تبلیغات
عـــــــلـــــــــوم اجــتمــاعــی
عـــــــلـــــــــوم اجــتمــاعــی
گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من
درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ : فرهاد اسدی جرجافکی
نظرسنجی
نظر شما در مورد این وبلاگ چیست؟




پاسخ فعالیت های کتاب علوم اجتماعی سال چهارم چاپ جدید

برگرفته از وبلاگ  گروه علوم اجتماعی شهرستان شهرضا (استان اصفهان)- با تشکر از همکار ارجمندمان جناب آقای رحیمی

روی ادامه مطلب کلیک کنید

فعالیت­های درس یک(از ص 9 تا 4)

       ) درباره­ی راه­های ورود یک اندیشه فردی به حوزه­ی فرهنگ با یک­دیگر گفت­وگو کنید.(ص6

 وقتی فردی ذهنیت خود را به عمل درمی­آورد جهان فرهنگی راگسترش داده و اندیشه وارد حوزه فرهنگ شده است.راه­های ورود اندیشه به حوزه فرهنگ هنر و ذرفتارهای اجتماعی است.          

                     تفاوت موجودات جهان عینی با موجودات جهان انسانی درچیست؟(ص7)                               

جهان انسانی تحت امر اراده­ی انسان است و با انسان به وجود می­آید،ولی جهان عینی خارج از فعل انسان است و قبل و بعد از انسان هم وجود داشته وخواهد داشت.مثلاً رانندگی امری مربوط به جهان انسانی است ولی خورشید گرفتگی یا روزقیامت مربوط به جهان عینی وتکوینی است.

برخی از آیات قرآن کریم ازتعامل فعال جهان عینی باجهان فرهنگی واجتماعی را بنویسید.(ص8)

آیه 44 سوره انعام:پس چون آن­چه ازنعم الهی به آن­ها تذکر داده شد همه رافراموش نمودند ما هم  ابواب هر نعمت را به روی آن­ها گشودیم تا به نعمتی که داده شدند شادمان گشت­اند ناگاه به کیفر اعمالشان گرفتار کردیم که آن هنگام خوار و ناامید گردیدند.آیه 41 سوره روم:فساد وپریشانی به کرده­ی بد خود مردم درهمه­ی بّر و بَحر پدید آمد تا ما هم کیفر بعضی اعمالشان را به آن­ها بچشانیم باشد  که پشیمان شده و به درگاه خدا  بازگردند.

آیه 96 سوره اعراف:وچنان­چه مردم شهر و دیار همه ایمان آورده و پرهیزکارمی­شدند،همانا ما درهای برکات آسمان وزمین را بر روی آن­ها می­گشودیم و لیکن چون تکذیب آیات کردند ما هم سخت به کیفرکردار زشتشان رسانیدیم.

 فعالیت­های درس دوم(ازص 16 تا 10)

درسرزمین پهناور ایران درطول تاریخ چه فرهنگ­هایی شکل گرفته­اند؟چه عناصری ازاین­فرهنگ هاباقی مانده است؟(ص12)

1ـ ایران باستان باعناصر: نوع دوستی،عدالت خواهی،دین مداری،خانواده وقداست آن،عفاف، عیدنوروز،اهمیت نور،2ـ ایران اسلامی باعناصر:آخرت،توحید،علم آموزی،خانواده وجایگاه زن ، عدالت 3ـ ایران معاصرباعناصر:مقاومت،مشروطه،استکبارستیزی،بازگشت به خویشتن،انقلاب ، هویت­یابی،مقاومت فرهنگی

نمونه­های تاریخی فرهنگ­هایی که عقاید و ارزش­های آن­ها با هنجارها و رفتارهایشان ناسازگاراست بنویسید.(ص14)

1ـ جوامع غربی به نام دموکراسی کشتارمی کنند.2ـ الجزایربه نام دموکراسی انتخابات آزاد را بر هم زد. (1990) 3ـ دراروپا کسی حق مخالفت با هالوکاست را ندارد. 4ـ درجامعه­ی خودمان همه اخلاص عمل ندارند وفاصله ارزش­ها و عمل به وجودآمده است.(ارزش­های اجتماعی باسکولاریسم عملی تناسب ندارد.)

ارزش آزادی درفرهنگ اسلامی وفرهنگ سکولارغربی چه تفاوتی دارد؟ (ص15)

1ـ مرزآزادی غربی منافع دیگران است ولی آزادی اسلامی نزدیک شدن به خدا است. 2ـ آزادی غربی نوعی اسارت انسان در مادی­گرایی است ولی آزادی اسلامی آزادشدن انسان برای رسیدن به خدااست.( آزادی ازنفس اماره)3ـ آزادی غربی انسان را ازمعنویت و بندگی خدا دور می­کند ولی آزادی اسلامی راهی برای رسیدن به خدا است.

فعالیت­های درس سوم(از ص 22 تا 17)

فرهنگ سلطه به دنبال چه نوع تاثیرات فرهنگی برجوامع مغلوب است؟(ص19)

تضعیف مقاومت فرهنگی،ایجادتزلزل و تحول فرهنگی در قوم مغلوب،تحقیر فرهنگی قوم مغلوب، هویت­زدایی فرهنگی قوم مغلوب،استعمارفرهنگی

درباره عملکرد اروپاییان درقاره­ی آفریقا بنویسید.(ص20)

 در بُعد نظامی:به تسخیر آفریقا پرداختند.در بُعد اقتصادی:بازارها،منابع و مواد اولیه­ی آفریقا اشغال شد و در وجه فرهنگی:زبان و ادبیات بسیاری ازکشورهای آفریقایی انگلیسی و فرانسه شده است.

درباره­ی مراحل گسترش نظام سلطه غرب و وجه غالب هرمرحله گفت وگو کنید.آیا وجه غالب هر مرحله،درمراحل دیگر وجود ندارد؟(ص21)

در استعمار قدیم وجه غالب قدرت نظامی با حضور مستقیم نیروهای استعمارگراست.(مجریان بیگانه اند)دراستعمارنو وجه غالب اقتصادی با حضور غیرمستقیم استعمارگراست.(مجریان بومی و داخلی­اند. ) دراستعمار فرانو وجه غالب فرهنگی با ابزار فناوری رسانه­ای است.(مجریان بومی وسیاست ها نیز ظاهراً بومی­اند.)می­توانند این وجوه بایک­دیگرهمزمانی داشته باشند،مثلاً در استعمار قدیم گاهی هم استعمارسیاسی،هم اقتصادی و هم فرهنگی بوده است،نمونه­ی آن مستعمرات آفریقایی

فعالیت های درس چهارم(از ص 28 تا 23)

اصولی که یک فرهنگ جهانی باید داشته باشد را درآموزه های اسلامی جست وجو کنید.(ص24)

هستی­شناسی توحیدی،عدل وداد،عقلانیت،حقیقت،خلیفهً الهی بودن انسان.

درباره چگونگی گسترش فرهنگ اسلامی در بین مسلمانان آسیای جنوب شرقی توضیح دهید.(ص26) بنگلادش ازطریق بازرگانان عرب،اندونزی ازطریق بازرگانان مسلمان هندی،تایلند از طریق شیخ احمدقمی،تانزانیا ازطریق بازرگان مسلمان ایرانی(آفروشیرازی)

درباره­ی بخشی از ارزش­های اجتماعی ا سلام که با حاکمیت­های قبیله ای و قومی نادیده گرفته می شدند توضیح دهید.(ص26)

تقواکم رنگ شد و ارزش­های خونی و نژادی رشدکرد.تبعیض­ها جای عدالت راگرفت.زهد وساده زیستی به تجملات تبدیل شد.برابری و برادری به قوم مداری تبدیل شد.استبداد ایلی وقبیله­ای جای آزادی راگرفت.

عملکرد استبداد ایلی قاجار را با استبداد استعماری رضاخان مقایسه کنید.(ص27)

استبداد قومی ایلی با مذهب درگیری نداشت و شاهان ظاهراً دینی بودند اما استبداد استعماری رضاخان چون در راستای تأمین نیازهای مادی غرب بود پوشش ظاهری دینی هم نداشت و مستقیماً با دین مبارزه می­کرد.

درباره تاثیرات صدساله­ی اخیرناسیونالیسم درجهان ا سلام توضیح دهید.(ص27)

وحدت امت اسلامی مخدوش بود.هویت­سازی سکولار بود.اختلافات نژادی افزایش یافته بود.مقاومت اسلامی ضعیف شده بود.

    فعالیت­های درس پنجم(از ص 38 تا 32)

آیا عقاید و رفتارهای دینی آثار دنیوی ندارد وآیا بیان آثار دنیوی آن­ها اشکال دارد؟(ص34)

اثردنیوی دارد مثلا درماه رمضان خشونت کم­ترمی­شود یا مصرف برخی کالاها کم­تر و مصرف بعضی بیش­تر می­شود.بیان این­ها اشکالی ندارد.

درچه صورتی پرداختن با آثار دنیوی عقاید و رفتارهای دینی مشکل ساز می­شود؟(ص34)

درصورتی که ارتباط بین آثار دنیایی دین با اراده­ی الهی قطع شده باشد و دین فقط از نظر مادی موردتوجه باشد نه از نظر آخرت و اراده­ی الهی و دین بازیچه­ی دنیوی نفس­پرستان باشد.

تفاوت حقوق بشر را در دو فرهنگ دینی و فرهنگ اومانیستی بیان کنید.(ص35)

حقوق بشر دینی مبتنی بر فطرت انسان و معنوی است مثلاً همه یا در دین برادر تو هستند یا در خلقت.اماحقوق بشر اومانیستی مبتنی برخواسته وعادات طبیعی و مادی گرایانه­ی بشر است و نباید با اصالت انسان درافتاد پس مثلاً حکم قصاص قابل قبول نیست.

به چه دلیل روشنگری مدرن با رویکرد عقل­گرایانه خود به دئیسم منجر می­شود؟(ص37)

نفی وحی و تاکید براین مطلب که با کمک عقل خودمان و بدون استفاده از روش عملی می­توان خدا را شناخت و در شناخت واقعیات فقط از معیارهای انسانی باید استفاده کنیم.

فعالیت­های درس ششم(از ص 46 تا 39)

به چه دلیل مواجهه­ی با مسلمانان در طول جنگ­های صلیبی و فتح قسطنطنیه،زمینه­های اقتدار کلیسا را درهم ریخت ؟(ص41)

چون کلیسا برپایه­ی کتب عهد عتیق و انجیل استوار بود و با علوم جدید مخالفت داشت ولی اسلام به گسترش و رشد علم دستور می­دهد و آن­ها از طریق این جنگ ها با آزاداندیشی و علم­گرایی آشنا شدند.

به چه دلیل با پیدایش فلسفه­های روشنگری،سکولاریسم به عمیق­ترین لایه­های فرهنگی غرب راه پیدا می­کند؟(ص43)

چون مردم و فرهنگ عمومی آن­چنان ازتسلط و دنیاگرایی دینی مسیحیت زده شده بودند که وقتی سکولاریسم توسط اندیشمندان به انسان به صورت مستقل توجه­کرد شیفته­ی آن شدند و درسطوح مختلف جامعه نفوذ یافت.

تحولات فرهنگی،اجتماعی غرب درزمینه­های دینی،فلسفی،صنعتی وسیاسی و ترتیب تاریخی آن­ها را بیان کنید.(ص45)

 سیرتحولات به ترتیب دینی،سیاسی،فلسفی و صنعتی بود.در زمینه­ی دینی از تقدس قدیسان و تمرکز دینی کلیسا به سمت عدم تمرکز دینی حرکت کردند.در زمینه­ی سیاسی کم­رنگ شدن مرزهای سیاسی و جهانی شدن مطرح شد.در زمینه­ی فلسفی توجه به عالم کثرات رایج شد. درزمینه­ی صنعتی صنایع چاپ و بخار وتکنولوژی­های ماشینی مطرح شد.

فعالیت­های درس هفتم(ص 55 تا 47)

چالش­ها و ستیزهای درون یک فرهنگ با چالش­ها و ستیزهای بین دو فرهنگ چه تفاوت­هایی دارد؟نمونه بیاورید.(ص48)

دو فرهنگ در عقاید بنیادین ولایه­های عمیق فرهنگی با یک­دیگر دچارچالش می­شوند درحالی­که ممکن است درون یک فرهنگ بین اجرای رفتارها و هنجارها(لایه­های سطحی فرهنگ)تفاوت وجودداشته باشد.مثلاً چالش جهان اسلام با جهان غرب از نوع چالش­های بین دو فرهنگ است و چالش لیبرالیسم و سوسیالیسم درون یک فرهنگ(فرهنگ غرب)است.

موقعیت فرهنگی جوامع غیرغربی را در مراحل سه گانه استعمار(قدیم )،استعمارنو واستعمار فرانو توصیف کنید.(ص49)

دراستعمار قدیم چون اصالت با استعمار نظامی وسیاسی همراه بود فرهنگ کم­ترتحت تأثیر بود و تاحدودی فرهنگ بومی حفظ می­شد.دراستعمار نو اصالت با اقتصاد بود و فرهنگ بومی تحت تأثیر استعمارگران قرار می­گرفت ولی فرهنگ به طور ویژه مورد توجه استعمارگران نبود.در استعمار فرانو اصالت با فرهنگ است و مهم­ترین ابزار استعماری قرار می­گیرد.

درباره هویتی که کشورهای تازه تاسیس پیدا می­کنند و تاریخی که برای هویت آن­ها تدوین می شود تأمل کنید.(ص54)

کشورهای تازه استقلال یافته و جدا شده از پیکره جهان قدیم ازهویت فرهنگی منسجمی برخوردار نیستند.مرزهای جغرافیایی آن­ها نیز سیاسی و تحت امر استعمارگران شکل گرفته است وتنها درقالب مزیت نسبی در تولید برخی کالاها به صورت کشورهای­تک محصولی درمی­آیند و خود را از این طریق به دیگران می­شناسانند.





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
فرهاد اسدی جرجافکی
چهارشنبه 10 آبان 1391
در سال ١٣٠۶ شمسى بنا بر قانونى جدید مردان ایرانى مکلف شدند عمامه و کلاه های سنتی خود را با کلاه پهلوى عوض کنند. دو سال پس از آن پوشیدن لباس هاى ایرانى (قبا، شال، عبا، پوستین، عمامه و غیره) براى تمام افراد مذکر ممنوع شد و جاى آن را ترکیبى از کت و شلوار و کلاه پهلوى گرفت. روحانیون نیز برای پوشیدن لباس معمول خودشان باید برگه مجوز دریافت می کردند.




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
فرهاد اسدی جرجافکی
پنجشنبه 31 مرداد 1392
خداوند تبارک و تعالی بندگانی را که بسیاردوست دارد و می خواهد همیشه آنها را درکنارخود نگه دارد،ازسه طریق آنها را جذب خود می کند:
اگه میخواین بدونین شما جذب کدوم وسیله جاذبه الهی شدید حتمااین پست را بخونین

1) تارالهی: تارالهی همان کتاب قرآن مجید است که این وسیله ی جذب کننده فقط مال بزرگان است. خداوند ازطریق هشدارها ومژده هایی که درکتابش داده است بندگانش را جذب خود می کند وباآن تارالهی خودش آهنگی دلنشین را می نوازد تا به دل بندگانش نشیند،و درمیان انسان های جاهل بسیار اندک است که از این راه دشوارجذب خداوند شوند.  

.....
) تورالهی: اما کسانی که ازطریق تارالهی جذب خداوند نمی شوند خداوند با تورخود آنها را می آزماید. تورخداوند همین محفل هایی است که درآن ذکر فضائل ومصائب ائمه اطهار(علیهم السلام) گفته می شود. خداوند تعالی بندگانی را که دوست دارد،درمساجد درتور خود می اندازد تا با اشک ریختن برائمه با او دوست شوند و او را بشناسند.به عنوان مثال ماهیگیری که به دریا می رود ومی خواهد ماهی بگیرد آن ماهی هایی را صید می کند وبه تور خود می اندازد که خیلی دوست دارد ومواظب است که از لابه لای تور نگریزند وشکارآبزیان درنده نشوند.

3) تیرالهی: وامّا تیرالهی؛زمانی که خداوند تبارک تعالی می بینید بنده ای را که آنقدر دوست دارد ومی خواهد به طرف او بیاید ولی او نه از راه تار ونه از راه تورجذب او نمی شود خداوند هدف تیرخود را به سوی او میگیرد،یعنی چنان مشکل یا مرضی درزندگی و وجود او میریزد که او دیگرازشدت درد ورنج به سوی خدایش بیاید وبگوید: یارَبِّ ارحَم ضَعفَ بَدَنی.(خداجونم کمکم کن خداجونم به  فریادم  برس)

فرشتگان روزی از خدا پرسیدند : بار خدایا تو که بشر را اینقدر دوست داری غم را دیگر چرا آفریدی؟ خداوند گفت : غم را بخاطر خودم آفریدم چون این مخلوق من که خوب می شناسمش تا غمگین نباشد به یاد خالق نمی کند؟؟؟؟؟؟؟


همین طوربندگانی که نه از راه تارآمدند،نه تور و نه تیرالهی،کسانی هستند که دیگرازچشم خدا افتاده اند و مورد قهرخداوند قرارگرفته اند. خداوند هم بعد ازآن تمام وسایل دنیوی را به آنها می دهد تا دیگر آن بنده ازخداوند چیزی نخواهدآنقدر  ثروت ودارایی  میده وهرچی  که  بخواد  میده  چون  دیگه  دوست  نداره  صدای  این  بنده  رو هم  بشنوه که بخاطر  درد  ومصیبت ونداری  خداخداکنه  وآنجاست که خداوند سبحان می فرماید:وعده ی ما در قیامت. ما دیگربه تو کاری نداریم،خدای تو ابلیس است به همان خدایت بگو که درقیامت هم کمکت کند.

و...................

باید خدا را شکر کنیم ...................قطعا از مورد آخر که نیستیم.....................

چون این ویژگی ها رو نداریم.

خدایا کمک کن که بهتر بشویم.....................






نوشته شده در تاریخ جمعه 25 مرداد 1392 توسط رامین




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
فرهاد اسدی جرجافکی
شنبه 26 مرداد 1392
هرگاه وارد مشاجره و اعمال فشار من نوجوانان شدید، بدانید که بازنده خواهید شد. اگر در مواردی با نوجوانان اختلاف پیداکردید. من جای وارد آوردن فشار بکوشید قوانینی وضع کنید که از طریق آن اختلافهایتان را برطرف سازید.
میگنا - برخورد با نوجوانان باید من گونه ای باشد که من تشدید عصبانیت، عصیانگری و عناد منجر نگردد. زیرا چنین روحیاتی من اندازه کافی در سنین بلوغ وجود دارد.

مهمترین امری که والدین باید من خاطر داشته باشند این است که آنها نه دیگر با یک کودک بلکه با یک فرد بالغ روبرو هستند. بسیاری از شیوه هایی که در برخورد با کودکان کارآیی قابل ملاحظه ای دارند در صورت تجویز برای برخورد با نوجوان مساله ساز می شود.

یک نوجوان ممکن است انتظار داشته باشد که مانند فرد بالغ با او برخورد کنند اما رفتارش مانند کودکان باشد. از سوی دیگر والدین نیز ممکن است من فرزند خود نصیحت کنند که مانند افراد بالغ رفتار کند. ولی برخورد خود آنها با او مانند برخورد با کودکان باشد.

شیوه هایی که بایدموردتوجه قراربگیرد:

 اجتناب از بکاربردن زور و فشار:

هرگاه وارد مشاجره و اعمال فشار من نوجوانان شدید، بدانید که بازنده خواهید شد. اگر در مواردی با نوجوانان اختلاف پیداکردید. من جای وارد آوردن فشار بکوشید قوانینی وضع کنید که از طریق آن اختلافهایتان را برطرف سازید.

برخی والدین بافرزندان خودمشاجره میکنند و انتظاردارند همیشه پیروزشوند و فرزند خود را وادار سازند تا من آن چیزی که آنهاصحیح می دانند عمل کند. این والدین همواره در حال نبرد با فرزندانشان هستند ولی هیچگاه پیروز نمی شوند. گاهی اوقات منتر است شیوه های کنترل را تغییردهیم.

اگر نوجوان من نصیحتی گوش فرا نمی دهد من جای مجبور ساختن وی من اطاعت و تقلید، منتر است در بعضی خواسته ها که خطری ندارد بگذاریم راهی را که ما نادرست میدانیم، بپیماید و پیامدهای آن را پذیرا شود.ا ز این طریق می توانیم همکاری وی راجلب کنیم.

نبود گسترش روابط:

با توجه من اینکه نوجوانان تمایل زیادی من صحبت کردن با والدین خود ندارند، برقراری ارتباط با آنها دشوار است. متاسفانه بخش عمده ای از گفت و گوهای والدین با فرزند نوجوان خود نیز در نصیحت کردن، اصلاح اشتباهات و آموزش من آنها خلاصه می شود. از این رو آنان سخنان شما را بیشتر من عنوان یک سخنرانی تلقی می کند تا یک ارتباط دوستانه. برای منبود این روابط باید مکالمات خود را بر دلبستگی های آنها متمرکز کنیم مثل: ورزش، موسیقی، لباس و ... برای برقراری چنین ارتباطی با فرزندان خود وقت آزاد و کافی من این امر اختصاص دهید.

مدارا کردن با نوجوانان:

 اگر بتوانیم کاری کنیم که فرزندمان احساسات، دلبستگی ها و ناراحتی های خود را آشکار سازد، فرصت مناسبی برای مدارا با او و پرهیز از بکاربردن زور و فشارخواهیم داشت. مثلاً اگر درخواست ما از او این باشد که در تمیزکردن پنجره ها من ما کمک کند و درخواست او از ما این باشد که آخر هفته او را من تماشای فیلمی ببریم منتر است هر دو از توسل من زور برای رسیدن من خواسته خویش خودداری کرده و برای رسیدن من هدف معامله کنیم. در مدارا و معامله طرف بازنده و برنده مطرح نیست، بلکه هر دو طرف برنده هستند. نیازهای فرزند خود را بشناسید و سعی کنید درازای هر درخواستی که از او دارید، شما نیز پاسخگوی یکی از نیازهای او باشید. با استفاده از این روش می توانید من فرزندخود بگویید؛ من از نیازهای تو اطلاع دارم و تو نیز از نیازهای من. اگر تو با من همکاری کنی من هم با تو همکاری می کنم، ولی اگر همکاری نکنی نمی توانی از من انتظار همکاری داشته باشی.

پرهیزازایجادعصبانیت: همه نوجوانان گاهی عصبانی و سرکش می شوند و این احساسات را من شکلهای گوناگون نشان می دهند. والدین باید من فرزندان خود کمک کنند تا احساسات و خشم آنها من صورتی منتاسب ظاهرشود و از انباشته شدن عصبانیت در آنها جلوگیری من عمل آید.

لاف نزدن:

والدین من شکلهای گوناگون تناقضات و بی ثباتی گفتارهای خود را نشان داده و موجب گیج شدن فرزندان خود می شوند و رفتارهای خاصی چون گوش ندادن من گفته های والدین را در فرزندانشان باعث می گردند.

  -اگر سر موقع من خانه برنگردی پاهایت را قلم می کنم.
- اگر در درسهایت پیشرفت نکنی سال آینده تو را من مدرسه نمی فرستم.
- اگر اذیتم کنی دیگه دوستت ندارم.

شما حتماً مثالهای فراوان دیگری سراغ دارید که والدین در سخنی که میگویند جدی نیستند و قصد ندارند آنرا اجرا کنند. نکته مهم این است که کودکان نیز متوجه این مسئله می شوند. بنابراین تهدیدهایی از این قبیل نه تنها باعث ترک رفتار نخواهد شد بلکه کودک شما من رفتار خود ادامه داده نهایتاً این شما هستید که عقب نشینی خواهید کرد.

اغراق نکردن:

 - تو هیچ وقت موفق نمی شوی گواهینامه رانندگی بگیری...

- تا وقتی دیپلم بگیری نمیدانی چطور از تلفن استفاده کنی... اغراقهایی از این قبیل نیز یکی از عوامل پیدایش بی ثباتی درخانواده است.

والدین عصبانی شده و قولهایی می دهند یا تهدیدهای میکنند که قادر من انجام آنها نیستند.

سخنی میگویند یا کاری می کنند اما بی درنگ از کرده خود پشیمان می شوند. با این رفتارها من فرزند خود آموزش می دهند که من حرفهایی که می زنم توجه نکن و آنها را جدی نگیر چون من آن عمل نخواهم کرد.




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
فرهاد اسدی جرجافکی
یکشنبه 20 مرداد 1392
امام حسن مجتبی (ع) دومین امام شیعیان در بین ائمه اطهارعلیهم السلام از مظلومیت خاصی برخوردار است به گونه ای که این مظلومیت در همه ابعاد از جمله در ثبت و ضبط سخنان و زندگینامه و شخصیت آن حضرت کاملا مشهود است.
 
در این مطلب به برخی از سخنان گوهربار این امام بزرگوار اشاره می شود باشد تا اندکی از غبار غربت از سیمای نورانی آن حضرت زدوده شود.
 
* از حضرت امام حسن علیه السلام پرسیده شد که بردباری یعنی چه؟فرمودند: بردباری عبارت از فرو بردن خشم و اختیار خودداشتن است.
* از حضرت پرسیده شده بزرگواری چیست؟ فرمودند: احسان به قبیله و تبار و تحمل خسارت و جرم آنها.
* از امام علیه السلام پرسیده شد که جوانمردی یعنی چه؟ فرمودند:جوانمردی عبارت است از حراست دین، و عزت نفس، و با نرمش برخورد کردن و بررسی عملکرد خویش، و پرداخت حقوق و دوستی کردن با مردم.
* از امام حسن علیه السلام معنای کرامت و بزرگ منشی را پرسیدند؟ فرمودند: بخشش پیش از خواهش و اطعام در هنگام قحطی.
* امام علیه السلام فرمودند: ای بندگان خدا بدانید که خداوند شما را بیهوده نیافریده است، و به حال خود رها نکرده، مدت عمرتان را نوشته، و روزی شما را بینتان قسمت کرده تا هر خردمندی قدر و ارزش خود را بداند و بفهمد جز آنچه مقدر شده هرگز به او نمی رسد.
* امام مجتبی علیه السلام فرموده است: به تحقیق خداوند روزی شما را بر عهده گرفته است، و شما را برای بندگی فراغت بخشیده و به شکرگزاری تشویق کرده است و نماز را بر شما واجب فرموده و به پرهیزکاری توصیه فرموده است.
* امام مجتبی علیه السلام فرموده است: پرهیزکاری در بازگشت به سوی خدا و سررشته هر حکمت، و شرافت هر کار است، و هر کس از پرهیزکاران به کامیابی رسید به وسیله تقوا بوده است.
* امام مجتبی علیه السلام فرمود: هیچ قومی مشورت نکرد مگر اینکه به ترقی و تکامل راه یافت.
* امام حسن علیه السلام: در تفسیر آیه شریفه وقفوهم انهم مسئولون فرموده اند: به تحقیق روز قیامت هیچ بنده ای قدم از قدم برنمی دارد مگر اینکه نسبت به چهار چیز موردبازجویی و پرسش قرار می گیرد: ۱- از جوانی اش که در چه راهی مصرف کرده.
۲- و از عمرش که در چه کاری آنرا بکار گرفته. ۳- و از ثروتش که چگونه جمع و در چه راهی مصرف کرده. ۴- و از دوستی ما اهل بیت و خاندان پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم.
* جدم رسول خداصلی الله علیه وآله وسلم فرمودند: اگر از بنی امیه در روی زمین احدی نماند جز پیرزن فرتوت و ناتوانی، همان دین خدا را به مسیر نادرستی خواهد کشاند.
* امام حسن علیه السلام فرمود: چنان برای دنیایت تلاش کن که گویا همیشه زنده ای، و چنان برای آخرتت تلاش کن که گویی فردا مرگت فرا می رسد.
* راوی می گوید: امام حسن علیه السلام زمانی که نماز را برپا می داشتند زیباترین لباس را می پوشیدند، به حضرت عرض شد، ای پسر رسول خدا چرا به هنگام نماز اینگونه لباس می پوشی؟حضرت فرمودند: به تحقیق خدا زیبا است و زیبایی را دوست می دارد. پس خود را برای پروردگارم می آرایم، چنانچه می فرماید: به هنگام نماز و حضور در مساجد لباس زیبای خود را بپوشید پس دوست دارم که بهترین لباسم را بپوشم.
* امام حسن علیه السلام فرمود: زیرک ترین زیرک ها فرد با تقوا است احمق ترین احمق ها شخص فاجر و فاسق است.
* امام فرمودند: جایگاه های دانش و چراغ های درخشان هدایت باشید زیرا روشنی روز بعضی از بعضی دیگرش بیشتر است.
* امام حسن علیه السلام فرموده است: از میان شیعیان ما علمایی بپا می خیزند که ایستادگی افراد ضعیف از دوستان ما و آنها که ولایت ما را پذیرا شده اند به واسطه آنها است و از تاجی که برسر دارند نور می درخشد.
* امام حسن علیه السلام زمانی که وضویش پایان می پذیرفت رنگ مبارکش تغییر می کرد. در این باره از حضرت پرسیده شده چرا رنگ شما تغییر می کند؟ فرمودند: کسی که می خواهد وارد بارگاه خداوند متعال شود سزاوار است رنگش تغییر کند.
* مردی از حضرت موعظه خواست، حضرت فرمودند: آماده سفر آخرت شو و زاد و توشه آن را پیش از رسیدن مرگ فراهم نما.
* امام حسن علیه السلام فرمود: هان ای مردم، به تحقیق کسی که برای خدا پند دهد و سخن خدا را راهنمای خود قرار دهد به راهی پایدار رهنمون شود و خداوند او را به رشد موفق سازد.
* امام حسن علیه السلام فرمود: بین حق و باطل به اندازه چهار انگشت فاصله است، آنچه با چشم ببینی حق است و چه بسا که باطل زیادی را با گوش بشنوی.
* از حضرت امام حسن مجتبی علیه السلام پرسیده شد زهد چیست؟فرمودند: میل به پرهیزگاری و بی میلی نسبت به دنیا. باز پرسیده شد که حلم چیست؟ فرمودند: خشم را فرو بردن و مالک خود شدن. باز پرسیده شد که سداد چیست؟ فرمودند: بدی را به وسیله خوبی برطرف کردن.
* امام حسن علیه السلام به یکی از فرزندانشان فرمودند: ای پسرم با احدی برادری مکن تا آنکه بدانی کجاها می رود و از کجاها می آید، و چون از حالش خوب آگاه شدی و رفتارش راپسندیدی با او برادری کن. به شرط اینکه رفتارت براساس چشم پوشی از لغزش و همراهی در سختی باشد.
* امام حسن علیه السلام فرمودند: همانا بیناترین چشم ها آن است که درطریق خیر نفوذ کند، و شنواترین گوش ها آن است که پذیرنده تر باشد و سالم ترین دل ها آن است که از شبهه پاک باشد.
* امام حسن علیه السلام فرمودند: خردمند کسی است که وقتی از او پند خواستند خیانت نکند.
* امام حسن علیه السلام فرمودند: هر گاه یکی از شما برادر خود را ملاقات کند، باید که جایگاه نور از پیشانی او را ببوسد.
* امام حسن علیه السلام فرمود: نابودی مردم در سه چیز است: ۱- بزرگ نمایی ۲- افزون خواهی بسیار ۳- حسد و رشک بردن.
بزرگ نمایی که به وسیله آن دین نابود می شود و به واسطه آن شیطان ملعون رانده درگاه خدا شد و حرص که به خاطر آن آدم از بهشت خارج شد، و رشک که سررشته همه بدی است و به واسطه آن قابیل هابیل را کشت.
* امام حسن علیه السلام فرمود: شما را به پرهیزگاری و ترس از خدا و ادامه تفکر و اندیشه سفارش می کنم زیرا تفکر و اندیشه سرچشمه همه خوبی ها است.
* امام حسن علیه السلام فرمود: شستن دست ها پیش از غذا فقر را می زداید و بعد از آن اندوه را برطرف می سازد.
* امام حسن مجتبی علیه السلام فرمود: چنان با مردم رفتار نما که دوست داری با تو رفتار کنند.
* کسی که عقل ندارد ادب ندارد، و کسی که همت ندارد جوانمردی ندارد و کسی که حیا ندارد دین ندارد.
* امام حسن علیه السلام فرمود: دانشت را به مردم بیاموز، و خود نیز دانش دیگران را فرا گیر.
* امام حسن مجتبی علیه السلام فرمود: هیچ بی نیازی برتر از عقل نیست و هیچ نیازمندی هم مثل نادانی نیست و هیچ وحشتی بدتر از خودپسندی نیست، و هیچ عیشی لذت بخش تر از اخلاق نیکو نیست.
* امام حسن علیه السلام فرمود: علم را با نوشتن مهار کنید.
* امام حسن علیه السلام فرمود: هر کس قبل از سلام سخن گفت جوابش ندهید.
* دانش را فر اگیرید و اگر توان حفظش را ندارید بنویسید و درخانه هایتان نگهداری نمایید.
* امام حسن علیه السلام فرمود: آغاز کردن به بذل و بخشش پیش از درخواست و تقاضا، از بزرگترین شرافت و بزرگی است.
* امام حسن علیه السلام فرمود: کسی که خدا را بندگی کند، خداوند هم همه چیز را فرمانبردار او گرداند.
* امام حسن علیه السلام فرمود: کسی که در دلش جز خوشنودی خدا خطور نکند، چون دعا کند من ضامنم که دعایش مستجاب شود.
* از حضرت امام مجتبی علیه السلام پرسیده شد نیرومندی چیست؟فرمودند: دفاع از پناهنده، و پایداری در نبرد، و ایستادگی هنگام سختی.
* ازحضرت پرسیده شد فقر چیست؟ فرمودند: آزمندی به هر چیزی.
* از امام مجتبی معنای فقر پرسیده شد، فرمود: خوشنود بودن انسان به مقداری که خدا روزی او کرده هر چند کم باش
د.



نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
فرهاد اسدی جرجافکی
چهارشنبه 2 مرداد 1392

کمک بی رحمانه برای عبور از خیابان! /عکس متحرک 16+





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
فرهاد اسدی جرجافکی
جمعه 28 تیر 1392
انسان‌های بی‌تفاوت، بی‌احساس، غیرکنجکاو و غیرعلاقه‌مند به موضوعات روزمره، انسان‌های نرمالی نیستند بنابراین فردی که زیبایی‌ها را تقدیر و تحسین نمی‌کند و نسبت به آنها کنجکاو نیست طبیعی و نرمال نیست.
میگنا - روان پزشکان به که می گویند نرمال؟ اخلاق بخش عمده‌ای از پیکره نرمال بودن را تشکیل می‌دهد. اخلاق، انسان را وادار به پیروی از برخی باورهای ارزشی و متعالی می‌کنند. ما در روان‌شناسی، انسان را مظهر تعالی خداوند می‌دانیم. یعنی ایمان به خداوند، ایمان به ارزش‌ها، ایمان به مقدسات تعریف شده که بخشی از آن به مقدسات و ارزش‌های متعالی برمی‌گردد و بخشی از آن نیز به اخلاق و صفات خوب متعالی مانند توکل، امید و... مربوط می‌شود و فرد نرمال چنین اخلاقی دارد و به آنها تمسک می‌جوید.

1.بخشندگی و دست و دلبازبودن: فرد نرمال، فقط دریافت‌کننده محبت نیست و خود نیز به دیگران مهر می‌ورزد، بنابراین فردی که همنوعش برایش مهم نیست و روابط عاطفی‌اش با فرزند، همسر، دوست، خواهر و برادر و... کند یا ضعیف است یا برعکس آنقدر روابط عاطفی‌اش بیش از حد می‌شود که به وابستگی می‌انجامد نرمال نیست.

2.داشتن هوش اجتماعی: فرد نرمال باید هوش اجتماعی داشته باشد تا بتواند به دنبال فعالیت‌های شغلی و عملکردی برای بروز و ایجاد یک فعالیت مولد باشد. فعالیت‌های غیرمولد و بی‌فایده و بی‌ارزش، مانند بسیاری از فعالیت‌هایی که در جهت خلاف است یا انجام آنها فایده‌ای برای فرد یا افراد جامعه ندارد، فعالیت غیرمولد شناخته می‌شود.

3.قدرت حل مساله: فردی که قدرت حل مساله دارد، در برابر مشکلات تسلیم نمی‌شود و سعی می‌کند برای مشکلات خود راه‌حل پیدا کند. طبیعی است برای رسیدن به این هدف باید واقعیت‌های موجود را درک کرد. افرادی که از این درک عاجزند و تفکرات سحرآمیز دارند، به رمل و اسطرلاب، جادو و سحر و دعانویسی و کف‌بینی و موضوعات خرافی می‌پردازند، قدرت حل مساله ندارند زیرا نمی‌توانند واقعیت‌های موجود را قبول کنند. نکته قابل توجه اینکه حتی در حل مساله، تکرار مکررات هم طبیعی نیست بلکه فرد باید برای حل مشکلاتش ابداع و تنوع در تصمیم‌گیری داشته باشد.

4.گذشت، بخشندگی و مروت: فرد نرمال باید گذشت و بخشش داشته باشد و سخت و غیرقابل انعطاف نباشد و در عین حال بتواند خشم خود را بروز دهد. فردی که مدام خشمش را فرومی‌خورد و جرات ابراز احساسات خود را ندارد، نرمال نیست. البته بروز خشم باید بدون صدمه و اهانت به خود و دیگران باشد و فرد نباید ذره‌ای به شخصیت خود یا دیگران لطمه بزند.

5.قدرت مقابله با استرس: واقعیت این است که ما در فضایی از استرس و اضطراب به سر می‌بریم. فرد نرمال باید بتواند با این استرس‌ها مقابله یا از مکانیسم‌های مقابله‌ای برای رفع استرس‌ها استفاده کند تا خود را با هر استرسی انطباق دهد و با آن مقابله کند. متاسفانه ما با بسیاری از فقدان‌ها، مشکلات مالی و اقتصادی، مسایل اجتماعی و محیطی، مسایل سیاسی و... روبرو هستیم. فرد باید بتواند با این استرس‌ها کنار بیاید. کسی که زود می‌شکند و در برابر اندک استرسی کمر خم می‌کند، نرمال نیست. هرکس ممکن است یک عزیز، مال یا شغلش را از دست بدهد، اما باید بتواند محرومیت‌ها را تحمل کند و در برابر این فقدان‌ها قدرت مانور و سوگواری داشته باشد و به پذیرش نهایی واقعیت برسد.

6.قدرت مدیریت: فرد نرمال باید قدرت مدیریت محیط اطرافش و محیطی که در آن زندگی یا کار می‌کند، داشته باشد و این به یک مدیریت ذاتی نیاز دارد.

7.در نظر گرفتن جوانب احتیاط: فرد نرمال باید همه جوانب احتیاط را رعایت کند و به اصطلاح خود را ارزان نفروشد. البته منظور این است که بدبین باشد زیرا بدبینی خود غیرطبیعی است اما احتیاط، وجه مهمی از نرمال بودن است. فرد باید برای انجام معاملات اقتصادی، روابط بین فردی، امور اداری و شغلی و... محتاطانه عمل و رفتار خود را کنترل کند.

8.آموختن و آموزش: فرد باید خودش را برای زندگی سرمایه‌گذاری کند. باید دانش و آگاهی داشته باشد و واقع‌بینانه به سرنوشتی که بر او در زمان و مکان خاصی که قرار دارد تحمیل شده، بپذیرد و در این زمینه آموزش ببیند زیرا اگر از مسایل پیرامون خود آگاهی نداشته باشد و آنها را نپذیرد،طبعا رفتار غیرطبیعی از خود نشان می‌دهد و دچار آسیب‌شناسی روانی می‌شود و در گروه بیماران قرار می‌گیرد. فرد نرمال باید عاشق یادگیری باشد و بتواند موضوعات مختلف را طراحی و سازماندهی کند.

9.کنجکاوی و علاقه‌مندی: انسان‌های بی‌تفاوت، بی‌احساس، غیرکنجکاو و غیرعلاقه‌مند به موضوعات روزمره، انسان‌های نرمالی نیستند بنابراین فردی که زیبایی‌ها را تقدیر و تحسین نمی‌کند و نسبت به آنها کنجکاو نیست طبیعی و نرمال نیست.

10. آینده‌نگر بودن: فرد نرمال باید در مورد آینده خود جهت‌گیری داشته باشد و بداند چه آینده‌ای برای فردا و فرداهایش در نظر دارد، بنابراین باید برای سنین جوانی، میانسالی و سالمندی خود برنامه‌ریزی کند.

11.خلاقیت و نوآوری: فرد نرمال باید خلاق باشد و ایده داشته باشد و به دیگران و محیط کار و زندگی خود ایده بدهد. از سوی دیگر باید استقلال داشته باشد و اهداف مناسبی در سر بپروراند. فردی که وابسته است، نمی‌تواند اهداف درستی را برای آینده خود برنامه‌ریزی کند.

12. شناسایی نیازها: فرد نرمال باید نیازهایش را بشناسد و به ارزش‌های وجودی خود پی ببرد و بتواند به مجهولات موجود در آنچه به عنوان واقعیت‌های موجود ذهن خود و اطرافیانش فراگرفته است، پاسخ دهد.

13.شور و هیجان: افراد نرمال باید در انجام امور از خود شوق و حرارت نشان دهند. افراد بی‌حال و بی‌احساسی که از خود شوق و شوری نشان نمی‌دهند، به خصوص در مسایل خانوادگی و اجتماعی، افرادی سرد و بی‌احساس هستند نه نرمال.

14.عادل بودن: عدالت صفت بسیار خوبی است که باید آن را در انسان‌های نرمال جستجو کنیم. فرد باید نسبت به شهروندان و خانواده خود عادل باشد و اگر نباشد از خود رفتارهای پرخاشگرانه، بی‌تفاوتی، بی‌احساسی، بی‌توجهی، بی‌عاطفگی و... نشا
ن می‌دهد.



نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
فرهاد اسدی جرجافکی
پنجشنبه 27 تیر 1392
از بین اعیاد، یکی روز عید فطر است. ما در روایات داریم که آن هم زمان مؤثر بر روی اجابت دعا است.

گفته شد ماه مبارک رمضان، ماه بازگو کردن کلام ربّ، یعنی قرآن است و ماه سخن گفتن عبد با ربّ است که از آن تعبیر به دعا می‏کنند؛ دعا را هم تقسیم‏بندی کردیم به مأثور و غیرمأثور و گفتیم که دارای آداب و شرایطی است. بالأخره بحث ما به اینجا رسید که عوامل تأثیرگذار روی اجابت دعا را بررسی می‏کردیم. یک عامل را عرض کردم «عامل زمانی» است. زمان مؤثر بر اجابت دعا در شبانه‏روز، روز خاص و شب خاص در هفته را بحث کردیم؛ همچنین ماه خاص در بین ماه‏ها را که ماه مبارک رمضان بود و در مرتبه متأخّره آن، ماه رجب را مطرح کردم. بعد هم گفتیم که ایام و لیالی خاصی در بین همین ماه‏ها هست که در ماه شعبان، نیمه شعبان بود و در ماه مبارک رمضان، لیالی قدر بود. غیر این زمان‏ها، زمان‏هایی را هم می‏بینیم که در روایات مطرح می‏کنند. البته من نمی‏خواهم به‏طور کامل این‏ها را شمارش کنم. فقط آن‏هایی را که نسبتاً مطرح هستند عرض می‏کنم.

تأثیرعید فطر بر اجابت دعا

از بین اعیاد، یکی روز عید فطر است. ما در روایات داریم که آن هم زمان مؤثر بر روی اجابت دعا است. به ذهنم این است که در گذشته من این را به مناسبت شب عید فطر مطرح کردم که علی(علیه‏السلام) روز عید فطر در خطبه‏ای این جملات را فرمودند: «أَلَا وَ إِنَّ هَذَا الْیَوْمَ یَوْمٌ جَعَلَ اللَّهُ لَکُمْ عِیداً وَ جَعَلَکُمْ لَهُ أَهْلًا فَاذْکُرُوا اللَّهَ یَذْکُرْکُمْ وَ کَبِّرُوهُ وَ عَظِّمُوهُ وَ سَبِّحُوهُ وَ مَجِّدُوهُ وَ ادْعُوهُ یَسْتَجِبْ لَکُمْ».۲ حضرت راجع به روز عید فطر می‏فرماید درخواست کنید از خدا و دعا کنید و بدانید که این دعاها را خداوند به اجابت می‏رساند و می‏پذیرد. معلوم می‏شود این زمان خاص روی اجابت دعا اثر دارد.

تأثیرعید قربان بر اجابت دعا

عید قربان هم که به آن «عید أضحی» می‏گویند، همین‏طور است. آنجا هم از علی(علیه‏السلام) روایتی است که حضرت فرمود: «سَمِعْتُ رَسُولَ اللَّهِ یَخْطُبُ یَوْمَ النَّحْرِ»؛ یعنی شنیدم که پیغمبر اکرم(صلّی ‏الله‏ علیه‏ و آله‏ و سلّم) در روز عید قربان داشت خطبه می‏خواند؛ «وَ هُوَ یَقُولُ هَذَا یَوْمُ الثَّجِّ وَ الْعَجِّ»؛ بعد خود پیغمبر «ثجّ» و «عجّ» را معنا می‏کنند؛ به «عجّ» که می‏رسند، می‏فرمایند: «وَ الْعَجُّ الدُّعَاءُ فَعِجُّوا إِلَى اللَّهِ»؛ یعنی «عجّ» همان دعا است؛ از خدا درخواست کنید. بعد پیغمبر این جملات را فرمود: «فَوَ الَّذِی نَفْسُ مُحَمَّدٍ بِیَدِهِ لَا یَنْصَرِفُ مِنْ هَذَا الْمَوْضِعِ أَحَدٌ إِلَّا مَغْفُوراً لَهُ».۳ قسم به آن موجودی که جان من در دست او است، کسی از اینجا نمی‏رود مگر اینکه مورد مغفرت خداوند قرار می‏گیرد. معلوم می‏شود دعا در آن روز مؤثر بود.

البته در روایت مربوط به عید فطر، علی (علیه‏السلام) در خطبه‏شان به خود زمان تکیه می‏کند و می‏فرمایند: «أَلَا وَ إِنَّ هَذَا الْیَوْمَ یَوْمٌ جَعَلَ اللَّهُ لَکُمْ عِیداً»؛ و بعد هم می‏فرمایند:«وَ ادْعُوهُ یَسْتَجِبْ لَکُمْ». پس معلوم می‏شود این زمان بر دعا مؤثر است. ولی در اینجا دارد خطبه را در آن روز پیغمبر خواند و بعد فرمود که این روز چنین‏ وچنان است. این روایت با آن روایت در همین جهت عامل «زمان» مشترک است؛ یعنی خود این روزها بر روی دعا مؤثر است. البته در روایت عید قربان، یک موضع و مکان مشخص هم مطرح است. چون حضرت فرمود: «لَا یَنْصَرِفُ مِنْ هَذَا الْمَوْضِعِ أَحَدٌ إِلَّا مَغْفُوراً لَهُ»؛ امّا در روایت عید فطر موضع و مکان مطرح نیست؛ فقط زمان روز عید مطرح شده است.
راجع به مکان ـ‏یعنی عرفات‏ـ ما روایتی داریم که در باب خصوص ماه مبارک رمضان از امام صادق(صلوات‏الله‏علیه) است که حضرت فرمود: «مَنْ لَمْ یُغْفَرْ لَهُ فِی شَهْرِ رَمَضَانَ مَا یُغْفَرُ لَهُ إِلَى قَابِلٍ إِلَّا أَنْ یَشْهَدَ عَرَفَةَ». این روایت را گفته‏اند ظهورش در این است که ـ‏نعوذبالله‏، خدا نکند، خدا برای ما نیاورد‏ـ اگر کسی در ماه مبارک رمضان مورد مغفرت الهی قرار نگرفت، او دیگر در آینده بعید است که مورد مغفرت خدا قرار بگیرد

سرّ نزدیکی دعا به اجابت در عید فطر و قربان

من حالا نکته‏ای را می‏خواستم نسبت به هر دو روایت عرض کنم و آن این است که هر دو روایت مربوط به عید فطر و عید أضحی است که در این دو روز «نماز عید و خطبه» تشریع شده است. چه بسا مسأله این است که در آن روز و آن زمان، توجه به خدا بیشتر است و لذا دعا هم به اجابت نزدیک‏تر است. چون هر دو روایت بخشی از خطبه نماز عید بود؛ هم برای علی (علیه‏السلام)، هم برای پیغمبر اکرم(صلّی ‏الله‏ علیه‏ و آله‏ و سلّم)، هر دو خطبه است. لذا این نکته که در بحث دعا مطرح است که هسته مرکزی دعا از نظر پذیرش که عبارت از توجه داعی به خداوند است را تقویت می‏کند. یعنی هرچه توجه بیشتر باشد، تأثیر دعا هم بیشتر می‏شود. هر دو روایت مربوط به روز عید و خطبه و هنگام نماز عید است. یعنی در دو موقعیتی است که انسان‏ها متوجه خدا هستند؛ چون وقت نماز عید است و اصلاً برای عبادت و نماز و توجه به خدا آنجا جمع شده‏اند. لذا آنچه که در دعا مطرح است و نسبت به اجابت، هسته مرکزی دعا است که همان توجه إلی‏الله‏تعالی است، در هر دو موقعیت فراهم بوده است. می‏خواستم این نکته را بگویم که روز، روز عید بوده و روزی است که نماز عید می‏خواندند و بعد هم خطبه می‏خواندند؛ اصلاً برای نماز و خطبه آنجا جمع شده بودند. لذا در روایتی که برای پیغمبر است، حضرت می‏فرماید: «لَا یَنْصَرِفُ مِنْ هَذَا الْمَوْضِعِ أَحَدٌ إِلَّا مَغْفُوراً لَهُ»؛ کسی از اینجا نمی‏رود و متفرّق نمی‏شود مگر آنکه آمرزیده شده است. یعنی این خصوصیّت «موضع» را هم در این روایت مطرح کرده‏اند.

تأثیر عید مبعث بر اجابت دعا

یکی دیگر از اعیادی که در اسلام بزرگ است، روز مبعث است. یک روایت از امام صادق (صلوات‏ الله‏علیه) است که حضرت فرمودند: «یَوْمُ سَبْعَةٍ وَ عِشْرِینَ مِنْ رَجَبٍ نُبِّئَ فِیهِ رَسُولُ اللَّهِ مَنْ صَلَّى فِیهِ أَیَّ وَقْتٍ شَاءَ اثْنَتَیْ عَشْرَةَ رَکْعَةً»؛ در روز بیست و هفتم ماه رجب که روز مبعث پیغمبر اکرم(صلّی ‏الله‏ علیه‏ و آله‏ و سلّم) است، هرکس در هر وقت آن روز دوازده رکعت نماز بخواند؛ «ثُمَّ یَقُولُ اللَّهُ اللَّهُ رَبِّی لَا أُشْرِکُ بِهِ شَیْئاً أَرْبَعَ مَرَّاتٍ»؛ بعد هم چهار مرتبه این جمله را بگوید؛ «ثُمَّ یَدْعُو فَلَا یَدْعُو بِشَیْ‏ءٍ إِلَّا اسْتُجِیبَ لَهُ فِی کُلِّ حَاجَةٍ».۴ بعد دعا کند، این‏طور نیست که دعایی کند مگر اینکه به اجابت می‏رسد؛ نسبت به هر حاجت مشروعی که داشته باشد.

در اینجا دوباره زمان را مطرح کرده است؛ فرمود: «أَیَّ وَقْتٍ»؛ یعنی هر وقت از این روز که بخواهد؛ چه صبح باشد، چه بعد از ظهر باشد. بعد هم دقت کنید که اینجا هم نماز مطرح است. اوّل می‏فرماید دوازده رکعت نماز بخواند، بعد دعا کند. در آن دو مورد قبلی چون عید أضحی و عید فطر خودش نماز داشت، دیگر نماز جداگانه‏ای مطرح نبود. آنجا خطبه هم داشت؛ ولی اینجا نه، روز مبعث نماز ندارد. لذا می‏گوید دوازده رکعت نماز بخواند و بعد دعا کند. دوباره این همان نکته‏ای است که من در بحث دعا گفتم و آن این است که مسأله بر محور همان توجه عبد به ربّ است. اوّل بهترین عملی که کُرنش و پرستش نسبت به معبود است را انجام بده، و بعد از او درخواست کن.

تأثیر روز عرفه بر اجابت دعا

ما روایات بسیار زیادی داریم که در آن، زمان‏ها را مطرح کرده‏اند و این زمان‏هایی که ما تا حالا گفتیم را ردیف کرده‏اند که یک مجموعه است. در بین زمان‏هایی که مطرح شده، غیر از این سه عیدی که من عرض کردم ـ‏یعنی عید فطر و عید أضحی و عید مبعث‏ـ روز خاص دیگری هم هست که «روز عرفه» است و درباره آن خیلی روایت داریم که این زمان هم بر روی دعا مؤثر است. روایات متعددی داریم که من فقط به یکی دو مورد اشاره می‏کنم. روایتی از پیغمبر اکرم(صلّی ‏الله‏ علیه‏ و آله‏ و سلّم) است که حضرت فرمودند: «أفْضَلُ الدُّعَاءِ دُعَاءُ یَومِ الْعَرَفَةِ».۵ روایت خیلی کوتاه و گویا است. بافضیلت‏ترین دعاها، دعای روز عرفه است.

هم زمان، هم مکان

در اینجا من مسأله‏ای را مطرح کنم؛ یک بحث تأثیر زمان روی اجابت دعا است، یک بحث تأثیر مکان بر روی دعا از نظر اجابت است. البته من حالا نمی‏رسم وارد این بحث شوم؛ امّا این یک مورد را اشاره می‏کنم. خود روز «عرفه»، یعنی این زمان در اجابت دعا مؤثر است؛ امّا نسبت به اجابت دعا در «عرفات» هم روایاتی داریم که این مکان را مطرح کرده است. پس ما یک زمان داریم که می‏گوییم «عرفه» و یک مکان داریم که عبارت است از «عرفات»، به اعتبار اینکه حجّاج به آن زمین می‏روند. هم زمان مؤثر است و هم مکان مؤثر است. مثل این می‏ماند که بگویی لیله قدر مؤثر است؛ مسجد هم مؤثر است. ما در روایات نسبت به مکان‏ها داریم که مسجد، مکان مؤثر در اجابت است. روایاتی داریم که اگر کسی حاجتی داشته باشد، وضو بگیرد و برود در مسجد دو رکعت نماز بخواند. می‏خواستم این را عرض کنم که یک‏وقت این‏ها با هم خَلط نشود. هم زمان مؤثر است، هم مکان مؤثر است که مکان خودش بحث دیگری دارد که بعداً عرض می‏کنم.
حضرت علی (علیه السلام) راجع به روز عید فطر می‏فرماید: درخواست کنید از خدا و دعا کنید و بدانید که این دعاها را خداوند به اجابت می‏رساند و می‏پذیرد. معلوم می‏شود این زمان خاص روی اجابت دعا اثر دارد

هم عرفه، هم عرفات!

در خصوص «عرفه»، چون مسأله مکان در ذهن‏ها بوده، چه بسا بعضی‏ها یکباره به ذهنشان می‏آمده که این عرفه‏ای که در روایت وارد شده، نکند همان مسأله دعا در عرفات باشد؛ لذا من روایتی را می‏خوانم که می‏گوید نه، مسأله این نیست؛ اینجا تکیه روی «زمان» است و «مکان» را نمی‏خواهد مطرح کند. بحث مکان، بحث جداگانه‏ای است. من می‏خواستم این را تفکیک کنم. در یک روایتی است از علی(علیه‏السلام) که حضرت فرمود: «لَا عَرَفَةَ إِلَّا بِمَکَّةَ وَ لَا بَأْسَ بِأَنْ یَجْتَمِعُوا فِی الْأَمْصَارِ یَوْمَ عَرَفَةَ یَدْعُونَ اللَّهَ عَزَّوَجَلَّ».۶ آن‏هایی که طلبه هستند خوب حرف‏های من را گوش کنند تا اینها را بتوانند تفکیک کنند. ببینید حضرت چقدر زیبا جداسازی کردند؛ می‏فرماید اشکالی ندارد که در شهرهای دیگر هم که هستید، روز عرفه جمع شوید و دعا بخوانید. «لَا عَرَفَةَ إِلَّا بِمَکَّةَ»؛ ما در دنیا چند جا عرفات نداریم؛ یک‏جا داریم آن هم پشت مکّه است. آنجا زمین عرفات است. امّا «لَا بَأْسَ بِأَنْ یَجْتَمِعُوا فِی الْأَمْصَارِ یَوْمَ عَرَفَةَ یَدْعُونَ اللَّهَ عَزَّوَجَلَّ». یعنی درست است که «عرفات» فقط یک‏جا است؛ ولی شما «روز عرفه» در جاهای دیگر جمع شوید و دعا کنید. چقدر زیبا این‏ها را از هم جداسازی می‏کنند که زمان خودش مؤثر است و تأثیرش غیر تأثیر مکان است.

هرکس در ماه رمضان مورد مغفرت واقع نشود…

راجع به مکان ـ‏یعنی عرفات‏ـ ما روایتی داریم که در باب خصوص ماه مبارک رمضان از امام صادق(صلوات‏الله‏علیه) است که حضرت فرمود: «مَنْ لَمْ یُغْفَرْ لَهُ فِی شَهْرِ رَمَضَانَ مَا یُغْفَرُ لَهُ إِلَى قَابِلٍ إِلَّا أَنْ یَشْهَدَ عَرَفَةَ».۷ این روایت را گفته‏اند ظهورش در این است که ـ‏نعوذبالله‏، خدا نکند، خدا برای ما نیاورد‏ـ اگر کسی در ماه مبارک رمضان مورد مغفرت الهی قرار نگرفت، او دیگر در آینده بعید است که مورد مغفرت خدا قرار بگیرد. چون بهترین زمان‏ها این زمان بود. یعنی ماه رمضان برای اینکه انسان مشمول مغفرت الهی قرار بگیرد، بهترین زمان بود. حالا اگر کسی در این زمان مورد مغفرت واقع نشد، او دیگر در آینده مورد مغفرت قرار نخواهد گرفت، مگر اینکه عرفه را درک کند؛ «إِلَّا أَنْ یَشْهَدَ عَرَفَةَ».

اینجا از نظر طلبگی دو احتمال وجود دارد؛ احتمال اوّل این است که «إِلَّا أَنْ یَشْهَدَ عَرَفَةَ» یعنی «روز عرفه»؛ چون قبلش زمان مطرح است و بحث بر سر ماه مبارک رمضان است که خودش زمان است. احتمال دوم این است که منظور از «إِلَّا أَنْ یَشْهَدَ عَرَفَةَ» این باشد که مگر اینکه این موفق شود به «عرفات» برود؛ یعنی احتمال مکان را مطرح کرده‏اند. البته اگر عرفات هم مراد باشد، این‏طور نیست که هر روزی که خواست به عرفات برود؛ بلکه آن هم مربوط به «روز عرفه» است. غرضم این بود که یکی از زمان‏هایی که اثرگذار است روی اجابت دعا و روایات بسیار هم راجع به آن داریم، روز عرفه است.

پنج شب مخصوص دعا

روایاتی هم که بین این‏ها را جمع کرده زیاد داریم؛ یک روایت از پیغمبر اکرم(صلّی ‏الله‏ علیه‏ و آله‏ و سلّم) است که فرمودند: «خَمْسُ لَیَالٍ لَا تُرَدُّ فِیهِنَّ الدَّعْوَ?ُ أوَّلُ لَیْلَ?ٍ مِنْ رَجَبٍ وَ لَیْلَةُ نِصفٍ مِنْ شَعْبَانَ وَ لَیْلَ?ُ الْجُمُعَ?ِ وَ لَیْلَ?ُ الْفِطْرِ وَ لَیْلَ?ُ النَّحْرِ». (پنج شب است که دعا در آنها رد نمی شود: شب اول رجب، شب نیمه شعبان، شب جمعه، شب عید فطر و شب عید قربان)

یعنی همین‏هایی که ما همه را قبلاً گفتیم. ما روایات زیادی داریم که این زمان‏ها را یک‏جا جمع کرده‏اند. البته در یکی چهار مورد دارد، یکی پنج مورد دارد. این روایت پنج مورد در آن مطرح شده بود که ما اینها را یکی‏یکی بررسی کردیم. این مربوط به زمان‏ها بود. آن وقت مکان‏ها را هم ما داریم و روایاتی که مسأله مکان‏ها را مطرح کرده است. حالا اگر شد من یک جلسه مکان‏ها را هم مختصراً بررسی می‏کنم. چون من به اصل بحثم که می‏خواستم بروم سراغ دعاهای مأثور نرسیدم. آنچه تا اینجا گفته‏ایم به طور کلّی نسبت به دعاهای غیرمأثور بود. دعاهای غیرمأثور یعنی آن دعاهایی که خودمان از خدا می‏خواهیم حاجت‏هایمان را طلب کنیم. این بحث ما تا اینجا این بود. تا بعد إن‏شاءالله برویم سراغ مکان‏ها و من یک مقداری راجع به آن‏ها هم صحبت کنم و بعد هم اگر موفق شوم، می‏روم سراغ مسأله دعاهای مأثور که در آنجا یک بحث لطیفی هست که إن‏شاءالله وارد آن بحث می‏شوم.

tebyan.net

………………………………………………………………………….
۴ ذکر با خواص شگفت انگیز

امام صادق علیه السّلام می فرماید: «در شگفتم برای کسی که از چهارچیز بیم دارد، چگونه به چهار چیز پناه نمی برد؟

در شگفتم برای کسی که ترس بر او غلبه کرده، چگونه به ذکر حَسبُنَا الله وَ نِعمَ الوَکیل پناه نمی برد؟ زیرا به تحقیق شنیدم که خداوند عزّوجلّ به دنبال ذکر یاد شده فرمود: پس (آن کسانی که به عزم جهاد خارج گشتند و تخویف شیاطین در آنها اثر نکرد و به ذکر فوق تمسک جستند) همراه با نعمتی از جانب خداوند (عافیت) و چیزی زائد بر آن (سود در تجارت) بازگشتند و هیچ گونه بدی به آنان نرسید.

و در شگفتم برای کسی که اندوهیگن است، چگونه به ذکر لا اله الاّ اَنتَ سُبحانَکَ إنّی کُنتُ مِنَ الظّالِمینَ پناه نمی برد؟ زیرا به تحقیق شنیدم که خداوند عزوجل به دنبال ذکر فوق فرمود: پس ما (یونس را در اثر تمسک به ذکر یاد شده) از اندوه نجات دادیم و همین گونه مؤمنین را نجات می بخشیم.

و در شگفتم برای کسی که مورد مکر و حیله واقع شده، چگونه به ذکر أُفَوِّضُ اَمری إلَی اللهِ إنَّ اللهَ بَصیرٌ بِالعِبادِ پناه نمی برد؟ زیرا به تحقیق شنیدم که خداوند عزوجل به دنبال ذکر فوق فرمود: پس خداوند (موسی را در اثر ذکر یاد شده) از شر و مکر فرعونیان مصون داشت.

و در شگفتم برای کسی که طالب دنیا و زیبایی های دنیاست، چگونه به ذکر «ما شاءَ الله لا قُوَّةَ اِلّا بِاللهِ» پناه نمی برد؟ زیرا به تحقیق شنیدم که خداوند عزوجل بعد از ذکر یاد شده (از زبان مردی که فاقد نعمت های دنیوی بود، خطاب به مردی که از آن نعمت بهره مند بود) فرمود: اگر تو مرا به مال و فرزند کمتر از خود می دانی، پس امید است خداوند مرا بهتر از باغ تو بدهد …».

منبع: داستان هایی از یاد خدا، ص۴۵-۴۶.





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
فرهاد اسدی جرجافکی
جمعه 21 تیر 1392
روزی سقراط حکیم مردی را دید که خیلی ناراحت و بود.

علت ناراحتی اش را پرسید. شخص پاسخ داد :

در راه که می آمدم یکی از آشنایان را دیدم. سلام کردم جواب نداد و با بی اعتنایی و خودخواهی گذشت و رفت و من از این طرز رفتار او خیلی رنجیدم.

سقراط گفت : چرا رنجیدی ؟

مرد با تعجب گفت: خوب معلوم است که چنین رفتاری ناراحت کننده است.

سقراط پرسید : اگر در راه کسی را می دیدی که به زمین افتاده و از درد به خود می پیچد.

آیا از دست او دلخور و رنجیده می شدی ؟

مرد گفت : مسلم است که هرگز دلخور نمی شدم. آدم از بیمار بودن کسی دلخور نمی شود.

سقراط پرسید: به جای دلخوری چه احساسی می یافتی و چه می کردی؟

مرد جواب داد : احساس دلسوزی و شفقت و سعی می کردم طبیب یا دارویی به او برسانم.

سقراط گفت : همه این کارها را به خاطر آن می کردی که او را بیمار می دانستی،‌آیا کسی که رفتارش نا درست است، روانش بیمار نیست ؟

بیماری فکری و روان نامش "غفلت" است. و باید به جای دلخوری و رنجش نسبت به کسی که بدی می کند و غافل است دل سوزاند و کمک کرد.

پس از دست هیچ کس دلخور مشو و کینه به دل مگیر.

بدان که هر وقت کسی بدی می کند در آن لحظه بیمار است.





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
فرهاد اسدی جرجافکی
شنبه 15 تیر 1392
دختران امروزی استقلال‌طلب هستند یعنی با درنظر گرفتن همه شرایط از جمله مهریه‌های سنگین و حق طلاق و... باز هم دنبال استقلال هستند و حاضر نیستند زیر سایه هیچ‌كسی باشند چه پدر ،چه مادر، چه همسر و چه بچه... .
میگنا - این‌بار میان مطالب پروفسور باهر، این عنوان را برای گپ‌زدن انتخاب كردیم: «دختران ناجنس، پسران بدجنس» توصیه می‌كنیم برای شناخت بهتر دختران و پسران امروز و رفع بسیاری از مشكلات در ارتباط با آنها، حتما این مطلب را بخوانید.

اتاق كار پروفسور باهر پر از دست‌نوشته‌ها و مقاله‌هایی است كه با دیدن عناوین آنها شگفت‌زده می‌شوید البته جست و جو میان این كاغذها كاری بسیار دشوار است و پروفسور با تهیه فهرستی از مطالب كار مخاطبانش را راحت كرده است.

 این‌بار میان مطالب پروفسور باهر، این عنوان را برای گپ‌زدن انتخاب كردیم: «دختران ناجنس، پسران بدجنس» توصیه می‌كنیم برای شناخت بهتر دختران و پسران امروز و رفع بسیاری از مشكلات در ارتباط با آنها، حتما این مطلب را بخوانید.

تعریف اولیه من‌ از دختران در حال گذار

 ابتدا باید بگویم این اصطلاح «ناجنسی» دختران مودبانه كلمه بدجنسی است كه در جامعه استفاده می‌شود و بسیار هم كاربرد دارد و در كنار كلمه ناجنس به كار می‌رود. به همین دلیل است كه از این 2 واژه برای شرح و توضیح نابسامانی‌های رفتاری و اخلاقی هر 2 جنس استفاده می‌شود.

عوامل متعددی باعث شده كه طی 30 سال اخیر دختران به‌صورت جهشی تغییرات عمده ای داشته باشند و همین تغییرات باعث شده توقع دختران بیشتر شود. این موارد بین دختران جامعه بزرگی مثل تهران و در سطوح و لایه های مختلف اجتماعی، فرهنگی و تحصیلاتی قابل رویت است و شاید بتوان آن را به دیگر مناطق نیز تعمیم داد و با بررسی و آسیب‌شناسی بتوان از بروز و تكرار نابسامانی‌ها در آن مناطق جلوگیری كرد.

قبل از اینكه باعث به‌وجود آمدن حسادت بین همكاران‌تان شوید، رئیس رفتار خودتان باشید و حرفی نزنید كه دیگران را با آن تحریك و عصبانی كنید .

دختران

آموزش عالی

 سواد و تحصیلات دانشگاهی در مقایسه با سال‌های قبل و همچنین قبل از انقلاب رشد بسیار فزاینده‌ای داشته‌ است. در حال حاضر متوسط سواد در دختران شهرنشین لیسانس است در حالی‌كه در قبل تحصیل تا پایان مقطع دبستان بالاترین میزان بود.

تغییرات چشمگیر

 در مقایسه آماری، تعداد دختران نیز تغییر داشته است. اگر كیفیت را با مواردی چون سلیقه و سواد و آگاهی‌های عمومی و درك و فهم تعریف كنیم در همه این موارد دختران تغییرات چشمگیری با هم‌نوعان خود در سال‌های قبل دارند.

توقعات بالا

 یكی از دلایلی كه باعث شده دختران دیر و خیلی كم ازدواج كنند توقعات بالا و زیاده‌خواهی‌های آنان است كه بر تمام تصمیم‌گیری‌های‌شان تاثیر گذاشته است. قبلا دختران می‌گفتند هرچه پدر و مادرم بگویند یا خدا بزرگ است و من چیز زیادی نمی خواهم ولی در این دوران دختران خواسته‌های‌شان را اعلام می‌كنند و می‌خواهند و براساس آن تصمیم می‌گیرند یعنی تنها تامین مادی از طرف یك مرد برای‌شان ملاك نیست و انواع و اقسام خواسته‌ها و نیاز های مختلفی كه دارند را بیان می‌كنند و در ازدواج به‌دنبال برطرف كردن‌شان هستند.

شغل‌یابی

 موقعیت های شغلی دختران در مقایسه با سال های گذشته تفاوت‌های آشكاری پیدا كرده است. در گذشته دختران عموما یا كار نمی‌كردند یا كارهایی در حیطه خانه انجام می‌دادند و كمتر دختری خارج از خانه كار می‌كرد ولی امروزه دختران علاوه بر انجام امور منزل عموما خارج از خانه به‌دنبال كار هستند و به راحتی هم جذب بازار كار می‌شوند.

در جامعه امروزی می‌بینیم كه دختران به كار كردن مشتاق‌تر هستند و توفیقات‌شان در كاریابی و پیشرفت كاری هم بیشتر است.

سن دخترانگی (اصطلاح باهری...)

 منظور از این سن، سنی است كه دختران را بالغ و عاقل فرض می‌كردند؛ این سن نیز 10 تا 15 سال تفاوت پیدا كرده است؛ به این معنی كه در گذشته یك دختر 15 ساله را به‌عنوان یك دختر خانم كامل معرفی می‌كردند كه آمادگی ازدواج داشت و اگر در این سن ازدواج نمی‌كرد و مثلا 20 ساله می‌شد می‌گفتند كه ترشیده و دیگر شوهری پیدا نخواهد كرد ولی امروزه اگر بخواهند یك دختر 20 ساله را شوهر بدهند همه می‌گویند چرا به این زودی و مگر عجله دارید و...

سن مناسب و متعارف برای ازدواج كه میانگینش در گذشته 15 بود الان به 25 سال رسیده است. به همین دلیل سن دخترانگی بالا رفته است.

زنان مدیر

در سطوح میانی مدیریتی، حضور زنان خیلی بیشتر از گذشته شده است و این یعنی خانم‌های جوان توانسته‌اند از محدوده‌های ممنوعه كه در گذشته وجود داشته عبور كنند.

كمیت

 تعداد زنان و دختران جوان براساس آمار و مشاهدات نسبت به سال‌های گذشته بالا رفته و افزایش داشته است و این افزایش نه تنها نسبت به تعداد دختران در سال‌های قبل بوده بلكه در مقایسه با پسران نیز این افزایش چشمگیر است.

ارتباطات گسترده

 ارتباطات اجتماعی دختران در جامعه امروز بیشتر شده است؛ در جامعه امروز ارتباط با جنس مخالف هم بیشتر از گذشته شده است مثل حضور در دانشگاه و محیط‌های كاری و ... و طبق آخرین آماری هم كه اعلام شده 80 درصد از دختران دبیرستانی دوست پسر دارند. شاید بتوان گفت دختران جوان در این دوره آزادی‌های اجتماعی بیشتری می‌خواهند.

استقلال‌طلبی

 دختران امروزی استقلال‌طلب هستند یعنی با درنظر گرفتن همه شرایط از جمله مهریه‌های سنگین و حق طلاق و... باز هم دنبال استقلال هستند و حاضر نیستند زیر سایه هیچ‌كسی باشند چه پدر ،چه مادر، چه همسر و چه بچه... .

توصیه‌های كاربردی

 اولین اولویت این است كه جوان، شناخته شود. با شناخت درست از نیازها و خواست‌های او می‌توان تصمیمات درستی گرفت. باید برای جوانان زمینه فعالیت‌های تولیدی فراهم شود تا از انرژی مازاد او، بهره‌برداری مناسبی صورت بگیرد. جوان اگر مولد نباشد، مخرب می‌شود.

باید برای جوانان آزادی‌های مشروع و مشروطی درنظر گرفت كه اختیار انتخاب آن هم باید متناسب با شرایط بومی، اقلیمی و فرهنگی جوانان هر شهر، استان یا... باشد نه اینكه یك تصمیم مركزی گرفته شود و بخواهند آن را در تمام نقاط و در هر شرایطی اجرا كنند.‌حتی مجریان و محافظان این آزادی‌ها هم باید با شرایط جامعه هماهنگ باشند تا برداشت‌های متفاوت باعث ایجاد اختلاف و ناهماهنگی نشود.

باید گفت ضربه‌های فرهنگی كه ممكن است از طریق اجرای غلط و ناصحیح قوانین انضباطی و محدودیتی به جامعه جوان وارد شود به‌مراتب از ضربه‌های تهاجم فرهنگی و تحریم های اقتصادی و... مخرب‌تر

پسرها بلافاصله بعد از اولین آشنایی با یك دختر حتی در حد رابطه دوستی و همكاری، بلافاصله خانواده را فراموش می‌كنند و كاملا به طرف او تمایل پیدا می‌كنند ولی دختران همدلی و وابستگی بیشتری به خانواده دارند.

و كشنده‌تر خواهد بود. پس وضع قوانین، یك طرف قضیه است و نحوه اجرا و صیانت از آن، بعد دیگر قضیه. بنابراین اگر بنیان های اجرایی و اعتقادی‌مان محكم باشد نباید نگران تلاش‌های دیگران باشیم.

پسران

بی‌خردی

خرد به معنای قدرت تمییز و تشخیص بین پسران به‌شدت كاهش یافته است. در مقایسه پسران گذشته با پسران امروزی در سنین مثلا فوق لیسانس این تفاوت فاحش است.

در گذشته در این سن هم فعالیت بیشتر بود، هم كسب درآمد، هم شعور و فهم اجتماعی و هم انگیزه. نسل امروز هوشمندی و ضریب هوشی بالاتری نسبت به نسل گذشته دارند ولی خردشان كمتر و قدرت تحلیل‌شان ضعیف‌تر است. برای مثال در مواجهه و هم كلامی با یك دانشجوی ممتاز در مقطع فوق لیسانس اگر در زمینه‌هایی خارج از حیطه تخصصی دانشگاهی بحث كنید، بسیاری از سوالات‌تان بی‌جواب می‌ماند یعنی اگر میلیمتری از چارچوب كتاب های دانشگاهی خارج شوی نمی‌تواند پاسخ بدهد و این خیلی سخت و مشكل است كه آدم ببیند این نسل اینگونه از داخل تهی و پوچ می‌شود.

شادی سطحی

 شادی بین پسران ذاتی نیست. خنده‌ها و صداهای بلند بیشتر حالت هیستریك دارد و تحت تاثیر استفاده از مواد محرك یا مخدر است. در فضا های عمومی و پارك‌ها شاهد هستیم كه پسران خیلی قهقهه می‌زنند و به ظاهر شادند ولی گفت‌وگو‌ها و خوشی‌های بین آنها كم محتوا، مبتذل و پوچ است. مثلا ساعت‌ها در باره یك سوسك كه پیدا كرده‌اند حرف می‌زنند و می‌خندند. حرف‌های پرمحتوایی برای گفت‌وگو ندارند.

ناآگاهی از مسائل روز

 پسران امروز نسبت به فرهنگ و تمدن ایران ناآگاه و بی‌تفاوت شده‌اند. نه تنها از مسائل روز بی‌اطلاع هستند بلكه از مسائل دیروز هم بی اطلاعند. برای مثال اگر بپرسید خواجه عبدالله انصاری چه كسی است؟ فقط لبخندی احمقانه تحویلت می‌دهند بدون آنكه فكر كنند یا بخواهند او را بشناسند. درحالی‌كه خواجه عبدالله انصاری فرد بسیار بزرگی است و حداقل یك ایرانی باید او را به‌عنوان یك فیلسوف و دانشمند ایرانی بشناسد.

درآمدهای كم

پسران امروزی یا درآمدهای بسیار پایینی دارند یا اصلا درآمدی ندارند و همچنان وابسته به درآمد پدر و مادر هستند. در مقایسه با دختران می‌بینیم كه كمتر فكر كار هستند چون دختران با كارهای متوسط، با حداقل حقوق 400 تا 500 هزار تومان هم راضی می‌شوند تا ادامه بدهند ولی پسران با این درآمد حاضر نیستند كار كنند یا اگر هم كار كنند این میزان درآمد برای‌شان كافی نیست.

نبود وابستگی به خانواده

 پسرها بلافاصله بعد از اولین آشنایی با یك دختر حتی در حد رابطه دوستی و همكاری، بلافاصله خانواده را فراموش می‌كنند و كاملا به طرف او تمایل پیدا می‌كنند ولی دختران همدلی و وابستگی بیشتری به خانواده دارند.

پشت میز نشینی

 پسران علاقه‌مندند كه بلافاصله بعد از اتمام دانشگاه شغلی در حد مدیر و مدیر كل داشته باشند تا راضی باشند ولی دختران در سطوح مختلف مشغول به كار می‌شوند.

كاهش انگیزه

 انگیزه های پسران به‌صورت عمومی كاهش پیدا كرده است و این بی انگیزگی یا كم‌انگیزگی به‌صورت اپیدمی میان پسران افزایش یافته است.

موضوعی كه باید نگرانش بود

 می‌توان گفت فرار مغزها اتفاق می‌افتاد یعنی افراد مستعد و هوشمند برای ادامه تحصیل به خارج از كشور می‌رفتند و بعد از اتمام تحصیلات به ایران بر می‌گشتند و زندگی و خانواده ای فراهم می‌كردند ولی امروزه شاهد هستیم كه افراد مختلف از سطوح مختلف اجتماعی، سیاسی، فرهنگی، ورزشی و... به محض رسیدن به‌مراتب بالای اجتماعی و موفقیت به خارج از كشور مهاجرت می‌كنند و دیگر به كشور برنمی‌گردند. در این زمان است كه ژن عامل موفقیت تحصیلی، ورزشی و...میگناirكه از پدر به پسر و نسل بعدی رسیده بود این بار از كشور خارج می‌شود بدون آنكه دنباله و ادامه‌ای داشته باشد. اینجاست كه باید نگران بود. حالا اگر نسل فرهیخته و موفق از این جمع نیز خارج شوند و باقی‌مانده هم كاری برای ارتقای فرهنگ و دانش خود نكنند چه اتفاقی می‌افتد؟ بالاترین خسارتی كه می‌توانیم از آن نام ببریم همین فرار مغزها و در نهایت آن فرار ژن‌هاست كه اتفاق می‌افتد.

ناجنسی دختران و بدجنسی پسران...

 ناجنسی دختران یعنی اینكه توقعات دختران زیاد شده، «آی‌کیو» در آنها به‌صورت جهشی افزایش یافته و بالطبع از نظر ژنتیك شاید بشود گفت X X (علائم ژنتیك) عامل زن بودن كه همان كروموزوم‌های X است هم كوچك‌تر شده‌اند و این یعنی بعد زنانگی‌شان كم شده است. زنی كه در گذشته برایش شعر می‌گفتند و به خال لبش جنگ‌ها و فتح‌ها می‌كردند به‌نظرم امروز شاید وجود نداشته باشد... نه تنها از طرف پسران این اتفاق نمی‌افتد بلكه از طرف دختران هم شما این طنازی و ملاحت را نمی بینید.

این كوچك شدن X را من به ناجنسی دختران ترجمه می‌كنم و گاهی در میان صحبت‌های‌شان می‌شنویم كه می‌گویند: «ما خودمان یه پا مردیم و غافل از اینكه در این دوره و زمانه 2 پا مرد هم به كار نمی‌آید.» پسرها هم به‌صورت نسبی توفیقات كمتری دارند و افت كرده‌اند و X و Y كه نشانه مرد بودن است دچار نقصان شده به این شكل كه Y كه نشانه و علامت مردانگی است كوچك شده و X به‌عنوان نماد و نشانه زن بودن بزرگ‌تر شده است، به معنایی دیگر تمایلات زنانه در آنها بیشتر شده است و بالطبع جنس‌شان بد شده و همان اصطلاحی كه به‌عنوان بدجنس به كار می‌بریم در این مورد معنا پیدا می‌كند، مثل گلابی كه به‌ظاهر،رنگ و بوی گلابی دارد ولی وقتی گاز می‌زنیم طعم میوه به را دارد.

در یك جمع‌بندی می‌توانم بگویم كه زن ما از پله زنانگی یك پله بالاتر و مرد ما هم از جایگاه مردانگی یك پله پایین‌تر آمده است. به این ترتیب در این فرآیند نه زن، زن است و نه مرد، مرد!

صعود دختران

 شاید بتوان این فاكتورها را به نمادهای بورسی دختران تشبیه كرد كه همه صعود داشته‌اند و باعث ارتقای موقعیت اجتماعی و نوسانات رفتاری آنها شده‌اند. در مقابل این نوسانات و تغییرات، پسران نیز بی‌تغییر نمانده‌اند؛ كمیت پسران نسبت به قبل و در مقایسه با دختران رو به كاهش است. با هر تعریفی كه از كیفیت داشته باشید مثل سواد، معرفت، توانایی‌ها و... كیفیت پسران كاهش پیدا كرده است.

قیچی تفاوت‌ها

 توفیقات دختران خیلی بیشتر از حد انتظار و بیش‌ازحد قابل‌پیش‌بینی بوده است و در مقابل ناكامی‌ها و بی توفیقی پسران نیز بی‌اندازه و غیرقابل چشم‌پوشی است. این كامیابی‌ها و این ناكامی‌ها هردو، مثل 2 تیغه تیز قیچی عمل می‌كنند كه رشته ارتباط مناسب اجتماعی و تعامل تاثیرگذار را قیچی می‌كند و نمی‌گذارد كه این 2 بخش ارتباط و دوستی داشته باشند و این است كه روابط و تعاملات‌شان دائم با چالش روبه‌رو می‌شود.

همین باعث ایجاد انواع و اقسام مسائل مختلف می‌شود مثل اعتیاد، خانه‌های مجردی، ارتباط‌ها ی متعدد و... . خیلی از معضلات و نابسامانی‌هایی كه امروز در جامعه شاهد آن هستیم به دلیل آن است كه ما مسئله را حل نكرده‌ایم و حالا نوبت مسئله است كه ما را منحل كند.




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
فرهاد اسدی جرجافکی
شنبه 8 تیر 1392
مسئولیت‌پذیری را به فرزندان خود بیاموزید. کودکانی که سعی می‌کنند از زیر بار مسئولیت شانه خالی کنند دیر یا زود شکست می‌خورد. یک «پدر مهربان» باید مطمئن شود که فرزندش می‌داند چگونه به اعترافاتش اشتباه کند، آنها را تصحیح کرده و رو به جلو حرکت کند.
پدر بودن بدین معناست که دوست داشته باشید فردی بخشنده باشید و مطمئن شوید که فرزندانتان از هر نظر تامین هستند.

اما به عنوان یک پدر دلسوز همواره این نکته را در نظر داشته باشید بهترین کاری که می‌توانید برای فرزندانتان بکنید، تنها مسایل مالی و انتخاب بهترین مدرسه برای آنها نیست بلکه از اینها مهمتر فراهم آوردن چارچوبی است که کودکان بتوانند در آن به خوبی رشد کرده و تا حد امکان بهترین باشند.

شما بعنوان یک «پدر مهربان و دلسوز» موظف هستید شرایطی را برای کودکان خود فراهم سازید که این فرصت را برای رشد سالم جسمی و روانی به آنها بدهد.

به گزارش ایسنا به نقل از پایگاه اینترنتی «آل‌پرودد»، در این مقاله 10 مورد از مهمترین وظایف و کارهایی که یک پدر می‌تواند برای کمک به رشد و اعتلای فرزندش انجام دهد، عنوان شده که به شرح زیر است:

1- یک پدر مهربان، نه تنها فرزندانش را دوست دارد بلکه عاشق همسرش نیز هست. این نکته بسیار کلیدی، مهمترین نقش پدران در مقابل خانواده و فرزندانشان است. پس بدون هیچ قید و شرطی به همسرتان عشق بورزید چون این احساس مثبت بیش از هر کار دیگری می‌تواند به نفع فرزندان شما باشد و به زندگی آنها معنا دهد.

2- بدون قید و شرط به فرزندانتان عشق بورزید و مطمئن شوید که فرزندانتان می‌دانند که دوستشان دارید. حس دوست داشتن آنها را پیچیده نکنید. عشق ورزیدن بدون شرط هرگز باعث بروز رفتارهای ناهنجار در فرزندان شما نمی‌شود. در حقیقت کودکانی که در سایه عشق پدرانشان احساس امنیت می‌کنند، کمتر رفتارهای هیجانی از خود بروز می‌دهند.

3- رشد کنید. شاید فکر می‌کنید رشد کردن فقط برای کودکان است اما اشتباه می‌کنید چون پدران هم باید رشد کنند. در حقیقت کودکان به فردی احتیاج دارند که به همه چیز فکر می‌کند، تصمیمات دشوار می‌گیرد و در زندگی مسئولیت‌پذیر است. در واقع آنها فردی را می‌خواهند که بتوانند روی او حساب کنند.

4- در کنار فرزندانتان باشید و برایشان وقت بگذارید. اختصاص دادن «وقت مفید» به کودکان بسیار سودمند و ضروری است اما «وقت غیرمفید» هیچ نکته مثبتی به همراه نخواهد داشت.میگناirپس برای خود فرصتی فراهم کنید که با کودکانتان وقت بگذرانید و بدانید که همه مردم به یک اندازه یعنی 24 ساعت در شبانه روز وقت دارند اما نکته مهم برنامه‌ریزی مناسب برای این زمان و اهمیت دادن به فرزندان است.

5- فرزندانتان را تامین کنید. مهمترین نیازهای فرزندان که باید تامین شوند شامل فراهم کردن یک خانه آرام و با محیطی باثبات، عشق ورزیدن و محبت کردن، تامین نیازهای مادی و بودن در کنار اعضای خانواده هستند.

6- در مقابل کودکان باانضباط رفتار کنید. کودکان همیشه ارزش نظم و مقررات عادلانه، مسئولانه و مملو از عشق را می‌دانند. این یک رابطه منطقی است. بدون تعریف حد و مرزهای مشخص و معین، رشد و بلوغ معقولانه فرزندان بسیار دشوار خواهد بود.

7- برای تحصیلات ارزش قائل شوید. فقط برای کودکان کتاب نخوانید بلکه با آنها کتاب بخوانید. سعی نکنید فقط از نمره‌هایشان ابراز خرسندی کنید بلکه تلاش‌ کنید در انجام تکالیف درسی آنها نیز مشارکت داشته باشید. فقط درباره یادگیری حرف نزنید بلکه در یادگیری با آنها همراه شوید.

8- فرزندان را برای تشکیل زندگی آماده کنید. یکی از وظایف مهم یک پدر دلسوز این است که برای فرزندان خود شرایط را به منظور ترک خانه به قصد ازدواج و تشکیل خانواده فراهم سازد.

9- مسئولیت‌پذیری را به فرزندان خود بیاموزید. کودکانی که سعی می‌کنند از زیر بار مسئولیت شانه خالی کنند دیر یا زود شکست می‌خورد. یک «پدر مهربان» باید مطمئن شود که فرزندش می‌داند چگونه به اعترافاتش اشتباه کند، آنها را تصحیح کرده و رو به جلو حرکت کند.

10- به آنها یاد بدهید زندگی را دوست داشته باشند. بهترین چیزی که خوشحالی کودکان را تضمین می‌کند، خوشحالی والدین آنها است.

اگر یاد بگیریم چگونه عاشق زندگی باشیم در نتیجه این هدیه بزرگ را به کودکانمان نیز خواهیم بخشید. در نتیجه آنها کاملا از زندگی خود راضی خواهند بود.




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
فرهاد اسدی جرجافکی
شنبه 18 خرداد 1392
یک روز آموزگار از دانش آموزانی که در کلاس بودند، پرسید:

آیا می توانید راهی غیرتکراری برای ابراز عشق ، بیان کنید؟

برخی از دانش آموزان گفتند :
با بخشیدن،عشقشان را معنا می کنند. برخی «دادن گل و هدیه» و «حرف های دلنشین» را راه بیان عشق عنوان کردند. شماری دیگر هم گفتند «با هم بودن در تحمل رنج ها و لذت بردن از خوشبختی» را راه بیان عشق می دانند.
در آن بین ، پسری برخاست و پیش از این که شیوه دلخواه خود را برای ابراز عشق بیان کند، داستان کوتاهی تعریف کرد:
یک روز زن و شوهر جوانی که هر دو زیست شناس بودند، طبق معمول برای تحقیق به جنگل رفتند. آنان وقتی به بالای تپّه رسیدند، درجا میخکوب شدند.
یک ببر بزرگ، جلوی زن و شوهر ایستاده و به آنان خیره شده بود. شوهر،تفنگ شکاری به همراه نداشت و دیگر راهی برای فرار نبود..
رنگ صورت زن و شوهر پریده بود و در مقابل ببر، جرات کوچک ترین حرکتی نداشتند. ببر، آرام به طرف آنان حرکت کرد. همان
لحظه، مرد زیست شناس فریادزنان فرار کرد و همسرش را تنها گذاشت.
بلافاصله ببر به سمت شوهر دوید و چند دقیقه بعد ضجه های
مرد جوان به گوش زن رسید. ببر رفت و زن زنده ماند.
داستان به اینجا که رسید دانش آموزان شروع کردند به محکوم کردن آن مرد.
راوی اما پرسید : آیا می دانید آن مرد در لحظه های آخر زندگی اش چه فریاد می زد؟
بچه ها حدس زدند حتما از همسرش معذرت خواسته که او را تنها گذاشته است!
راوی جواب داد: نه، آخرین حرف مرد این بود که:
«عزیزم ، تو بهترین مونسم بودی.از پسرمان خوب مواظبت کن و به او بگو پدرت همیشه عاشقت بود.
قطره های بلورین اشک، صورت راوی را خیس کرده بود که ادامه داد:
همه زیست شناسان می دانند ببر فقط به کسی حمله می کند که حرکتی انجام می دهد و یا فرار می کند. پدر من در آن لحظه وحشتناک ، با فدا کردن جانش پیش مرگ مادرم شد و او را نجات داد. این صادقانه ترین و بی ریاترین ترین راه پدرم برای بیان عشق خود به مادرم و من بود.


تایید نشده ، آشکار




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
فرهاد اسدی جرجافکی
سه شنبه 7 خرداد 1392
سال قبل، یعنی در دوران آخرین شاه قاجاری (محمدعلی شاه) پوشش مردان ایرانی کت های بلند با شلوار گشاد و دستاری بود که به کمر می بستند و زنان دوره قاجار هم با چادر و روبنده و پیراهن و شلوار در خیابان حاضر می شدند.

در این تصویر که در گوشه سمت چپ آن کلمه اصفهان و عنوان عکاسخانه به چشم می خورد، دو مرد اصفهانی در پوشش قاجاری شان دیده می شوند. لباس مردان اصفهان در آن زمان از یك شلوار مشكی گشاد، پیراهن سفید یقه ساده دكمه دوبل با آستین های گشاد، یك جلیقه كوتاه مشكی و یك كلاه تشكیل می شد. آنها در زمستان یك قبای بلند ساده بر روی لباس اصلی می پویشیدند كه با شال ابریشمی دور كمر بسته می شده است.


"

"

پوشش یک خانواده ایرانی در دوران قاجار

"

زنان هم با چادر و رو بنده و شلوار در مجامع عمومی حاضر می شدند

"





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
فرهاد اسدی جرجافکی
چهارشنبه 1 خرداد 1392
برخی از این احادیث اسلامی به نقل از مجله مبلغان در پایگاه اطلاع‌رسانی حوزه درج شده که در پی می‌آید:

۱- امام صادق (ع) می‌فرمایند: «هر کس بیشتر دوستدار ما (خاندان عصمت و طهارت) باشد، به همسرش نیز بیشتر دوستی می‌کند.»


۲- حضرت امیرالمؤمنین علی (ع) می‌فرمایند: «همیشه با همسرت مدارا کن و با او به نیکی همنشینی کن تا زندگیت باصفا شود.»

۳- پیامبر خدا (ص) می‌فرمایند: «بهترین مردان امت من، آن کسانی هستند که نسبت به خانواده خود خشن و متکبر نباشند و بر آنان ترحم و نوازش کنند و به آنان آزار نرسانند.»

۴- پیامبر خدا (ص) می‌فرمایند: «هر کس به صورت زنش سیلی بزند، خداوند به آتشبان جهنم دستور می‌دهد تا در آتش جهنم هفتاد سیلی بر صورت او بزند.»

۵- پیامبر خدا (ص) می‌فرمایند: «این گفتار مرد به همسرش که "من تو را دوست دارم" هرگز از قلب زن بیرون نمی‌رود.»

امام رضا علیه السلام می فرمایند: «کسی که از راه حلال برای تامین رفاه خانواده‌اش تلاش می‌کند، همچون مجاهدی است که در راه خدا جهاد می‌کند.»

۶- امام صادق (ع) می‌فرمایند: «هرگاه یکی از شما به مسافرت رود و سپس از سفر برگردد، پس باید برای خانواده خود به اندازه ای که توانایی دارد سوغاتی بیاورد .»

۷- امام صادق (ع) می‌فرمایند: «به زنان خود تهمت نزنید زیرا در این کار، پشیمانی طولانی و کیفر سختی خواهد بود.»

۸- پیامبر خدا (ص) می‌فرمایند: «نشستن مرد در کنار خانواده‌اش، نزد خدای بزرگ دوست داشتنی‌تر از اعتکاف در مسجد من است.»

۹- پیامبر خدا (ص) می‌فرمایند: «مرد در برابر لقمه‌ای که در دهان زنش می‌گذارد پاداش می‌برد.»

۱۰- پیامبر خدا (ص) به یکی از زنان درباره حق زن بر شوهرش می‌فرمایند: «حق تو بر شوهرت این است که به روی تو سیلی نزند و فریاد نکشد.»

منابع به ترتیب احادیث:

۱) بحار الانوار، ج ۱۰۳، ص ۲۲۷

۲) مکارم الاخلاق، ص ۲۱۸

۳) مکارم‌الاخلاق، ص ۲۱۶

۴) مستدرک‌الوسائل، ج ۱۴، ص ۲۵۰

۵) وسائل‌الشیعه، ج ۱۴، ص
۱۰




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
فرهاد اسدی جرجافکی
یکشنبه 29 اردیبهشت 1392





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
فرهاد اسدی جرجافکی
پنجشنبه 26 اردیبهشت 1392
طول عمر آدرنالین کوتاه بوده و در حقیقت برافروختگی های ناگهانی در اثر خشم، گلگون شدن چهره به دنبال استرس شدید و … ناشی از ترشح همین هورمون است. طول عمر کورتیزول بیشتر بوده و باعث اثرات طولانی تر و مزمن تری در فرد می گردد.
استرس در حقیقت پاسخ بدن ما به محیط اطرافمان است. این واکنش اغلب در اثر وقایع خاصی پدید می آید. تغییرات استرس آفرین می توانند فیزیکی، روانی و یا رفتاری باشند. علت های ایجاد کننده استرس را استرسور می نامند و این علل در افراد متغیرند. واکنش بدن ما نسبت به استرس ها با ترشح برخی مواد شیمیائی - هورمون ها - انجام می شود و حالتی تحت عنوان جنگ و گریز را پدید می آورد.

اضطراب کلمه ای است که در زندگی روزمره، برای توصیف حالات و احساسات، بسیار استفاده می شود. به طور مثال، هنگام سخنرانی در گردهمایی، هنگام امتحان دادن، هنگام مواجهه با مشکلات مادی و ... از این رو در شرایط فوق، در سخنان خود از این کلمه استفاده می کنیم، ولی به آن توجه چندانی نمی کنیم.

به گزارش پایگاه اطلاع رسانی پیشگیری نوین، در روان شناسی، اضطراب مرحله پیشرفته تر استرس مزمن است و هنگامی به صورت مشکلی بهداشتی روانی در می آید که برای فرد یا اطرافیشان اش رنج و ناراحتی به وجود آورد یا مانع رسیدن او به اهدافش شود و یا در انجام کارهای روزانه و عادی او اختلال ایجاد کند. برای درک بهتر موضوع، اضطراب را بررسی می کنیم.

استرس، تنیدگی یا فشار عصبی، در روان شناسی به معنی نیرو و فشار است. هر محرکی که در بدن باعث ایجاد واکنش شود، عامل تنیدگی یا استرس نامیده می شود. به معنایی دیگر، هر عاملی که موجب تنش روح و جسم و از دست رفتن تعادل فرد شود، عامل تنیدگی است. تنیدگی، واکنش یا واکنش هایی است که در فرد، در اثر حضور عاملی دیگر ( عامل تنیدگی ) به وجود می آید تا تعادل از دست رفته را باز گرداند و باعث بسیج شدن قوای فرد برای مقابله با آن عامل و آماده باش موجود زنده می شود.

به عبارت دیگر، استرس در حقیقت پاسخ بدن ما به محیط اطرافمان است. این واکنش اغلب در اثر وقایع خاصی پدید می آید. تغییرات استرس آفرین می توانند فیزیکی، روانی و یا رفتاری باشند. علت های ایجاد کننده استرس را استرسور می نامند و این علل در افراد متغیرند. واکنش بدن ما نسبت به استرس ها با ترشح برخی مواد شیمیائی - هورمون ها - انجام می شود و حالتی تحت عنوان جنگ و گریز را پدید می آورد.

اصلی ترین هورمون هائی که این حالت را به وجود می آورند عبارتند از آدرنالین و کورتیزول که توسط غدد فوق کلیوی و بر اثر دریافت سیگنال هائی از هیپوتالاموس مغز، ترشح شده و پاسخ های خاصی را در بدن بر می انگیزند.

اصلی ترین هورمون هائی که این حالت را به وجود می آورند عبارتند از آدرنالین و کورتیزول که توسط غدد فوق کلیوی و بر اثر دریافت سیگنال هائی از هیپوتالاموس مغز، ترشح شده و پاسخ های خاصی را در بدن بر می انگیزند.

طول عمر آدرنالین کوتاه بوده و در حقیقت برافروختگی های ناگهانی در اثر خشم، گلگون شدن چهره به دنبال استرس شدید و … ناشی از ترشح همین هورمون است. طول عمر کورتیزول بیشتر بوده و باعث اثرات طولانی تر و مزمن تری در فرد می گردد.

ترشح تدریجی و طولانی کورتیزول باعث تخلیه انرژی، کاهش فایده بخشی سیستم ایمنی، کاهش تمرکز حواس و چاقی می گردد. همه ما به گونه ای در معرض استرس های مختلف قرار داریم، اما نکته جالب اینجاست که برخورد افراد مختلف با استرس و کنار آمدن با شرایط در اشخاص مختلف متفاوت است.

اضطراب را خیلی زیاد تجربه می کنید؟

  علایم و نشانه های متداول بروز اضطراب عبارتند از:
- ناتوانی در تمرکز کردن
- افزایش نگرانی
- ناتوانی در انجام تکالیف و کارها در زمان مشخص - عدم حضور در کلاس
- تغییر خلق و خو و تحریک پذیری
- تنش
- سردرد
- گرفتگی عضلات
- تغییر عادات تغذیه
- بروز اختلالات خواب

روش های گوناگون برای کاهش و مدیریت اضطراب

  - احساس وجود برنامه کنترل و مدیریت صحیح و اصولی بخش مهمی از کنترل و کاهش اضطراب را تشکیل می دهد. آموختن روش های مدیریت مسئولیت ها، پایداری کردن بر اهداف، استراحت کردن و اجرای تکنیک های تمدد اعصاب از جمله مهارت های مدیریت زمان است.

- سعی کنید هدف واحدی برای خود انتخاب کنید که خلق و خوی تان را بهبود ببخشد و از اضطراب تان بکاهد.

- از به تعویق انداختن کارها بپرهیزید. به تعویق انداختن مسئولیت ها و کارها تا دقایق پایانی می تواند بیشتر از زمانی که تکالیف و مسئولیت ها را به موقع انجام دهید اضطراب ایجاد کند. به تعویق انداختن کارها، تکالیف و مسئولیت ها می تواند تاثیر مستقیمی بر کیفیت کار، خواب و خلق و خوی تان بگذارد.

- تمرین عادات خواب خوب می تواند نشان دهد که خوب استراحت کرده اید. محرومیت از خواب می تواند سبب ایجاد مشکلات جسمی و روحی و افزایش اضطراب شود.

- مصرف محرک ها - مثل کافئین - که می توانند سبب ایجاد و تشدید اضطراب شوند را محدود یا متوقف کنید.

- در حین کارهای تان در طول روز، زمانی را برای استراحت و فعالیت های مفید اختصاص دهید. در حین زمان های استراحت کلاس، مطالعه و کار کردن در فضای آزاد قدم بزنید، موسیقی گوش کنید و ... تا ذهن تان استراحت کند.

- نوشتن یادداشت های روزانه را آغاز کنید.میگناir تعداد زیادی از افراد نوشتن یادداشت های روزانه روشی مناسب برای کنترل اضطراب، درک احساسات و تصمیم گیری ها و ... می دانند.

- باید بدانید همه در زندگی شان با محدودیت های گوناگونی مواجه هستند. باید بیاموزید محدودیت های زندگی را بپذیرید و با توجه به آن از خود و دیگران توقع داشته باشید.

- برای اوقات فراغت تان برنامه ریزی کنید. - شوخ طبعی را وارد زندگی تان کنید. خندیدن می تواند بهترین راه کاهش تنش باشد.

- تلاش کنید از دوستان و خانواده تان کمک بگیرید تا بتوانید اضطراب را از خود دور کنید. مطمئن شوید به طور اختصاصی بر تجربیات منفی تمرکز نکنید. سعی کنید به سه چیز مثبتی که در زندگی تان اتفاق افتاده فکر کنید و با دیگران در میان بگذارید.




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
فرهاد اسدی جرجافکی
یکشنبه 22 اردیبهشت 1392


( کل صفحات : 12 )    1   2   3   4   5   6   7   ...   

صفحات جانبی
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی
Google

در این وبلاگ
در كل اینترنت




دریافت کد جملات شریعتی