتند، در شهر بندری "زا آندام" صنعت کشتی سازی را فرا گرفتند. دو ماه تمام از صبح زود تا شب هنگام، پطر و نجیب زادگان همراهش همچون کارگران معمولی به فعالیت و کار مداوم برای ساخت کشتی بادبانی نظامی مشغول بودند. در همان زمان بود که پطر کبیر در محفل خصوصی با افتخار تمام دستان خود که بر اثر کار مداوم تاول زده و زمخت شده بودند را به میهمانان نشان می داد. از دیگر فعالیت های وی در انگلستان می توان به شرکت در کلاس های علم تشریح و کالبد شکافی اشاره کرد. در مجموع وی در اروپا موفق به تحصیل 14 نوع علم و فنون مختلف شد.

پس از بازگشت به روسیه به واسطه تجربیاتی که اندوخته بود تغییراتی بنیادین در ساختار اجتماعی، سیاسی و اقتصادی کشور بدوی خود آغاز کرد. در دوران پطرکبیر ارتش روسیه به سبک ارتش‌های اروپایی بازسازی و نیرومند شد. روسیه که از نظر سیاسی و اقتصادی نیاز شدیدی به دریای آزاد داشت با جنگهای پیروزمندانه ای که پطر به راه انداخت موفق شد به آبهای دریای بالتیک در شمال غرب و دریای سیاه در جنوب دست یابد و بدین ترتیب مقدمات لازم برای تصرف قفقاز و سلطه بر دریای خزر را در سالهای بعد نیز فراهم آورد. وی همچنین با تاسیس یک شهر جدید تحت عنوان «پترزبورگ» پایتخت روسیه را از مسکو به آنجا انتقال داد تا از سنت گرایی موجود فاصله گرفته و این نقل و انتقال نمادی باشد برای تغییرات بیشتر در آینده کشور. خلاصه اینکه سفر مخفیانه و پرزحمت تزار به اروپا نقطه عطفی شد برای بنیانگذاری روسیه جدید و جانشینان وی نیز با قدرت راه او را ادامه داده و این کشور را به یکی از ابرقدرتهای برتر جهان در سده های بعدی تبدیل نمودند.

تقلید پادشاهان قاجار از پطر برای «اخذ تمدن»
چون تلاش اصلاح گرانی مثل عباس میرزا، قائم مقام و امیرکبیر با مخالفت متعصبین مذهبی و رقبای سیاسی به سرانجام نرسید بتدریج پادشاهان قاجار تصمیم گرفتند، به تقلید از پطر کبیر، در ظاهر برای «اخذ تمدن» اما در حقیقت برای خوشگذرانی و عیاشی  رأساً راهی «بلاد فرنگ» شوند. ولی این سفرها نه تنها باعث تغییر و بهبود شرایط کشور نشد که هزینه های نجومی آن، به مثابه تیر خلاصی بر پیکر اقتصاد نحیف و در حال فروپاشی قاجار، در نهایت به یک انقلاب تمام عیار علیه استبداد و بی لیاقتی این شاهان تبدیل شد (انقلاب مشروطه). جالب آنکه بدلیل خالی بودن خزانه تمام هزینه سفرهای این پادشاهان از طریق وام و استقراض از روس و انگلیس، آن هم با بهره های بسیار بالا، تامین می شد.

در جایی که رهاورد پطر کبیر از سفر اروپا علم ساخت کشتی و تسلیحات بود رهاورد پادشاهان قاجار بسیار مضحک می نمود. «تاج السلطنه» دختر ناصرالدین شاه قاجار درباره رهاورد برادرش (مظفرالدین شاه) از سفر فرنگ در  خاطراتش چنین می نویسد: «پس از بازگشت شاه (از سفر فرنگ) اوضاع خیلی درهم و برهم و بی پولی خیلی اسباب زحمت شده بود... در این وقت که هر کس به فکر خود بود و به هر قسمی مملکت را قطعه قطعه و ویران می نمودند برادر تاجدار من هم مشغول کار خودش بود و در یک خواب غفلت عمیقی غرق بود. از جمله یک گَردی از فرنگستان با خود آورده بود که به قدر بال مگسی از آن در بدن یا رختخواب کسی می ریختند تا صبح نمی خوابید و مجبور بود به اتصال بدن خودش را بخاراند. دو مَن از این گَرد را آورده، اتصال به رختخواب عمله خلوت می ریخت، آنها به حرکت آمده حرکات مضحک می کردند و او می خندید. خیلی این مسافرت اروپای برادر من شبیه مسافرت پطرکبیر است اما نتایجی که او برد این برعکس است.» (از مجموعه خاطرات تاج السلطنه)

خود مظفرالدین شاه از خاطرات اقامتش در فرانسه چنین می گوید: «امروز که روز پنج شنبه بود صبح رفتیم آب خوردیم. پس از آن آمده قدری گردش کردیم، چون یک قدری از آب ما باقی بود دوباره رفته خوردیم (شاید آب معدنی بوده است). پس از آن آمده در یک قهوه خانه نشسته چایی خوردیم و پیاده به منزل آمدیم. فخرالملک و وزیر دربار آنجا بودند قدری گوش فخرالملک را کشیده سر به سر وزیر دربار گذاشتیم. پس از آن وزیر دربار تلگرافی به ما داد که در آن تفصیل عمل کردن بواسیر آقای صدیق الدوله بود. خیلی خوشحال شدیم. ناهار کرده استراحت کردیم. چون شب جمعه بود "آسیدحسین" روضه خواند گریه کردیم، نماز اذا زلزله خوانده خوابیدیم.»

ناصرالدین شاه پدر مظفرالدین شاه نیز با عنوان «اخذ تمدن» اما با نیت خوش گذارنی و عیاشی سه سفر پرهزینه به اروپا داشت که از این سفرها سه سفرنامه برجای مانده که دو تای آنها به قلم خود ناصرالدین شاه است. شاه که 85 زن عقدی و صیغه ای در حرم داشت (جالب آنکه پطر کبیر در سراسر عمرش تنها دوبار ازدواج کرد!) از بردن آنها به فرنگستان معذور بود و همواره نگاهی همراه با حسرت و افسوس نسبت به زنان اروپایی داشت که حاکی از نگرش آرمندانه و بوالهوسانه اش بود. ناصرالدین شاه در بخشی از سفرنامه اش نشست خود با دولتمردان روس را چنین توصیف می کند: «یکی از دخترهای والی مونتنگرو هم مقابل ما پهلوی ولیعهد روس نشسته بود. آنکه پهلوی من بود خیلی خوشگل و مقبول خوب بود اما آنکه پهلوی ولیعهد بود خوشگل تر، دندانهایش بهتر بود. من خیلی دلم میخواست که تمام با دختر والی حرف بزنم... دو کلمه با امپراطوریس حرف می زدیم هشت کلمه با دختر والی، دختر خوش راه (!) خوبی بود اما سر میز که نمی شد با او انگلک کرد.» (روزنامه خاطرات ناصرالدین شاه در سفراول فرنگستان. سازمان اسناد ملی ایران. ص 143)

امین الدوله، صداعظم ناصرالدین شاه، در خاطراتش تنها رهاورد این سفرها را خرید تعدادی تفنگ می داند «که آن هم معیوب از کار درآمد». مراغه ای نیز از «چندین کرور تومان» مخارج این سفرها به عنوان «ننگی برای اخلاف ما تا قیامت» یاد می کند. پادشاهان قاجار که حتی برای تامین مخارج روزمره دربار هم لنگ بودند و گاهی مبل و اثاثیه کاخ را به اشراف ثروتمند می فروختند! برای تامین مخارج سفرهای خود به اروپا حاضر بودند پای هر امتیاز و قراردادی را با خارجی ها امضاء کنند. لرد كرزن (وزیر خارجه انگلستان) می نویسد: «بعد از مراجعت شاه از سفر سوم فرنگستان، نمایندگان و سرمایه داران اروپایی برای گرفتن امتیازات مانند مور و ملخ به تهران هجوم آوردند، امتیازات بیشماری كه از این تاریخ به اجانب داده شد، شاید هیچ وقت و در هیچ كشوری سابقه نداشت.»

 نتیجه ای كه از این سفرها عاید كشور شد شاید بیش از همه در این یادداشت اعتمادالسلطنه صدراعظم ناصرالدین شاه نشان داده شود: «امروز وقت ناهار در خدمت شاه بودم. امین السلطان جمع و خرج این سفر را عرض می كرد. 170هزار تومان در فاصله دو شهر تمام خرج شده (!) مگر 10 هزار تومان كه باقی است. بعد از تمجید زیاد مقرر شد این 10 هزار تومان را این طور تقسیم كنند؛ سه هزار تومان صرف جیب شاه، باقی را تا سرحد امین السلطان انعامات و غیره صرف نماید. همه جا كه میهمان بودیم نه اسلحه خریده شد و نه هیچ چیز كه اسباب بهبودی ممالك باشد.»

هر چه سفرهای پطرکبیر به پیشرفت روسیه کمک کرد، سفرهای پادشاهان قاجار به فروپاشی کشور و بیچارگی ملت انجامید. دست آخر مردم، روشنفکران و علمای وقت پی بردند که مهمترین مانع توسعه و ترقی کشور اتفاقاً همین پادشاه مستبدی است که سودای «اخذ تمدن» دارد. آنها به درستی تشخیص دادند که در عصر جدید یک تن به تنهایی نمی تواند برای سرنوشت یک ملت تصمیم بگیرد و سیاستمداران باید تابع «قانون» و «آراء جمهور مردم» باشند.





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
فرهاد اسدی جرجافکی
دوشنبه 4 فروردین 1393


( کل صفحات : 15 )    1   2   3   4   5   6   7   ...   

صفحات جانبی
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی
Google

در این وبلاگ
در كل اینترنت




دریافت کد جملات شریعتی