تبلیغات
عـــــــلـــــــــوم اجــتمــاعــی
عـــــــلـــــــــوم اجــتمــاعــی
گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من
درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ : فرهاد اسدی جرجافکی
نظرسنجی
نظر شما در مورد این وبلاگ چیست؟




پاسخ فعالیت های کتاب علوم اجتماعی سال چهارم چاپ جدید

برگرفته از وبلاگ  گروه علوم اجتماعی شهرستان شهرضا (استان اصفهان)- با تشکر از همکار ارجمندمان جناب آقای رحیمی

روی ادامه مطلب کلیک کنید

فعالیت­های درس یک(از ص 9 تا 4)

       ) درباره­ی راه­های ورود یک اندیشه فردی به حوزه­ی فرهنگ با یک­دیگر گفت­وگو کنید.(ص6

 وقتی فردی ذهنیت خود را به عمل درمی­آورد جهان فرهنگی راگسترش داده و اندیشه وارد حوزه فرهنگ شده است.راه­های ورود اندیشه به حوزه فرهنگ هنر و ذرفتارهای اجتماعی است.          

                     تفاوت موجودات جهان عینی با موجودات جهان انسانی درچیست؟(ص7)                               

جهان انسانی تحت امر اراده­ی انسان است و با انسان به وجود می­آید،ولی جهان عینی خارج از فعل انسان است و قبل و بعد از انسان هم وجود داشته وخواهد داشت.مثلاً رانندگی امری مربوط به جهان انسانی است ولی خورشید گرفتگی یا روزقیامت مربوط به جهان عینی وتکوینی است.

برخی از آیات قرآن کریم ازتعامل فعال جهان عینی باجهان فرهنگی واجتماعی را بنویسید.(ص8)

آیه 44 سوره انعام:پس چون آن­چه ازنعم الهی به آن­ها تذکر داده شد همه رافراموش نمودند ما هم  ابواب هر نعمت را به روی آن­ها گشودیم تا به نعمتی که داده شدند شادمان گشت­اند ناگاه به کیفر اعمالشان گرفتار کردیم که آن هنگام خوار و ناامید گردیدند.آیه 41 سوره روم:فساد وپریشانی به کرده­ی بد خود مردم درهمه­ی بّر و بَحر پدید آمد تا ما هم کیفر بعضی اعمالشان را به آن­ها بچشانیم باشد  که پشیمان شده و به درگاه خدا  بازگردند.

آیه 96 سوره اعراف:وچنان­چه مردم شهر و دیار همه ایمان آورده و پرهیزکارمی­شدند،همانا ما درهای برکات آسمان وزمین را بر روی آن­ها می­گشودیم و لیکن چون تکذیب آیات کردند ما هم سخت به کیفرکردار زشتشان رسانیدیم.

 فعالیت­های درس دوم(ازص 16 تا 10)

درسرزمین پهناور ایران درطول تاریخ چه فرهنگ­هایی شکل گرفته­اند؟چه عناصری ازاین­فرهنگ هاباقی مانده است؟(ص12)

1ـ ایران باستان باعناصر: نوع دوستی،عدالت خواهی،دین مداری،خانواده وقداست آن،عفاف، عیدنوروز،اهمیت نور،2ـ ایران اسلامی باعناصر:آخرت،توحید،علم آموزی،خانواده وجایگاه زن ، عدالت 3ـ ایران معاصرباعناصر:مقاومت،مشروطه،استکبارستیزی،بازگشت به خویشتن،انقلاب ، هویت­یابی،مقاومت فرهنگی

نمونه­های تاریخی فرهنگ­هایی که عقاید و ارزش­های آن­ها با هنجارها و رفتارهایشان ناسازگاراست بنویسید.(ص14)

1ـ جوامع غربی به نام دموکراسی کشتارمی کنند.2ـ الجزایربه نام دموکراسی انتخابات آزاد را بر هم زد. (1990) 3ـ دراروپا کسی حق مخالفت با هالوکاست را ندارد. 4ـ درجامعه­ی خودمان همه اخلاص عمل ندارند وفاصله ارزش­ها و عمل به وجودآمده است.(ارزش­های اجتماعی باسکولاریسم عملی تناسب ندارد.)

ارزش آزادی درفرهنگ اسلامی وفرهنگ سکولارغربی چه تفاوتی دارد؟ (ص15)

1ـ مرزآزادی غربی منافع دیگران است ولی آزادی اسلامی نزدیک شدن به خدا است. 2ـ آزادی غربی نوعی اسارت انسان در مادی­گرایی است ولی آزادی اسلامی آزادشدن انسان برای رسیدن به خدااست.( آزادی ازنفس اماره)3ـ آزادی غربی انسان را ازمعنویت و بندگی خدا دور می­کند ولی آزادی اسلامی راهی برای رسیدن به خدا است.

فعالیت­های درس سوم(از ص 22 تا 17)

فرهنگ سلطه به دنبال چه نوع تاثیرات فرهنگی برجوامع مغلوب است؟(ص19)

تضعیف مقاومت فرهنگی،ایجادتزلزل و تحول فرهنگی در قوم مغلوب،تحقیر فرهنگی قوم مغلوب، هویت­زدایی فرهنگی قوم مغلوب،استعمارفرهنگی

درباره عملکرد اروپاییان درقاره­ی آفریقا بنویسید.(ص20)

 در بُعد نظامی:به تسخیر آفریقا پرداختند.در بُعد اقتصادی:بازارها،منابع و مواد اولیه­ی آفریقا اشغال شد و در وجه فرهنگی:زبان و ادبیات بسیاری ازکشورهای آفریقایی انگلیسی و فرانسه شده است.

درباره­ی مراحل گسترش نظام سلطه غرب و وجه غالب هرمرحله گفت وگو کنید.آیا وجه غالب هر مرحله،درمراحل دیگر وجود ندارد؟(ص21)

در استعمار قدیم وجه غالب قدرت نظامی با حضور مستقیم نیروهای استعمارگراست.(مجریان بیگانه اند)دراستعمارنو وجه غالب اقتصادی با حضور غیرمستقیم استعمارگراست.(مجریان بومی و داخلی­اند. ) دراستعمار فرانو وجه غالب فرهنگی با ابزار فناوری رسانه­ای است.(مجریان بومی وسیاست ها نیز ظاهراً بومی­اند.)می­توانند این وجوه بایک­دیگرهمزمانی داشته باشند،مثلاً در استعمار قدیم گاهی هم استعمارسیاسی،هم اقتصادی و هم فرهنگی بوده است،نمونه­ی آن مستعمرات آفریقایی

فعالیت های درس چهارم(از ص 28 تا 23)

اصولی که یک فرهنگ جهانی باید داشته باشد را درآموزه های اسلامی جست وجو کنید.(ص24)

هستی­شناسی توحیدی،عدل وداد،عقلانیت،حقیقت،خلیفهً الهی بودن انسان.

درباره چگونگی گسترش فرهنگ اسلامی در بین مسلمانان آسیای جنوب شرقی توضیح دهید.(ص26) بنگلادش ازطریق بازرگانان عرب،اندونزی ازطریق بازرگانان مسلمان هندی،تایلند از طریق شیخ احمدقمی،تانزانیا ازطریق بازرگان مسلمان ایرانی(آفروشیرازی)

درباره­ی بخشی از ارزش­های اجتماعی ا سلام که با حاکمیت­های قبیله ای و قومی نادیده گرفته می شدند توضیح دهید.(ص26)

تقواکم رنگ شد و ارزش­های خونی و نژادی رشدکرد.تبعیض­ها جای عدالت راگرفت.زهد وساده زیستی به تجملات تبدیل شد.برابری و برادری به قوم مداری تبدیل شد.استبداد ایلی وقبیله­ای جای آزادی راگرفت.

عملکرد استبداد ایلی قاجار را با استبداد استعماری رضاخان مقایسه کنید.(ص27)

استبداد قومی ایلی با مذهب درگیری نداشت و شاهان ظاهراً دینی بودند اما استبداد استعماری رضاخان چون در راستای تأمین نیازهای مادی غرب بود پوشش ظاهری دینی هم نداشت و مستقیماً با دین مبارزه می­کرد.

درباره تاثیرات صدساله­ی اخیرناسیونالیسم درجهان ا سلام توضیح دهید.(ص27)

وحدت امت اسلامی مخدوش بود.هویت­سازی سکولار بود.اختلافات نژادی افزایش یافته بود.مقاومت اسلامی ضعیف شده بود.

    فعالیت­های درس پنجم(از ص 38 تا 32)

آیا عقاید و رفتارهای دینی آثار دنیوی ندارد وآیا بیان آثار دنیوی آن­ها اشکال دارد؟(ص34)

اثردنیوی دارد مثلا درماه رمضان خشونت کم­ترمی­شود یا مصرف برخی کالاها کم­تر و مصرف بعضی بیش­تر می­شود.بیان این­ها اشکالی ندارد.

درچه صورتی پرداختن با آثار دنیوی عقاید و رفتارهای دینی مشکل ساز می­شود؟(ص34)

درصورتی که ارتباط بین آثار دنیایی دین با اراده­ی الهی قطع شده باشد و دین فقط از نظر مادی موردتوجه باشد نه از نظر آخرت و اراده­ی الهی و دین بازیچه­ی دنیوی نفس­پرستان باشد.

تفاوت حقوق بشر را در دو فرهنگ دینی و فرهنگ اومانیستی بیان کنید.(ص35)

حقوق بشر دینی مبتنی بر فطرت انسان و معنوی است مثلاً همه یا در دین برادر تو هستند یا در خلقت.اماحقوق بشر اومانیستی مبتنی برخواسته وعادات طبیعی و مادی گرایانه­ی بشر است و نباید با اصالت انسان درافتاد پس مثلاً حکم قصاص قابل قبول نیست.

به چه دلیل روشنگری مدرن با رویکرد عقل­گرایانه خود به دئیسم منجر می­شود؟(ص37)

نفی وحی و تاکید براین مطلب که با کمک عقل خودمان و بدون استفاده از روش عملی می­توان خدا را شناخت و در شناخت واقعیات فقط از معیارهای انسانی باید استفاده کنیم.

فعالیت­های درس ششم(از ص 46 تا 39)

به چه دلیل مواجهه­ی با مسلمانان در طول جنگ­های صلیبی و فتح قسطنطنیه،زمینه­های اقتدار کلیسا را درهم ریخت ؟(ص41)

چون کلیسا برپایه­ی کتب عهد عتیق و انجیل استوار بود و با علوم جدید مخالفت داشت ولی اسلام به گسترش و رشد علم دستور می­دهد و آن­ها از طریق این جنگ ها با آزاداندیشی و علم­گرایی آشنا شدند.

به چه دلیل با پیدایش فلسفه­های روشنگری،سکولاریسم به عمیق­ترین لایه­های فرهنگی غرب راه پیدا می­کند؟(ص43)

چون مردم و فرهنگ عمومی آن­چنان ازتسلط و دنیاگرایی دینی مسیحیت زده شده بودند که وقتی سکولاریسم توسط اندیشمندان به انسان به صورت مستقل توجه­کرد شیفته­ی آن شدند و درسطوح مختلف جامعه نفوذ یافت.

تحولات فرهنگی،اجتماعی غرب درزمینه­های دینی،فلسفی،صنعتی وسیاسی و ترتیب تاریخی آن­ها را بیان کنید.(ص45)

 سیرتحولات به ترتیب دینی،سیاسی،فلسفی و صنعتی بود.در زمینه­ی دینی از تقدس قدیسان و تمرکز دینی کلیسا به سمت عدم تمرکز دینی حرکت کردند.در زمینه­ی سیاسی کم­رنگ شدن مرزهای سیاسی و جهانی شدن مطرح شد.در زمینه­ی فلسفی توجه به عالم کثرات رایج شد. درزمینه­ی صنعتی صنایع چاپ و بخار وتکنولوژی­های ماشینی مطرح شد.

فعالیت­های درس هفتم(ص 55 تا 47)

چالش­ها و ستیزهای درون یک فرهنگ با چالش­ها و ستیزهای بین دو فرهنگ چه تفاوت­هایی دارد؟نمونه بیاورید.(ص48)

دو فرهنگ در عقاید بنیادین ولایه­های عمیق فرهنگی با یک­دیگر دچارچالش می­شوند درحالی­که ممکن است درون یک فرهنگ بین اجرای رفتارها و هنجارها(لایه­های سطحی فرهنگ)تفاوت وجودداشته باشد.مثلاً چالش جهان اسلام با جهان غرب از نوع چالش­های بین دو فرهنگ است و چالش لیبرالیسم و سوسیالیسم درون یک فرهنگ(فرهنگ غرب)است.

موقعیت فرهنگی جوامع غیرغربی را در مراحل سه گانه استعمار(قدیم )،استعمارنو واستعمار فرانو توصیف کنید.(ص49)

دراستعمار قدیم چون اصالت با استعمار نظامی وسیاسی همراه بود فرهنگ کم­ترتحت تأثیر بود و تاحدودی فرهنگ بومی حفظ می­شد.دراستعمار نو اصالت با اقتصاد بود و فرهنگ بومی تحت تأثیر استعمارگران قرار می­گرفت ولی فرهنگ به طور ویژه مورد توجه استعمارگران نبود.در استعمار فرانو اصالت با فرهنگ است و مهم­ترین ابزار استعماری قرار می­گیرد.

درباره هویتی که کشورهای تازه تاسیس پیدا می­کنند و تاریخی که برای هویت آن­ها تدوین می شود تأمل کنید.(ص54)

کشورهای تازه استقلال یافته و جدا شده از پیکره جهان قدیم ازهویت فرهنگی منسجمی برخوردار نیستند.مرزهای جغرافیایی آن­ها نیز سیاسی و تحت امر استعمارگران شکل گرفته است وتنها درقالب مزیت نسبی در تولید برخی کالاها به صورت کشورهای­تک محصولی درمی­آیند و خود را از این طریق به دیگران می­شناسانند.





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
فرهاد اسدی جرجافکی
چهارشنبه 10 آبان 1391
احساسات و خلق و خوی خود را شناسایی کن. باید بدانی که افسردگی، تلاشی مخرب و ویرانگر برای دوری کردن ا‌ز احساسات و خلق و خوست. باید بپذیری هیجاناتی که در ما وجود دارند همگی طبیعی و مفید هستند. بدان که تغییرات خلق و خو نباید تو را غمگین و افسرده کند. این تغییرات همواره به دنبال یک رویداد، خاطره و رؤیا شروع می‌شوند. می‌توانی استفاده کنی تا بفهمی چه عواملی شروع تغییرات خلق و خو را سبب می‌شوند.

اگر یک قرن پیش، از کسی در مورد بیماری افسردگی سؤال می‌کردیم، کسی اطلاعات کامل و درستی از این بیماری نداشت. چرا که خیلی‌ها آن را تجربه نکرده بودند. اما امروز، علیرغم پیشرفت‌های شگرف در حوزه‌های مختلف علوم، زندگی در این دنیای ماشینی سبب شده است که ما کمتر به روح و روان خود توجه داشته باشیم تمامی سعی و تلاش خود را صرف سپری کردن ا‌ین زندگی کنیم. در قرن حاضر این بیماری چنان در بین اعضای خانواده‌ها گسترش پیدا کرده است که این قرن را قرن افسردگی نامیده‌اند.


حال با توجه به اهمیت این بیماری اگر می‌خواهید بیشتر با آن آشنا شوید به معیارهایی که توسط راهنمای تشخیص آماری اختلالات روانی مطرح شده است توجه کنید:


با توجه به این نکته که برای تشخیص افسردگی عمده:
۱) حداقل ۵ تا از نشانگان زیر باید وجود داشته باشد
۲) این نشانگان باید در طول دو هفته تداوم داشته باشند
۳) این نشانگان باید تغییر در سطوح عملکرد گذشته فرد را نشان بدهند


نشانگان عبارتند از:
۱) خلق افسرده که تقریباً در بیشتر ساعات روز تداوم داشته باشد
۲) کاهش قابل ملاحظه علاقه یا لذت تقریباً در تمامی فعالیت‌ها
۳) کاهش معنی‌دار وزن (نه به وسیله رژیم‌ گرفتن)، افزایش وزن یا تغییر اشتها
۴) بی‌خوابی یا پرخوابی (خواب اضافه)
۵) آشفتگی روانی حرکتی یا کندی روانی حرکتی
۶) خستگی یا کاهش انرژی
۷) احساس بی‌ارزش بودن یا احساس گناه نامتناسب
۸) عدم توانایی برای متمرکز شدن یا تردید و دو دلی
۹) افکار عود کننده مرگ و خودکشی

● علائم و نشانه‌ها:
۱) از دست دادن علاقه و تمایل به انجام فعالیت‌های لذت بخش گذشته
۲) نارضایتی از زندگی
۳) کناره‌گیری و اجتناب از فعالیت‌های اجتماعی
۴) کاهش انرژی و توانایی
۵) احساس غیرمفید بودن یا ناامیدی
۶) تحریک پذیری
۷) توجه بسیار زیاد به مشکلات سلامتی
۸) غم یا گریه کردن
۹) نگران بودن و انتقاد از خود
۱۰) دشواری در تمرکز و تصمیم‌گیری
۱۱) کاهش اشتها و وزن

● نشانگان روان‌شناختی، افکار، احساسات و رفتارها:
۱) احساس غم، پریشانی، ناراحتی یا ناامیدی در بیشتر ساعات روز
۲) از دست دادن بسیار شدید علاقه یا لذت در تمام یا تقریباً در کل فعالیت‌ها و عدم توانایی فکر کردن در مورد چیزهایی که انجام دادن آن‌ها لذت‌بخش است (نادیده گرفتن سلامت)
۳) احساس گناه زیاد یا این احساس که فردی بی‌ارزش است
۴) حرکات کنده شده یا برانگیخته (که در پاسخ به درد یا آشفتگی نیستند)
۵) افکار تازه مردن یا خاتمه دادن به زندگی خویش با یا بدون طرح‌ریزی خاص

● نشانگان جسمانی یا بدنی:
۱) کاهش وزن غیرعمدی، کاهش اشتها یا افزایش وزن و اشتها (که معمولاً مورد اخیر دیده نمی‌شود)
۲) بی‌خوابی یا خوابیدن مفرط و بیش از اندازه
۳) خستگی و کاهش انرژی
۴) عدم توانایی فکر کردن، تمرکز یافتن یا تصمیم‌گیری
۵) نشانه‌های جسمانی اضطراب‌ نظیر خشکی دهان، گرفتگی عضلانی، اسهال، عرق کردن، خیال‌اندیشی یا تلاش برای خودکشی


حال که‌ با نشانگان و علائم آشنا شدید چنانچه دچار این بیماری هستید می‌توانید ۵ گام ساده‌ زیر را دنبال کنید تا در نبرد با افسردگی خود پیروز شوید.

● ۵ گام ساده برای پیروز شدن در نبرد با افسردگی
▪ گام اول – چنانچه به بیماری افسردگی مبتلا هستی سعی کن کمک بگیری، از اینکه نیاز به درمان شدن داری شرمنده نباش. تا زمانی که راه حل درستی را پیدا نکرده‌ای دست از کوشش و تلاش برندار به دنبال ملاقات با درمانگر باش و توصیه‌های او را خیلی خوب به کار ببند.


▪ گام دوم – احساسات و خلق و خوی خود را شناسایی کن. باید بدانی که افسردگی، تلاشی مخرب و ویرانگر برای دوری کردن ا‌ز احساسات و خلق و خوست. باید بپذیری هیجاناتی که در ما وجود دارند همگی طبیعی و مفید هستند. بدان که تغییرات خلق و خو نباید تو را غمگین و افسرده کند. این تغییرات همواره به دنبال یک رویداد، خاطره و رؤیا شروع می‌شوند. می‌توانی استفاده کنی تا بفهمی چه عواملی شروع تغییرات خلق و خو را سبب می‌شوند. با افکار افسرده مبارزه کن و آن‌ها را به چالش بطلب. افرادی که افسرده هستند دائم حوادث و رویدادهای تلخ را به خاطر می‌آوردند و خود را به خاطر آن‌ها سرزنش می‌کنند و این در حالی است که خود را در وقوع حوادث و رویدادهای شیرین فراموش می‌کنند و نقش پررنگ‌تری را به دیگران می‌دهند. سطح انتظارات آن‌ها در مورد توانایی‌هایشان بسیار پایین است و خیلی راحت در وخیم‌ترین شرایط قرار می‌‌گیرند. آن‌ها فکر می‌کنند که اساساً شخصی آسیب دیده هستند و دیگران به طرق مختلف به آن‌ها صدمه می‌زنند و آن‌ها را دستکاری می‌کنند. تمام این‌ها افکاری هستند که ساخته و پرداخته ذهن آن هاست. به باورها و تصورات ذهنی‌تان توجه کنید.


▪ گام سوم – سعی کنید دیگران را بشناسید. افراد افسرده بسیار بیشتر از دیگران از صمیمیت می‌ترسند. آن‌ها به چهره‌ی خود نقاب می‌‌زنند چون بر این باورند که فردی شرمنده و نالایق هستند.


این باور بسیار نادرست است. این افراد اعتماد ندارند و نمی‌توانند خود را در افکار و احساسات دیگران سهیم بدانند.


▪ گام چهارم – به خودتان توجه کنید، یاد بگیرید نسبت به پیام‌های بدنتان بی‌توجه نباشید. افراد افسرده نسبت به انگیزه، غذا، فعالیت‌های بدنی، تمایلات جنسی بی‌توجه هستند. سعی کنید زمانی را برای این‌گونه فعالیت‌ها اختصاص دهید. غذای لذیذ بخورید و به خودتان اجازه بدهید که لذت را در زندگی‌تان تجربه کنید.


▪ گام پنجم – از کناره‌گیری دوری کنید. تلاش کنید و با این تلاش امور و چیزهای پیرامون خود را تحت کنترل درآورید. باور کنید بسیاری از چیزهایی که در ما نگرانی به وجود می‌آورند آنقدر مهم و با ارزش نیستند که به خاطرشان دچار بیماری روانی شویم.






نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
فرهاد اسدی جرجافکی
پنجشنبه 7 فروردین 1393
«اگر می خواهی در ایران به راحتی سلطنت کنی، سعی کن که مردم گرسنه و بی سواد باشند.»
(وصیت نامه آغا محمدخان قاجار )

«تا می توانید هنگام جنگ باید افسران ورزیده از کشورهای دیگر اروپا بکار بگیرید و از آنها بهره مند شوید و هنگام صلح نیز باید از وجود دانشمندان و هنرمندان بهره گیرید.»

(وصیت نامه پطر کبیر پادشاه روسیه در سده هجدهم)

تاریخ ایران مشحون از پادشاهانی است که بین منافع خود و منافع ملتشان همواره اولی را انتخاب کرده اند. آنان که به قول «تاج السلطنه»، دختر ناصرالدین شاه، «جیبها و بغلهای خود را مملو از طلا نموده و رعایا را در کمال سختی فشرده و مملکت را دچار یک نوع سختی غیرقابل آبادی می نمودند و به هر قسمی مملکت را قطعه قطعه ویران می نمودند»، آنها که به جای کلاه گذاشتن بر سر دشمن، بر سر مردم خویش کلاه گذاشته یا مثل امروز به جای دور زدن تحریمها منافع مردم خود را دور زده اند!

به پیشنهاد سردبیر خوش ذوق فرارو در ایام نوروز مجموعه یادداشتهای تحلیلی-تاریخی تقدیم خوانندگان فهیم وب سایت می شود تا ضمن فراغت از هیاهوی روزمره عالم سیاست، نگاهی عمیق تر به معضلات ریشه دار کشور خود داشته باشیم. در این بخش به سفرهای اروپایی پادشاهان قاجار پرداخته خواهد شد که عموما به بهانه «اخذ تمدن» صورت می گرفت اما در باطن بهانه ای بود برای خوشگذارنی و عیاشی بیشتر اهل دربار، و همچنین به مقایسه این سفرها با سفر پطر کبیر پادشاه مقتدر روسیه در اوخر سده 17 میلادی به اروپا می پردازیم که پادشاهان قاجار همواره مایل بودند او را الگوی فرمانروایی خود معرفی کنند.

نخستین تلنگرها
پس از شکست خفت بار ایرانیان در اوایل سده هجدهم میلادی از روسها، عباس میرزا (ولیعهد فتحعلیشاه که مردی وطن دوست بود) دائما به این فکر مشغول بود که علت این شکستها چه بوده است؟ گفتگوی او با ژوبر نماینده سیاسی ناپلئون در ایران نکات مهمی در خود دارد: «چه‌ قدرتی‌ موجب‌ برتری‌ شما نسبت‌ به‌ ما می‌شود؟ علت‌ پیشرفتهای‌ شما و سبب‌ ضعف‌ دائمی‌ ما چیست‌؟ آیا شرق‌ كمتر از اروپا قابل‌ سكونت‌ و كمتر حاصلخیز است‌ و غنای‌ آنجا را ندارد؟ آیا پرتو آفتاب‌ كه‌ قبل‌ از اینكه‌ به‌ شما برسد ما را روشن‌ می‌كند، برای‌ ما بركت‌ كمتری‌ را موجب‌ می‌شود تا برای‌ شما؟ آیا خالق‌ عالم‌ خیر بیشتری‌ به‌ شما می‌رساند تا به‌ ما، آیا خداوند خواسته‌ است‌ برای‌ شما امتیاز بیشتری‌ قائل‌ شود؟ بگو ای‌ مرد خارجی‌، ما برای‌ اعتلای‌ ایران‌ چه‌ كار باید بكنیم‌؟ آیا من‌ هم‌ باید مثل‌ تزار مسكویی‌ (پطر کبیر) رفتار كنم‌ كه‌ از تخت‌ خود پایین‌ آمد تا بتواند شهرهای‌ شما را از نزدیك‌ ببیند؟ آیا من‌ هم‌ باید ایران‌ را ترك‌ كنم‌ و این‌ ثروت‌ انباشته‌ شده‌ را بدون‌ استفاده‌ بگذارم‌؟ آیا باید بروم‌ و هر آنچه‌ را شاهزاده‌ای‌ باید بداند، یاد بگیرم‌؟»

همانطور که اشاره شد پادشاهان ایران (از عباس میرزای قاجار تا رضاشاه پهلوی) در سده های 19 و 20 همواره تلاش می کردند خود را به الگوی پادشاهی «پطرکبیر» در روسیه نزدیک کنند. از این رو به دستور عباس میرزا کتاب «تاریخ پطرکبیر» اثر ولتر به فارسی ترجمه شد و وی تلاش می کرد از رویه اصلاحگرانه پطر در اداره امور کشور عقب مانده ایران تقلید کند.

پطر کبیر که بود؟
تا پیش از سده هجدهم اکثر روسها سِرف (رعیتهایی که همراه زمین خرید و فروش می شدند) بودند. آنها در روستاهایی کوچک، اغلب در فقری وحشتناک زندگی می کردند و این کشور هیچ نقشی در معدلات جهانی نداشت. اما با تلاشهای بی امان پادشاهان روشن بینی چون پطر کبیر (وفات 1725) و کاترین کبیر (وفات 1796) این کشور موفق شد پس از تشکیل ارتش مدرن و پیروزی در یک سلسله جنگهای استعماری علیه کشورهای همسایه به یکی از ابرقدرتهای موثر جهان آن روز تبدیل شود.

پطر که شم سیاسی قوی داشت در همان ابتدای جوانی تصمیم گرفت برای «اخذ تمدن» از کشورهای اروپایی به صورت ناشناس به این کشورها سفر کند. بدین ترتیب برای اولین بار در تاریخ روسیه، تزار از مرزهای قلمروی کشور خارج شده و به سفری دور و دراز دست می زد . پطر برای اینکه در اروپا توجه دیگران را به خود جلب نکند، به صورت ناشناس و با اسم مستعار "افسر پطر میخایلوف" راهی سفر شد. از این رو برای مدت دو سال در کشورهای فرانسه، پروس (آلمان)، هلند و انگلستان به صورت مخفیانه به کار و کسب علم مشغول بود.

در پروس او به فراگیری ساخت تسلیحات توپخانه ای پرداخت و حتی موفق به اخذ مدرک "متخصص تسلیحات توپخانه ای" شد. به عبارتی دیگر، وی کارشناس درجه یک و سرسخت اسلحه و تسلیحات شده بود .پطر و هیات همراهش سپس در سفری که به هلند داشتند، در شهر بندری "زا آندام" صنعت کشتی سازی را فرا گرفتند. دو ماه تمام از صبح زود تا شب هنگام، پطر و نجیب زادگان همراهش همچون کارگران معمولی به فعالیت و کار مداوم برای ساخت کشتی بادبانی نظامی مشغول بودند. در همان زمان بود که پطر کبیر در محفل خصوصی با افتخار تمام دستان خود که بر اثر کار مداوم تاول زده و زمخت شده بودند را به میهمانان نشان می داد. از دیگر فعالیت های وی در انگلستان می توان به شرکت در کلاس های علم تشریح و کالبد شکافی اشاره کرد. در مجموع وی در اروپا موفق به تحصیل 14 نوع علم و فنون مختلف شد.

پس از بازگشت به روسیه به واسطه تجربیاتی که اندوخته بود تغییراتی بنیادین در ساختار اجتماعی، سیاسی و اقتصادی کشور بدوی خود آغاز کرد. در دوران پطرکبیر ارتش روسیه به سبک ارتش‌های اروپایی بازسازی و نیرومند شد. روسیه که از نظر سیاسی و اقتصادی نیاز شدیدی به دریای آزاد داشت با جنگهای پیروزمندانه ای که پطر به راه انداخت موفق شد به آبهای دریای بالتیک در شمال غرب و دریای سیاه در جنوب دست یابد و بدین ترتیب مقدمات لازم برای تصرف قفقاز و سلطه بر دریای خزر را در سالهای بعد نیز فراهم آورد. وی همچنین با تاسیس یک شهر جدید تحت عنوان «پترزبورگ» پایتخت روسیه را از مسکو به آنجا انتقال داد تا از سنت گرایی موجود فاصله گرفته و این نقل و انتقال نمادی باشد برای تغییرات بیشتر در آینده کشور. خلاصه اینکه سفر مخفیانه و پرزحمت تزار به اروپا نقطه عطفی شد برای بنیانگذاری روسیه جدید و جانشینان وی نیز با قدرت راه او را ادامه داده و این کشور را به یکی از ابرقدرتهای برتر جهان در سده های بعدی تبدیل نمودند.

تقلید پادشاهان قاجار از پطر برای «اخذ تمدن»
چون تلاش اصلاح گرانی مثل عباس میرزا، قائم مقام و امیرکبیر با مخالفت متعصبین مذهبی و رقبای سیاسی به سرانجام نرسید بتدریج پادشاهان قاجار تصمیم گرفتند، به تقلید از پطر کبیر، در ظاهر برای «اخذ تمدن» اما در حقیقت برای خوشگذرانی و عیاشی  رأساً راهی «بلاد فرنگ» شوند. ولی این سفرها نه تنها باعث تغییر و بهبود شرایط کشور نشد که هزینه های نجومی آن، به مثابه تیر خلاصی بر پیکر اقتصاد نحیف و در حال فروپاشی قاجار، در نهایت به یک انقلاب تمام عیار علیه استبداد و بی لیاقتی این شاهان تبدیل شد (انقلاب مشروطه). جالب آنکه بدلیل خالی بودن خزانه تمام هزینه سفرهای این پادشاهان از طریق وام و استقراض از روس و انگلیس، آن هم با بهره های بسیار بالا، تامین می شد.

در جایی که رهاورد پطر کبیر از سفر اروپا علم ساخت کشتی و تسلیحات بود رهاورد پادشاهان قاجار بسیار مضحک می نمود. «تاج السلطنه» دختر ناصرالدین شاه قاجار درباره رهاورد برادرش (مظفرالدین شاه) از سفر فرنگ در  خاطراتش چنین می نویسد: «پس از بازگشت شاه (از سفر فرنگ) اوضاع خیلی درهم و برهم و بی پولی خیلی اسباب زحمت شده بود... در این وقت که هر کس به فکر خود بود و به هر قسمی مملکت را قطعه قطعه و ویران می نمودند برادر تاجدار من هم مشغول کار خودش بود و در یک خواب غفلت عمیقی غرق بود. از جمله یک گَردی از فرنگستان با خود آورده بود که به قدر بال مگسی از آن در بدن یا رختخواب کسی می ریختند تا صبح نمی خوابید و مجبور بود به اتصال بدن خودش را بخاراند. دو مَن از این گَرد را آورده، اتصال به رختخواب عمله خلوت می ریخت، آنها به حرکت آمده حرکات مضحک می کردند و او می خندید. خیلی این مسافرت اروپای برادر من شبیه مسافرت پطرکبیر است اما نتایجی که او برد این برعکس است.» (از مجموعه خاطرات تاج السلطنه)

خود مظفرالدین شاه از خاطرات اقامتش در فرانسه چنین می گوید: «امروز که روز پنج شنبه بود صبح رفتیم آب خوردیم. پس از آن آمده قدری گردش کردیم، چون یک قدری از آب ما باقی بود دوباره رفته خوردیم (شاید آب معدنی بوده است). پس از آن آمده در یک قهوه خانه نشسته چایی خوردیم و پیاده به منزل آمدیم. فخرالملک و وزیر دربار آنجا بودند قدری گوش فخرالملک را کشیده سر به سر وزیر دربار گذاشتیم. پس از آن وزیر دربار تلگرافی به ما داد که در آن تفصیل عمل کردن بواسیر آقای صدیق الدوله بود. خیلی خوشحال شدیم. ناهار کرده استراحت کردیم. چون شب جمعه بود "آسیدحسین" روضه خواند گریه کردیم، نماز اذا زلزله خوانده خوابیدیم.»

ناصرالدین شاه پدر مظفرالدین شاه نیز با عنوان «اخذ تمدن» اما با نیت خوش گذارنی و عیاشی سه سفر پرهزینه به اروپا داشت که از این سفرها سه سفرنامه برجای مانده که دو تای آنها به قلم خود ناصرالدین شاه است. شاه که 85 زن عقدی و صیغه ای در حرم داشت (جالب آنکه پطر کبیر در سراسر عمرش تنها دوبار ازدواج کرد!) از بردن آنها به فرنگستان معذور بود و همواره نگاهی همراه با حسرت و افسوس نسبت به زنان اروپایی داشت که حاکی از نگرش آرمندانه و بوالهوسانه اش بود. ناصرالدین شاه در بخشی از سفرنامه اش نشست خود با دولتمردان روس را چنین توصیف می کند: «یکی از دخترهای والی مونتنگرو هم مقابل ما پهلوی ولیعهد روس نشسته بود. آنکه پهلوی من بود خیلی خوشگل و مقبول خوب بود اما آنکه پهلوی ولیعهد بود خوشگل تر، دندانهایش بهتر بود. من خیلی دلم میخواست که تمام با دختر والی حرف بزنم... دو کلمه با امپراطوریس حرف می زدیم هشت کلمه با دختر والی، دختر خوش راه (!) خوبی بود اما سر میز که نمی شد با او انگلک کرد.» (روزنامه خاطرات ناصرالدین شاه در سفراول فرنگستان. سازمان اسناد ملی ایران. ص 143)

امین الدوله، صداعظم ناصرالدین شاه، در خاطراتش تنها رهاورد این سفرها را خرید تعدادی تفنگ می داند «که آن هم معیوب از کار درآمد». مراغه ای نیز از «چندین کرور تومان» مخارج این سفرها به عنوان «ننگی برای اخلاف ما تا قیامت» یاد می کند. پادشاهان قاجار که حتی برای تامین مخارج روزمره دربار هم لنگ بودند و گاهی مبل و اثاثیه کاخ را به اشراف ثروتمند می فروختند! برای تامین مخارج سفرهای خود به اروپا حاضر بودند پای هر امتیاز و قراردادی را با خارجی ها امضاء کنند. لرد كرزن (وزیر خارجه انگلستان) می نویسد: «بعد از مراجعت شاه از سفر سوم فرنگستان، نمایندگان و سرمایه داران اروپایی برای گرفتن امتیازات مانند مور و ملخ به تهران هجوم آوردند، امتیازات بیشماری كه از این تاریخ به اجانب داده شد، شاید هیچ وقت و در هیچ كشوری سابقه نداشت.»

 نتیجه ای كه از این سفرها عاید كشور شد شاید بیش از همه در این یادداشت اعتمادالسلطنه صدراعظم ناصرالدین شاه نشان داده شود: «امروز وقت ناهار در خدمت شاه بودم. امین السلطان جمع و خرج این سفر را عرض می كرد. 170هزار تومان در فاصله دو شهر تمام خرج شده (!) مگر 10 هزار تومان كه باقی است. بعد از تمجید زیاد مقرر شد این 10 هزار تومان را این طور تقسیم كنند؛ سه هزار تومان صرف جیب شاه، باقی را تا سرحد امین السلطان انعامات و غیره صرف نماید. همه جا كه میهمان بودیم نه اسلحه خریده شد و نه هیچ چیز كه اسباب بهبودی ممالك باشد.»

هر چه سفرهای پطرکبیر به پیشرفت روسیه کمک کرد، سفرهای پادشاهان قاجار به فروپاشی کشور و بیچارگی ملت انجامید. دست آخر مردم، روشنفکران و علمای وقت پی بردند که مهمترین مانع توسعه و ترقی کشور اتفاقاً همین پادشاه مستبدی است که سودای «اخذ تمدن» دارد. آنها به درستی تشخیص دادند که در عصر جدید یک تن به تنهایی نمی تواند برای سرنوشت یک ملت تصمیم بگیرد و سیاستمداران باید تابع «قانون» و «آراء جمهور مردم» باشند.





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
فرهاد اسدی جرجافکی
دوشنبه 4 فروردین 1393
متن سخنان مظفرالدین‌ شاه خطاب به علی‌اصغر خان امین‌السلطان اتابک اعظم صدراعظم و وزراء عظام در کاخ گلستان تهران.
گروه تاریخ مشرق- متن سخنان مظفرالدین‌ شاه خطاب به علی‌اصغر خان امین‌السلطان اتابک اعظم صدراعظم و وزراء عظام در کاخ گلستان تهران:

جناب اشرف اتابک اعظم از خدمات سابق و لاحق شما که تا به حال چهل سال است خدمت می‌کنید، از همه خدمات شما راضی هستم، به خصوص از خدمات این سه چهار ساله‌ای که در صدارت خود حساب می‌کنیم و ان‌شاءالله از عوض اینها را همه را به شما مرحمت خواهیم فرمود و شما هم ابداً ذره‌ای در خدمات خودتان ان‌شاءاللهقصور نخواهید کرد و مرحمت ما به اعلای درجه نسبت به خودتان بدانید. ان‌شاءالله رحمن بعد از چهار صد سال که خدمت بکنید امیدوار هستیم که همیشه خوب باشه، و این خدماتی که به من می‌کنید و به مملکت ایران می‌کنید البته خداون او را بی [مکث] بی عوض نخواهد گذاشت، ان‌شاءالله عوض او را هم خدا و هم سایۀ خدا که خودمان باشیم به شما خواهم داد و از خدمات همه وزرا هم راضی هستیم و شما هم خدمات همه را حقیقتاً خوب عرض می‌کنید و همه را به موقع عرض می‌کنید.


صدای مظفرالدین‌شاه قاجار






نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
فرهاد اسدی جرجافکی
جمعه 1 فروردین 1393

معجزه رابطه جنسی

معجزه رابطه جنسی
هر بار رابطه زناشویی با همسر، باعث مصرف 85 کیلوکالری انرژی در بدن می‌شود.

می‌دانید برقراری روابط زناشویی با همسر می‌تواند چه آثار مثبتی بر سلامت جسمی زوج‌ها داشته باشد؟ حتما شما هم پی برده‌اید که مکانیسم فعالیت جنسی بدن تنها برای تولید مثل نیست و مسلما بعد از رابطه با همسرتان تغییرات مثبتی را در خودتان یا او حس کرده‌اید.

پزشکان 11 فایده طبی را برای این رابطه برشمرده‌اند:

کاهش استرس
محققان اسکاتلندی 24 زن و 22 مرد را در شرایط پراسترس- مثل سخنرانی در جمع یا حل مسایل ریاضی در حضور دیگران- قرار دادند و فشارخون آنها را اندازه‌گیری کردند. نتیجه جالبی به دست آمد؛ افرادی که بتازگی با همسرشان رابطه زناشویی داشتند، در موقعیت استرس‌زا برخورد سالم‌تری نشان ‌دادند.
مطالعه دیگری نشان داد فشارخون دیاستولی (عدد دومی که دستگاه فشارسنج به ما نشان می‌دهد) افراد متاهلی که با همسر خود زندگی می‌‌کنند و روابط زناشویی منظمی دارند، از فشارخون افرادی که با همسرشان رابطه زناشویی ندارند، پایین‌تر است. نتایج یک تحقیق جالب دیگر هم ثابت کرده زنانی که همسرانشان مرتب آنها را در آغوش می گیرند، فشارخون سالم‌تری دارند.

افزایش ایمنی
محققان دانشگاه ویلکس با ثبت چگونگی رابطه زناشویی 112 همسر و بررسی میزان تولید بزاق در آنها دریافتند رابطه زناشویی با همسر باعث افزایش سطوح آنتی‌بادی ایمونوگلوبین A در بدن می‌شود. این پادتن در پیشگیری از سرماخوردگی و برخی عفونت‌ها نقش مهمی دارد.

کاهش وزن
هر بار رابطه زناشویی با همسر، باعث مصرف 85 کیلوکالری انرژی در بدن می‌شود و حتما می‌دانید که سوزاندن کالری مترادف است با کاهش وزن.

سلامت قلب
تحقیق 20 ساله دانشمندان انگلیسی نشان داده مردانی که در طول هفته دوبار یا بیشتر با همسرشان روابط زناشویی دارند، نسبت به مردانی که کمتر از یک بار در ماه چنین روابطی را با همسرشان برقرار می‌کنند، کمتر گرفتار حمله‌های مرگبار قلبی می‌شوند. این محققان باور عمومی تاثیر سوء رابطه زناشویی بر احتمال سکته قلبی را رد می‌کنند.

افزایش اعتماد به‌نفس
محققان دانشگاه تگزاس می‌گویند رابطه زناشویی تاثیر بسزایی بر اعتماد به‌نفس و احساس رضایت از خویشتن دارد. البته این یافته به معنی لزوم داشتن روابط زناشویی برای افزایش اعتماد به‌نفس نیست اما اگر فردی از نظر اعتماد به‌نفس مشکلی نداشته باشد، سلامت رابطه زناشویی او با همسرش تاثیر مثبتی بر ارتقای اعتماد به‌نفسش خواهد داشت.

افزایش صمیمیت
برقراری روابط زناشویی و رسیدن به اوج لذت جنسی، سطح هورمون اکسی‌توسین – که به هورمون محبت مشهور است- را افزایش می‌دهد. به این ترتیب همسران بعد از رابطه زناشویی احساس صمیمیت و اعتماد بیشتری به‌هم خواهند داشت. تحقیقات انجام شده روی 59 زن نشان داده که سطح هورمون اکسی‌توسین آنها بعد از در آغوش گرفته‌شدن به وسیله همسرشان افزایش یافته است. سطح اکسی‌توسین بدن فرد با حس سخاوتمندی او هم رابطه مستقیمی دارد.

کاهش درد
هورمون محبت یا اکسی‌توسین سطح اندورفین‌های (مواد ضددرد طبیعی بدن) بدن را افزایش می‌دهد. پس اگر گرفتار سردرد، آرتریت روماتویید یا «نشانگان پیش قاعدگی» (PMS) هستید، می‌توانید تاثیر روابط زناشویی با همسرتان را بر درد ناشی از این مشکلات درک کنید. محققان برای اثبات ادعای خود از 48 نفر خواستند اکسی‌توسین را استنشاق کنند، سپس انگشت دست آنها را مجروح کردند و دریافتند که حضور اکسی‌توسین حس درد را تا 50 درصد کاهش می‌دهد.

کاهش خطر سرطان پروستات
محققان ثابت کرده‌اند مردان جوانی که بیش از 21 بار انزال در ماه دارند، نسبت به مردانی که 7-4 بار در ماه انزال دارند، با احتمال کمتری دچار سرطان پروستات می‌شوند.

تقویت عضلات قاعده لگن
انقباض عضلات قاعده لگن زنان هنگام برقراری رابطه زناشویی احساس رضایت بیشتری به آنها می‌دهد. این انقباض‌ها برای تقویت عضلات این ناحیه و بخصوص پیشگیری از ابتلا به بی‌اختیاری ادرار موثر است.

خواب راحت
اکسی‌توسین ترشح‌شده بعد از روابط زناشویی، باعث القای خواب می‌شود. از طرفی خواب راحت، آسوده و کافی آثار بسزایی بر سلامت عمومی بدن دارد از جمله وزن مناسب و میزان سالم فشارخون.

سلامت پوست
رابطه زناشویی ضمن افزایش گردش خون در بدن باعث بهبود اکسیژن‌رسانی به سلول‌های پوست می‌شود و درنتیجه به پوست ظاهری درخشان می‌بخشد. حتما خودتان متوجه این تغییر بعد از رابطه با همسرتان شده‌اید. در ضمن رابطه زناشویی با اثر افزایشی خود بر میزان کلاژن، ایجاد لکه‌ بر پوست و افتادگی آن را کاهش می‌دهد.





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
فرهاد اسدی جرجافکی
دوشنبه 26 اسفند 1392
من در ابتدای این مقاله اعتراف می کنم که به عنوان یک مرد متاسفانه کم از این شوخی ها نداشته ام !

این شوخی ها شاید عادی به نظر برسد و چندان هم مشکلی در زندگی ایجاد نکند ، ولی فکر نکنید زن و شوهری که با هم مشکل پیدا می کنند ، یک اتفاق خیلی بزرگ بین شان افتاده یا فیزیکی با هم درگیر شدند !

بعضی از موضوعات بسیار ریز در زندگی وجود دارد که اگر آنها را رعایت نکنیم ، رابطه ما با همسرمان را به تدریج خراب می کنند ، پس بیایید با هم این رفتارها را بخوانیم و کنار بگذاریم ! باید بگویم بسیاری از آقایان و مخصوصا پسرهای جوانی که ازدواج می کنند ، هنوز در فضای مجردی به سر می برند و نمی دانند جلوی همسرشان چه باید بگویند و چه نگویند ، اجازه بدهید خیلی ساده تر شوخی های رایج بعضی مردان را با همسرشان بگویم ، البته دقت کنید اینها در فضای عادی و شوخی است :

* شوخی های تهدیدی :

 - طلاق : مثلا همسر شما می گوید "اگه یکماه آشپزی نکنم چیکار می کنی؟" بدترین جواب این است :"خب طلاقت میدم!" بعد هم غش غش میخندید و در پاسخ ناراحتی همسرتان می گویید :"بابا شوخی کردم" همسر شما هم ناراحت می شود و شما او را "بی جنبه" خطاب می کنید و یک شوخی ساده می شود بهانه ای برای جنجال ! خب حالا فرضا اگر خیلی مرد خوبی باشید از دل همسرتان هر طور شده در می آورید ، اما یک اتفاق خیلی بد افتاده ، همسر شما نگران و مضطرب می شود، به فکر می رود ، ناراحت می شود ، در رابطه زناشویی اش کمی سرد می شود و ... البته منظورم این نیست که با یک شوخی کوچک همه چیز خراب می شود ، منظور این است که وقتی از این شوخی ها کردید کم کم عادت تان می شود و به تدریج تیشه به ریشه رابطه می زنید.

- زن دوم : شب دیر به خانه می آیید ، همسرتان می گوید :"کجا بودی تا این وقت شب؟" شما هم می گویید:"خونه دومی !!!" خیلی شوخی جالبی بود نه ؟ یا مثلا بدون هیچ بهانه ای مسئله زن دوم را مطرح می کنید ! مثلا به بچه هایتان می گویید:" آره دیگه کم کم میخوام یه مامان جدید براتون بیارم!" البته تجربه ی من ثابت کرده مردانی که از این شوخی ها می کنند ، کسانی هستند که هیچ وقت این کار را نمی کنند ! ولی باز هم می گویم این شوخی ها تیشه به ریشه زندگی می زند ، همسر شما مدام در فکر می رود ، شما هم با خودتان فکر می کنید همسرم چقدر شکاک است و زنهای مردم اینطور نیستند و ... !

همین می شود بهانه برای خراب شدن یک رابطه زناشویی. - مرگ و زندان : آقا یک سرماخوردگی کوچک گرفته ، به همسرش می گوید :" خانم اون قلم و کاغذ رو بردار بیار آخرین وصیت هام رو بکنم." یا مثلا زیاد دیدم آقایانی که تا مشکلی در کارشان پیش می آید می گویند :" خانم اون وسایل ما رو جمع کن امروز فرداست که با مامور بیان دنبالم." یا "سعی کن ماهی یه بار بیای ملاقاتم و کمپوت آناناس هم بیاری!" البته اینها نمونه است ولی حرفهایی است که زیاد در زندگی ها می بینم و هیچ پایه و اساسی ندارد و مرد فقط برای شوخی اینها را بیان می کند ، ولی نمی داند با همین شوخی ها به همسرش لطمه روحی می زند و او را نگران و مضطرب می کند.

* شوخی های مردانه

 - شوخی های فیزیکی : یک سری شوخی هایی هست که ما در فضای دوستانه خودمان انجام می دهیم ، مثلا با بیل می زنیم توی سر رفیقمان و به مدت نیم ساعت با هم می خندیم ! یا دوستمان با لگد ما را سه متر جلوتر پرتاب می کند ! خب اینها در فضای مردانه همه نشانه محبت و دوست داشتن است ! ولی هرگز از این شوخی ها با همسرتان نکنید ، خانم ها احساسات بسیار قوی ای دارند ، مثلا وقتی شما همسر خود را نوازش می کنید خیلی برای او لذت بخش است ، و برعکس وقتی به شوخی به او ضربه ای می زنید به همان اندازه برایش دردآور و ناراحت کننده است. پس از این شوخی ها هم اصلا نکنید. با یکی از دوستانم بیرون رفته بودیم ، به بهانه ای یک خودکار به همسرش داد ، تا خانم خودکار را گرفت ناگهان از جایش پرید و دوستم زد زیر خنده ، ظاهرا خودکار برقی بود و یک برق چندولت خفیف همسرش را گرفته بود ، این هم جزء شوخی های فیزیکی محسوب می شود که به هیچ وجه ، تاکید می کنم به هیچ وجه نباید مرتکب شوید.

- شوخی های حاوی فحش :
باز هم این یک نوع دیگر از خوشمزگی های به جا مانده از دوران مجردی است ! البته منظورم از فحش ، حرفی است که توهین تلقی شود ، باز هم می گویم ممکن است این الفاظ در بین دوستان ما نشانه محبت باشد - که البته همان هم غلط است ولی هرگز در ارتباط با همسرتان از این شوخی ها استفاده نکنید ، چیزی که جدیدا در شبکه هایی مثل فیس بوک دیده ام با عذرخواهی از همه دوستان واژه "کثافت" است که مثلا با تغییر شکل "کصافط" می نویسند و بسیار زشت و بی ادبانه است ، و متاسفانه آقایان در رابطه های پیامکی با همسرشان از آن استفاده می کنند یا لفظش را به زبان می آورند ، این هم نمونه ای دیگر از شوخی های خراب کننده رابطه است که نباید مرتکب شوید.میگنا دات آی آر، یا مثلا واژه های دیگر ، بعضی واژه ها را هم مجبورم بگویم که خیلی خانم ها از آن شاکی هستند که آقایان در رابطه با آنها به شوخی به کار می برند مثل "لامصب" "بدبخت" "بیچاره" و ... پس خیلی مواظب این واژه ها باشید ، همسر شما ممکن است چیزی نگوید و یا عادت کرده باشد ، ولی باور کنید شروع با این واژه های ساده زندگی خیلی ها را به مرز طلاق کشانده است. خواهش می کنم از این الفاظ استفاده نکنید.

*شوخی های تمسخر آمیز

- شوخی در مورد اعضای خانواده : مثلا خانمی به همسرش می گوید :" اگر مشکلی پیش اومد بابای من هست که کمکمون کنه" شما هم قصدی ندارید و به شوخی می گویید :" بابای تو هنوز قسط جهیزیه ات رو داده که بخواد کاری کنه حالا !"
این شامل شوخی با اعضای خانواده مخصوصا بزرگترها و پدر و مادر هم می شود ، یعنی فرضا با پدر همسرتان یا مادر همسرتان شوخی ای کنید که دور از شان آنها باشد و یا بی ادبی محسوب شود.

- مسخره کردن : مسخره کردن همیشه بد است ، مسخره کردن همسر بدتر و مسخره کردن همسر در حضور دیگران بدترین کار ممکن ! این مسخره کردن می تواند جنبه های مختلفی داشته باشد ، همسرتان کاری را درست انجام نداده شما با این کلمات او را صدا می کنید " نابغه ! آی کیو ! دانشمند ! "

یا مسخره کردن قد ، هیکل یا لهجه همسر که این هم بسیار بد و زننده است ، مسخره کردن غذا را هم زیاد دیده ام ، مثلا به همسرتان می گویید :" عزیزم میشه بگی این غذایی که پختی دقیقا مزه چی میده ؟"

و یا :"این غذا رو برم بریزم جلو گربه ها ببینم لب میزنن یا نه !" نکته آخر را هم بگویم ، لطفا اگر این شوخی ها را با همسرتان می کنید ، بدون هیچ تعارفی ، انتظار محبت و شادی و گرم بودن خانه و ... را از او نداشته باشید. یکی از دوستان من که اتفاقا خیلی هم به همسرش علاقه داشت ، به خاطر همین ناشی گری ها و شوخی های بی مورد ، الان در دادگاه خانواده در رفت و آمد برای درخواست طلاق همسرش است. پس لطفا مراعات کنید.





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
فرهاد اسدی جرجافکی
پنجشنبه 24 بهمن 1392
دانشمندان با استفاده از DNA و از طریق ترمیم استخوان‌ها و اسکلت برجای مانده از یک انسان، موفق شدند نمایی کلی از چهره وی را ترسیم کنند.

به گزارش فارس به نقل از پایگاه خبری عالم‌الغریب، دانشمندان موفق شدند، با استفاده از DNA و استخوان‌های برجای مانده یک انسان که قدمت آن به 7 هزار سال قبل باز می‌گردد، اسکلت وی را ترمیم کرده و نمایی کلی از وی را به دست آوردند.


این دانشمندان می‌گویند که این انسان 7 هزار سال قبل می‌زیسته و استخوان‌های او را در غاری در منطقه «کانتاپریا» در شمال اسپانیا پیدا کردند.

آنها براساس DNA به دست آمده از این استخوان‌های این فرد، حدس می‌زنند که وی دارای پوستی گندمگون با موهایی سیاه و چشمانی آبی درخشان بوده است.

آنچه تعجب این پژوهشگران را 2چندان کرده آن است که آنها در این قدیمی ژن‌هایی آفریقایی و اروپایی توامان یافته‌اند.

استخوان‌های این مرد ما قبل تاریخ در غار «لابرنا 1» کشف شده که 5 هزار پا زیر زمین و در سلسله کوه‌های «سانتندر» در شمال غربی اسپانیا واقع شده است.




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
فرهاد اسدی جرجافکی
پنجشنبه 10 بهمن 1392
وقتی افراد مهارتی برای تصمیم‌گیری ندارند و خود را در جایگاه تصمیم گیرنده نمی بینند، به تقدیر روی می آورند و همه چیز را به قسمت و قضا و قدر مرتبط می کنند.
ازدواج مرحله حساسی است که در آن شما بزرگترین تصمیم زندگی تان را می گیرید. تصمیمی که قبل از آن باید آموخته باشید چطور فکر کنید، چطور احساس کنید و چطور به جمع بندی جوانب مختلف برسید. بنابراین در این مطلب شما را با انواغ تصمیم گیری آشنا می کنیم تا بدانید چطور باید به شیوه ای درست تصمیم به ازدواج بگیرید.

تصمیم گیری

ما با توجه به ویژگی‌های شخصیتی و موقعیتی متفاوتی که داریم از سبک‌ها و روش‌های مختلفی برای تصمیم گرفتن استفاده می‌کیم. گاهی وقت ها از روی احساسات تصمیم می گیریم، گاهی اوقات از روی شرایط اضطراری و اورژانسی ای که برایمان پیش آمده و گاهی برای جلب رضایت دیگران.

وقتی احساس همه کاره است

وقتی تصمیم احساسی می گیریم، هیجان‌ها و حالات درونی مان برای ما تعیین تکلیف می کنند. یعنی فکرمان را تعطیل می‌کنیم و به دل‌مان گوش می‌دهیم. در این مدل تصمیم‌گیری از آینده‌نگری و منطق خبری نیست و مبنای انتخاب احساسات درونی فرد است، مثل فردی که می‌گوید «به دلم افتاده این کار را انجام بدهم.» یا وقتی که دوری از یک فرد، آشفته تان می کند و حاضرید برای آن که بیشتر با او باشید، یک تصمیم سطحی و سرسری بگیرید و با وجود تفاوت هایتان او را کنار خود نگه دارید.

تصمیم‌های عجله‌ای

فکر می کنید ازدواج تان دیر شده، همه نگران هستید که بالاخره چه کسی با شما خانه آینده تان را می سازد. هر روز می پرسند چی شد؟ کی ازدواج می کنی؟ در نتیجه شما فکر می کنید باید هرچه زودتر وضعیت تان را سر و سامان دهید و با اولین مورد ازدواجی که به شما معرفی شد، به خانه بخت بروید. در حین چنین تصمیم گیری هایی اضطراب خواهید داشت. در واقع شما برای فرار از یک اضطراب بزرگ، یک تصمیم دم دستی و نسنجیده می گیرید. ممکن است فشارهای محیط روی شما آنقدر زیاد باشد که در نهایت بگویید: حالا جلو می رویم ببینیم چه می شود. این تصمیم برای فرار از تعارض و اضطراب گرفته شده و به احتمال خیلی زیاد اگر برخی اضطراب های شما را کاهش دهد، دردسرهای بیشتر و اضطراب های بزرگتری برایتان در پی خواهد داشت.

تصمیم‌گیری اجتنابی

می خواهید از مسئله فرار کنید، خود را ضعیف‌تر از آن می‌بینید که بتوانید تصمیم درستی بگیرید. مدام امروز و فردا می‌کنید، یا خودتان را با گفتن این جمله که «بی خیال همه‌چیز درست می‌شه» به یک آرامش کاذب و زودگذر می‌رسانید. اینجا زنگ خطر یک تصمیم گیری اجتنابی به گوش می رسد. شما برای فرار از حل مساله، فرار از مواجهه و فرار از فکر کردن، یک تصمیم سرسری گرفته اید.

صمیم‌گیری هیجانی

گاهی وقت ها تصمیم گیری های ما بر اساس هیجان‌های زودگذر و شدیدی است که پیدا می کنیم. مثل وقتی که با یک حراج بزرگ مواجه می شوید و دست و پایتان را گم می کنید که هر طور شده از این حراج چند تکه جنس بردارید اما وقتی به خانه برمی گردید می بینید خریدتان آنقدرها هم که برایش ذوق داشتید جالب نبوده. تصمیم های هیجانی شما را به یک اقدام سریع و بدون فکر وامی دارد. یعنی بی‌خیال سبک و سنگین کردن مسائل می‌شوید و کمی بعد، وقتی منطق بر شما غلبه کرد از کار خود تعجب می کنید. چنین تصمیم گیری هایی بی برو برگرد پشیمانی در پی دارد. بنابراین هر وقت هیجان زده شدید و خواستید خیلی سریع یک تصمیم مهم بگیرید، دست نگه دارید و خودتان را آرام کنید بعد درباره موضوع فکر کنید.

می خواهید از مسئله فرار کنید، خود را ضعیف‌تر از آن می‌بینید که بتوانید تصمیم درستی بگیرید. مدام امروز و فردا می‌کنید، یا خودتان را با گفتن این جمله که «بی خیال همه‌چیز درست می‌شه» به یک آرامش کاذب و زودگذر می‌رسانید. اینجا زنگ خطر یک تصمیم گیری اجتنابی به گوش می رسد

به خاطر دیگران

وقتی می خواهید با تصمیمی که می گیرید، دیگران را راضی نگه دارید یا تایید آنها را جلب کنید، در نقش یک مطیع محض فرو می روید و تصمیم های مطیعانه می گیرید. با این کار اهداف و شرایط و تمایلات خود را نادیده گرفته و صرفا بر اساس خواست دیگران تصمیم می گیرید. مثلا می گویید: اگر شما معتقدید این خواستگار خوب است من حرفی ندارم. گاهی با این شکل تصمیم گیری می خواهیم عواقب و مسئولیت تصمیم را به عهده دیگران بیندازیم و از بار مسئولیت آن شانه خالی کنیم.

هر چه پیش آید خوش آید

وقتی افراد مهارتی برای تصمیم‌گیری ندارند و خود را در جایگاه تصمیم گیرنده نمی بینند، به تقدیر روی می آورند و همه چیز را به قسمت و قضا و قدر مرتبط می کنند. این ها همان کسانی هستند که برای تصمیم گیری فال می گیرند و به پیشگوها مراجعه می کنند. در نظر آنها همه شکست‌ها و موفقیت‌های دیگران وابسته به شانس و بخت و اقبال است.




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
فرهاد اسدی جرجافکی
جمعه 27 دی 1392
در زندگی زناشویی نباید از واژه «هرگز» در مقابل همسر خود استفاده کنید. وقتی همسر شما می خواهد کاری انجام دهد این واژه را استفاده نکنید زیرا موجب برانگیخته شدن حس ناامیدی در او می شود.

شاید شما هم به این نتیجه رسیده باشید که «حرف»، درد زیادی دارد. برخی از واژه ها و جملات سال ها مغز و روح آدمی را می خوردند و او را از درون نابود می کنند. بسیاری از انسان ها نمی دانند حرف هایشان چه تاثیرات مخربی بر روحیه اطرافیان دارد و خیلی راحت هر آنچه می خواهند را به زبان می آورند و اصلا هم برایشان مهم نیست چه ضربه ای به طرف وارد کرده اند.

انسان ها با همین کلمات به هم قول می دهند، به یکدیگر عشق می ورزند و به هم محبت می کنند. چرا باید از حرف و کلمات در جهت آزردن یکدیگر استفاده کنیم؟ چرا وقتی می توان با حرف های خوب شخصیت یک انسان را تقویت کرد و موجب پیشرفت او شد، از آن برای تخریب شخصیت انسان ها و اطرافیان استفاده می کنیم؟

در میان زوج ها استفاده غلط از واژه ها بسیار رواج دارد. بسیاری از آنها نمی دانند به مرور زندگی خود و روحیه طرف را نابود می کنند و برخی واژه یا عبارت های تلخ را به طور مکرر تکرار می کنند. انسان ها شاید این کلمات را فراموش کنند، اما تاثیرات روحی آن را فراموش نمی کنند. زخم بعضی حرف ها حتی پس از عذرخواهی نیز ترمیم نمی شود. متاسفانه انسان نمی تواند لحظه های سخت خود را به راحتی فراموش کند. برای همین است که بعضی از آدم ها حتی سال ها بعد خاطره حرف زشتی که به او گفته اید را برایتان تعریف می کنند و متوجه می شوید تا چه اندازه این حرف برایشان سنگین بوده که تاکنون در دل نگه داشته اند.

در اینجا ۱۲ واژه یا عبارت بسیار ساده را نام برده ایم که تقاضا داریم هرگز به همسر یا فرد موردعلاقه خود نگویید.

 

هرگز
در زندگی زناشویی نباید از واژه «هرگز» در مقابل همسر خود استفاده کنید. وقتی همسر شما می خواهد کاری انجام دهد این واژه را استفاده نکنید زیرا موجب برانگیخته شدن حس ناامیدی در او می شود.

همیشه
«همیشه» یکی از واژه های خطرناک زندگی زناشویی است. وقتی این واژه را به کار می گیرید گویا به طور غیر مستقیم به طرف می گوید او همیشه کار اشتباه انجام می دهد و این شما هستید که درست فکر می کنید و تصمیم می گیرید. «همیشه» بار «همه» یا «هیچ» دارد. از آن پرهیز کنید.

تنفر
تنفر به طور ذاتی بار منفی دارد. «تنفر» کلمه بسیار سنگینی است. زخم این واژه بسیار عمیق است. بسیاری از زن و شوهرها از این واژه برای کارهای یکدیگر استفاده می کنند. در واقع از سنگینی این واژه سواستفاده می کنند تا خواسته های خود را به طرف مقابل تحمیل کند. اما این کار علاوه بر اینکه غیر اخلاقی است، ناراحتی های عمیقی در روحیه طرف هم ایجاد می کند.

چاق
با تکرار واژه «چاق» در گوش همسر خود، او لاغر نمی شود. به جای استفاده از این واژه منفی که بار تمسخرآمیز دارد به او کمک کنید با ورزش و رژیم لاغر شود. برخی ها فکر می کنند اینقدر این را می گویم تا به خودت بیایی و لاغر شوی. اما این طور نمی شود. فقط به او لطمه روحی وارد می کنید.

احمق / گُنگ
توهین به شعور طرف مقابل به هیچ عنوان ایده خوبی نیست. به طور کلی مسخره کردن دیگران بسیار غیراخلاقی است. اما زن و شوهرها باید بیشتر مراقب باشند تا به شعور و سطح درک یکدیگر توهین نکنند. در ضمن، اگر آنها خنگ و گنگ و احمق بوده اند که با شما ازدواج نمی کردند!

تنبل
با گفتن واژه تنبل نمی توانید کسی را مجبور کنید که زرنگ شود. تکرار این واژه باعث می شود طرف خودش هم باور کند تنبل است و اوضاع از آن چه بوده وخیم تر هم خواهد شد.
از تو یاد گرفته …

اگر فرزند شما کاری انجام می دهد که اعصاب شما را به هم می ریزد و اصلا تحمل آن را ندارید، فورا انگشت اتهام به سمت همسر خود دراز نکنید که او این کارها را از تو یاد گرفته است.

این زشت / بی ارزش است
آیا شده است برای کسی کار خوبی انجام دهید و او در عوض تشکر، کاری انجام دهد که موجب ناراحتی شما بشود؟ شاید شما از دست‌پخت یا زیورآلات او خوشتان نیاید اما دلیلی ندارد برای خالی کردن حرص خود با او رفتاری زننده داشته باشید. همیشه تشکر و احترام گذاشتن به آدم ها نتیجه بهتر دارد. دیر و زود دارد اما سوخت و سوز ندارد.

این مشکل من نیست
هنگامی که با کسی ازدواج می کنید مشکلات او، مشکلات شما می شود و برعکس. ازدواج یعنی شراکت در همه چیز. به جای اینکه خود را از مشکلات همسر خود دور کنید باید به او کمک کنید تا آنها را هر چه سریع تر برطرف کند. گفتن اینکه این مشکل من نیست هیچ مفهومی ندارد و نتیجه ای جز سرد شدن رابطه در انتظار شما نخواهد بود.

عجله کن!
هیچ کس دوست ندارد این واژه را بشنود. تقریبا همه می دانیم وقتی دیر شده است باید عجله کنیم و همه تلاش خود را در این راستا انجام می دهید. بنابراین تکرار این واژه فقط باعث استرس و ایجاد فضای منفی می شود.

ترکت می کنم
زن و شوهرها هنگامی که عصبانی هستند و کنترل اعصاب خود را از دست می دهند واژه های زشتی به یکدیگر می گویند و در خلال آنها شاید از عبارت بسیار سنگین ترکت خواهم کرد یا طلاق هم استفاده کنند. اگر واقعا نمی خواهید با فردی نامزدی یا ازدواج خود را ادامه دهید به جای تهدید واقعا این مساله را در جوی آرام مطرح کنید و از او بخواهید شما را ترک کند.





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
فرهاد اسدی جرجافکی
سه شنبه 17 دی 1392

چگونه با افراد پرخاشگر روبه رو شویم؟

- ابتدا مطمئن شوید که مشکل ساز واقعی خودتان نیستید. توجه کنید که بدون دلیل خود را تبرئه نکنید و نقش خود را در ایجاد مسئله نادیده نگیرید.
- همیشه آماده ی روبه رو شدن با یک حادثه یا مشکل جدید باشید. (در صورتی که فرد پرخاشگر همسر شماست یا ارتباط تنگاتنگی با شما دارد؛ مثلاً همکار نزدیک تان است.)
- به نشانه های پرخاشگری او دقت کنید و صادقانه آنها را با او در میان بگذارید.
- احساس واقعی خود را در زمان مواجهه با خشم به او بگویید: «ادامه نده، چون منو خیلی ناراحت می کنه.»
- دقت کنید چه وقت هایی و به چه دلایلی فرد عصبانی می شود و در چه صورت عصبانیتش اوج می گیرد و پرخاشگری می کند.
- اگر احساس می کنید فرد پرخاشگر قابل تغییر نیست آن را بپذیرید. برای تسکین احساسات خود به دیگر دوستان توجه کنید و ارتباط با آنها را بیشتر کنید، وقت خود را صرف امور مورد علاقه کنید یا در فعالیت های اجتماعی شرکت کنید.
- وقتی رابطه ی خوبی بین شما و فرد پرخاشگر حاکم است، با او قرار بگذارید که با مشاهده ی اولین نشانه های عصبانیتش بحث را خاتمه دهید، موقعیت را ترک کنید و از همدیگر دور شوید.
- در صورتیکه فرد عصبانی با این قرار مخالفت کرد، خودتان یک طرفه آن را اجرا کنید؛ یعنی با مشاهده ی اولین علائم خشم صحبت را پایان دهید و از او فاصله بگیرید.

با افراد پرخاشگر (غیرآشنا) در محیط کار یا اجتماع چه باید کرد؟

رفتار افراد پرخاشگر را نباید بین اطرافیان کوچک یا بی اثر دانست. غالباً این گونه افراد با بدبینی و تصورات نومیدانه ی خود، دیگران را تحت تأثیر قرار می دهند و خشم درون خویش را به آنان معمولاً منتقل می کنند و بدین سان محیط اطراف خود را پرتنش می کنند. سوءظن و رفتارهای خشمگینانه فرد پرخاشگر را منزوی می کند و سبب می شود در زمان نیاز از حمایت دیگران بی بهره بماند.
در صورت مواجهه با افراد پرخاشگر ابتدا باید موقعیت را ارزیابی کنیم و به اهمیت مشکل پی ببریم. سپس ارتباط خود را با مشکل و نقش مان را در ایجاد آن تشخیص دهیم. در صورتی که موضوع چندان مهم نبود و رابطه ی مستقیمی با ما نداشت، می توان با سکوت از کنار آن گذشت. در شرایطی که موضوع مهم و مداخله ضروری باشد، مثل وقتی که تصادفی رخ داده باید ابتدا با کنترل احساسات، تُن صدا و رفتار خود سعی کنیم از افزایش خشم متقابل پرهیز کنیم و با رفتاری صادقانه نقش خود را در ایجاد مشکل بپذیریم و با دعوت فرد به آرامش و تأیید احساسات او در جست و جوی راه حل باشیم.
در محل کار نیزگاه می توانیم در صورت بی اهمیت بودن موضوع با سکوت به همکارمان بفهمانیم که نمی خواهیم با او درگیر شویم و اگر موضوع مهم و قابل رسیدگی است با استفاده از راهکارهای مناسب در جهت حل مشکل اقدام کنیم.
باید توجه کرد که شخص پرخاشگر، خود نیز در محیط کار با مشکلات زیادی روبه رو می شود و چون تنش های زیادی را تحمل می کند کمتر در امور موفق می شود. او به دلیل دید منفی نسبت به شغل و همکاران، با آن ها بیشتر درگیر می شود و کمتر می تواند از مهارت های حرفه ای خود بهره گیرد. امروزه اکثر کارها آن چنان پیچیده و مشکل اند که یک نفر به تنهایی نمی تواند آنها را انجام دهد. از سوی دیگر در کار گروهی حتی متعهدترین کارکنان نیز نمی توانند رفتار خشونت آمیز و پرخاشگرانه ی همکار را تحمل کنند. به همین دلیل ممکن است افراد پرخاشگر به تدریج کنار گذاشته شوند و منزوی گردند؛ بنابراین، بهتر است به افرادی که نمی توانند رفتارهای پرخاشگرانه ی خود را کنترل کنند کارهایی را واگذار کرد که نیاز کمتری به همکاری و مواجهه با دیگران داشته باشد.
منبع مقاله:




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
فرهاد اسدی جرجافکی
شنبه 7 دی 1392
برترین ها: این تصویر دیده نشده از تخت جمشید در حدود 90 سال قبل است.گفتنی است این عکس که بسیار کمیاب است توسط یکی از عکاسان صاحب نام زمان قاجار تهیه شده است.





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
فرهاد اسدی جرجافکی
چهارشنبه 13 آذر 1392
آن گونه که مادرها با بچه های شان صحبت می کنند با او صحبت نکنید، به خودتان قول بدهید با همسرتان طوری صحبت نکنید که گویی او یک پسر بچه ۵ ساله است. این به آن معناست که اصلا او را نکوهش نکنید.
زندگی ایده آل نوشت: احتمالا تا به حال در میان فامیل و دوستان،ویران شدن زندگی زنان خیلی مهربان را هم دیده اید آن‌هایی که تمام مسئولیت های خانه را برعهده گرفته بودند؛ شوهران شان را مانند یک مادر خوب تر و خشک می کردند اما ناگهان شوهران شان به آن ها بی وفایی می کنند و زندگی آن ها رنگ دیگری می گیرد؛ در این مواقع همه تعجب می کنند که چرا شوهر، زن مهربانش را رها کرده است.
همه شوهر را فردی بدطینت و بدجنس می دانند که هیچ چیز از قدرشناسی و عشق یاد نگرفته است، اما مسئله ای که این وسط فراموش می شود این است که آن شوهر از زندگی کردن با زنی که همچون مادرش است خسته شده است، چرا که او دوست داشته با فردی ازدواج کند که همسر و معشوقش باشد و نیازهای عاطفی او را برطرف کند. اگر شما هم جزو همین دسته از زنان مهربان هستید بهتر است تا دیر نشده است به فکر چاره باشید.

به خاطر داشته باشید کنار گذاشتن این عادت ها چندان هم ساده نیست، اما چنان چه موفق شوید این عادت ها را کنار بگذارید، احساس زنانگی بیشتری خواهید کرد و همسرتان نیز به نوعی احساس مردانگی بیشتری خواهد کرد. با این رفتارها شوهرتان را از دست می دهید.

1- انجام تمام کارهای شخصی او و بیش از حد مراقب او بودن: مانند همیشه جمع کردن لباس های همسرتان و مرتب کردن مکرر کمدهای او.

2- دست کم گرفتن او و برعهده گرفتن کارهایی که او باید انجام دهد: یادآوری مکرر درباره قرارها، پیدا کردن وسایلی که او اغلب گم می کند و ...

3- برعهده گرفتن اکثر مسئولیت ها به دلیل این که تصور می کنید همسرتان از پس آ ن ها برنمی آید: مانند خرید تمامی امور خانه را برعهده گرفتن

4- نکوهش کردن او مانند یک بچه: چطور می توانی بدون ژاکت بیرون بروی نمی بینی هوای بیرون سرد است؟ چند بار باید بگویم چراغ ها را خاموش کن؟ صورتحساب های برق خیلی بالا رفته و ...

5- اصلاح کردن اشتباهات شان و امر و نهی کردن به آن ها به خصوص در جمع: مثلا «اگه جای تو بودم الان از سمت چپ جاده رانندگی می کردم.»

مهربان باشید اما ...

سریع ترین راه ممکن برای کشتن عشق، شور و حال و حرارت رابطه زناشویی، مادری کردن در حق همسرتان است. هر چه با یک مرد بیشتر مانند مادرش رفتار کنید، او نیز به شما بیشتر فرزندگونه پاسخ خواهد داد اما موضوع این است که هیچ مردی مایل نیست همسرش به مادر دومش تبدیل شود. اشتباه نکنید نمی خواهیم بگوییم در حق همسرتان مهربان و حمایتگر نباشید. بلکه هدف ما صرفا این است که به شما بگوییم چگونه بیشتر مانند یک همسر و معشوق و کمتر مانند یک مادر با او رفتار کنید.

وقتی لیاقت او را زیر سوال می برید

اگر با همسرتان مدام طوری رفتار می کنید که گویی بی لیاقت است، متعاقب چنین رفتاری او نیز احساس ناتوانی و بی لیاقتی خواهد کرد و در نتیجه اعتماد به نفسش پایین می آید و رفتارش نیز بچگانه تر می شود. هنگامی که یک مرد احساس خوبی نسبت به خودش ندارد، شما را هم کمتر دوست خواهد داشت، زیرا احساس عزت نفس یک مرد بستگی به احساس توانمندی او دارد.

هنگامی که مردی احساس می کند کارها را به درستی انجام نمی دهد، به سختی می تواند با شما یا خودش مهربان باشد. رفتار کردن با مردها مانند پسر بچه ها و به رخ کشیدن ضعف ها و ناتوانی های آن ها روی قابلیت عشق ورزی شان تاثیر منفی می گذارد.

صبر داشته باشید

باید از مادری کردن برای همسرتان دست بردارید اما مسلما این کار خیلی راحت نیست؛ باید قدم به قدم سختی های راه را تحمل کنید تا بتوانید زندگی جدیدی را با همسرتان آغاز کنید؛ مثلا چنان چه همسرتان عادت دارد کارهایش را برایش انجام دهید، ممکن است کمی طول بکشد تا خودش را با این رفتار جدید وفق بدهد. در ابتدا امکان دارد برایش مشکل باشد.اگر زندگی تان گیج کننده تر و مغشوش تر به نظر آمد، تعجب نکنید. با او مانند یک فرد لایق و قابل اعتماد رفتار کنید با همسرتان مانند شخصی لایق، دانا، توانا و قابل اعتماد رفتار کنید. اطلاعاتی را که خودش باید به خاطر داشته باشد به او یادآوری نکنید. سعی نکنید به جایش فکر کنید یا تقویمش باشید، بلکه به گونه ای رفتار کنید که دریابد بزرگسالی فهمیده و تواناست که شما همیشه می توانید روی او حساب کنید. به خاطر داشته باشید از آن جا که مدت ها در حقش مادری می کردید و برنامه هایش را ترتیب می دادید، کمی تنبل شده است.

با او بچگانه حرف نزنید

آن گونه که مادرها با بچه های شان صحبت می کنند با او صحبت نکنید، به خودتان قول بدهید با همسرتان طوری صحبت نکنید که گویی او یک پسر بچه ۵ ساله است. این به آن معناست که اصلا او را نکوهش نکنید.

اشکالی ندارد اگر بگویید از دستش ناراحت و عصبانی هستید، اما این کار را به گونه ای که یک بزرگسال با بزرگسال دیگر انجام می دهد، انجام دهید نه مثل یک مادر عصبانی که از دست پسر بچه شیطانش به ستوه آمده است.میگناir البته حرف های بچگانه زدن و کمی با لحن کودکانه حرف زدن کاملا طبیعی است، چون این راهی است بسیار صحیح برای درمیان گذاشتن احساسات آسیب پذیرمان، اما چنان چه همیشه با همسرتان حرف های بچگانه می زنید، این یک مشکل محسوب می شود و وقت آن رسیده که رفتاری بالغانه داشته باشید.




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
فرهاد اسدی جرجافکی
چهارشنبه 13 آذر 1392
برای ازدواج ما ۱۰ مهارت های عملی به شما ارائه می دهیم که به منظور موفقیت در ازدواج مورد نیاز شماست.


ساختن، رشد دادن ، قرض گرفتن آنها را ازدست ندهید. شما باید هرکاری برای بدست آوردن این مهارت ها قبل از ازدواج انجام دهید.اگر شما در حال حاضر ازدواج کرده ، باید برخی از این مهارت ها را توسعه دهید.

۱٫ مهارت های حل مساله


مهارت حل مشکل مهم ترین مهارت در این فهرست است اول به آن اشاره می کنیم زیرا اگر این مهارت را نداشته باشید مهارت های دیگر به کارتان نمی آید.


با مهارت حل مسئله مشکلی نخواهید داشت ، ۲ سال اول ازدواج سالهای سختی است. در طول دو سال اول ازدواج شما و همسرتان رویکرد های خودتان را برای حل مشکلات دارید . شما برای پیدا کردن راه حل مشکلتان با همسر فقط نصف زمان را فرصت دارید . مهارت حل مسأله به شما زمان مناسب برای دعوا کردن، تسلیم شدن، دادن و بخشیدن را آموزش می دهد .

۲٫  مقدم دانستن همسرتان


- خب، او اولین نفر است پس از خدا ، او را قبل از بچه ها و یا کار خود و یا مامان ، بابا شما یا دوستان و یا ایکس باکس ، پلی استیشن یا هر چیز دیگری که شما می توانید فکرش را کنید قرار دهید .


خدا – اول . همسر – دوم . کودکان و نوجوانان – سوم . به یاد روزهای سخت گذشته باشید که او کنار شما بود.او صدر جدول کار های مهم شما باید قرار گیرد زیرا شما می خواهید او همیشه اولین باشد.

۳٫ مهارتهای زندگی

این مهم است که هر یک از همسران نه تنها برای امروز خود بلکه برای فردا و همسرشان برنامه ریزی داشته باشند.” امروز باید چگونه باشم تا در آینده مرد یا همسر خوبی باشم ؟” ” چه کاری می توانم انجام دهم که ۵ سال دیگه هم همینقدر برای همسرم جذاب باشم ؟ ” ” باید به دانشگاه بروم ؟” ” باید شروع کنم رونق کسب و کارم؟ ” ” چگونه به همسرم نشام دهم که می خواهم از او حمایت کنم ؟ برنامه ریزی مالی ، صرفه جویی ، مسئولیت رسیدگی به کسب و کار ، سبک زندگی سال نیاز به یک شریک دارد.

۴٫ مهارت عفو و بخشش


در طول زندگی، شما مجبور نیستید ببخشید اما می توانید انتخاب کنید که فراموش کنید. به منظور موفقیت در ازدواج ، نه تنها شما باید قادر به ببخشیدن اتفاقات گذشته باشید ، بلکه باید قادر به بخشیدن در همان لحظه باشید ! کار اشتباه خود و همسرتان را بپذیرید و عذر خواهی کنید و پذیرای عذر خواهی باشید.نه شما کاملید نه او.زمانی که شما نتوانید ببخشید رابطه شما متوقف میشود. شما نمی توانید کاری را انجام دهید بدون بخشش. اگر نتوانید ببخشید تنها می مانید.

۵٫ مهارت های خلاقیت


این ازدواج است ، ما با هم زندگی می کنند.


ما همدیگر را هر روز می بینیم، پس می توانیم به راحتی برای هم یکنواخت شویم . گهگاه، در ایام هفته خودتان را به چالش بکشید و سرگرم کنید حتی برای چند دقیقه به پیاده روی بروید ، فوتبال بازی کنید، بازی های متفاوت جنسیتی داشته باشید و …به همسرتان در هنگام بازی نگاه کنید.از مشارکت همدیگر لذت ببرید.

۶٫ مهارت تمرکز


یاد بگیرید بر روی ویژگی های مثبت همسر خود تمرکز کنید. برخی از صفات در او وجود دارد که شما به آنها عشق می ورزید. برخی از ویژگی ها ممکن ایت در او باشد که شما از آنها نفرت دارید، اما خوبی ها بیشتر از بدی هاست .بنابراین تمرکز بر روی چیزهایی که شما دو نفر با هم به ارمغان آورد یک کار لذت بخش است. مهارت تمرکز داشتن یعنی دیدن نیمه پر لیوان. مراقب باشید وقتی با یک انگشت به همسرتان اشاره می کنید چهار انگشتتان به سمت خودتان است.

۷٫ مهارت اعتماد به نفس


شما این باور را دارید که ازدواجتان هرگز شکست نخواهد خورد و طلاق یک گزینه نیست . شما باید اعتماد به نفس داشته باشید که همسرتان شما را همانقدر که شما او را دوست دارید دوست دارد . گاهی اوقات آنها ممکن است آن را نشان ندهند ، بنابراین شما باید آن را بدانند ، شما باید به آن اعتقاد داشته باشید ، اعتماد به نفستان باید فراتر از احساس شک باشد و مطمدن باشید او در حال احقق قول های اولیه است . عدم اعتماد شما مانند مانع دست انداز های زندگی را بیشتر می کند در حالی که اعتماد مانند ماله تمام دست انداز های زندگی را برای همسر هموار می کند. .

۸٫ مهارت های یادگیری


در برخی از مراحل زندگی ما فکر می کنیم همسرمان را می شناسیم اما او تغیر کرده است. او همان زن ۲۸ ساله نیست. او همان مردی که ۷ سال پیش بود نیست. این دلیلی برای گرفتن طلاق نیست. شما همیشه باید مایل به دوباره یادگیری همسر خود باشد. هر چیز دیگری در زندگی تغییر و تکامل می یابد، چرا همسرتان تغییر نکند ؟ اگر شما مایل به دوباره یادگیری همسرتان نیستید نباید ازدواج می کردید.

۹٫ مهارت های ادراک


در اینجا منظور خودتان نیستید منظور ادراکتان از محیط اطراف و جهان است که بعد از ازدواج تغییر میکند. ادراک این است که من باور دارم مرد خوشبختی در ازدواجم هستم . برای من مهم این است که دید خوبی از زندگی به همسرم بدهم . برای من مهم این است که همسرم باعث شود دید مثبتی بدست آورم. البته منظور این نیست که به صورت غیر واقعی خودتان را خوشحال نشان دهید. . در ارتباط بین زن و شوهر، نوع ادراک یا تفکر هر یک، بر رفتار و درک متقابل تأثیرگذار است. درک درست از نیازهای خودتان و همسرتان و انتقال آن به یکدیگر یکی از مهارت های مهم در ازدواج موفق است.

۱۰٫ مهارت مبارزه


زمانی که شروع به مبارزه می کنید باید مبارزه ای عادلانه داشته باشید.مبارزه با هدفتان. مبارزه تان نباید طولانی شود و ساعت ها به طول بی انجامد زیرا همسرتان را آزرده می کند. . به همسرتان اطمینان دهید که کاری که انجام می دهید با عث خوشحالی اوست.مبارزه با اهداف شما را از رکود خارج می کند و باعث افزایش امید به زندگی مشترک می شود. اگر در رسیدن به اهدافتان دچار اشتباه شدید دوباره انجام دهید.موفق می شوید.


اگر شما هنوز ازدواج نکرده ،این لیست را ارزیابی کنید.آیا شما برای ازدواج آماده هستید؟






نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
فرهاد اسدی جرجافکی
چهارشنبه 6 آذر 1392
تصاویر زیر نشان می دهد تا چه میزان نابرابری و فاصله در میان جوامع بشری وجود دارد و رفع این نابرابری و تبعیض ها چه راه درازی می طلبد.
اگر  دنیا را یک دهکده 100 نفره در نظر بگیریم تقسیم منابع و واقعیت های آماری آن چگونه است؟

یه گزارش عصر ایران مرور تصاویر زیر به خوبی می تواند دید بهتری نسبت به شرایط دنیایی که در آن زیست می کنیم به دست بدهد.

تصاویر زیر نشان می دهد تا چه میزان نابرابری و فاصله در میان جوامع بشری وجود دارد و رفع این نابرابری و تبعیض ها چه راه درازی  می طلبد.

البته بخش دیگری از واقعیات آمار جهان وضعیت طبیعی آن است و اطلاع از آنها صرفا می تواند دید شهروندان جامعه جهانی را نسبت به جهانی که در آن زیست می کنند باز تر کند.


30 درصد جمعیت جهان کودک و 70 درصد آن بزرگ سال است

ملیت 61 درصد جمعیت جهان آسیایی، 12 درصد اروپایی، 13 درصد افریقایی ، 1 درصد اقیانوسیه و 13 درصد آمریکایی است

نسبت جمعیت جهان 48 مرد در برابر 52 زن است

17 درصد مردم دنیا به زبان چینی، 9 درصد به انگلیسی،6 درصد اسپانیولی،6 درصد روسی،4 درصد عربی،8 درصد هندی و 50 درصد به دیگر زبان ها تکلم می کنند


86 درصد از مردم دنیا قادر به خواندن و نوشتن هستند و 14 درصد بی سواد اند

33 درصد مردم دنیا مسیحی، 19 درصد مسلمان،13 درصد هندو،6 درصد بودایی اند. 5 درصد به ارواح در طبیعت باور دارند و 24 درصد بی دین بوده و یا منکر خدا هستند


76 درصد مردم دنیا به برق دسترسی دارند و 24 درصد بدون بر ق اند


83 درصد مردم دنیا به آب پاک و سالم دسترسی دارند و 17 درصد دسترسی ندارند



50 درصد مردم دنیا به منابع غذایی کافی دسترسی ندارند، 30 درصد همیشه به منابع غذایی کافی دسترسی دارند که نیمی از این افراد دچار اضافه وزن اند ، 20 درصد دچار سوء تغذیه اند که از این تعداد از هر بیست نفر یک نفر در اثر  گرسنگی ناشی از بی غذایی می میرند

74 درصد از مردم دنیا مالک 39 درصد از ثروت دنیا هستند و 20 درصد از مردم دنیا مالک 2 درصد ثروت دنیا هستند اما 6 درصد باقی مانده که همه آنها از آمریکا هستند مالک 59 درصد باقی مانده ثروت دنیا هستند
68 درصد از مردم دنیا هوای پاک تنفس می کنند و 32 درصد هوای آلوده


48 درصد از مردن دنیا آزادی بیان، رسانه، افکار، مذهب ندارند و در معرض انواع آزار ، دستگیری و شکنجه و حتی مرگ هستند و 52 درصد دیگر شهروندان آزاد محسوب می شوند


1 درصد از جمعیت جهان آلوده به ویروس اچ آی وی هستند و 99 درصد نیستند

در هر سال در جهان به ازای مرگ 1 نفر 2 نفر متولد می شود

30 درصد مردم دنیا سفید پوست و 70 درصد دیگر رنگین پوست اند

بازدید از صفحه اول
sendارسال به دوستان
printنسخه چاپی




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
فرهاد اسدی جرجافکی
پنجشنبه 30 آبان 1392

نتوان سوروگین معروف به «آنتوان خان» عکاس‌ ایرانی-گرجستانی زمان ناصرالدین شاه قاجار با مجموعه عکس‌هایش از مردم، مکان‌ها، آداب و رسوم، مشاغل و خصوصا اقوام ایرانی در عین حال که یکی از نخستین عکاسان ایرانی است و به لحاظ هنری تصاویر درخوری به ثبت رسانده به لحاظ تاریخی، دارای اهمیت و اعتبار ویژه ای است.

 آنتوان سوروگین بی شک یکی از مهمترین عکاسان زمان قاجار به شمار می‌رود.

بهار:آنتوان که فرزند پدر و مادر گرجی تبار مقیم ایران بود در سفارت روسیه در تهران به دنیا آمد و از سنین جوانی همراه با برادرانش امانوئل و کولیا نزد عکاس معروف روسى دیمترى ایوانویچ ژرماکوف در تفلیس عکاسى را آموخت. او در سال ۱۸۷۰ میلادی بار دیگر به ایران بازگشت و در تبریز ساکن و سپس به دستگاه ولیعهد مظفرالدین میرزا راه یافت و از او لقب «خانى» گرفت؛ وی بعد از آن به تهران آمد و در خیابان علاءالدوله (فردوسى) کنار در شرقى میدان مشق یک عکاسخانه دایر کرد. سوروگین در این زمان از عکاسان نزدیک به ناصر الدین شاه محسوب می‌شد و گفته می‌شود که شاه قاجار علاقه‌ی زیادی به عکس‌های دربار و پرتره وی داشت.





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
فرهاد اسدی جرجافکی
سه شنبه 28 آبان 1392
- کودک را در مدرسه (مهد کودک)ثبت نام کنید.

۲) پیش از شروع مدرسه به هنگام ثبت نام و یا هر زمان دیگر که مقدور بود کودک را با خود به مدرسه ببریم .برای او از مدرسه صحبت کنیم . اطراف و فضای داخل آن و حتی مسولان مدرسه را به او بشناسیم  تا آمادگی لازم را کسب کند.

۳) برای خرید وسایل مدرسه حتما کودک را با خود ببریم و در انتخاب لوازم ،نظیر او را جویا شویم .

۴)  برای بردن کودک به مدرسه از زور ،تهدید یا تنبیه استفاده نکنیم . زیرا شدت اظطراب او را بیشتر خواهد کرد.

۵) به مدت یک هفته در مدرسه (مهد کودک )حضور یافته و به تدریج مدت زمان حضور را کم کنید.

۶) به احساسات و حرف های فرزندانمان به دقت توجه کنیم . در مسیر برگشت از مدرسه فرزندان دوست دارند همه چیز را برای والدین به خصوص برای مادر تعریف کنند. سعی کنیم شنونده خوبی برای آنها باشیم .

7) خاطرات خوب و یا خوش خود یا خواهر و برادر بزرگ تر او را از مرسه برایش باز گو کنید.

۸) با آرامش کودکان را به مدرسه بفرستیم و از اصرار ها و تاکیدها و امرو نهی ها بپرهیزیم.

۹) آسان گیری به ویژه در سال های اول مدرسه و رفتار معلم به گونه ای باشد که کودک مدرسه را خانه دوم خود بداند.

۱۰) سهل و آسان جلوه دادن مقررات مدرسه.

۱۱) بیشتر از نیرو و توان کودک از او تکلیف نخواهیم.

۱۲)از سرزنش و تحقیر فرزندمان برای رفتار های نادر ست او به ویژه در حضور دیگران خودداری کنیم .

۱۳)ابراز محبت به کودک .

۱۴)با برنامه ریزی نا مناسب برای انجام تکالیف و دروس خواندن تمام اوقات فراغت و استراحت را از فرزندان نگیریم.






نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
فرهاد اسدی جرجافکی
دوشنبه 27 آبان 1392


( کل صفحات : 14 )    1   2   3   4   5   6   7   ...   

صفحات جانبی
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی
Google

در این وبلاگ
در كل اینترنت




دریافت کد جملات شریعتی