تبلیغات
عـــــــلـــــــــوم اجــتمــاعــی
عـــــــلـــــــــوم اجــتمــاعــی
گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من
درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ : فرهاد اسدی جرجافکی
نظرسنجی
نظر شما در مورد این وبلاگ چیست؟




پاسخ فعالیت های کتاب علوم اجتماعی سال چهارم چاپ جدید

برگرفته از وبلاگ  گروه علوم اجتماعی شهرستان شهرضا (استان اصفهان)- با تشکر از همکار ارجمندمان جناب آقای رحیمی

روی ادامه مطلب کلیک کنید

فعالیت­های درس یک(از ص 9 تا 4)

       ) درباره­ی راه­های ورود یک اندیشه فردی به حوزه­ی فرهنگ با یک­دیگر گفت­وگو کنید.(ص6

 وقتی فردی ذهنیت خود را به عمل درمی­آورد جهان فرهنگی راگسترش داده و اندیشه وارد حوزه فرهنگ شده است.راه­های ورود اندیشه به حوزه فرهنگ هنر و ذرفتارهای اجتماعی است.          

                     تفاوت موجودات جهان عینی با موجودات جهان انسانی درچیست؟(ص7)                               

جهان انسانی تحت امر اراده­ی انسان است و با انسان به وجود می­آید،ولی جهان عینی خارج از فعل انسان است و قبل و بعد از انسان هم وجود داشته وخواهد داشت.مثلاً رانندگی امری مربوط به جهان انسانی است ولی خورشید گرفتگی یا روزقیامت مربوط به جهان عینی وتکوینی است.

برخی از آیات قرآن کریم ازتعامل فعال جهان عینی باجهان فرهنگی واجتماعی را بنویسید.(ص8)

آیه 44 سوره انعام:پس چون آن­چه ازنعم الهی به آن­ها تذکر داده شد همه رافراموش نمودند ما هم  ابواب هر نعمت را به روی آن­ها گشودیم تا به نعمتی که داده شدند شادمان گشت­اند ناگاه به کیفر اعمالشان گرفتار کردیم که آن هنگام خوار و ناامید گردیدند.آیه 41 سوره روم:فساد وپریشانی به کرده­ی بد خود مردم درهمه­ی بّر و بَحر پدید آمد تا ما هم کیفر بعضی اعمالشان را به آن­ها بچشانیم باشد  که پشیمان شده و به درگاه خدا  بازگردند.

آیه 96 سوره اعراف:وچنان­چه مردم شهر و دیار همه ایمان آورده و پرهیزکارمی­شدند،همانا ما درهای برکات آسمان وزمین را بر روی آن­ها می­گشودیم و لیکن چون تکذیب آیات کردند ما هم سخت به کیفرکردار زشتشان رسانیدیم.

 فعالیت­های درس دوم(ازص 16 تا 10)

درسرزمین پهناور ایران درطول تاریخ چه فرهنگ­هایی شکل گرفته­اند؟چه عناصری ازاین­فرهنگ هاباقی مانده است؟(ص12)

1ـ ایران باستان باعناصر: نوع دوستی،عدالت خواهی،دین مداری،خانواده وقداست آن،عفاف، عیدنوروز،اهمیت نور،2ـ ایران اسلامی باعناصر:آخرت،توحید،علم آموزی،خانواده وجایگاه زن ، عدالت 3ـ ایران معاصرباعناصر:مقاومت،مشروطه،استکبارستیزی،بازگشت به خویشتن،انقلاب ، هویت­یابی،مقاومت فرهنگی

نمونه­های تاریخی فرهنگ­هایی که عقاید و ارزش­های آن­ها با هنجارها و رفتارهایشان ناسازگاراست بنویسید.(ص14)

1ـ جوامع غربی به نام دموکراسی کشتارمی کنند.2ـ الجزایربه نام دموکراسی انتخابات آزاد را بر هم زد. (1990) 3ـ دراروپا کسی حق مخالفت با هالوکاست را ندارد. 4ـ درجامعه­ی خودمان همه اخلاص عمل ندارند وفاصله ارزش­ها و عمل به وجودآمده است.(ارزش­های اجتماعی باسکولاریسم عملی تناسب ندارد.)

ارزش آزادی درفرهنگ اسلامی وفرهنگ سکولارغربی چه تفاوتی دارد؟ (ص15)

1ـ مرزآزادی غربی منافع دیگران است ولی آزادی اسلامی نزدیک شدن به خدا است. 2ـ آزادی غربی نوعی اسارت انسان در مادی­گرایی است ولی آزادی اسلامی آزادشدن انسان برای رسیدن به خدااست.( آزادی ازنفس اماره)3ـ آزادی غربی انسان را ازمعنویت و بندگی خدا دور می­کند ولی آزادی اسلامی راهی برای رسیدن به خدا است.

فعالیت­های درس سوم(از ص 22 تا 17)

فرهنگ سلطه به دنبال چه نوع تاثیرات فرهنگی برجوامع مغلوب است؟(ص19)

تضعیف مقاومت فرهنگی،ایجادتزلزل و تحول فرهنگی در قوم مغلوب،تحقیر فرهنگی قوم مغلوب، هویت­زدایی فرهنگی قوم مغلوب،استعمارفرهنگی

درباره عملکرد اروپاییان درقاره­ی آفریقا بنویسید.(ص20)

 در بُعد نظامی:به تسخیر آفریقا پرداختند.در بُعد اقتصادی:بازارها،منابع و مواد اولیه­ی آفریقا اشغال شد و در وجه فرهنگی:زبان و ادبیات بسیاری ازکشورهای آفریقایی انگلیسی و فرانسه شده است.

درباره­ی مراحل گسترش نظام سلطه غرب و وجه غالب هرمرحله گفت وگو کنید.آیا وجه غالب هر مرحله،درمراحل دیگر وجود ندارد؟(ص21)

در استعمار قدیم وجه غالب قدرت نظامی با حضور مستقیم نیروهای استعمارگراست.(مجریان بیگانه اند)دراستعمارنو وجه غالب اقتصادی با حضور غیرمستقیم استعمارگراست.(مجریان بومی و داخلی­اند. ) دراستعمار فرانو وجه غالب فرهنگی با ابزار فناوری رسانه­ای است.(مجریان بومی وسیاست ها نیز ظاهراً بومی­اند.)می­توانند این وجوه بایک­دیگرهمزمانی داشته باشند،مثلاً در استعمار قدیم گاهی هم استعمارسیاسی،هم اقتصادی و هم فرهنگی بوده است،نمونه­ی آن مستعمرات آفریقایی

فعالیت های درس چهارم(از ص 28 تا 23)

اصولی که یک فرهنگ جهانی باید داشته باشد را درآموزه های اسلامی جست وجو کنید.(ص24)

هستی­شناسی توحیدی،عدل وداد،عقلانیت،حقیقت،خلیفهً الهی بودن انسان.

درباره چگونگی گسترش فرهنگ اسلامی در بین مسلمانان آسیای جنوب شرقی توضیح دهید.(ص26) بنگلادش ازطریق بازرگانان عرب،اندونزی ازطریق بازرگانان مسلمان هندی،تایلند از طریق شیخ احمدقمی،تانزانیا ازطریق بازرگان مسلمان ایرانی(آفروشیرازی)

درباره­ی بخشی از ارزش­های اجتماعی ا سلام که با حاکمیت­های قبیله ای و قومی نادیده گرفته می شدند توضیح دهید.(ص26)

تقواکم رنگ شد و ارزش­های خونی و نژادی رشدکرد.تبعیض­ها جای عدالت راگرفت.زهد وساده زیستی به تجملات تبدیل شد.برابری و برادری به قوم مداری تبدیل شد.استبداد ایلی وقبیله­ای جای آزادی راگرفت.

عملکرد استبداد ایلی قاجار را با استبداد استعماری رضاخان مقایسه کنید.(ص27)

استبداد قومی ایلی با مذهب درگیری نداشت و شاهان ظاهراً دینی بودند اما استبداد استعماری رضاخان چون در راستای تأمین نیازهای مادی غرب بود پوشش ظاهری دینی هم نداشت و مستقیماً با دین مبارزه می­کرد.

درباره تاثیرات صدساله­ی اخیرناسیونالیسم درجهان ا سلام توضیح دهید.(ص27)

وحدت امت اسلامی مخدوش بود.هویت­سازی سکولار بود.اختلافات نژادی افزایش یافته بود.مقاومت اسلامی ضعیف شده بود.

    فعالیت­های درس پنجم(از ص 38 تا 32)

آیا عقاید و رفتارهای دینی آثار دنیوی ندارد وآیا بیان آثار دنیوی آن­ها اشکال دارد؟(ص34)

اثردنیوی دارد مثلا درماه رمضان خشونت کم­ترمی­شود یا مصرف برخی کالاها کم­تر و مصرف بعضی بیش­تر می­شود.بیان این­ها اشکالی ندارد.

درچه صورتی پرداختن با آثار دنیوی عقاید و رفتارهای دینی مشکل ساز می­شود؟(ص34)

درصورتی که ارتباط بین آثار دنیایی دین با اراده­ی الهی قطع شده باشد و دین فقط از نظر مادی موردتوجه باشد نه از نظر آخرت و اراده­ی الهی و دین بازیچه­ی دنیوی نفس­پرستان باشد.

تفاوت حقوق بشر را در دو فرهنگ دینی و فرهنگ اومانیستی بیان کنید.(ص35)

حقوق بشر دینی مبتنی بر فطرت انسان و معنوی است مثلاً همه یا در دین برادر تو هستند یا در خلقت.اماحقوق بشر اومانیستی مبتنی برخواسته وعادات طبیعی و مادی گرایانه­ی بشر است و نباید با اصالت انسان درافتاد پس مثلاً حکم قصاص قابل قبول نیست.

به چه دلیل روشنگری مدرن با رویکرد عقل­گرایانه خود به دئیسم منجر می­شود؟(ص37)

نفی وحی و تاکید براین مطلب که با کمک عقل خودمان و بدون استفاده از روش عملی می­توان خدا را شناخت و در شناخت واقعیات فقط از معیارهای انسانی باید استفاده کنیم.

فعالیت­های درس ششم(از ص 46 تا 39)

به چه دلیل مواجهه­ی با مسلمانان در طول جنگ­های صلیبی و فتح قسطنطنیه،زمینه­های اقتدار کلیسا را درهم ریخت ؟(ص41)

چون کلیسا برپایه­ی کتب عهد عتیق و انجیل استوار بود و با علوم جدید مخالفت داشت ولی اسلام به گسترش و رشد علم دستور می­دهد و آن­ها از طریق این جنگ ها با آزاداندیشی و علم­گرایی آشنا شدند.

به چه دلیل با پیدایش فلسفه­های روشنگری،سکولاریسم به عمیق­ترین لایه­های فرهنگی غرب راه پیدا می­کند؟(ص43)

چون مردم و فرهنگ عمومی آن­چنان ازتسلط و دنیاگرایی دینی مسیحیت زده شده بودند که وقتی سکولاریسم توسط اندیشمندان به انسان به صورت مستقل توجه­کرد شیفته­ی آن شدند و درسطوح مختلف جامعه نفوذ یافت.

تحولات فرهنگی،اجتماعی غرب درزمینه­های دینی،فلسفی،صنعتی وسیاسی و ترتیب تاریخی آن­ها را بیان کنید.(ص45)

 سیرتحولات به ترتیب دینی،سیاسی،فلسفی و صنعتی بود.در زمینه­ی دینی از تقدس قدیسان و تمرکز دینی کلیسا به سمت عدم تمرکز دینی حرکت کردند.در زمینه­ی سیاسی کم­رنگ شدن مرزهای سیاسی و جهانی شدن مطرح شد.در زمینه­ی فلسفی توجه به عالم کثرات رایج شد. درزمینه­ی صنعتی صنایع چاپ و بخار وتکنولوژی­های ماشینی مطرح شد.

فعالیت­های درس هفتم(ص 55 تا 47)

چالش­ها و ستیزهای درون یک فرهنگ با چالش­ها و ستیزهای بین دو فرهنگ چه تفاوت­هایی دارد؟نمونه بیاورید.(ص48)

دو فرهنگ در عقاید بنیادین ولایه­های عمیق فرهنگی با یک­دیگر دچارچالش می­شوند درحالی­که ممکن است درون یک فرهنگ بین اجرای رفتارها و هنجارها(لایه­های سطحی فرهنگ)تفاوت وجودداشته باشد.مثلاً چالش جهان اسلام با جهان غرب از نوع چالش­های بین دو فرهنگ است و چالش لیبرالیسم و سوسیالیسم درون یک فرهنگ(فرهنگ غرب)است.

موقعیت فرهنگی جوامع غیرغربی را در مراحل سه گانه استعمار(قدیم )،استعمارنو واستعمار فرانو توصیف کنید.(ص49)

دراستعمار قدیم چون اصالت با استعمار نظامی وسیاسی همراه بود فرهنگ کم­ترتحت تأثیر بود و تاحدودی فرهنگ بومی حفظ می­شد.دراستعمار نو اصالت با اقتصاد بود و فرهنگ بومی تحت تأثیر استعمارگران قرار می­گرفت ولی فرهنگ به طور ویژه مورد توجه استعمارگران نبود.در استعمار فرانو اصالت با فرهنگ است و مهم­ترین ابزار استعماری قرار می­گیرد.

درباره هویتی که کشورهای تازه تاسیس پیدا می­کنند و تاریخی که برای هویت آن­ها تدوین می شود تأمل کنید.(ص54)

کشورهای تازه استقلال یافته و جدا شده از پیکره جهان قدیم ازهویت فرهنگی منسجمی برخوردار نیستند.مرزهای جغرافیایی آن­ها نیز سیاسی و تحت امر استعمارگران شکل گرفته است وتنها درقالب مزیت نسبی در تولید برخی کالاها به صورت کشورهای­تک محصولی درمی­آیند و خود را از این طریق به دیگران می­شناسانند.





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
فرهاد اسدی جرجافکی
چهارشنبه 10 آبان 1391
اعمال منسوخ‌شده محرم/ از سوراخ کردن پوست تا سنگ به سینه زدن/عکس

تهرانی های قدیم رسم های عجیب و غریبی در ماه محرم داشتند. رسم هایی که بعضی از آنها با جاهلیت و خرافه آمیخته بود اما برای پایتخت نشینان دوره قاجار و پهلوی، جزو مقدسات به حساب می آمد. ازسوراخ کردن پوست تا سنگ زنی و قفل آجین کردن.

مجله مهر: قمه زنی معروف ترین نذر خرافی محرم بود که در قالب دسته های بزرگ در شب های هفتم و هشتم و نهم و دهم در کوچه ها و محلات تهران انجام می شد. سحرگاه روز عاشورا هم دسته ها کفن به تن با چند بیرق و کتل رجزخوانان و نعره زنان خود را به امام زاده و حسینیه و تکیه شان می رساندند و سردسته هیئت ها با تیغ های سلمانی جلو آمده ابتدا اطفال تازه نذر شده و تیغ نذرداران را هر کدام چند تیغ به جلو سرهای تراشیده شده شان زده و حرکتشان می دادند و نوحه خوان ها شروع به نوحه خواندن و سنج زدن و سینه زدن می کردند.

بعد از آن در میان نوحه و فریاد یا حسین و خواندن این شعر که: حسین تنها به میدان می رود الله اکبر- برای دادن جان می رود الله اکبر، وارد میدان می شدند به این صورت که میاندار دسته در فاصله خیابان وسط دو ردیف قمه زنان نمایان می شد با فریادی بلند یا حسین اولین قمه را بر سر خود فرود می آورد و به دنبال این حرکت بود که دیگران هم هر یک با شمشیر و قمه و قداره های خود به جان خود افتاده با کوبیدن بر سر، کفن سفید بر تنشان را آغشته به خون می کردند.

دسته سنگ زنی

یکی دیگر از نذرهای عجیبی که دیگر خبری از آن نیست، «دسته سنگ زن ها» بود که افراد به جای سینه زدن و زنجیر زدن و... هر یک دو قلوه سنگ به دست گرفته با نوای نوحه خوان و صدای سنج بهم می زدند به این ترتیب که هر زدن آن سه ضربه داشت که سنگ زن ها، در حالیکه دو صف دراز روبروی هم را تشکیل می دادند با خم و راست شدن، یکی ار نزدیک زمین و یکی را برابر شکم و یکی را بالای سر می کوفتند،هدف از برگزاری این مراسم بر این بود که می گفتند روز عاشورا از جانب اشقیا چنین سنگ هایی بر سر و پا و سینه و بدن امام و شهدا خورده بود.

زخم‌های عفونت گرفته

«شبیه زین العباد» هم از دیگر مراسم های تحریف شده در ماه های محرم و صفر در تهران قدیم بود که در آن، افرادی که نذر مصیبت امام زین العابدین(ع) را داشتند از مدت ها قبل از محرم مچ پاها و بیخ بازوان و حلقه گردن خود را با زخم تیغ و نشتر و حتی تیزآب مجروح می کردند تا جایی که چرک کند و درروز عاشورا و یازدهم و دوازدهم آنها سوار شتر برهنه می شدند و مواضع مجروهشان را با زنجیر و غل بسته داخل دسته به تماشا می گذاشتند به نشانه اسارت امام و اینکه با چنان حالتی او را به بارگاه یزید رسانیده اند

.

میخ و سیخ در پوست

در تهران قدیم آنهایی که نذر قفل آجین می کردند، از مدتی قبل اندام خود را با داروهایی بی حس می کردند و قسمت هایی از آن را از گردن به پایین را سوراخ کرده و از آنها قفل و تیغ و نیزه و خنجر و سیخ و میخ و چاقو و شمشیر و امثال آن می گذراندند و خود را با این وضعیت به معرض نمایش می گذاشتند. حال بعضی از آنها به حدی به وخامت می رسید که افرادی همراه آنها می شدند تا نیفتند یا جان ندهند.

شمعی در بدن

کنار نذر قفل‌ آجین، "شمع آجین" هم از نذرهایی بود که در گذشته عده ای از روی جهل و خرافات آن را ادا می کردند. این نذر هم تصورات دیگری از بلایای اسرا و شهدای کربلا بود که سر امام حسین (ع) در تنور خولی رفته، خیمه امام به‌ آتش کشیده شده است و آتش از آنها به دامان زنان و اطفال صغیر امام رسیده و به تلافی آن افرادی به صورت همان قفل آجین نقاطی از بدن خود را سوراخ کرده و بر آنها شمع قرار داده و روشن می کردند و خود را در میان جمعیت عزاداران به نمایش می گذاشتند.

نذرهای ماندگار

با وجود نذرهای عجیب و غریبی که در این روزها در تهران قدیم باب بود، عده ای هم نذرهای عام المنفعه را انتخاب می کردند. مثلا رسیدگی به وضع خیابان ها، تامین روشنایی معابر تاریک، پوشاندن چاله ها و راه آب‌ها، کمک به نابینایان، پرداخت بدهی زندانیان یا تهیه غذا و پوشاک برای خانواده آنها، غذا دادن به پرندگان، میانجیگری در اختلافات خانوادگی هم از جمله کارهایی بود که در این ماه ها انجام می گرفت .

 

نظر مراجع درباره عزاداری های محرم

از رهبر معظم انقلاب هم در استفتایی پرسیده شد پدر و مادری که نذر می کنند اگر خدا به آنان فرزند پسر داد روز عاشورا به سر او تیغ بزنند و آن پسر بعد از بلوغ روزهای عاشورا قمه بزند آیا این نذر صحیح است و آیا بر آن پسر عمل به نذر والدین واجب است؟ که ایشان در پاسخ نوشتند: «صحت چنین نذری محل اشکال است و در هر صورت وفا به آن بر فرزند واجب نیست.»

آیت الله خامنه‌ای در پاسخ به این سوال که «آیا سوراخ کردن گوشت بدن و قفل زدن و وزنه آویزان کردن به بهانه عزاداری بر امام حسین علیه السلام که اخیرا شایع شده است جایز است؟» هم فرمودند: «چنین اعمالی که موجب وهن مذهب در انظار عموم است صورت شرعی ندارد.»

آیت الله جوادی آملی هم چند سال قبل در مراسمی درباره علم کشی فرمودند: این علم ها چیزی نیستند که مطلبی، پیامی یا نفعی داشته باشند، غیر از اینکه ترافیک ایجاد می کنند، پیامی ندارند.

ایشان همچنین درباره قمه زنی و رسوم خرافی ماه محرم گفته اند: چیزی که مایه وهن اسلام و پایه هتک حرمت عزاداری است جایز نیست، انتظار می رود از قمه زنی و مانند آن پرهیز شود.

آیت الله مکارم شیرازی مدتی قبل در استفتایی در پاسخ به پرسش یک طلبه که گفته بود "بنده یک سخنرانی از جنابعالی شنیدم که فرمودید بهتر است عزاداران در مجالس عزا با صدای بلند گریه نکنند" گفتند: بله این مطلب صحیح است و گریه بر امام حسین(ع) و اهل بیت(ع) آن حضرت از افضل قربات است ولی لازم است از کارهای غیر معمول و نامتعارف پرهیز شود.

 





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
فرهاد اسدی جرجافکی
یکشنبه 19 آبان 1392
خبرآنلاین پرونده‌ای در روز سوم محرم درباره آسیب‌هایی که احیانا متوجه آیین محرم است را بررسی کرده است.
 
در آغاز این پرونده می‌توانید همراه با مطالعه مطالب، تصنیفی زیبا با صدای امیرحسین مدرس را بشنوید که از مجموعه «خطبه خوان رستاخیز» انتخاب شده است.
 
پرونده روز سوم محرم 1435 برابر 16 آبان 1392 در پنج بخش زیر تقدیم کاربران اندیشه ورز و خردمدار خبرآنلاین شده است. این مجموعه تلاشی است برای گسترش اندیشه و معرفت حسینی و حرکت در جهت عقلانیت و درک عبرت‌های عاشورا که امیدواریم مورد توجه‌تان قرار بگیرد.
 
پیام‌آوران معرفت
 
استاد شهید مرتضی مطهری/ یک تحریف ماهرانه: می‌گویند اشک بریزید، حسین(ع) گناه شما را می‌بخشد!
 
استاد مرتضی مطهری در یکی از سخنرانی‌هایش درباره تحریفات مربوط به واقعه عاشورا فریاد می‌زند که ما امام حسین خراب کن هستیم! و از علل آن می‌گوید :
 
«حسین(ع) می‌گوید من نهضت کردم برای امر به معروف، برای اینکه دین را زنده کنم، برای اینکه با مفاسد مبارزه کنم. نهضت من یک نهضت اصلاحی اسلامی است. ما آمدیم یک چیز دیگری گفتیم و تحریف کردیم.
 
ما گفتیم حسین یک شرکت بیمه تاسیس کرد، بیمه‌ی گناه. گفت شما را از نظر گناه بیمه کردم. در عوض چه می‌گیرم؟ شما برای من اشک بریزید، من در عوض گناهان شما را جبران می‌کنم، اما شما هرچه می‌خواهید باشید، ابن‌زیاد باشید، عمرسعد باشید. ما می‌گوییم یک ابن‌زیاد در دنیا کم بود، یک عمرسعد در دنیا کم بود، یک سنان‌بن‌انس در دنیا کم بود، یک خولی در دنیا کم بود، امام حسین خواست خولی در دنیا زیاد شود، عمر سعد در دنیا زیاد شود، گفت أیها‌الناس هرچه می‌توانید بد باشید که من بیمه‌ی شما هستم!»
 
آیت‌الله صافی گلپایگانی/ آیا امام حسین در برابر دشمن با خشم و غضب می‌جنگید؟
 
آنچه در زیر می‌خوانید قسمتی از کتاب «پرتوی از عظمت امام حسین‌ علیه‌السلام» تالیف آیت‌الله صافی گلپایگانی است.
 
امام حسین‌‏ علیه‌السلام‏ هرگز تحت تاثیر خشم و غضب، کاری را انجام نداد؛ او به هنگام غضب، بر خود مسلط بود و اگر تمام عوامل خشم فراهم می‏‌شد، آن حضرت از طریق اعتدال و میانه‏‌روی و راه صواب به قدر چشم برهم‌زدنی بیرون نمی‏‌شد.
 
یکی از نمایش‌های حُسن خلق و کرم آن حضرت که نشان می‏‌دهد آن امام شهید در برابر عوامل غضب، خشم و کینه، کمال قدرت و ایستادگی را داشت، سیراب‌ کردن لشکر حر است. وقتی لشکر حر در گرمگاه روز رسیدند و حضرت، تشنگی را مشاهده کرد فرمان داد تا به آنها و اسب‌هایشان آب بیاشامند. برحسب امر امام، تمام سپاه دشمن را از مرد و مرکب، سیراب کردند و بر پاها و شکم چهارپایانشان آب پاشیدند.
 
علی بن طعان محاربی گفت: «من پس از همه رسیدم؛ آن بحر کَرم و نور دیده‌ ساقی کوثر مرا به آن حال دید؛ به زبان مبارک و در نهایت لطف و مرحمت به لغت حجاز فرمود: «یَابْنَ اَخِی اَنْخِ الراوِیَة، برادرزاده! شتر را بخوابان.»
 
من معنای کلام امام را ندانستم، امام دانست که نفهمیدم پس فرمود: «اَنْخِ الْجَمَلَ، شتر را بخوابان.» من شتر را خوابانیدم. سپس فرمود: «اخنث السِقا، دهانه مشک را بر گردان و آب بنوش!» من نتوانستم. امام پیش آمد و دهانه مشک را به دست مبارک پیچید تا آب نوشیدم.
 
از نمونه‏‌های دیگر صبر آن حضرت، امتناع او از شروع جنگ بود. با اینکه می‏‌دانست آن لشکر کفر پیشه به هیچ وجه بر او و عزیزانش رحم نمی‏‌کنند و با اینکه از آنها رفتارها و حرکاتی سر می‏‌زد که صبر بر آن اعمال نکوهیده، دشوار بود، آن حضرت، حجت را بر آنها تمام ساخت و نه خود و نه اصحابش دست به اسلحه نبردند.
 
دکتر عبدالرحیم گواهی/ ما امام حسین خراب کن هستیم!
 
دکتر عبدالرحیم گواهی، استاد فلسفه و پژوهشگر ادیان دانشگاه درباره علت دین‌گریزی جوانان می‌گوید: «یکی از مشکلات ما این است که بسیاری از جوان‌ها دین‌گریز شده‌اند، در حالی که واقعا هیچ دشمنی با خدا و اسلام و امام حسین ندارند. اینها بی‌دین نیستند بلکه تنها به زبان دینی ما معترضند. واژگان دینی اینها باید واژگان فلسفه علم روز باشد و الگوی دینی که وجه عقلانی‌شان را اشباع کند. مشکل اینجاست که مبلغان دین، روی همان بیان‌های کهنه چند صد سال پیش توقف کرده‌اند! این کاری است که در نهایت جوان را به سوی مسلمان‌نما شدن می‌کشاند!
 
در حالی که حماسه حسینی الگویی است که می‌تواند وجه عقلانیت دینی ما را تا قیامت اشباع کند. یک الگوی سرآمد و کامل، متشکل از خطبه‌ها، شعارها، سلوک، مناجات، پیام و راه اباعبدالله و همین جاست که مطهری، آن اسلام‌شناس دلسوز و آن روشنفکر دینی زحمت کشیده، با سوز سینه فریاد می‌زند: ما امام حسین خراب کن هستیم! »
 
او درباره به روز بیان کردن واقعه عاشورا می‌گوید: «باید قیام امام حسین را شناخت و بر اساس آن برای نیاز امروز جوان مسلمان، علی‌الخصوص ایرانی، دستورالعمل ارائه داد. این تنها تضمین برای جلوگیری از تکرار واقعه در تاریخ است. «کل یوم عاشورا» یعنی هر روز تلاش کنیم، مبارزه کنیم تا آن واقعه تکرار نشود نه اینکه هر روز صبح بچه‌ها را مجبور کنیم چند خط زیارت عاشورا بخوانند. یاد اباعبدااله درست است، عزاداری هم جای خودش را دارد، امام شاید شیوه عزاداری و نحوه بیان ما از عاشورا باید روزآمدتر شود. البته «بیان» به معنای ظهور و بروز یافتن؛ چرا که ممکن است هیچ لفظی در این «بیان» به کار نرود، مثل زبان هنر و نمایش.»
 
استاد محمدرضا حکیمی/ پیام عدالت عاشورا در جامعه ما کجاست؟
 
استاد محمدرضا حکیمی در سخرانی عصر عاشورای سال 1381 با موضوع «عاشورا، مظلومیتی مضاعف» گفته است: « واقعه عاشورا، در حادترین شرایط خود، 24 ساعت را اشغال کرد: از عصر تاسوعا که عمر سعد فرمان هجوم به خیمه‌های خاندان پیامبر(ص) را صادر کرد تا عصر عاشورا که سر پسر پیامبر(ص) بر سر نیزه رفت. در این یک شبانه روز، امام حسین(ع) -وارث آدم(ع) تا خاتم(ع)- دو مسئله اصلی رسالت انبیایی یعنی نماز و عدالت را به گوش همه تاریخ و همه جهان و جهانیان رسانید.
 
نماز: امام حسین(ع)، شب عاشورا را از لشکر مرتد مهلت گرفت برای وداع با نماز. بدین گونه اهمیت بنیادین حیات انسانی را در این کره خاکی که ارتباط با آفریدگار خود است - آن هم به صورت «ذکر اکبر» که نماز است- چنان خورشید روزهای روزستان روشن کرد.
 
عدالت: و در روز عاشورا فریاد عدالت را در ذات لحظه‌ها دمید، تا از منافذ تاریخ، در همیشه روزگار شنیده شود و با رنگ خونبار فجر و شفق همواره آبادی‌های گیتی را به حماسه حیات و حیات حماسه فرا خواند.»
 
استاد حکیمی در نقد رفتار متفاوت جامعه شیعی با پیام عاشورا می‌گوید: «امروز شیعه در جهان بسیار است و در کشورهای بسیاری سکونت دارد، لیکن کشوری که در همه جهان به نام تشیع معروف است و در هر سال برپا دارنده اصلی مراسم عاشورای حسینی است، ملت ایران است. یعنی ملتی که باید بداند امام حسین(ع) و یارانش شهید شدند و خاندان پیامبر اسیر گشتند تا احکام عملی قرآن عملی گردد و قسط قرآنی گسترش یابد. و هنگامی که به نام اسلام و با یاد حسین(ع)، اینهمه جوان‌های این مملکت به جبهه رفتند و سپس جنازه آنها را، آن هم نه همه را، به خانواده‌هایشان تحویل دادند، باید نظام عامل بالعدل و جامعه قائم بالقسط تشکیل می‌یافت.
 
آیا به جای آن چه کردند؟ و اکنون کسی هست که با ریشه‌های فساد در قضاوت و اقتصاد و نفوذ نفوذی‌های بی‌شمار بتواند درافتد و ملت را نجات دهد؟ و از یدک کشیدن نام اسلام دست بردارند؟ آیا کو عمل به احکام قضایی و اقتصادی اسلام؟ کو پیام عدالت عاشورا؟»
 
او درباره عنوان مظلومیت مضاعف توضیح می‌دهد: «اما عنوان «مظلومیت مضاعف» به چه معناست؟ به این معنا که در عاشورا دو ظلم واقع شده است: یکی بر حضرت امام حسین(ع) و خاندان پیامبر و دیگری بر خودِ عاشورا. عاشورایی که برای عدالت برپا شد، در راه تکاثر و اتراف و اسراف و اجحاف و اتلاف مال مردم مصرف می‌شود. کسی که در عاشورا گامی برای عدالت بر نمی‌دارد، و آنکه علی (ع) فرمود: «گردن توانگران را خرد می‌کنم تا حق محرومان را از آنان بگیرم و طبقات محروم را در صدر جامعه می‌نشانم و حقشان را به آنان می‌رسانم» به گوش احدی فرو نمی‌رود. پس چنان است که باز باید عاشورایی برای عاشورا گرفت...
 
ای عدالت مظلوم، چگونه می‌خواهی با ظالمان درافتی؟ تو باید با توان جامعه‌های عادل اسلامی، در برابر شیطان مستکبر و ظلم جهانی بایستی، اما اکنون از ستم دنیاداران و دنیاخواران، خودت هم نمی‌توانی قد راست کنی!»
 
مرحوم سید حسن حسینی/ دریاب مان در این شب تاریک
 
مرحوم سید حسن حسینی، شاعر و نویسنده معاصر در یکی از نثرهای عاشورایی‌اش نوشته است:
 
«نه! سر سال را از محرم نیافریدند!
 
حسین بن علی (ع) در هر ماهی قیام می‌کرد، آن ماه، سر سال عاشقان می‌شد. یعنی سر سال شیداییان سر بر زانوی آن ماه می‌نهاد. اما قرعه به نام محرم افتاد تا کتاب بهار کربلاییان در این فصل، سطرهای ارغوانی‌اش با پاک‌ترین جوهر عالم، یعنی خون خاندان نبوت رقم خورد.
 
سالار حماسه آفرین کربلا سر سال را محرمی کرد تا سالکان حقیقی با او همراه شوند. حرکت او چون صافی و پالوانه‌ای تاریخی، خالص را از ناخالص، مدعی را از صادق و عاشق را از منافق برای ابد جدا کرد.»
 
علیرضا قزوه/ ابتدای کربلا غدیر بود
 
علیرضا قزوه، نویسنده و شاعر معاصرشعری در وصف کربلا سروده است، که در ادامه می خوانید:
 
ابتدای کربلا مدینه نیست، ابتدای کربلا غدیر بود
 
ابرهای خونْ‌فشان نینوا، اشک‌های حضرت امیر بود
 
بعد از آن فتوت همیشه سبز، برکت از حجاز و از عراق رفت
 
هر چه دانه داشتند سنگ شد، پشت هر بهار، صد کویر بود
 
بعد مکه و مدینه، دام شد، کوفه صرف عیش و نوش شام شد
 
آفتابِ سربلندِ سایه سوز، در حصارِ نیزه‌ها اسیر بود
 
الامان ز شام، الامان ز شام، الامان ز درد و غربت امام
 
شام بی‌مروّت غریب‌کش، کاش کوفه‌ی بهانه‌گیر بود
 
هان! هبا شدید، هان! هدر شدید، مردم مدینه! بی‌پدر شدید
 
این صدای غربت مدینه بود، این صدای زخمی بشیر بود
 
کربلا به اصل خود رسیدن است، هر چه می‌روم به خود نمی‌رسم!
 
چشم تا به هم زدم چه دور شد، تا به خویش آمدم چه دیر بود!
 
از نگاه دیگران
 
لیاقت علیخان/ هر چقدر سختی و خطر باشد نباید از راه حقیقت منحرف شد
 
لیاقت علیخان، اولین نخست وزیر پاکستان درباره واقعه عاشورا و تاثیر شهادت می‌گوید: « این روز عاشورا برای مسلمانان در سراسر جهان معنایی بزرگ دارد، در این روز یکی از حز‌ن‌آورترین و تراژیک‌ترین وقایع اسلام اتفاق افتاد. شهادت امام حسین در عین حزن، نشانه فتح نهایی روح واقعی اسلامی بود، زیرا تسلیم کامل به اراده الهی به شمار می‌رود.
 
شهادت یکی از عظیم‌ترین پیروان اسلام، نمونه‌ای درخشنده و پایدار برای همه ماست. این حادثه به ما می‌آموزد که هر چند سختی‌ها و خطرات باشد، نباید از راه حقیقت و عدالت منحرف شد.»
 
دکتر توماس مان/ تفاوت فداکاری حسین(ع) با مسیح(ع)
 
توماس مان، نویسنده و محقق آلمانی در مقایسه امام حسین(ع) با حضرت مسیح می گوید: «اگر فداکاری مسیح و حسین با هم مقایسه شود، حتما فداکاری حسین پرمغزتر و با ارزش‌تر جلوه خواهد کرد. زیرا روزی که مسیح می‌خواست فدا شود زن و فرزند نداشت و در فکر آنان نبود که بعد از او به چه سرنوشتی دچار خواهند شد. اما حسین زن و فرزند داشت و بعضی از آنها خردسال بودند و به پدر احتیاج داشتند.»
 
دکتر رسول جعفریان/ سست نویسی و داستان سرایی ها درباره واقعه عاشورا در دوره ای از تاریخ
 
دکتر رسول جعفریان، استاد تاریخ اسلام درباره لزوم پاسداشت معارف حسینی می‌گوید: «شیعه حق داشت که تلاش کند یاد و خاطره رویداد کربلا را حفظ کند و علاوه بر همراهی با انبیاء و فرشتگان در سوگواری برای حسین، آن را به عنوان یک درس، یک عبرت، یک حادثه مهم که عمق دنائت و پستی امویان و هواداران آنها را نشان می‌دهد، حفظ کند. در این میان بسیاری از مورخان اهل سنت که اهل بیت دوست بودند، در این زمینه همراهی کردند و متونی را برای پاسداری از حرمت امام حسین (ع) نوشتند و در ثبت تاریخ کربلا تلاش کردند.»
 
وی درباره تغییرات تالیف در طول تاریخ می‌گوید: «به مرور زمان، فضای علمی در دنیای اسلام تنگ شد و آثار تألیف شده در همه حوزه‌ها از جمله تاریخ و همین طور تاریخ کربلا، به سست نویسی گرایید. این رویه در سراسر شرق اسلامی به ویژه خراسان و مرکز ایران سبب شد تا آنچه به عنوان تاریخ اسلام طی قرن‌های هفتم تا دهم تولید شد، فاقد ارزش علمی و پژوهشی باشد. در همین فضا، نگاشته‌های فراوان در حوزه تاریخ اسلامی، به جز آن که استمرار نوشته‌های تاریخی اصیل باشد، متأثر از جریان‌های خاص و برخی از کتاب‌های ویژه بود، کتاب‌هایی که دستمایه‌های داستانی داشت و مقبولیت عامه را بیش از کتب علمی، به همراه خود داشت.
 
غلبه ادبیات تصوف و صوفی‌گری در سراسر ایران و باز هم به ویژه خراسان که مهد تصوف و زندگی‌نامه‌نویسی عرفانی بود، چنان که مثلا در طبقات‌ الصوفیه سلمی شاهدیم، ادبیات عاشورایی هم در همان لباس درآمد و متاسفانه منشأ تغییر در نوع نگاه به این حرکت اصیل تاریخی و حماسه دینی شد.»
 
حجت الاسلام علی اکبر رنجبران / چهل منزل برای سالم‌سازی فرهنگ عاشورایی است
 
کتاب «چهل منزل با حسین(ع)» اثر حجت‌الاسلام علی‌اکبر رنجبران است که توسط انتشارات مجتمع فرهنگی عاشورا منتشر شده است.
 
این اثر ترکیبی از همه مقاتلی است که تاکنون درباره امام حسین(ع) منتشر شده‌ و نویسنده به دنبال آن بوده تا جوهر حرکت امام حسین(ع) در عاشورا و تاثیرات آن بر زندگی امروز را بررسی کند. نویسنده کتاب «چهل منزل با حسین(ع)» چهار سال روی این کتاب کار کرده و همه مقاتل موجود را بررسی کرده‌است. وی در این کتاب، بین مقاتل گزینش می‌کند و محتواهای ضعیف و سست را حذف و به اصل هویت عاشورا توجه کرده‌است.




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
فرهاد اسدی جرجافکی
جمعه 17 آبان 1392

زنان قبیله آپاتانی در اواسط قرن بیستم از یک سری ذکمه ها در بینی های خود استفاده می کردند تا با این کار چهره خود را زشت کرده و از حمله ی افراد قبایل دیگر به قبیله ی خود در امان بمانند اما با گذشت دهه ها از این رسم، دیگر این کار در این قبیله منسوخ شده است.






نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
فرهاد اسدی جرجافکی
یکشنبه 12 آبان 1392
یکی از مراسم های بسیار عجیب مذهبی هر ساله در گینه نو انجام می شود. در این مراسم که "ماتایوساس" نام دارد تنها پسرهای جوان شرکت میکنند و هدف آن ها تبدیل شدن به مردان واقعی است. در این مراسم ابتدا جوان ها باید چندبار بالا آورده تا شکمشان تمیز شود سپس بعد از انجام چند حرکت مختلف باید زبانشان را سوراخ کنند و مرد واقعی شوند.




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
فرهاد اسدی جرجافکی
یکشنبه 12 آبان 1392
کیدها و نیرنگ های نفس و شیطان در دل انسان از روی میزان و حساب است. به کسی که اهل تقوا و خوف از خداست، تکلیف زنا و قتل نفس نمی کند و از اول نمی گوید ایمان خود را بر خدای خود منت بگذار، یا خود را از مقربان درگاه خدا قلمداد کن، بلکه ابتدا وادار می کند که به مستحبات و ذکرها مواظبت کند، در ضمن، کار بعضی از معصیت کاران را به نظرش می آورد و القا می کند که بحمدالله او پاک است و از آن گناهکار برتر است و دو نتیجه می گیرد: بدبینی به بندگان خدا و خودپسندی.

باید به نفس و شیطان گفت: شاید آن مبتلا به گناه، به خاطر بعضی از صفات و اعمال خویش مشمول رحمت الهی شود و عاقبتش نیک گردد، شاید خدا او را به گناه مبتلا کرده که دچار عجب نشود.

عارف کامل مرحوم شاه آبادی می فرمود: کافر را هم در دل ملامت نکنید، شاید نور فطرتش او را هدایت کند و سرزنش، شما را بد عاقبت سازد، آنان را لعن نکنید، شاید در حال رفتن از دنیا هدایت شده باشند.

منبع: بر کرانه شرح چهل حدیث از امام خمینی(ره)، ص۳۴.




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
فرهاد اسدی جرجافکی
دوشنبه 6 آبان 1392

گلچینی از فرمایشات حضرت علی (ع)  

برگرفته از نهج البلاغه   

    

***

   ۱.قدر هر کس به قدر همت اوست.و راستگویی هرکس به قدر مروت اوست. وشجاعت هرکس به قدر حمیت اوست. وعفت هر کس به قدر غیرت اوست. 

       

 ۲.پیروزی به دور اندیشی است،ودور اندیشی به جولان دادن اندیشه ، واندیشه به نگاه داشتن اسرار است.

       

 ۳.سینه عاقل صندوقچه اسرار اوست. خوشرویی دام دوستی است. بردباری گور عیبهاست.

     

   ۴.چون بر دشمن خود پیروز شدی بخشش او را شکر پیروزیت قرار بده.

      

  ۵.ناتوان ترین مردم کسی است که از یافتن دوست ناتوان باشد، و ناتوانتر از او کسی است که دوستی راکه یافته از دست بدهد.

      

  ۶.از لغزشهای جوانمردان چشم بپوشید، که هیچ یک از آنها نلغزد مگر آنکه دست خدا دستش را بگیرد و از زمین بلند کند.

    

    ۷.ترس قرین نومیدی است،و شرم بیجا موجب محرومی است. فرصت چون ابر می گذرد،پس فرصتهای نیک را غنیمت شمارید.

       

 ۸. هر که عملش سبب عقب ماندگی او شود، نسبش او را جلو نیندازد.

       

 ۹. هیچکس چیزی را در دل نهان نمیدارد،مگر آنکه در سخنان ناسنجیده و رنگ رخساره اش آشکار می شود.

    

  ۱۰. تا درد با تو می سازد تو نیز با درد بساز و خود را از پا نینداز.

    

  ۱۱. برترین پارسایی نهان داشتن پارسایی است.

    

  ۱۲.  بخشنده باش اما اسرافکار مباش، حسابگر باش اما سختگیر مباش.

  

    ۱۳. زبان خردمند پشت دل اوست ودل بی خرد پشت زبان او.

     

 ۱۴.  گناهی که آزرده خاطرت سازد ، نزد خدا بهتر است از کار نیکی که به خود پسندیت اندازد.

     

 ۱۵. بخشندگی آن است که ابتداء صورت گیرد. اما بخشندگی پس از درخواست، یا از روی شرم است و یا از بیم بدگویی

     

 ۱۶. توانگری در غربت،وطن است و تهیدستی در وطن، غربت است.

    

  ۱۷. مال ریشه و مادهُ شهوات است.

     

 ۱۸. زن عقربی است که نیش آن شیرین است.

     

 ۱۹. هر گاه تو را درودی گفتند، در پاسخ آن درودی بهتر بگو. و هرگاه دست احسانی به سوی تو دراز شد ، آن را به احسانی بیشتر پاداش ده، با این حال فضیلت از آن کسی است که سلام و احسان را آغاز کرده است.

     

۲۰. از دست دادن دوستان، غربت و تنهایی است.

    

  ۲۱. از بخشش کم شرم مکن، که محروم ساختن سائل کمتر از آن است.

    

  ۲۲. هرگاه نشد آنچه خواستی، باکی نداشته باش که در چه حال هستی.

   

   ۲۳. ارزش هر کس به قدر هنر اوست.

     

۲۴. بی ارج ترین دانشها آن است که بر سر زبان بماند، و پر ارج ترین آنها دانشی است که بر اعضا و جوارح انسان آشکار باشد.

     

 ۲۵. غیرت زن کفر استو غیرت مرد ایمان.

    

  ۲۶. نماز مایه تقرب هر پرهیزگاری به خداست. و حج جهاد هر ناتوانی است. وهر چیز زکاتی داردو زکات بدن روزه است. و جهاد زن خوب شوهرداری کردن است.

     

 ۲۷. دوستی با دیگران نیمی از خرد است.

     

 ۲۸. چه بسیار روزه دارانی که از روزهُ خود جز گرسنگی و تشنگی بهره ای نبرند. وچه بسیار شب زنده دارانی که از شب زنده داری خود جز بیداری و رنج نصیبی نگیرند. و خوشا خواب زیرکان و افطارشان.

     

۲۹. برادرت را با نیکی به او شرمنده ساز و شرش را با بخشش به او دور گردان.

    

  ۳۰. هرکه از رأی و اندیشه دیگران استقبال کند مواضع خطا را خواهد شناخت.

     

 ۳۱. هرگاه از کاری واهمه داری خود را به میان آن درانداز، زیرا سختی پرهیز از آن، سخت تر از خود کاری است که از آن بیم داری.

    

  ۳۲. ابزار ریاست بردباری و پر حوصلگی است.

    

  ۳۳. با پاداش دادن به نیکوکار بدکار را از کار بدش بازدار.

   

   ۳۴. لجاجت اندیشه درست را از بین میبرد.

     

 ۳۵. طمع ورزی بردگی همیشگی است.

     

۳۶. دلها میل و هوایی و اقبال و ادباری دارند، پس به هنگام میل و اقبال آنها سراغشان روید و آنها را به کار گیرید ، زیرا دل را هرگاه به کاری نا خواسته وادارند کور شود و فهم و بصیرت خود را از دست بدهد.

   

   ۳۷. خود پسندی آدمی یکی از حسودان عقل اوست.

     

۳۸. در دگرگونی احوال است که گوهر مردان شناخته میشود.

     

۳۹. بهترین خصال زنان بدترین خصال مردان است و آنها عبارتند از: تکبر، ترس و بخل.زیرا هرگاه زن متکبر باشد کسی را به خود راه ندهد. و چون بخیل باشد از مال خود و شوهرش نگاهداری کند. و چون ترسو باشد از هر چه پیش پایش قرار گیرد می هراسد و به کارهایی که مصلحت او نیست اقدام نمیکند.

     

 ۴۰. کرم و جوانمردی بیش از خویشاوندی مهر می آورد.

     

 ۴۱. خدای سبحان را به گسستن عزم ها، و باز شدن گره اراده ها وشکستن تصمیم ها شناختم.

    

  ۴۲. خشم و تند خویی نوعی دیوانگی است،  زیرا صاحبش پشیمان میشود، و اگر پشیمان نشد دیوانگی اش استوار است.

    

  ۴۳. وفاداری با بی وفایان، در نزد خدا بی وفایی است. وبی وفایی با بی وفایان در نزد خدا وفاداری است.

     

 ۴۴. تندرستی محصول کم حسدی است.

   

   ۴۵.حسد بردن دوست نشان خلل در دوستی است.

   

   ۴۶. از دستت نرفته است مالی که نابودی آن مایهُ پند و عبرتت شده است.

   

   ۴۷. میوه کوتاهی کردن پشیمانی است، و میوه دور اندیشی سلامتی است.

     

 ۴۸. هرکه خود را در موارد تهمت قرار دهد، نباید کسی را که به او بد گمان شده سرزنش کند.

    

  ۴۹. علم بهتر از مال است، علم تو را پاس می دارد و مال را تو پاس می داری. هزینه کردن از مال می کاهد و علم با هزینه کردن افزایش می یابد. و احسان مالی با از میان رفتن مال از میان می رود.

   

   ۵۰. صبر به اندازه مصیبت نازل می شود. و هر که به وقت مصیبت(از روی بی تابی) بر زانو زند عملش(اجرش) تباه گردد.





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
فرهاد اسدی جرجافکی
دوشنبه 29 مهر 1392

عده ای از دانش آموزان یک مدرسه دولتی در اواخر دوره قاجاریه





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
فرهاد اسدی جرجافکی
پنجشنبه 25 مهر 1392




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
فرهاد اسدی جرجافکی
سه شنبه 16 مهر 1392
مردی که آماده ازدواج است حتما این را می داند که ازدواج یعنی «تعهد» به یک نفر. اگر احساس می کنید مرد زندگی تان آمادگی تعهد را ندارد، بهتر است فکر ازدواج با او را از سرتان بیرون کنید. لطفا منتظر معجزه نباشید.
می خواهید بدانید برای ازدواج، به چه مرد و یا زنی می شود اعتماد کرد و روی کدامیک از آنها نمی شود حساب کرد؟!

5 ویژگی مردانی که آمادگی ازدواج دارند

شاید شما هم در رابطه با مردان گیج شده اید و می خواهید بدانید برای ازدواج، به چه مردی می شود اعتماد کرد و روی کدامیک از آنها نمی شود حساب کرد. اگر تا الان نتوانسته اید این معما را در ذهنتان حل کنید، مطمئنم این موارد می تواند به کمکتان بیاید:

1- مردی که آمادگی ازدواج دارد، زندگی اش هدفمند است

مردی که آمادگی ازدواج دارد زندگی اش هدفمند است؛ یعنی اهداف کوتاه مدت و بلندمدت مشخصی برای خودش دارد و مسلما ازدواج و تشکیل خانواده یکی از این اهداف است.اگر با مردی آشنا شده اید که تکلیف زندگی اش مشخص نیست، حتی اگر رسما از شما درخواست ازدواج کرده، به حرفش اعتماد نکنید.

در ایران آمادگی ازدواج به این معنی است که حداقل تکلیف تحصیل، سربازی و شغل مرد مشخص باشد. البته نه اینکه همه این کارها را به انجام رسانده باشد، فقط باید بداند که در این موارد چه تصمیمی داردو آینده اش را به کدام سمت می خواهد ببرد. مردی که هنوز نمی داند در کدام شهر یا کشور می خواهد زندگی کند یا (وقتی بزرگ شد!) می خواهد چکاره شود؛ آمادگی لازم برای ازدواج را ندارد، هر چند دیوانه شما باشد. شما هم مجبور نیستید سال ها عمرتان را پای کسی بگذارید تا تازه تکلیفش با خودش معلوم شود. مردی که همه چیزش در آینده است، در آینده فلان شغل و سمت را پیدا می کند، در آینده فلان مقدار درآمددارد و ... فقط به دو شرط می تواند مرد زندگی شما باشد:

اول اینکه تلاش و حاصل کارش را از همین حالا ببینید و دوم اینکه از نظر منطقی امکان رسیدن به رویاهایش در یک طول عمر متوسط 70 ساله روی این کره خاکی وجود داشته باشد.

شما می توانید از یک دانشجوی حسابداری انتظار مدیر شرکت شدن را داشته باشید اما انتظار رئیس جمهور شدن را خیر؛ حداقل نه به این زودی ها. ضمنا، اگر مردی تا 35 سالگی نتوانست گام موثری برای رسیدن به رویاهایش بردارد، تا 105 سالگی هم نمی تواند.

2- مردی که آمادگی ازدواج دارد، حرف هایش بوی ازدواج و تشکیل خانواده می دهد

مردانی که برای شما آسمان و ریسمان می بافند را کنار بگذارید. مردانی که آمادگی ازدواج دارند مرتب در مورد سیاست، باشگاه بدنسازی، سفرهای خارجی، موفقیت های شغلی، موفقیت های تحصیلی در بهترین دانشگاه ها، خاطرات بچگی و اینکه چقدر آدم باهوش و با ذکاوتی بوده و هستند با شما صحبت نمی کنند. البته اشتباه نکنید، تقریبا همه مردان درباره تمام اینها صحبت می کنند اما ذهن مردان آماده ازدواج در حال حاضر فقط حول یک موضوع می چرخد: ازدواج و تشکیل خانواده.

مردانی که آمادگی ازدواج دارند معمولا درباره معیارهایشان، خانواده شان، اهداف و آرزوهایشان، کار و درآمدشان، فرزند، خانه، گرانی، کرایه، انتظارات، اخلاقیات و هر موضوع دیگری که به ازدواج مربوط می شود حرف می زنند. این مردان دائما در مورد «ما» فکر و صحبت می کنند. همچنین سوالات آنها از شما مشخص است: آنها درباره سبک زندگی شما، رسم و رسومات خانواده تان، دامادهای دیگر، شرایط، عقاید، مهریه، خرج و برج عروسی و (وقتی خیالشان کمی راحت شد) درباره آرزوهایتان از شما می پرسند. تیم فوتبال مورد علاقه تان را هم به این موارد اضافه کنید؛ احتمالا می خواهند بدانند در آینده سر مسابقات فوتبال دعوایتان می شود یا نه!

3- مردی که آمادگی ازدواج دارد، توانایی تامین زندگی خانواده را دارد چه از نظر مادی و چه از نظر روانی، مردی که می خواهد خانواده تشکیل بدهد توان و قدتر رسیدگی به یک خانواده را دارد، هر چند به ساده ترین شکل. او از قبل خودش را برای این کار آماده کرده است. ممکن است در ابتدای زندگی از کمک پدرش استفاده کند، وام بگیرد یا خودش را مجبور به کار سخت کند. این در وجود تمامی مردان جهان است، از غارنشینان گرفته تا مردان قرن 21. مردان می خواهند از شما حمایت کنند. شاید گاهی به کمک شما هم احتیاج پیدا کنند اما خودشان قلبا این را نمی خواهند. لطفا خودتان را اسیر مردان ضعیف و وابسته نکنید. حتی کارهایی مثل عوض کردن لامپ های سوخته و شیرهای خراب، تعمیر ماشین شما یا خرید کردن برای خانه برای مردان بزرگترین لذت است. (اگر وقت کافی داشته باشند.) ناگفته نماند که هیچ مردی دوست ندارد با کار شبانه روزی، هزینه ولخرجی های شما را بدهد. حداقل چیزی که مرد زندگی تان در قبال این همه فداکاری (!) از شما می خواهد این است که قدر کارهایش را بدانید، شرایطش را درک کنید و در مسیر زندگی کمک حالش باشید.

4- مردی که آمادگی ازدواج دارد، این را به همه اعلام می کند

به احتمال زیاد و در جوامع مدرن شما اولین کسی هستید که از این راز با خبر می شوید، آن هم نه به طور غیرمستقیم و از راه حل کردن پازل. مردان برای این کار ساده ترین راه را انتخاب می کنند. حتی خجول ترین و محجوب ترین مرخدان دنیا هم می خواهندمطمئن شوندشما از تصمیمشان برای ازدواج خبر دارید. این مردان می دانند چه می خواهند و برای به دست آوردنش تلاش می کنند. اکثر آنها هم در این راه نیازی به کمک شما ندارند. (لطفا این جمله را بالای تخت تان طلاکوب کنید!) مردی که تصمیم به ازدواج با شما دارد، شما را از کسی پنهان نمی کند. از اینکه به اطرافیان بگوید می خواهد ازدواج کند، ابایی ندارد. به محض اینکه چنین مردی شما را برای ازدواجش در نظر گرفت، درباره شما با خانواده و اطرافیانش صحبت می کند. او شما را به عنوان همکار یا آشنا یا دوست معرفی نمی کند، بلکه نامزد، همسر آینده یا حداقل فامیل آینده می خواند و این عناوین را با خوشحالی در مورد شما به کار می برد. او می خواهد به همه اعلام کند که شما دیگر «مال او» هستید. همچنین خودش را هم از خانواده شما پنهان نمی کند و به زودی در مورد تصمیمش با آنها صحبت می کند. اگر بعد از چند ماه آشنایی احساس کردید جعبه اسراری هستید که هیچ کس نباید از وجودتان بویی ببرد، بهتر است کاری کنید تا خود او هم دیگر شما را نبیند!

5- مردی که آمادگی ازدواج دارد، به دنبال روابط کوتاه مدت نیست این مورد دیگر گفتن ندارد.

مردی که آماده ازدواج است حتما این را می داند که ازدواج یعنی «تعهد» به یک نفر. اگر احساس می کنید مرد زندگی تان آمادگی تعهد را ندارد، بهتر است فکر ازدواج با او را از سرتان بیرون کنید. لطفا منتظر معجزه نباشید. اگر او نخواهد، حتی عشق شما هم نمی تواند ناگهان او را منقلب و سر به راه کند. این را نرفته نیست، چون شما تنها خانم در تاریخ نیستید که چنین خیالاتی در سر داشته است. از طرف دیگر، گول بعضی مردان را نخورید. اینکه اگر شما واقعا به آنها اعتماددارید بایدتا ته خط با آنها بروید یکی از کلک های مشهور مردانه است. کلک دیگر آنها این است: «ما همین حالا هم مال هم هستیم.» به او بفهمانید که تا زمانی که به شما تعهد رسمی نداده، شمال مال هیچکس نیستید!

5 ویژگی زنان آماده ازدواج

خواندن ذهن خانم ها سخت ترین کار دنیاست و زمانی که موضوع ازدواج در میان باشد واقعا ناممکن به نظر می رسد اما نگران نباشید؛ علائمی هست که به شما نشان می دهد آیا او به ازدواج فکر می کند یا نه:

1- زنی که آمادگی ازدواج دارد، برای خودش محدودیت و قیدو بندهایی خواهد داشت.

او می داند که از رابطه چه می خواهد و این آشنایی را باید به کدام سمت ببرد. زنی که آمادگی ازدواج دارد نمی گذارد شما از وقت ارزشمندش استفاده بیهوده کنید. او می داند که این رابطه یا باید به سمت ازدواج برود و یا همه چیز همین جا تمام شود. او برای ازدواجش برنامه ریزی کرده است، خودش را آماده کرده و درباره آن فکر می کند و حرف می زند. از به میان آمدن حرف ازدواج کهیر نمی زند، بلکه با خوشحالی درباره زندگی مشترک، بچه دار شدن، استقلال و زندگی خانوادگی صحبت می کند.

زنی که قوانین خاصی برای خودش ندارد، در نتیجه هیچ برنامه ای برای ادامه رابطه ندارد، هیچ انتظار خاصی از یک مرد نداشته و هیچ شرط و محدودیتی برای او قائل نیست؛ چرا که به ازدواج فکر نمی کند. او بدون هیچ هدفی وارد رابطه ای شده که برایش پیش آمده و سیاست فعلی اش این است: «هر چه پیش آید خوش آید.» اگر در هر ساعت از شبانه روز که دلتان خواست می توانید با او تماس بگیرید یا بیرون بروید، اگر برای خودش احترام قائل نیست، اگر پوشش و رفتار درستی ندارد، پس نمی تواند زن زندگی شما باشد. زن باهوش می داند که اگر قرار است اتزدواجی صورت بگیرد، نباید به این سادگی از قوانینش کوتاه بیاید. زن کم هوش هم که به درد زندگی نمی خورد!

2- زنی که آمادگی ازدواج دارد، به وضعیت مالی شما اهمیت می دهد

شاید فکر کنید زنان موجودات پول پرستی هستند که شما را فقط برای پولتان می خواهند. این از ساده اندیشی شماست. اگر زنی به هیچ وجه به وضع مالی شما اهمیتی نمی دهد به این معنا است که اصلا به ازدواج با شما فکر نمی کند. روابط بی هدف و کوتاه مدت نیازی به امنیت مالی ندارد؛ وضعیت مالی شما فقط زمانی اهمیت پیدا می کند که مسئله ازدواج در میان باشد نه به این خاطر که زنان دنبال جیب شما هستند بلکه به این خاطر که آنها به دنبال امنیت هستند، آن هم نه فقط برای خودشان، بلکه برای فرزندانشان و فرزندان شما. غریزه مادری قویترین غریزه در زنان است، اگر اینطور نبود بچه های شما به هیچ وجه نمی توانستند زنده بمانند. همین غریزه مادری به زنان می گوید که اگر می خواهند فرزندانشان را به خوبی و در امنیت و آسایش تربیت و بزرگ کنند باید برای آنها پدری قدرتمند انتخاب کنند.

در دوران اجداد غارنشین ما، زنان به سمت مردانی جذب می شدند که قدرت بدنی بیشتری داشتند چون تنها در این صورت بود که می توانستند برای خانواده به شکار بروند، با رقبا بجنگند و با دست پر برگردند و از خانواده در برابر دشمنان و حیوانات وحشی و بلایای طبیعی حفاظت کنند و تنها در این صورت بود که زنان می توانستند با خیال راحت در غار بنشینند و بچه هایشان را بزرگ کنند! اما در حال حاضر دیگر نیازی به قدرت جسمی نیست. البته نه اینکه شکار و رقیب و دشمنن دیگر وجود ندارد، بلکه شکل آن عوض شده است. امروزه قدرت مردان تا حد زیادی در توانایی شان در پول درآوردن خلاصه می شود. البته نیازی نیست از باشگاه بدنسازیتان انصراف بدهید، چرا که حافظه زنان در طول تاریخ هنوز به طور کامل پاک نشده اما در کنارش به فکر قدرت امروزیتان هم باشید.

3- زنی که آمادگی ازدواج دارد، آشپزی بلد است

واقعا شما آقایان چه فکری می کنید؟ مگر می خواهید آشپز استخدام کنید؟ در این صورت بهتر است بروید با رستوران سر کوچه تان قرارداد ببندید. اما اگر در فکر تشکیل خانواده هستید و می خواهید بدانید «او» به ازدواج فکر می کند یا نه، این یکی از نشانه هایش است. او آشپزی می داند و از خانه داری هم سردر می آورد. به هر حال وقتی خانمی خودش را برای ازدواج آماده می کند، حداقل در کشور ما، در واقع با فداکاری و لطف تمام خودش را برای انجام کارهای خانه و به خصوص آشپزی هم آماده می کند. او می داند مردان می توانند بدون سقف، بدون خواب یا حتی بدون مسابقات فوتبال زنده بمانند اما قطعا بدون غذا می میرند! هیچ زنی هم این را نمی خواهد، حداقل قبل از ازدواج!

4- زنی که آمادگی ازدواج دارد، با زن بودن خودش کنار آمده است

زن بودن مشکلی ندارد اما از آنجایی که زنان همواره در طول تاریخ مورد ظلم و ستم و بی عدالتی قرار گرفته اند و البته بعد از تعالیم جنبش فمنیستی، بسیاری از آنها حداقل در دوره ای از زندگی شان احساس می کنند جنس دوم هستند و با جنسیت خودشان کمی مشکل پیدا می کنند. این برای زن امروزی یک امر کاملا طبیعی به شمار می رود اما زن سالم بالاخره این بحران را پشت سر می گذارد و زن بودن خودش را با کمال افتخار می پذیرد و به نقاط قوت خودش پی می برد. او می داند اگرچه تفاوت هایی با جنس مرد دارد اما این تفاوتها به هیچ وجه نشانه برتری یکی بر دیگر نیست.

زنی که آمادگی ازدواج دارد دیگر به دنبال بحث های بچگانه «زن ها بهترند یا مردها» یا «چقدر مردان به ما ظلم کرده اند» نیست و این مسائل برایش حل شده است. او به جنس مرد به عنوان رقیب یا دشمن نگاه نمی کند و به دنبال گرفتن انتقام کل زنان تاریخ از شما نیست. او از اینکه زن متولدشده خشمگین نیست و از مادر شدن، همسر بودن و وظایفی که به عنوان یک زن برعهده اش است استقبال می کند.

5- زنی که آمادگی ازدواج دارد، به بچه ها علاقه خاصی نشان می دهد

آقایان! این رازی است که مطمئنم از اینکه آن را با شما در میان گذاشته ام تشکر خواهید کرد. خیلی جالب است که تقریبا همیشه علاقه خانم ها به بچه ها با علاقه آنها با ازدواج رابطه دارد. این یک نشانه شگفت انگیز است که بر اساس آن خیلی راحت و بدون دردسر می توانید نظر طرف مقابل تان درباره ازدواج را کشف کنید: وقتی به طور اتفاقی با بچه ها یا خانم های بچه دار برخورد می کنید، واکنش او را زیر نظر بگیرید. اگر با بی حوصلگی و بی توجهی و حتی انزجار به بچه ها واکنش نشان داد، فکر ازدواج با او را فعلا از سرتان بیرون کنید اما اگر با شوق و ذوق تمام با بچه ها ارتباط برقرار و شروع به بازی با آنها کرد و با حسرت به نوزدان خیره شد، زودتر دست به کار شوید. تبریکات صمیمانه ما را هم بپذیر
ید!




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
فرهاد اسدی جرجافکی
شنبه 13 مهر 1392
،یک زن در هر مرحله‌ای که باشد، از صحبت‌های مقدماتی گرفته تا دوران نامزدی، همواره کنجکاو است تا بداند طرف مقابل تا چه حدی این اشتیاق را دارد که سطح رابطه را به مرحله بعدی ارتقا دهد. معمولا طرح پرسش مستقیم یا بحث در این‌باره کمک چندانی نمی‌کند، حتی ممکن است موجب سردرگمی بیشتر نیز بشود. اما میزان صبر زنان برای رسیدن به پاسخ پرسش‌هایشان چقدر است؟ زنان امروزی تا ابد منتظر نمی‌مانند!

بنابراین، بسیار مهم است که وی سرنخ‌هایی در اختیار داشته باشد تا با استفاده از آنها نشانه‌هایی از طرز‌فکر طرف مقابل بدست بیاورد و بر اساس آنها تصمیم‌گیری کند. در اینجا با چند نکته آشنا می‌شویم که از نظر کارشناسان برانگیختگی و تاثیرات احساسی، هیجانی طرف مقابل را نشان می‌دهد؛

زبان بدن
اولین و مهمترین نشانه میزان دلبستگی، زبان بدن است. نوع نگاه، یکی از این نشانه‌هاست. گاهی هم ممکن است وی به صورت ناخودآگاه حرکات شما را تقلید کند. علاوه براین، ممکن استنشانه های دست‌پاچگی را در او ببینید. رفتارهای غیرعادی، خنده های با استرس، عرق کف دست، کشیدن نفس عمیق، بی‌قراری و … همه می‌توانند نشانه هایی از علاقه او به شما باشند. اینها از نشانه‌های علاقه‌مندی است و نشان می‌دهند که او سخت در تلاش است تا با شما ارتباط نزدیکتری برقرار کند.البته باید این نکته را هم در نظر داشت که زبان بدن تا حدی وابسته به شخصیت فرد و فرهنگی است که در آن رشد کرده است.

ارتباط
وقتی فردی به رابطه‌ای علاقه‌مند باشد و برای ازدواج پیش‌قدم شود، به هر یک از گفته‌های طرف مقابل کاملا توجه می‌نماید. این امر کاملا در تضاد با حواس‌پرتی همیشگی افراد است. به عنوان مثال وقتی صحبت‌های شما، او را از تماشای فوتبال باز می‌دارد، می‌توان از علاقه‌مندی فرد مورد نظر اطمینان حاصل کرد.

تغییر رفتار
نشانه های غیر کلامی اغلب واضح تر از نشانه های کلامی هستند. شخصی که از نظر احساسی به شخص دیگری وابسته است اغلب عادت های شخصی اش را تغییر می دهد تا شخصی را که با او تعامل دارد بازتاب دهد. پس اگر زمانی که به طرف او خم می شوید تا با او صحبت کنید او هم به طرف شما خم شد، و یا او با حالتی شبیه به شما رو به شما بنشیند، شما توجه و علاقه اش را جلب کرده اید.

زمینه‌های مشترک
فردی که به شما علاقمند است دوست دارد همه چیزتان را بداند. او درمورد خانواده، پیشینه، سلیقه غذایی، ، فیلم و مسائل گوناگون شما پرسش خواهد کرد. انگیزه اصلی او این اسـت کـه عـلایـق شما را بشناسد تا بتواند خود را دارای علایق مشــتـرک بــا شما نموده و پـیـوسـتـگـی بیشتری با شما ایجاد کند. حتی سعی می‌کند مسائلی را که پیش از این جاذبه‌ای برایش نداشتند اما مورد علاقه شماست را دست کم یک بار امتحان کند.اگر از قایق سواری خوشتان نمیآید، او نیز ناگهان از این کار متنفر می شود.

توجه و مراقبت
زنان می‌خواهند توجه همسر آینده‌شان را تمام و کمال داشته باشند و حاضر نیستند آن را با کسی تقسیم کنند. البته مردان ممکن است توجه و مراقبت خود را به شیوه‌های مختلفی بروز دهند. میزان توجه او به شما همیشه یکسان و در حداکثر درجه است و ربطی به کیف و کفش تازه‌ای که خریده‌اید و توجه دیگران را جلب می‌کند، ندارد.

احترام
دقت کنید او چه در سطح گفتار و چه در عمل تا چه حد به شما احترام می‌گذارد. به نوع زبانی که بر می‌گزیند، لطیفه‌هایی که می‌گوید و در کل ادبیاتی که در برقراری رابطه با شما استفاده می‌کند دقت کنید و ببینید تا چه حد شما را به عنوان شریک زندگی‌اش پذیرفته است. فردی که به شما علاقه‌مند است تلاش می‌کند هیچ گزندی متوجه شما نشود. ممکن هست حتی اجازه ندهد شما با صحنه‌های ناخوشایند روبرو شوید. البته کسی که دوست‌دار واقعی شما باشد، نیاز به نمایش بیش از حد ندارد.

جایگاه ویژه
فردی که از صمیم قلب به شما علاقه‌مند باشد سعی می‌کند شما را به دوستان و خویشاوندانش معرفی کند و البته این کار را با افتخار انجام می‌دهد.

در تمام موارد بالا باید بررسی شود آیا این حالت‌ها از احساسی زودگذر ناشی می‌شوند و یا پایدارند. اگر احساسات اصیل باشند، همسر آینده‌ی شما حتی در مواقعی که خلق خوبی ندارید نیز شما را تحسین می‌کند. در سختی‌های کوچک و بزرگ زندگی کنار شما می‌ماند، با شما می‌خندد و هیچ‌گاه از اینکه از شما تعریف کند، خجالت زده نمی‌شود.

درگوشی کاملا خصوصی!
خیلی وقت ها مردها از دختری که او را انتخاب کرده است، دوری می‌کنند هرچند ممکن است برای گذراندن لحظات لذتبخش جسمی و روانی مدتی با او بمانند اما هرگز او برای زندگی آینده انتخاب نمی‌کنند. چرا؟ چون پسرها از انتخاب شدن متنفرند و دوست دارند انتخابگر باشند. پس با تلاش برای جذب او، از او دور شده‌اید.

به هرحال اگر تمایل به ازدواج با ایشان را دارید بدون اینکه احساسی و هیجانی با این موضوع برخورد کنید، وجود یا فقدان نشانه ‌های اولیه یک همسر مناسب را در او بسنجید؛ پایبندی به دستورات دینی، خوش اخلاقی، تلاش و … .

این نشانه‌ها تنها نشان می‌دهد این احساس دوطرفه است یا یکطرفه به سوی ناکجاآباد اما هرگز نشانگر این نیست که آیا او لیاقت شما را دارد یا خیر، آیا او دارای معیارهای همسر مناسب هست یا خیر. پس صرفا به آنها اکتفا نکنید. علامت حقیقی عشق و تمایل او به شما تنها یک رفتار است؛ اگر شما دختر هستید، او با برپایی مراسم رسمی خواستگاری، تمام تلاش خود را خواهد نمود تا ضمن جلب موافقت خانواده خود، والدین شما را برای رسیدن به شما راضی نماید.






نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
فرهاد اسدی جرجافکی
یکشنبه 31 شهریور 1392

کاش کسی یاد معلما میداد، اول مهری... شغل پدر ها رو نپرسن ...

افسران - کاش کسی یاد معلما میداد، اول مهری... شغل پدر ها رو نپرسن ...




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
فرهاد اسدی جرجافکی
چهارشنبه 20 شهریور 1392
اگر می‌خواهید همسر شما سرشار از ظرافت و ویژگی‌های زنانه باشد، در انتخاب چنین دختری شک نکنید. محققان می‌گویند این زنان بیشتر از هر کس دیگری، روحیه لطیف و زنانه دارند. اما اگر شما در آرزوی داشتن همسر قوی هستید كه بتواند خیلی خوب روی پای خودش بایستد و...
مجله سیب سبز: یک روز فرق وسط مد روز می‌شود و روز دیگر بستن فرق و کشیدن مو به بالای سر. اما مد روز هر چه باشد، نمی‌تواند شخصیت اصلی شما را تغییر دهد. به گزارش شبكه تلویزیونی العربیه، 2 جامعه‌شناس آمریكایی در بررسی‌های‌شان دریافته‌اند اکثریت انسان‌ها همیشه ترجیحی برای باز کردن فرق دارند و گاهی حتی اگر به باز کردن فرق‌شان از یک جهت خاص تمایل داشته باشند، باز هم موهای‌شان با آنها همراهی نمی‌کند و به جهتی که شخصیت‌شان تعیین کرده است مایل می‌شوند. این 2 جامعه‌شناس آمریکایی در بررسی‌های‌شان با قاطعیت اعلام کرده‌اند شیوه شانه کردن مو و شکل فرق مو می‌تواند شخصیت افراد را نشان دهد و البته شانه کردن نامناسب موی سر هم تاثیری منفی روی روحیه افراد دارد. این تحقیقات نشان می‌دهد مکان فرق موی افراد بستگی به عملکرد نیمکره مغز چپ یا راست دارد و به همین دلیل می‌تواند نمایانگر ویژگی‌های اصلی شخصیت آنها باشد.

موهایش را بالا می‌زند یا فرق وسط دارد؟

اگر همسری که برای یک عمر زندگی انتخاب کرده‌اید در 2 گروه بالاست، تکلیف‌تان با او روشن است و می‌توانید ویژگی‌های گفته شده را متعلق به او بدانید. اگر خواستگار شما یا دختری که برای زندگی مشترک انتخاب کرده‌اید، موهایش را بالا می‌زند یا مثل زنان قدیمی به باز کردن فرق وسط علاقه دارد، می‌توانید شخصیتش را رمزگشایی کنید. بررسی‌های محققان نشان داده که هر دو گروه، اعتماد به نفس زیادی دارند و به خود و توانایی‌هایشان خوش‌بین هستند. از طرف دیگر، پژوهشگران دریافته‌اند که این دسته از افراد متفکر و منطقی هستند و به جای پیروی از احساسات ناپخته، حساب شده و سنجیده تصمیم می‌گیرند.

مردانی که فرق سمت چپ دارند

اگر به دنبال یک همسر قوی و همه فن حریف می‌گردید، بهتر است به خواستگاری جواب مثبت بدهید که فرق مویش در قسمت چپ سرش قرار دارد. محققان می‌گویند چنین فردی می‌تواند در لحظات بحرانی زندگی به داد شما برسد و به‌دلیل قدرتی که دارد، می‌توانید بدون هیچ هراسی به او تکیه کنید. پژوهش‌ها نشان داده است این مردها گزینه مناسبی برای ازدواج با زنانی هستند که لطافت زنانه بیشتر و جسارت کمتری دارند و ترجیح می‌دهند همسرشان در تنگناهای زندگی از آنها حمایت کند و حتی بارشان را بر دوش بکشد.

مردانی که فرق سمت راست دارند

اگر دوست دارید شوهرتان پرهیاهو، فعال و پرتحرک باشد، بهتر است خواستگارهایی که فرق خود را از سمت راست باز می‌کنند را بررسی کنید. پژوهشگران دریافته‌اند این افراد، پرتحرک و پرجنب و جوش هستند و از رفتن راه‌های تازه هیچ گاه خسته نمی‌شوند. اگر خودتان شخص فعالی نیستید و به دنبال کسی می‌گردید که بتواند شما را به جلو هل بدهد، چنین همسری برای شما ایده‌آل است و در خانه شما، مثل یک بمب انرژی ظاهر خواهد شد اما اگر گوشه‌گیر هستید و حوصله هیاهوهای زندگی چنین افرادی را ندارید، بهتر است قبل از هر بررسی دیگری روی این گزینه‌ها خط بکشید.

زنانی که فرق سمت چپ دارند

اگر می‌خواهید مادر فرزندان شما فردی باهوش باشد و توانایی پرورش فرزندان شایسته‌ای را داشته باشد، بهتر است همسرتان را از این گروه انتخاب کنید. محققان می‌گویند زنانی که فرق سمت چپ باز می‌کنند، افرادی قابل اعتماد هستند که می‌توانید روی حرف‌هایشان حساب کنید. بررسی‌های آنها نشان داده این افراد به‌دلیل هوش سرشارشان، زود یاد می‌گیرند و به خوبی با موقعیت‌های تازه و آدم‌های جدید کنار می‌آیند. پس دلیلی ندارد که نگران رابطه چنین فردی با خانواده و دوستان خود باشید. او خیلی زود یکی از اعضای محبوب خانواده شما خواهد شد.

زنانی که فرق سمت راست دارند

اگر می‌خواهید همسر شما سرشار از ظرافت و ویژگی‌های زنانه باشد، در انتخاب چنین دختری شک نکنید. محققان می‌گویند این زنان بیشتر از هر کس دیگری، روحیه لطیف و زنانه دارند. اما اگر شما در آرزوی داشتن همسر قوی هستید كه بتواند خیلی خوب روی پای خودش بایستد و دوشادوش شما برای حل بحران‌های زندگی تلاش کند، چنین گزینه‌ای نمی‌تواند همسر ایده‌آل شما باشد چراکه بیشتر از آنکه او در موقعیت‌های سخت به داد شما برسد، شما باید نقش حامی و فرشته نجات او را بازی کنید. اما ناامید نشوید. چنین زنی خانه‌ای سرشار از لطافت را برای شما به همراه خواهد آورد که در آن با تمام وجود احساس مرد بودن می‌کنید.




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
فرهاد اسدی جرجافکی
یکشنبه 17 شهریور 1392
در هر انتخابی خوب مشاهده کنید، ظاهر و قیافه طرف مقابل را در ذهن خود بررسی کنید، شکل و حرکات شیوه گفتار و رفتار ظاهری او را به عنوان شرط اول بپذیرید
ازدواج یک انتخاب بزرگ است. اما چه کسی این انتخاب را انجام می دهد؟ شما یا والدین تان؟ آیا «ازدواج خود گزین» به صلاح دختر و پسر است یا ازدواجی بر اساس نظر خانواده؟

موضوع انتخاب سنتی در مقابل انتخاب غیرسنتی جامعه ما زیاد مطرح می شود در این ازدواجها دو مسأله وجود دارد. یکی اینکه خانواده باید بدانند وظیفه آنها در انتخاب همسر و تعلیم و تربیت فرزندانشان حدی معقول است، یعنی اینکه باید نظر خود را در یک حد متعادل نگه دارند. به طوری که فقط جنبه ارشادی داشته باشند، نه اینکه نظرشان را به فرزند تحمیل کنند.

متأسفانه بسیار دیده شده خانواده ها حتی دختر 25 ساله و پسر 30 ساله را به رسمیت نمی شناسند و در برابر انتخاب او موضع گیری می کنند. به عنوان مثال می گویند اگر فلانی را انتخاب کنی در مجلس عروسی تو شرکت نمی کنم، در حالی که به انتخاب بچه ها باید احترام بگذاریم چون ملاکها تغییر یافته و آنها تحت تأثیر مسائل موجود در جامعه قرار می گیرند و انتخابشان بر همان اساس شکل می گیرد، پس نمی توانند بنای زندگی مشترکشان را بر سلیقه ما و نظر ما بگذارند.

از طرف دیگر، بررسی ها نشان می دهد انتخاب هایی نیز که پسر و دختر بدون نظر خانواده انجام می دهند چندان مطلوب نبوده و میزان طلاق در این انتخاب ها چند برابر بیشتر می باشد، بنابراین توصیه می شود نخست خانواده ها به انتخاب جوان احترام بگذارند و همیشه در کنار او باشند و از سوی دیگر جوان‌ها نیز به خاطر کاهش آسیب‌های خانواده حتماً نظر والدین و مشاوران را جویا شوند.

اما والدین باید بدانند که اگر فرزندتان به بلوغ فکری، اجتماعی و روانی لازم رسید باید انتخابش را محترم شمرد و به او کمک کرد. او را تحت هیچ شرایطی تنها نگذاشت، چون بیشتر جوانهایی دنبال«ازدواج خود گزین» هستند که پدر و مادر با آنها همراهی نمی کنند و به قول خودشان آنها را نمی فهمند. فراموش نکنیم در بسیاری از ازدواجهای ناموفق که به انتخاب خود جوان صورت گرفته عامل اصلی و مسبب این کار پدر و مادر بوده اند.

باید این نکته را در نظر بگیریم که موضوع ازدواج پیوند تنها دو نفر نیست، بلکه پیوند دو خانواده است، پیوند دو سیستم، دو فرهنگ با ویژگی‌های خاص و آداب و رسوم خاص، به همین دلیل وقتی در ازدواج‌ها به عوامل فرهنگی اجتماعی توجه نمی شود، تنش و کشمکش بین خانواده زیاد رخ می دهد.

پس از آنجا که دو نفر(زن و شوهر) از دو خانواده در حال معاشرت و رفت و آمد با دو خانواده هستند اگر بدون نظر پدر و مادر ازدواج صورت گیرد همه معادله های خانوادگی به هم می خورد و میزان تنش و اختلاف نظر در این خانواده ها بیشتر دیده می شود. در نتیجه این مسأله هم روی کیفیت زندگی و هم بر روابط زن و شوهر اثر می گذارد. به باور تمامی کارشناسان، روان شناسان و مشاوران خانواده در انتخاب همسر باید 4«میم» در نظر گرفته شود.

در هر انتخابی خوب مشاهده کنید، ظاهر و قیافه طرف مقابل را در ذهن خود بررسی کنید، شکل و حرکات شیوه گفتار و رفتار ظاهری او را به عنوان شرط اول بپذیرید

اول «مشاهده» یعنی اینکه در هر انتخابی خوب مشاهده کنید، ظاهر و قیافه طرف مقابل را در ذهن خود بررسی کنید، شکل و حرکات شیوه گفتار و رفتار ظاهری او را به عنوان شرط اول بپذیرید، زیرا بارها به مرکز مشاوره مراجعه شده که آقا بعد از 8 ماه می‌گوید: من زن قد بلند می خواستم خانم قدش کوتاه است، یا اندازه بینی و فرم دندان‌های او مطابق سلیقه من نیست و یا خانمی می گوید شوهرم نمی تواند در جمع صحبت کند، خوب لباس نمی پوشد و از این قبیل نظرها. بنابراین اگر قصد و نیت ازدواج است تا حدی که اسلام هم اجازه داده باید یکدیگر را ببینند و بپسندند.

دوم«مصاحبه» است که دو نفر باید خوب با هم صحبت کنند و درباره نکات مثبت و منفی یکدیگر و مسائل مهمی که در تاریخچه هر کدام وجود دارد. بیماری‌های خاص، محل سکونت، آینده و اینکه می خواهند کار کنند یا شغلشان چه باشد، نحوه تربیت فرزندان و مسائل دیگری که ممکن است پیش بیاید صحبت کنند و چند جلسه با اطلاع خانواده‌ها، دختر و پسر با هم دیدار و گفتگو داشته باشند تا نسبت به هم شناخت بیشتر پیدا کنند.

سوم«مکاشفه» است که به قصد تحقیق و بررسی از زندگی اجتماعی طرف مقابل پرسش کنند از مدرسه، محل کار، محل سربازی، دانشگاه و... تا ببینند وجهه اجتماعی او چگونه است. برخوردش با مردم در اجتماع چطوری است مثلاً فردی که با هیچ کس ارتباط ندارد و دوست صمیمی هم ندارد شاید دچار بدبینی باشد یا اختلالات دیگر که بهتر است همان ابتدا با پرسیدن از افراد مختلف چهره اجتماعی او بهتر مشخص شود.

چهارم«مشاوره» که بر اساس تخصص، تبحر و تجربه مشاور دو نفر با هم مقایسه می شوند که میانشان تا چه حد و میزان سازگاری وجود دارد و تناسب زندگی این دو با هم چقدر است و بر همین اساس هر دو مورد سنجش مشاور قرار می گیرند و چون مشاور یک فرد بی طرف است می توان روی اظهارنظر او حساب کرد و تأیید یا عدم تأیید او را به حساب مخالفت افراد خانواده نگذاشت.




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
فرهاد اسدی جرجافکی
چهارشنبه 6 شهریور 1392
در سال ١٣٠۶ شمسى بنا بر قانونى جدید مردان ایرانى مکلف شدند عمامه و کلاه های سنتی خود را با کلاه پهلوى عوض کنند. دو سال پس از آن پوشیدن لباس هاى ایرانى (قبا، شال، عبا، پوستین، عمامه و غیره) براى تمام افراد مذکر ممنوع شد و جاى آن را ترکیبى از کت و شلوار و کلاه پهلوى گرفت. روحانیون نیز برای پوشیدن لباس معمول خودشان باید برگه مجوز دریافت می کردند.




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
فرهاد اسدی جرجافکی
پنجشنبه 31 مرداد 1392
خداوند تبارک و تعالی بندگانی را که بسیاردوست دارد و می خواهد همیشه آنها را درکنارخود نگه دارد،ازسه طریق آنها را جذب خود می کند:
اگه میخواین بدونین شما جذب کدوم وسیله جاذبه الهی شدید حتمااین پست را بخونین

1) تارالهی: تارالهی همان کتاب قرآن مجید است که این وسیله ی جذب کننده فقط مال بزرگان است. خداوند ازطریق هشدارها ومژده هایی که درکتابش داده است بندگانش را جذب خود می کند وباآن تارالهی خودش آهنگی دلنشین را می نوازد تا به دل بندگانش نشیند،و درمیان انسان های جاهل بسیار اندک است که از این راه دشوارجذب خداوند شوند.  

.....
) تورالهی: اما کسانی که ازطریق تارالهی جذب خداوند نمی شوند خداوند با تورخود آنها را می آزماید. تورخداوند همین محفل هایی است که درآن ذکر فضائل ومصائب ائمه اطهار(علیهم السلام) گفته می شود. خداوند تعالی بندگانی را که دوست دارد،درمساجد درتور خود می اندازد تا با اشک ریختن برائمه با او دوست شوند و او را بشناسند.به عنوان مثال ماهیگیری که به دریا می رود ومی خواهد ماهی بگیرد آن ماهی هایی را صید می کند وبه تور خود می اندازد که خیلی دوست دارد ومواظب است که از لابه لای تور نگریزند وشکارآبزیان درنده نشوند.

3) تیرالهی: وامّا تیرالهی؛زمانی که خداوند تبارک تعالی می بینید بنده ای را که آنقدر دوست دارد ومی خواهد به طرف او بیاید ولی او نه از راه تار ونه از راه تورجذب او نمی شود خداوند هدف تیرخود را به سوی او میگیرد،یعنی چنان مشکل یا مرضی درزندگی و وجود او میریزد که او دیگرازشدت درد ورنج به سوی خدایش بیاید وبگوید: یارَبِّ ارحَم ضَعفَ بَدَنی.(خداجونم کمکم کن خداجونم به  فریادم  برس)

فرشتگان روزی از خدا پرسیدند : بار خدایا تو که بشر را اینقدر دوست داری غم را دیگر چرا آفریدی؟ خداوند گفت : غم را بخاطر خودم آفریدم چون این مخلوق من که خوب می شناسمش تا غمگین نباشد به یاد خالق نمی کند؟؟؟؟؟؟؟


همین طوربندگانی که نه از راه تارآمدند،نه تور و نه تیرالهی،کسانی هستند که دیگرازچشم خدا افتاده اند و مورد قهرخداوند قرارگرفته اند. خداوند هم بعد ازآن تمام وسایل دنیوی را به آنها می دهد تا دیگر آن بنده ازخداوند چیزی نخواهدآنقدر  ثروت ودارایی  میده وهرچی  که  بخواد  میده  چون  دیگه  دوست  نداره  صدای  این  بنده  رو هم  بشنوه که بخاطر  درد  ومصیبت ونداری  خداخداکنه  وآنجاست که خداوند سبحان می فرماید:وعده ی ما در قیامت. ما دیگربه تو کاری نداریم،خدای تو ابلیس است به همان خدایت بگو که درقیامت هم کمکت کند.

و...................

باید خدا را شکر کنیم ...................قطعا از مورد آخر که نیستیم.....................

چون این ویژگی ها رو نداریم.

خدایا کمک کن که بهتر بشویم.....................






نوشته شده در تاریخ جمعه 25 مرداد 1392 توسط رامین




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
فرهاد اسدی جرجافکی
شنبه 26 مرداد 1392


( کل صفحات : 13 )    1   2   3   4   5   6   7   ...   

صفحات جانبی
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی
Google

در این وبلاگ
در كل اینترنت




دریافت کد جملات شریعتی