تبلیغات
عـــــــلـــــــــوم اجــتمــاعــی
عـــــــلـــــــــوم اجــتمــاعــی
گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من
درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ : فرهاد اسدی جرجافکی
نظرسنجی
نظر شما در مورد این وبلاگ چیست؟




پاسخ فعالیت های کتاب علوم اجتماعی سال چهارم چاپ جدید

برگرفته از وبلاگ  گروه علوم اجتماعی شهرستان شهرضا (استان اصفهان)- با تشکر از همکار ارجمندمان جناب آقای رحیمی

روی ادامه مطلب کلیک کنید

فعالیت­های درس یک(از ص 9 تا 4)

       ) درباره­ی راه­های ورود یک اندیشه فردی به حوزه­ی فرهنگ با یک­دیگر گفت­وگو کنید.(ص6

 وقتی فردی ذهنیت خود را به عمل درمی­آورد جهان فرهنگی راگسترش داده و اندیشه وارد حوزه فرهنگ شده است.راه­های ورود اندیشه به حوزه فرهنگ هنر و ذرفتارهای اجتماعی است.          

                     تفاوت موجودات جهان عینی با موجودات جهان انسانی درچیست؟(ص7)                               

جهان انسانی تحت امر اراده­ی انسان است و با انسان به وجود می­آید،ولی جهان عینی خارج از فعل انسان است و قبل و بعد از انسان هم وجود داشته وخواهد داشت.مثلاً رانندگی امری مربوط به جهان انسانی است ولی خورشید گرفتگی یا روزقیامت مربوط به جهان عینی وتکوینی است.

برخی از آیات قرآن کریم ازتعامل فعال جهان عینی باجهان فرهنگی واجتماعی را بنویسید.(ص8)

آیه 44 سوره انعام:پس چون آن­چه ازنعم الهی به آن­ها تذکر داده شد همه رافراموش نمودند ما هم  ابواب هر نعمت را به روی آن­ها گشودیم تا به نعمتی که داده شدند شادمان گشت­اند ناگاه به کیفر اعمالشان گرفتار کردیم که آن هنگام خوار و ناامید گردیدند.آیه 41 سوره روم:فساد وپریشانی به کرده­ی بد خود مردم درهمه­ی بّر و بَحر پدید آمد تا ما هم کیفر بعضی اعمالشان را به آن­ها بچشانیم باشد  که پشیمان شده و به درگاه خدا  بازگردند.

آیه 96 سوره اعراف:وچنان­چه مردم شهر و دیار همه ایمان آورده و پرهیزکارمی­شدند،همانا ما درهای برکات آسمان وزمین را بر روی آن­ها می­گشودیم و لیکن چون تکذیب آیات کردند ما هم سخت به کیفرکردار زشتشان رسانیدیم.

 فعالیت­های درس دوم(ازص 16 تا 10)

درسرزمین پهناور ایران درطول تاریخ چه فرهنگ­هایی شکل گرفته­اند؟چه عناصری ازاین­فرهنگ هاباقی مانده است؟(ص12)

1ـ ایران باستان باعناصر: نوع دوستی،عدالت خواهی،دین مداری،خانواده وقداست آن،عفاف، عیدنوروز،اهمیت نور،2ـ ایران اسلامی باعناصر:آخرت،توحید،علم آموزی،خانواده وجایگاه زن ، عدالت 3ـ ایران معاصرباعناصر:مقاومت،مشروطه،استکبارستیزی،بازگشت به خویشتن،انقلاب ، هویت­یابی،مقاومت فرهنگی

نمونه­های تاریخی فرهنگ­هایی که عقاید و ارزش­های آن­ها با هنجارها و رفتارهایشان ناسازگاراست بنویسید.(ص14)

1ـ جوامع غربی به نام دموکراسی کشتارمی کنند.2ـ الجزایربه نام دموکراسی انتخابات آزاد را بر هم زد. (1990) 3ـ دراروپا کسی حق مخالفت با هالوکاست را ندارد. 4ـ درجامعه­ی خودمان همه اخلاص عمل ندارند وفاصله ارزش­ها و عمل به وجودآمده است.(ارزش­های اجتماعی باسکولاریسم عملی تناسب ندارد.)

ارزش آزادی درفرهنگ اسلامی وفرهنگ سکولارغربی چه تفاوتی دارد؟ (ص15)

1ـ مرزآزادی غربی منافع دیگران است ولی آزادی اسلامی نزدیک شدن به خدا است. 2ـ آزادی غربی نوعی اسارت انسان در مادی­گرایی است ولی آزادی اسلامی آزادشدن انسان برای رسیدن به خدااست.( آزادی ازنفس اماره)3ـ آزادی غربی انسان را ازمعنویت و بندگی خدا دور می­کند ولی آزادی اسلامی راهی برای رسیدن به خدا است.

فعالیت­های درس سوم(از ص 22 تا 17)

فرهنگ سلطه به دنبال چه نوع تاثیرات فرهنگی برجوامع مغلوب است؟(ص19)

تضعیف مقاومت فرهنگی،ایجادتزلزل و تحول فرهنگی در قوم مغلوب،تحقیر فرهنگی قوم مغلوب، هویت­زدایی فرهنگی قوم مغلوب،استعمارفرهنگی

درباره عملکرد اروپاییان درقاره­ی آفریقا بنویسید.(ص20)

 در بُعد نظامی:به تسخیر آفریقا پرداختند.در بُعد اقتصادی:بازارها،منابع و مواد اولیه­ی آفریقا اشغال شد و در وجه فرهنگی:زبان و ادبیات بسیاری ازکشورهای آفریقایی انگلیسی و فرانسه شده است.

درباره­ی مراحل گسترش نظام سلطه غرب و وجه غالب هرمرحله گفت وگو کنید.آیا وجه غالب هر مرحله،درمراحل دیگر وجود ندارد؟(ص21)

در استعمار قدیم وجه غالب قدرت نظامی با حضور مستقیم نیروهای استعمارگراست.(مجریان بیگانه اند)دراستعمارنو وجه غالب اقتصادی با حضور غیرمستقیم استعمارگراست.(مجریان بومی و داخلی­اند. ) دراستعمار فرانو وجه غالب فرهنگی با ابزار فناوری رسانه­ای است.(مجریان بومی وسیاست ها نیز ظاهراً بومی­اند.)می­توانند این وجوه بایک­دیگرهمزمانی داشته باشند،مثلاً در استعمار قدیم گاهی هم استعمارسیاسی،هم اقتصادی و هم فرهنگی بوده است،نمونه­ی آن مستعمرات آفریقایی

فعالیت های درس چهارم(از ص 28 تا 23)

اصولی که یک فرهنگ جهانی باید داشته باشد را درآموزه های اسلامی جست وجو کنید.(ص24)

هستی­شناسی توحیدی،عدل وداد،عقلانیت،حقیقت،خلیفهً الهی بودن انسان.

درباره چگونگی گسترش فرهنگ اسلامی در بین مسلمانان آسیای جنوب شرقی توضیح دهید.(ص26) بنگلادش ازطریق بازرگانان عرب،اندونزی ازطریق بازرگانان مسلمان هندی،تایلند از طریق شیخ احمدقمی،تانزانیا ازطریق بازرگان مسلمان ایرانی(آفروشیرازی)

درباره­ی بخشی از ارزش­های اجتماعی ا سلام که با حاکمیت­های قبیله ای و قومی نادیده گرفته می شدند توضیح دهید.(ص26)

تقواکم رنگ شد و ارزش­های خونی و نژادی رشدکرد.تبعیض­ها جای عدالت راگرفت.زهد وساده زیستی به تجملات تبدیل شد.برابری و برادری به قوم مداری تبدیل شد.استبداد ایلی وقبیله­ای جای آزادی راگرفت.

عملکرد استبداد ایلی قاجار را با استبداد استعماری رضاخان مقایسه کنید.(ص27)

استبداد قومی ایلی با مذهب درگیری نداشت و شاهان ظاهراً دینی بودند اما استبداد استعماری رضاخان چون در راستای تأمین نیازهای مادی غرب بود پوشش ظاهری دینی هم نداشت و مستقیماً با دین مبارزه می­کرد.

درباره تاثیرات صدساله­ی اخیرناسیونالیسم درجهان ا سلام توضیح دهید.(ص27)

وحدت امت اسلامی مخدوش بود.هویت­سازی سکولار بود.اختلافات نژادی افزایش یافته بود.مقاومت اسلامی ضعیف شده بود.

    فعالیت­های درس پنجم(از ص 38 تا 32)

آیا عقاید و رفتارهای دینی آثار دنیوی ندارد وآیا بیان آثار دنیوی آن­ها اشکال دارد؟(ص34)

اثردنیوی دارد مثلا درماه رمضان خشونت کم­ترمی­شود یا مصرف برخی کالاها کم­تر و مصرف بعضی بیش­تر می­شود.بیان این­ها اشکالی ندارد.

درچه صورتی پرداختن با آثار دنیوی عقاید و رفتارهای دینی مشکل ساز می­شود؟(ص34)

درصورتی که ارتباط بین آثار دنیایی دین با اراده­ی الهی قطع شده باشد و دین فقط از نظر مادی موردتوجه باشد نه از نظر آخرت و اراده­ی الهی و دین بازیچه­ی دنیوی نفس­پرستان باشد.

تفاوت حقوق بشر را در دو فرهنگ دینی و فرهنگ اومانیستی بیان کنید.(ص35)

حقوق بشر دینی مبتنی بر فطرت انسان و معنوی است مثلاً همه یا در دین برادر تو هستند یا در خلقت.اماحقوق بشر اومانیستی مبتنی برخواسته وعادات طبیعی و مادی گرایانه­ی بشر است و نباید با اصالت انسان درافتاد پس مثلاً حکم قصاص قابل قبول نیست.

به چه دلیل روشنگری مدرن با رویکرد عقل­گرایانه خود به دئیسم منجر می­شود؟(ص37)

نفی وحی و تاکید براین مطلب که با کمک عقل خودمان و بدون استفاده از روش عملی می­توان خدا را شناخت و در شناخت واقعیات فقط از معیارهای انسانی باید استفاده کنیم.

فعالیت­های درس ششم(از ص 46 تا 39)

به چه دلیل مواجهه­ی با مسلمانان در طول جنگ­های صلیبی و فتح قسطنطنیه،زمینه­های اقتدار کلیسا را درهم ریخت ؟(ص41)

چون کلیسا برپایه­ی کتب عهد عتیق و انجیل استوار بود و با علوم جدید مخالفت داشت ولی اسلام به گسترش و رشد علم دستور می­دهد و آن­ها از طریق این جنگ ها با آزاداندیشی و علم­گرایی آشنا شدند.

به چه دلیل با پیدایش فلسفه­های روشنگری،سکولاریسم به عمیق­ترین لایه­های فرهنگی غرب راه پیدا می­کند؟(ص43)

چون مردم و فرهنگ عمومی آن­چنان ازتسلط و دنیاگرایی دینی مسیحیت زده شده بودند که وقتی سکولاریسم توسط اندیشمندان به انسان به صورت مستقل توجه­کرد شیفته­ی آن شدند و درسطوح مختلف جامعه نفوذ یافت.

تحولات فرهنگی،اجتماعی غرب درزمینه­های دینی،فلسفی،صنعتی وسیاسی و ترتیب تاریخی آن­ها را بیان کنید.(ص45)

 سیرتحولات به ترتیب دینی،سیاسی،فلسفی و صنعتی بود.در زمینه­ی دینی از تقدس قدیسان و تمرکز دینی کلیسا به سمت عدم تمرکز دینی حرکت کردند.در زمینه­ی سیاسی کم­رنگ شدن مرزهای سیاسی و جهانی شدن مطرح شد.در زمینه­ی فلسفی توجه به عالم کثرات رایج شد. درزمینه­ی صنعتی صنایع چاپ و بخار وتکنولوژی­های ماشینی مطرح شد.

فعالیت­های درس هفتم(ص 55 تا 47)

چالش­ها و ستیزهای درون یک فرهنگ با چالش­ها و ستیزهای بین دو فرهنگ چه تفاوت­هایی دارد؟نمونه بیاورید.(ص48)

دو فرهنگ در عقاید بنیادین ولایه­های عمیق فرهنگی با یک­دیگر دچارچالش می­شوند درحالی­که ممکن است درون یک فرهنگ بین اجرای رفتارها و هنجارها(لایه­های سطحی فرهنگ)تفاوت وجودداشته باشد.مثلاً چالش جهان اسلام با جهان غرب از نوع چالش­های بین دو فرهنگ است و چالش لیبرالیسم و سوسیالیسم درون یک فرهنگ(فرهنگ غرب)است.

موقعیت فرهنگی جوامع غیرغربی را در مراحل سه گانه استعمار(قدیم )،استعمارنو واستعمار فرانو توصیف کنید.(ص49)

دراستعمار قدیم چون اصالت با استعمار نظامی وسیاسی همراه بود فرهنگ کم­ترتحت تأثیر بود و تاحدودی فرهنگ بومی حفظ می­شد.دراستعمار نو اصالت با اقتصاد بود و فرهنگ بومی تحت تأثیر استعمارگران قرار می­گرفت ولی فرهنگ به طور ویژه مورد توجه استعمارگران نبود.در استعمار فرانو اصالت با فرهنگ است و مهم­ترین ابزار استعماری قرار می­گیرد.

درباره هویتی که کشورهای تازه تاسیس پیدا می­کنند و تاریخی که برای هویت آن­ها تدوین می شود تأمل کنید.(ص54)

کشورهای تازه استقلال یافته و جدا شده از پیکره جهان قدیم ازهویت فرهنگی منسجمی برخوردار نیستند.مرزهای جغرافیایی آن­ها نیز سیاسی و تحت امر استعمارگران شکل گرفته است وتنها درقالب مزیت نسبی در تولید برخی کالاها به صورت کشورهای­تک محصولی درمی­آیند و خود را از این طریق به دیگران می­شناسانند.





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
فرهاد اسدی جرجافکی
چهارشنبه 10 آبان 1391
برترین ها: این تصویر دیده نشده از تخت جمشید در حدود 90 سال قبل است.گفتنی است این عکس که بسیار کمیاب است توسط یکی از عکاسان صاحب نام زمان قاجار تهیه شده است.





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
فرهاد اسدی جرجافکی
چهارشنبه 13 آذر 1392
آن گونه که مادرها با بچه های شان صحبت می کنند با او صحبت نکنید، به خودتان قول بدهید با همسرتان طوری صحبت نکنید که گویی او یک پسر بچه ۵ ساله است. این به آن معناست که اصلا او را نکوهش نکنید.
زندگی ایده آل نوشت: احتمالا تا به حال در میان فامیل و دوستان،ویران شدن زندگی زنان خیلی مهربان را هم دیده اید آن‌هایی که تمام مسئولیت های خانه را برعهده گرفته بودند؛ شوهران شان را مانند یک مادر خوب تر و خشک می کردند اما ناگهان شوهران شان به آن ها بی وفایی می کنند و زندگی آن ها رنگ دیگری می گیرد؛ در این مواقع همه تعجب می کنند که چرا شوهر، زن مهربانش را رها کرده است.
همه شوهر را فردی بدطینت و بدجنس می دانند که هیچ چیز از قدرشناسی و عشق یاد نگرفته است، اما مسئله ای که این وسط فراموش می شود این است که آن شوهر از زندگی کردن با زنی که همچون مادرش است خسته شده است، چرا که او دوست داشته با فردی ازدواج کند که همسر و معشوقش باشد و نیازهای عاطفی او را برطرف کند. اگر شما هم جزو همین دسته از زنان مهربان هستید بهتر است تا دیر نشده است به فکر چاره باشید.

به خاطر داشته باشید کنار گذاشتن این عادت ها چندان هم ساده نیست، اما چنان چه موفق شوید این عادت ها را کنار بگذارید، احساس زنانگی بیشتری خواهید کرد و همسرتان نیز به نوعی احساس مردانگی بیشتری خواهد کرد. با این رفتارها شوهرتان را از دست می دهید.

1- انجام تمام کارهای شخصی او و بیش از حد مراقب او بودن: مانند همیشه جمع کردن لباس های همسرتان و مرتب کردن مکرر کمدهای او.

2- دست کم گرفتن او و برعهده گرفتن کارهایی که او باید انجام دهد: یادآوری مکرر درباره قرارها، پیدا کردن وسایلی که او اغلب گم می کند و ...

3- برعهده گرفتن اکثر مسئولیت ها به دلیل این که تصور می کنید همسرتان از پس آ ن ها برنمی آید: مانند خرید تمامی امور خانه را برعهده گرفتن

4- نکوهش کردن او مانند یک بچه: چطور می توانی بدون ژاکت بیرون بروی نمی بینی هوای بیرون سرد است؟ چند بار باید بگویم چراغ ها را خاموش کن؟ صورتحساب های برق خیلی بالا رفته و ...

5- اصلاح کردن اشتباهات شان و امر و نهی کردن به آن ها به خصوص در جمع: مثلا «اگه جای تو بودم الان از سمت چپ جاده رانندگی می کردم.»

مهربان باشید اما ...

سریع ترین راه ممکن برای کشتن عشق، شور و حال و حرارت رابطه زناشویی، مادری کردن در حق همسرتان است. هر چه با یک مرد بیشتر مانند مادرش رفتار کنید، او نیز به شما بیشتر فرزندگونه پاسخ خواهد داد اما موضوع این است که هیچ مردی مایل نیست همسرش به مادر دومش تبدیل شود. اشتباه نکنید نمی خواهیم بگوییم در حق همسرتان مهربان و حمایتگر نباشید. بلکه هدف ما صرفا این است که به شما بگوییم چگونه بیشتر مانند یک همسر و معشوق و کمتر مانند یک مادر با او رفتار کنید.

وقتی لیاقت او را زیر سوال می برید

اگر با همسرتان مدام طوری رفتار می کنید که گویی بی لیاقت است، متعاقب چنین رفتاری او نیز احساس ناتوانی و بی لیاقتی خواهد کرد و در نتیجه اعتماد به نفسش پایین می آید و رفتارش نیز بچگانه تر می شود. هنگامی که یک مرد احساس خوبی نسبت به خودش ندارد، شما را هم کمتر دوست خواهد داشت، زیرا احساس عزت نفس یک مرد بستگی به احساس توانمندی او دارد.

هنگامی که مردی احساس می کند کارها را به درستی انجام نمی دهد، به سختی می تواند با شما یا خودش مهربان باشد. رفتار کردن با مردها مانند پسر بچه ها و به رخ کشیدن ضعف ها و ناتوانی های آن ها روی قابلیت عشق ورزی شان تاثیر منفی می گذارد.

صبر داشته باشید

باید از مادری کردن برای همسرتان دست بردارید اما مسلما این کار خیلی راحت نیست؛ باید قدم به قدم سختی های راه را تحمل کنید تا بتوانید زندگی جدیدی را با همسرتان آغاز کنید؛ مثلا چنان چه همسرتان عادت دارد کارهایش را برایش انجام دهید، ممکن است کمی طول بکشد تا خودش را با این رفتار جدید وفق بدهد. در ابتدا امکان دارد برایش مشکل باشد.اگر زندگی تان گیج کننده تر و مغشوش تر به نظر آمد، تعجب نکنید. با او مانند یک فرد لایق و قابل اعتماد رفتار کنید با همسرتان مانند شخصی لایق، دانا، توانا و قابل اعتماد رفتار کنید. اطلاعاتی را که خودش باید به خاطر داشته باشد به او یادآوری نکنید. سعی نکنید به جایش فکر کنید یا تقویمش باشید، بلکه به گونه ای رفتار کنید که دریابد بزرگسالی فهمیده و تواناست که شما همیشه می توانید روی او حساب کنید. به خاطر داشته باشید از آن جا که مدت ها در حقش مادری می کردید و برنامه هایش را ترتیب می دادید، کمی تنبل شده است.

با او بچگانه حرف نزنید

آن گونه که مادرها با بچه های شان صحبت می کنند با او صحبت نکنید، به خودتان قول بدهید با همسرتان طوری صحبت نکنید که گویی او یک پسر بچه ۵ ساله است. این به آن معناست که اصلا او را نکوهش نکنید.

اشکالی ندارد اگر بگویید از دستش ناراحت و عصبانی هستید، اما این کار را به گونه ای که یک بزرگسال با بزرگسال دیگر انجام می دهد، انجام دهید نه مثل یک مادر عصبانی که از دست پسر بچه شیطانش به ستوه آمده است.میگناir البته حرف های بچگانه زدن و کمی با لحن کودکانه حرف زدن کاملا طبیعی است، چون این راهی است بسیار صحیح برای درمیان گذاشتن احساسات آسیب پذیرمان، اما چنان چه همیشه با همسرتان حرف های بچگانه می زنید، این یک مشکل محسوب می شود و وقت آن رسیده که رفتاری بالغانه داشته باشید.




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
فرهاد اسدی جرجافکی
چهارشنبه 13 آذر 1392
برای ازدواج ما ۱۰ مهارت های عملی به شما ارائه می دهیم که به منظور موفقیت در ازدواج مورد نیاز شماست.


ساختن، رشد دادن ، قرض گرفتن آنها را ازدست ندهید. شما باید هرکاری برای بدست آوردن این مهارت ها قبل از ازدواج انجام دهید.اگر شما در حال حاضر ازدواج کرده ، باید برخی از این مهارت ها را توسعه دهید.

۱٫ مهارت های حل مساله


مهارت حل مشکل مهم ترین مهارت در این فهرست است اول به آن اشاره می کنیم زیرا اگر این مهارت را نداشته باشید مهارت های دیگر به کارتان نمی آید.


با مهارت حل مسئله مشکلی نخواهید داشت ، ۲ سال اول ازدواج سالهای سختی است. در طول دو سال اول ازدواج شما و همسرتان رویکرد های خودتان را برای حل مشکلات دارید . شما برای پیدا کردن راه حل مشکلتان با همسر فقط نصف زمان را فرصت دارید . مهارت حل مسأله به شما زمان مناسب برای دعوا کردن، تسلیم شدن، دادن و بخشیدن را آموزش می دهد .

۲٫  مقدم دانستن همسرتان


- خب، او اولین نفر است پس از خدا ، او را قبل از بچه ها و یا کار خود و یا مامان ، بابا شما یا دوستان و یا ایکس باکس ، پلی استیشن یا هر چیز دیگری که شما می توانید فکرش را کنید قرار دهید .


خدا – اول . همسر – دوم . کودکان و نوجوانان – سوم . به یاد روزهای سخت گذشته باشید که او کنار شما بود.او صدر جدول کار های مهم شما باید قرار گیرد زیرا شما می خواهید او همیشه اولین باشد.

۳٫ مهارتهای زندگی

این مهم است که هر یک از همسران نه تنها برای امروز خود بلکه برای فردا و همسرشان برنامه ریزی داشته باشند.” امروز باید چگونه باشم تا در آینده مرد یا همسر خوبی باشم ؟” ” چه کاری می توانم انجام دهم که ۵ سال دیگه هم همینقدر برای همسرم جذاب باشم ؟ ” ” باید به دانشگاه بروم ؟” ” باید شروع کنم رونق کسب و کارم؟ ” ” چگونه به همسرم نشام دهم که می خواهم از او حمایت کنم ؟ برنامه ریزی مالی ، صرفه جویی ، مسئولیت رسیدگی به کسب و کار ، سبک زندگی سال نیاز به یک شریک دارد.

۴٫ مهارت عفو و بخشش


در طول زندگی، شما مجبور نیستید ببخشید اما می توانید انتخاب کنید که فراموش کنید. به منظور موفقیت در ازدواج ، نه تنها شما باید قادر به ببخشیدن اتفاقات گذشته باشید ، بلکه باید قادر به بخشیدن در همان لحظه باشید ! کار اشتباه خود و همسرتان را بپذیرید و عذر خواهی کنید و پذیرای عذر خواهی باشید.نه شما کاملید نه او.زمانی که شما نتوانید ببخشید رابطه شما متوقف میشود. شما نمی توانید کاری را انجام دهید بدون بخشش. اگر نتوانید ببخشید تنها می مانید.

۵٫ مهارت های خلاقیت


این ازدواج است ، ما با هم زندگی می کنند.


ما همدیگر را هر روز می بینیم، پس می توانیم به راحتی برای هم یکنواخت شویم . گهگاه، در ایام هفته خودتان را به چالش بکشید و سرگرم کنید حتی برای چند دقیقه به پیاده روی بروید ، فوتبال بازی کنید، بازی های متفاوت جنسیتی داشته باشید و …به همسرتان در هنگام بازی نگاه کنید.از مشارکت همدیگر لذت ببرید.

۶٫ مهارت تمرکز


یاد بگیرید بر روی ویژگی های مثبت همسر خود تمرکز کنید. برخی از صفات در او وجود دارد که شما به آنها عشق می ورزید. برخی از ویژگی ها ممکن ایت در او باشد که شما از آنها نفرت دارید، اما خوبی ها بیشتر از بدی هاست .بنابراین تمرکز بر روی چیزهایی که شما دو نفر با هم به ارمغان آورد یک کار لذت بخش است. مهارت تمرکز داشتن یعنی دیدن نیمه پر لیوان. مراقب باشید وقتی با یک انگشت به همسرتان اشاره می کنید چهار انگشتتان به سمت خودتان است.

۷٫ مهارت اعتماد به نفس


شما این باور را دارید که ازدواجتان هرگز شکست نخواهد خورد و طلاق یک گزینه نیست . شما باید اعتماد به نفس داشته باشید که همسرتان شما را همانقدر که شما او را دوست دارید دوست دارد . گاهی اوقات آنها ممکن است آن را نشان ندهند ، بنابراین شما باید آن را بدانند ، شما باید به آن اعتقاد داشته باشید ، اعتماد به نفستان باید فراتر از احساس شک باشد و مطمدن باشید او در حال احقق قول های اولیه است . عدم اعتماد شما مانند مانع دست انداز های زندگی را بیشتر می کند در حالی که اعتماد مانند ماله تمام دست انداز های زندگی را برای همسر هموار می کند. .

۸٫ مهارت های یادگیری


در برخی از مراحل زندگی ما فکر می کنیم همسرمان را می شناسیم اما او تغیر کرده است. او همان زن ۲۸ ساله نیست. او همان مردی که ۷ سال پیش بود نیست. این دلیلی برای گرفتن طلاق نیست. شما همیشه باید مایل به دوباره یادگیری همسر خود باشد. هر چیز دیگری در زندگی تغییر و تکامل می یابد، چرا همسرتان تغییر نکند ؟ اگر شما مایل به دوباره یادگیری همسرتان نیستید نباید ازدواج می کردید.

۹٫ مهارت های ادراک


در اینجا منظور خودتان نیستید منظور ادراکتان از محیط اطراف و جهان است که بعد از ازدواج تغییر میکند. ادراک این است که من باور دارم مرد خوشبختی در ازدواجم هستم . برای من مهم این است که دید خوبی از زندگی به همسرم بدهم . برای من مهم این است که همسرم باعث شود دید مثبتی بدست آورم. البته منظور این نیست که به صورت غیر واقعی خودتان را خوشحال نشان دهید. . در ارتباط بین زن و شوهر، نوع ادراک یا تفکر هر یک، بر رفتار و درک متقابل تأثیرگذار است. درک درست از نیازهای خودتان و همسرتان و انتقال آن به یکدیگر یکی از مهارت های مهم در ازدواج موفق است.

۱۰٫ مهارت مبارزه


زمانی که شروع به مبارزه می کنید باید مبارزه ای عادلانه داشته باشید.مبارزه با هدفتان. مبارزه تان نباید طولانی شود و ساعت ها به طول بی انجامد زیرا همسرتان را آزرده می کند. . به همسرتان اطمینان دهید که کاری که انجام می دهید با عث خوشحالی اوست.مبارزه با اهداف شما را از رکود خارج می کند و باعث افزایش امید به زندگی مشترک می شود. اگر در رسیدن به اهدافتان دچار اشتباه شدید دوباره انجام دهید.موفق می شوید.


اگر شما هنوز ازدواج نکرده ،این لیست را ارزیابی کنید.آیا شما برای ازدواج آماده هستید؟






نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
فرهاد اسدی جرجافکی
چهارشنبه 6 آذر 1392
تصاویر زیر نشان می دهد تا چه میزان نابرابری و فاصله در میان جوامع بشری وجود دارد و رفع این نابرابری و تبعیض ها چه راه درازی می طلبد.
اگر  دنیا را یک دهکده 100 نفره در نظر بگیریم تقسیم منابع و واقعیت های آماری آن چگونه است؟

یه گزارش عصر ایران مرور تصاویر زیر به خوبی می تواند دید بهتری نسبت به شرایط دنیایی که در آن زیست می کنیم به دست بدهد.

تصاویر زیر نشان می دهد تا چه میزان نابرابری و فاصله در میان جوامع بشری وجود دارد و رفع این نابرابری و تبعیض ها چه راه درازی  می طلبد.

البته بخش دیگری از واقعیات آمار جهان وضعیت طبیعی آن است و اطلاع از آنها صرفا می تواند دید شهروندان جامعه جهانی را نسبت به جهانی که در آن زیست می کنند باز تر کند.


30 درصد جمعیت جهان کودک و 70 درصد آن بزرگ سال است

ملیت 61 درصد جمعیت جهان آسیایی، 12 درصد اروپایی، 13 درصد افریقایی ، 1 درصد اقیانوسیه و 13 درصد آمریکایی است

نسبت جمعیت جهان 48 مرد در برابر 52 زن است

17 درصد مردم دنیا به زبان چینی، 9 درصد به انگلیسی،6 درصد اسپانیولی،6 درصد روسی،4 درصد عربی،8 درصد هندی و 50 درصد به دیگر زبان ها تکلم می کنند


86 درصد از مردم دنیا قادر به خواندن و نوشتن هستند و 14 درصد بی سواد اند

33 درصد مردم دنیا مسیحی، 19 درصد مسلمان،13 درصد هندو،6 درصد بودایی اند. 5 درصد به ارواح در طبیعت باور دارند و 24 درصد بی دین بوده و یا منکر خدا هستند


76 درصد مردم دنیا به برق دسترسی دارند و 24 درصد بدون بر ق اند


83 درصد مردم دنیا به آب پاک و سالم دسترسی دارند و 17 درصد دسترسی ندارند



50 درصد مردم دنیا به منابع غذایی کافی دسترسی ندارند، 30 درصد همیشه به منابع غذایی کافی دسترسی دارند که نیمی از این افراد دچار اضافه وزن اند ، 20 درصد دچار سوء تغذیه اند که از این تعداد از هر بیست نفر یک نفر در اثر  گرسنگی ناشی از بی غذایی می میرند

74 درصد از مردم دنیا مالک 39 درصد از ثروت دنیا هستند و 20 درصد از مردم دنیا مالک 2 درصد ثروت دنیا هستند اما 6 درصد باقی مانده که همه آنها از آمریکا هستند مالک 59 درصد باقی مانده ثروت دنیا هستند
68 درصد از مردم دنیا هوای پاک تنفس می کنند و 32 درصد هوای آلوده


48 درصد از مردن دنیا آزادی بیان، رسانه، افکار، مذهب ندارند و در معرض انواع آزار ، دستگیری و شکنجه و حتی مرگ هستند و 52 درصد دیگر شهروندان آزاد محسوب می شوند


1 درصد از جمعیت جهان آلوده به ویروس اچ آی وی هستند و 99 درصد نیستند

در هر سال در جهان به ازای مرگ 1 نفر 2 نفر متولد می شود

30 درصد مردم دنیا سفید پوست و 70 درصد دیگر رنگین پوست اند

بازدید از صفحه اول
sendارسال به دوستان
printنسخه چاپی




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
فرهاد اسدی جرجافکی
پنجشنبه 30 آبان 1392

نتوان سوروگین معروف به «آنتوان خان» عکاس‌ ایرانی-گرجستانی زمان ناصرالدین شاه قاجار با مجموعه عکس‌هایش از مردم، مکان‌ها، آداب و رسوم، مشاغل و خصوصا اقوام ایرانی در عین حال که یکی از نخستین عکاسان ایرانی است و به لحاظ هنری تصاویر درخوری به ثبت رسانده به لحاظ تاریخی، دارای اهمیت و اعتبار ویژه ای است.

 آنتوان سوروگین بی شک یکی از مهمترین عکاسان زمان قاجار به شمار می‌رود.

بهار:آنتوان که فرزند پدر و مادر گرجی تبار مقیم ایران بود در سفارت روسیه در تهران به دنیا آمد و از سنین جوانی همراه با برادرانش امانوئل و کولیا نزد عکاس معروف روسى دیمترى ایوانویچ ژرماکوف در تفلیس عکاسى را آموخت. او در سال ۱۸۷۰ میلادی بار دیگر به ایران بازگشت و در تبریز ساکن و سپس به دستگاه ولیعهد مظفرالدین میرزا راه یافت و از او لقب «خانى» گرفت؛ وی بعد از آن به تهران آمد و در خیابان علاءالدوله (فردوسى) کنار در شرقى میدان مشق یک عکاسخانه دایر کرد. سوروگین در این زمان از عکاسان نزدیک به ناصر الدین شاه محسوب می‌شد و گفته می‌شود که شاه قاجار علاقه‌ی زیادی به عکس‌های دربار و پرتره وی داشت.





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
فرهاد اسدی جرجافکی
سه شنبه 28 آبان 1392
- کودک را در مدرسه (مهد کودک)ثبت نام کنید.

۲) پیش از شروع مدرسه به هنگام ثبت نام و یا هر زمان دیگر که مقدور بود کودک را با خود به مدرسه ببریم .برای او از مدرسه صحبت کنیم . اطراف و فضای داخل آن و حتی مسولان مدرسه را به او بشناسیم  تا آمادگی لازم را کسب کند.

۳) برای خرید وسایل مدرسه حتما کودک را با خود ببریم و در انتخاب لوازم ،نظیر او را جویا شویم .

۴)  برای بردن کودک به مدرسه از زور ،تهدید یا تنبیه استفاده نکنیم . زیرا شدت اظطراب او را بیشتر خواهد کرد.

۵) به مدت یک هفته در مدرسه (مهد کودک )حضور یافته و به تدریج مدت زمان حضور را کم کنید.

۶) به احساسات و حرف های فرزندانمان به دقت توجه کنیم . در مسیر برگشت از مدرسه فرزندان دوست دارند همه چیز را برای والدین به خصوص برای مادر تعریف کنند. سعی کنیم شنونده خوبی برای آنها باشیم .

7) خاطرات خوب و یا خوش خود یا خواهر و برادر بزرگ تر او را از مرسه برایش باز گو کنید.

۸) با آرامش کودکان را به مدرسه بفرستیم و از اصرار ها و تاکیدها و امرو نهی ها بپرهیزیم.

۹) آسان گیری به ویژه در سال های اول مدرسه و رفتار معلم به گونه ای باشد که کودک مدرسه را خانه دوم خود بداند.

۱۰) سهل و آسان جلوه دادن مقررات مدرسه.

۱۱) بیشتر از نیرو و توان کودک از او تکلیف نخواهیم.

۱۲)از سرزنش و تحقیر فرزندمان برای رفتار های نادر ست او به ویژه در حضور دیگران خودداری کنیم .

۱۳)ابراز محبت به کودک .

۱۴)با برنامه ریزی نا مناسب برای انجام تکالیف و دروس خواندن تمام اوقات فراغت و استراحت را از فرزندان نگیریم.






نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
فرهاد اسدی جرجافکی
دوشنبه 27 آبان 1392
اعمال منسوخ‌شده محرم/ از سوراخ کردن پوست تا سنگ به سینه زدن/عکس

تهرانی های قدیم رسم های عجیب و غریبی در ماه محرم داشتند. رسم هایی که بعضی از آنها با جاهلیت و خرافه آمیخته بود اما برای پایتخت نشینان دوره قاجار و پهلوی، جزو مقدسات به حساب می آمد. ازسوراخ کردن پوست تا سنگ زنی و قفل آجین کردن.

مجله مهر: قمه زنی معروف ترین نذر خرافی محرم بود که در قالب دسته های بزرگ در شب های هفتم و هشتم و نهم و دهم در کوچه ها و محلات تهران انجام می شد. سحرگاه روز عاشورا هم دسته ها کفن به تن با چند بیرق و کتل رجزخوانان و نعره زنان خود را به امام زاده و حسینیه و تکیه شان می رساندند و سردسته هیئت ها با تیغ های سلمانی جلو آمده ابتدا اطفال تازه نذر شده و تیغ نذرداران را هر کدام چند تیغ به جلو سرهای تراشیده شده شان زده و حرکتشان می دادند و نوحه خوان ها شروع به نوحه خواندن و سنج زدن و سینه زدن می کردند.

بعد از آن در میان نوحه و فریاد یا حسین و خواندن این شعر که: حسین تنها به میدان می رود الله اکبر- برای دادن جان می رود الله اکبر، وارد میدان می شدند به این صورت که میاندار دسته در فاصله خیابان وسط دو ردیف قمه زنان نمایان می شد با فریادی بلند یا حسین اولین قمه را بر سر خود فرود می آورد و به دنبال این حرکت بود که دیگران هم هر یک با شمشیر و قمه و قداره های خود به جان خود افتاده با کوبیدن بر سر، کفن سفید بر تنشان را آغشته به خون می کردند.

دسته سنگ زنی

یکی دیگر از نذرهای عجیبی که دیگر خبری از آن نیست، «دسته سنگ زن ها» بود که افراد به جای سینه زدن و زنجیر زدن و... هر یک دو قلوه سنگ به دست گرفته با نوای نوحه خوان و صدای سنج بهم می زدند به این ترتیب که هر زدن آن سه ضربه داشت که سنگ زن ها، در حالیکه دو صف دراز روبروی هم را تشکیل می دادند با خم و راست شدن، یکی ار نزدیک زمین و یکی را برابر شکم و یکی را بالای سر می کوفتند،هدف از برگزاری این مراسم بر این بود که می گفتند روز عاشورا از جانب اشقیا چنین سنگ هایی بر سر و پا و سینه و بدن امام و شهدا خورده بود.

زخم‌های عفونت گرفته

«شبیه زین العباد» هم از دیگر مراسم های تحریف شده در ماه های محرم و صفر در تهران قدیم بود که در آن، افرادی که نذر مصیبت امام زین العابدین(ع) را داشتند از مدت ها قبل از محرم مچ پاها و بیخ بازوان و حلقه گردن خود را با زخم تیغ و نشتر و حتی تیزآب مجروح می کردند تا جایی که چرک کند و درروز عاشورا و یازدهم و دوازدهم آنها سوار شتر برهنه می شدند و مواضع مجروهشان را با زنجیر و غل بسته داخل دسته به تماشا می گذاشتند به نشانه اسارت امام و اینکه با چنان حالتی او را به بارگاه یزید رسانیده اند

.

میخ و سیخ در پوست

در تهران قدیم آنهایی که نذر قفل آجین می کردند، از مدتی قبل اندام خود را با داروهایی بی حس می کردند و قسمت هایی از آن را از گردن به پایین را سوراخ کرده و از آنها قفل و تیغ و نیزه و خنجر و سیخ و میخ و چاقو و شمشیر و امثال آن می گذراندند و خود را با این وضعیت به معرض نمایش می گذاشتند. حال بعضی از آنها به حدی به وخامت می رسید که افرادی همراه آنها می شدند تا نیفتند یا جان ندهند.

شمعی در بدن

کنار نذر قفل‌ آجین، "شمع آجین" هم از نذرهایی بود که در گذشته عده ای از روی جهل و خرافات آن را ادا می کردند. این نذر هم تصورات دیگری از بلایای اسرا و شهدای کربلا بود که سر امام حسین (ع) در تنور خولی رفته، خیمه امام به‌ آتش کشیده شده است و آتش از آنها به دامان زنان و اطفال صغیر امام رسیده و به تلافی آن افرادی به صورت همان قفل آجین نقاطی از بدن خود را سوراخ کرده و بر آنها شمع قرار داده و روشن می کردند و خود را در میان جمعیت عزاداران به نمایش می گذاشتند.

نذرهای ماندگار

با وجود نذرهای عجیب و غریبی که در این روزها در تهران قدیم باب بود، عده ای هم نذرهای عام المنفعه را انتخاب می کردند. مثلا رسیدگی به وضع خیابان ها، تامین روشنایی معابر تاریک، پوشاندن چاله ها و راه آب‌ها، کمک به نابینایان، پرداخت بدهی زندانیان یا تهیه غذا و پوشاک برای خانواده آنها، غذا دادن به پرندگان، میانجیگری در اختلافات خانوادگی هم از جمله کارهایی بود که در این ماه ها انجام می گرفت .

 

نظر مراجع درباره عزاداری های محرم

از رهبر معظم انقلاب هم در استفتایی پرسیده شد پدر و مادری که نذر می کنند اگر خدا به آنان فرزند پسر داد روز عاشورا به سر او تیغ بزنند و آن پسر بعد از بلوغ روزهای عاشورا قمه بزند آیا این نذر صحیح است و آیا بر آن پسر عمل به نذر والدین واجب است؟ که ایشان در پاسخ نوشتند: «صحت چنین نذری محل اشکال است و در هر صورت وفا به آن بر فرزند واجب نیست.»

آیت الله خامنه‌ای در پاسخ به این سوال که «آیا سوراخ کردن گوشت بدن و قفل زدن و وزنه آویزان کردن به بهانه عزاداری بر امام حسین علیه السلام که اخیرا شایع شده است جایز است؟» هم فرمودند: «چنین اعمالی که موجب وهن مذهب در انظار عموم است صورت شرعی ندارد.»

آیت الله جوادی آملی هم چند سال قبل در مراسمی درباره علم کشی فرمودند: این علم ها چیزی نیستند که مطلبی، پیامی یا نفعی داشته باشند، غیر از اینکه ترافیک ایجاد می کنند، پیامی ندارند.

ایشان همچنین درباره قمه زنی و رسوم خرافی ماه محرم گفته اند: چیزی که مایه وهن اسلام و پایه هتک حرمت عزاداری است جایز نیست، انتظار می رود از قمه زنی و مانند آن پرهیز شود.

آیت الله مکارم شیرازی مدتی قبل در استفتایی در پاسخ به پرسش یک طلبه که گفته بود "بنده یک سخنرانی از جنابعالی شنیدم که فرمودید بهتر است عزاداران در مجالس عزا با صدای بلند گریه نکنند" گفتند: بله این مطلب صحیح است و گریه بر امام حسین(ع) و اهل بیت(ع) آن حضرت از افضل قربات است ولی لازم است از کارهای غیر معمول و نامتعارف پرهیز شود.

 





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
فرهاد اسدی جرجافکی
یکشنبه 19 آبان 1392
خبرآنلاین پرونده‌ای در روز سوم محرم درباره آسیب‌هایی که احیانا متوجه آیین محرم است را بررسی کرده است.
 
در آغاز این پرونده می‌توانید همراه با مطالعه مطالب، تصنیفی زیبا با صدای امیرحسین مدرس را بشنوید که از مجموعه «خطبه خوان رستاخیز» انتخاب شده است.
 
پرونده روز سوم محرم 1435 برابر 16 آبان 1392 در پنج بخش زیر تقدیم کاربران اندیشه ورز و خردمدار خبرآنلاین شده است. این مجموعه تلاشی است برای گسترش اندیشه و معرفت حسینی و حرکت در جهت عقلانیت و درک عبرت‌های عاشورا که امیدواریم مورد توجه‌تان قرار بگیرد.
 
پیام‌آوران معرفت
 
استاد شهید مرتضی مطهری/ یک تحریف ماهرانه: می‌گویند اشک بریزید، حسین(ع) گناه شما را می‌بخشد!
 
استاد مرتضی مطهری در یکی از سخنرانی‌هایش درباره تحریفات مربوط به واقعه عاشورا فریاد می‌زند که ما امام حسین خراب کن هستیم! و از علل آن می‌گوید :
 
«حسین(ع) می‌گوید من نهضت کردم برای امر به معروف، برای اینکه دین را زنده کنم، برای اینکه با مفاسد مبارزه کنم. نهضت من یک نهضت اصلاحی اسلامی است. ما آمدیم یک چیز دیگری گفتیم و تحریف کردیم.
 
ما گفتیم حسین یک شرکت بیمه تاسیس کرد، بیمه‌ی گناه. گفت شما را از نظر گناه بیمه کردم. در عوض چه می‌گیرم؟ شما برای من اشک بریزید، من در عوض گناهان شما را جبران می‌کنم، اما شما هرچه می‌خواهید باشید، ابن‌زیاد باشید، عمرسعد باشید. ما می‌گوییم یک ابن‌زیاد در دنیا کم بود، یک عمرسعد در دنیا کم بود، یک سنان‌بن‌انس در دنیا کم بود، یک خولی در دنیا کم بود، امام حسین خواست خولی در دنیا زیاد شود، عمر سعد در دنیا زیاد شود، گفت أیها‌الناس هرچه می‌توانید بد باشید که من بیمه‌ی شما هستم!»
 
آیت‌الله صافی گلپایگانی/ آیا امام حسین در برابر دشمن با خشم و غضب می‌جنگید؟
 
آنچه در زیر می‌خوانید قسمتی از کتاب «پرتوی از عظمت امام حسین‌ علیه‌السلام» تالیف آیت‌الله صافی گلپایگانی است.
 
امام حسین‌‏ علیه‌السلام‏ هرگز تحت تاثیر خشم و غضب، کاری را انجام نداد؛ او به هنگام غضب، بر خود مسلط بود و اگر تمام عوامل خشم فراهم می‏‌شد، آن حضرت از طریق اعتدال و میانه‏‌روی و راه صواب به قدر چشم برهم‌زدنی بیرون نمی‏‌شد.
 
یکی از نمایش‌های حُسن خلق و کرم آن حضرت که نشان می‏‌دهد آن امام شهید در برابر عوامل غضب، خشم و کینه، کمال قدرت و ایستادگی را داشت، سیراب‌ کردن لشکر حر است. وقتی لشکر حر در گرمگاه روز رسیدند و حضرت، تشنگی را مشاهده کرد فرمان داد تا به آنها و اسب‌هایشان آب بیاشامند. برحسب امر امام، تمام سپاه دشمن را از مرد و مرکب، سیراب کردند و بر پاها و شکم چهارپایانشان آب پاشیدند.
 
علی بن طعان محاربی گفت: «من پس از همه رسیدم؛ آن بحر کَرم و نور دیده‌ ساقی کوثر مرا به آن حال دید؛ به زبان مبارک و در نهایت لطف و مرحمت به لغت حجاز فرمود: «یَابْنَ اَخِی اَنْخِ الراوِیَة، برادرزاده! شتر را بخوابان.»
 
من معنای کلام امام را ندانستم، امام دانست که نفهمیدم پس فرمود: «اَنْخِ الْجَمَلَ، شتر را بخوابان.» من شتر را خوابانیدم. سپس فرمود: «اخنث السِقا، دهانه مشک را بر گردان و آب بنوش!» من نتوانستم. امام پیش آمد و دهانه مشک را به دست مبارک پیچید تا آب نوشیدم.
 
از نمونه‏‌های دیگر صبر آن حضرت، امتناع او از شروع جنگ بود. با اینکه می‏‌دانست آن لشکر کفر پیشه به هیچ وجه بر او و عزیزانش رحم نمی‏‌کنند و با اینکه از آنها رفتارها و حرکاتی سر می‏‌زد که صبر بر آن اعمال نکوهیده، دشوار بود، آن حضرت، حجت را بر آنها تمام ساخت و نه خود و نه اصحابش دست به اسلحه نبردند.
 
دکتر عبدالرحیم گواهی/ ما امام حسین خراب کن هستیم!
 
دکتر عبدالرحیم گواهی، استاد فلسفه و پژوهشگر ادیان دانشگاه درباره علت دین‌گریزی جوانان می‌گوید: «یکی از مشکلات ما این است که بسیاری از جوان‌ها دین‌گریز شده‌اند، در حالی که واقعا هیچ دشمنی با خدا و اسلام و امام حسین ندارند. اینها بی‌دین نیستند بلکه تنها به زبان دینی ما معترضند. واژگان دینی اینها باید واژگان فلسفه علم روز باشد و الگوی دینی که وجه عقلانی‌شان را اشباع کند. مشکل اینجاست که مبلغان دین، روی همان بیان‌های کهنه چند صد سال پیش توقف کرده‌اند! این کاری است که در نهایت جوان را به سوی مسلمان‌نما شدن می‌کشاند!
 
در حالی که حماسه حسینی الگویی است که می‌تواند وجه عقلانیت دینی ما را تا قیامت اشباع کند. یک الگوی سرآمد و کامل، متشکل از خطبه‌ها، شعارها، سلوک، مناجات، پیام و راه اباعبدالله و همین جاست که مطهری، آن اسلام‌شناس دلسوز و آن روشنفکر دینی زحمت کشیده، با سوز سینه فریاد می‌زند: ما امام حسین خراب کن هستیم! »
 
او درباره به روز بیان کردن واقعه عاشورا می‌گوید: «باید قیام امام حسین را شناخت و بر اساس آن برای نیاز امروز جوان مسلمان، علی‌الخصوص ایرانی، دستورالعمل ارائه داد. این تنها تضمین برای جلوگیری از تکرار واقعه در تاریخ است. «کل یوم عاشورا» یعنی هر روز تلاش کنیم، مبارزه کنیم تا آن واقعه تکرار نشود نه اینکه هر روز صبح بچه‌ها را مجبور کنیم چند خط زیارت عاشورا بخوانند. یاد اباعبدااله درست است، عزاداری هم جای خودش را دارد، امام شاید شیوه عزاداری و نحوه بیان ما از عاشورا باید روزآمدتر شود. البته «بیان» به معنای ظهور و بروز یافتن؛ چرا که ممکن است هیچ لفظی در این «بیان» به کار نرود، مثل زبان هنر و نمایش.»
 
استاد محمدرضا حکیمی/ پیام عدالت عاشورا در جامعه ما کجاست؟
 
استاد محمدرضا حکیمی در سخرانی عصر عاشورای سال 1381 با موضوع «عاشورا، مظلومیتی مضاعف» گفته است: « واقعه عاشورا، در حادترین شرایط خود، 24 ساعت را اشغال کرد: از عصر تاسوعا که عمر سعد فرمان هجوم به خیمه‌های خاندان پیامبر(ص) را صادر کرد تا عصر عاشورا که سر پسر پیامبر(ص) بر سر نیزه رفت. در این یک شبانه روز، امام حسین(ع) -وارث آدم(ع) تا خاتم(ع)- دو مسئله اصلی رسالت انبیایی یعنی نماز و عدالت را به گوش همه تاریخ و همه جهان و جهانیان رسانید.
 
نماز: امام حسین(ع)، شب عاشورا را از لشکر مرتد مهلت گرفت برای وداع با نماز. بدین گونه اهمیت بنیادین حیات انسانی را در این کره خاکی که ارتباط با آفریدگار خود است - آن هم به صورت «ذکر اکبر» که نماز است- چنان خورشید روزهای روزستان روشن کرد.
 
عدالت: و در روز عاشورا فریاد عدالت را در ذات لحظه‌ها دمید، تا از منافذ تاریخ، در همیشه روزگار شنیده شود و با رنگ خونبار فجر و شفق همواره آبادی‌های گیتی را به حماسه حیات و حیات حماسه فرا خواند.»
 
استاد حکیمی در نقد رفتار متفاوت جامعه شیعی با پیام عاشورا می‌گوید: «امروز شیعه در جهان بسیار است و در کشورهای بسیاری سکونت دارد، لیکن کشوری که در همه جهان به نام تشیع معروف است و در هر سال برپا دارنده اصلی مراسم عاشورای حسینی است، ملت ایران است. یعنی ملتی که باید بداند امام حسین(ع) و یارانش شهید شدند و خاندان پیامبر اسیر گشتند تا احکام عملی قرآن عملی گردد و قسط قرآنی گسترش یابد. و هنگامی که به نام اسلام و با یاد حسین(ع)، اینهمه جوان‌های این مملکت به جبهه رفتند و سپس جنازه آنها را، آن هم نه همه را، به خانواده‌هایشان تحویل دادند، باید نظام عامل بالعدل و جامعه قائم بالقسط تشکیل می‌یافت.
 
آیا به جای آن چه کردند؟ و اکنون کسی هست که با ریشه‌های فساد در قضاوت و اقتصاد و نفوذ نفوذی‌های بی‌شمار بتواند درافتد و ملت را نجات دهد؟ و از یدک کشیدن نام اسلام دست بردارند؟ آیا کو عمل به احکام قضایی و اقتصادی اسلام؟ کو پیام عدالت عاشورا؟»
 
او درباره عنوان مظلومیت مضاعف توضیح می‌دهد: «اما عنوان «مظلومیت مضاعف» به چه معناست؟ به این معنا که در عاشورا دو ظلم واقع شده است: یکی بر حضرت امام حسین(ع) و خاندان پیامبر و دیگری بر خودِ عاشورا. عاشورایی که برای عدالت برپا شد، در راه تکاثر و اتراف و اسراف و اجحاف و اتلاف مال مردم مصرف می‌شود. کسی که در عاشورا گامی برای عدالت بر نمی‌دارد، و آنکه علی (ع) فرمود: «گردن توانگران را خرد می‌کنم تا حق محرومان را از آنان بگیرم و طبقات محروم را در صدر جامعه می‌نشانم و حقشان را به آنان می‌رسانم» به گوش احدی فرو نمی‌رود. پس چنان است که باز باید عاشورایی برای عاشورا گرفت...
 
ای عدالت مظلوم، چگونه می‌خواهی با ظالمان درافتی؟ تو باید با توان جامعه‌های عادل اسلامی، در برابر شیطان مستکبر و ظلم جهانی بایستی، اما اکنون از ستم دنیاداران و دنیاخواران، خودت هم نمی‌توانی قد راست کنی!»
 
مرحوم سید حسن حسینی/ دریاب مان در این شب تاریک
 
مرحوم سید حسن حسینی، شاعر و نویسنده معاصر در یکی از نثرهای عاشورایی‌اش نوشته است:
 
«نه! سر سال را از محرم نیافریدند!
 
حسین بن علی (ع) در هر ماهی قیام می‌کرد، آن ماه، سر سال عاشقان می‌شد. یعنی سر سال شیداییان سر بر زانوی آن ماه می‌نهاد. اما قرعه به نام محرم افتاد تا کتاب بهار کربلاییان در این فصل، سطرهای ارغوانی‌اش با پاک‌ترین جوهر عالم، یعنی خون خاندان نبوت رقم خورد.
 
سالار حماسه آفرین کربلا سر سال را محرمی کرد تا سالکان حقیقی با او همراه شوند. حرکت او چون صافی و پالوانه‌ای تاریخی، خالص را از ناخالص، مدعی را از صادق و عاشق را از منافق برای ابد جدا کرد.»
 
علیرضا قزوه/ ابتدای کربلا غدیر بود
 
علیرضا قزوه، نویسنده و شاعر معاصرشعری در وصف کربلا سروده است، که در ادامه می خوانید:
 
ابتدای کربلا مدینه نیست، ابتدای کربلا غدیر بود
 
ابرهای خونْ‌فشان نینوا، اشک‌های حضرت امیر بود
 
بعد از آن فتوت همیشه سبز، برکت از حجاز و از عراق رفت
 
هر چه دانه داشتند سنگ شد، پشت هر بهار، صد کویر بود
 
بعد مکه و مدینه، دام شد، کوفه صرف عیش و نوش شام شد
 
آفتابِ سربلندِ سایه سوز، در حصارِ نیزه‌ها اسیر بود
 
الامان ز شام، الامان ز شام، الامان ز درد و غربت امام
 
شام بی‌مروّت غریب‌کش، کاش کوفه‌ی بهانه‌گیر بود
 
هان! هبا شدید، هان! هدر شدید، مردم مدینه! بی‌پدر شدید
 
این صدای غربت مدینه بود، این صدای زخمی بشیر بود
 
کربلا به اصل خود رسیدن است، هر چه می‌روم به خود نمی‌رسم!
 
چشم تا به هم زدم چه دور شد، تا به خویش آمدم چه دیر بود!
 
از نگاه دیگران
 
لیاقت علیخان/ هر چقدر سختی و خطر باشد نباید از راه حقیقت منحرف شد
 
لیاقت علیخان، اولین نخست وزیر پاکستان درباره واقعه عاشورا و تاثیر شهادت می‌گوید: « این روز عاشورا برای مسلمانان در سراسر جهان معنایی بزرگ دارد، در این روز یکی از حز‌ن‌آورترین و تراژیک‌ترین وقایع اسلام اتفاق افتاد. شهادت امام حسین در عین حزن، نشانه فتح نهایی روح واقعی اسلامی بود، زیرا تسلیم کامل به اراده الهی به شمار می‌رود.
 
شهادت یکی از عظیم‌ترین پیروان اسلام، نمونه‌ای درخشنده و پایدار برای همه ماست. این حادثه به ما می‌آموزد که هر چند سختی‌ها و خطرات باشد، نباید از راه حقیقت و عدالت منحرف شد.»
 
دکتر توماس مان/ تفاوت فداکاری حسین(ع) با مسیح(ع)
 
توماس مان، نویسنده و محقق آلمانی در مقایسه امام حسین(ع) با حضرت مسیح می گوید: «اگر فداکاری مسیح و حسین با هم مقایسه شود، حتما فداکاری حسین پرمغزتر و با ارزش‌تر جلوه خواهد کرد. زیرا روزی که مسیح می‌خواست فدا شود زن و فرزند نداشت و در فکر آنان نبود که بعد از او به چه سرنوشتی دچار خواهند شد. اما حسین زن و فرزند داشت و بعضی از آنها خردسال بودند و به پدر احتیاج داشتند.»
 
دکتر رسول جعفریان/ سست نویسی و داستان سرایی ها درباره واقعه عاشورا در دوره ای از تاریخ
 
دکتر رسول جعفریان، استاد تاریخ اسلام درباره لزوم پاسداشت معارف حسینی می‌گوید: «شیعه حق داشت که تلاش کند یاد و خاطره رویداد کربلا را حفظ کند و علاوه بر همراهی با انبیاء و فرشتگان در سوگواری برای حسین، آن را به عنوان یک درس، یک عبرت، یک حادثه مهم که عمق دنائت و پستی امویان و هواداران آنها را نشان می‌دهد، حفظ کند. در این میان بسیاری از مورخان اهل سنت که اهل بیت دوست بودند، در این زمینه همراهی کردند و متونی را برای پاسداری از حرمت امام حسین (ع) نوشتند و در ثبت تاریخ کربلا تلاش کردند.»
 
وی درباره تغییرات تالیف در طول تاریخ می‌گوید: «به مرور زمان، فضای علمی در دنیای اسلام تنگ شد و آثار تألیف شده در همه حوزه‌ها از جمله تاریخ و همین طور تاریخ کربلا، به سست نویسی گرایید. این رویه در سراسر شرق اسلامی به ویژه خراسان و مرکز ایران سبب شد تا آنچه به عنوان تاریخ اسلام طی قرن‌های هفتم تا دهم تولید شد، فاقد ارزش علمی و پژوهشی باشد. در همین فضا، نگاشته‌های فراوان در حوزه تاریخ اسلامی، به جز آن که استمرار نوشته‌های تاریخی اصیل باشد، متأثر از جریان‌های خاص و برخی از کتاب‌های ویژه بود، کتاب‌هایی که دستمایه‌های داستانی داشت و مقبولیت عامه را بیش از کتب علمی، به همراه خود داشت.
 
غلبه ادبیات تصوف و صوفی‌گری در سراسر ایران و باز هم به ویژه خراسان که مهد تصوف و زندگی‌نامه‌نویسی عرفانی بود، چنان که مثلا در طبقات‌ الصوفیه سلمی شاهدیم، ادبیات عاشورایی هم در همان لباس درآمد و متاسفانه منشأ تغییر در نوع نگاه به این حرکت اصیل تاریخی و حماسه دینی شد.»
 
حجت الاسلام علی اکبر رنجبران / چهل منزل برای سالم‌سازی فرهنگ عاشورایی است
 
کتاب «چهل منزل با حسین(ع)» اثر حجت‌الاسلام علی‌اکبر رنجبران است که توسط انتشارات مجتمع فرهنگی عاشورا منتشر شده است.
 
این اثر ترکیبی از همه مقاتلی است که تاکنون درباره امام حسین(ع) منتشر شده‌ و نویسنده به دنبال آن بوده تا جوهر حرکت امام حسین(ع) در عاشورا و تاثیرات آن بر زندگی امروز را بررسی کند. نویسنده کتاب «چهل منزل با حسین(ع)» چهار سال روی این کتاب کار کرده و همه مقاتل موجود را بررسی کرده‌است. وی در این کتاب، بین مقاتل گزینش می‌کند و محتواهای ضعیف و سست را حذف و به اصل هویت عاشورا توجه کرده‌است.




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
فرهاد اسدی جرجافکی
پنجشنبه 16 آبان 1392

زنان قبیله آپاتانی در اواسط قرن بیستم از یک سری ذکمه ها در بینی های خود استفاده می کردند تا با این کار چهره خود را زشت کرده و از حمله ی افراد قبایل دیگر به قبیله ی خود در امان بمانند اما با گذشت دهه ها از این رسم، دیگر این کار در این قبیله منسوخ شده است.






نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
فرهاد اسدی جرجافکی
یکشنبه 12 آبان 1392
یکی از مراسم های بسیار عجیب مذهبی هر ساله در گینه نو انجام می شود. در این مراسم که "ماتایوساس" نام دارد تنها پسرهای جوان شرکت میکنند و هدف آن ها تبدیل شدن به مردان واقعی است. در این مراسم ابتدا جوان ها باید چندبار بالا آورده تا شکمشان تمیز شود سپس بعد از انجام چند حرکت مختلف باید زبانشان را سوراخ کنند و مرد واقعی شوند.




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
فرهاد اسدی جرجافکی
یکشنبه 12 آبان 1392
کیدها و نیرنگ های نفس و شیطان در دل انسان از روی میزان و حساب است. به کسی که اهل تقوا و خوف از خداست، تکلیف زنا و قتل نفس نمی کند و از اول نمی گوید ایمان خود را بر خدای خود منت بگذار، یا خود را از مقربان درگاه خدا قلمداد کن، بلکه ابتدا وادار می کند که به مستحبات و ذکرها مواظبت کند، در ضمن، کار بعضی از معصیت کاران را به نظرش می آورد و القا می کند که بحمدالله او پاک است و از آن گناهکار برتر است و دو نتیجه می گیرد: بدبینی به بندگان خدا و خودپسندی.

باید به نفس و شیطان گفت: شاید آن مبتلا به گناه، به خاطر بعضی از صفات و اعمال خویش مشمول رحمت الهی شود و عاقبتش نیک گردد، شاید خدا او را به گناه مبتلا کرده که دچار عجب نشود.

عارف کامل مرحوم شاه آبادی می فرمود: کافر را هم در دل ملامت نکنید، شاید نور فطرتش او را هدایت کند و سرزنش، شما را بد عاقبت سازد، آنان را لعن نکنید، شاید در حال رفتن از دنیا هدایت شده باشند.

منبع: بر کرانه شرح چهل حدیث از امام خمینی(ره)، ص۳۴.




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
فرهاد اسدی جرجافکی
دوشنبه 6 آبان 1392

گلچینی از فرمایشات حضرت علی (ع)  

برگرفته از نهج البلاغه   

    

***

   ۱.قدر هر کس به قدر همت اوست.و راستگویی هرکس به قدر مروت اوست. وشجاعت هرکس به قدر حمیت اوست. وعفت هر کس به قدر غیرت اوست. 

       

 ۲.پیروزی به دور اندیشی است،ودور اندیشی به جولان دادن اندیشه ، واندیشه به نگاه داشتن اسرار است.

       

 ۳.سینه عاقل صندوقچه اسرار اوست. خوشرویی دام دوستی است. بردباری گور عیبهاست.

     

   ۴.چون بر دشمن خود پیروز شدی بخشش او را شکر پیروزیت قرار بده.

      

  ۵.ناتوان ترین مردم کسی است که از یافتن دوست ناتوان باشد، و ناتوانتر از او کسی است که دوستی راکه یافته از دست بدهد.

      

  ۶.از لغزشهای جوانمردان چشم بپوشید، که هیچ یک از آنها نلغزد مگر آنکه دست خدا دستش را بگیرد و از زمین بلند کند.

    

    ۷.ترس قرین نومیدی است،و شرم بیجا موجب محرومی است. فرصت چون ابر می گذرد،پس فرصتهای نیک را غنیمت شمارید.

       

 ۸. هر که عملش سبب عقب ماندگی او شود، نسبش او را جلو نیندازد.

       

 ۹. هیچکس چیزی را در دل نهان نمیدارد،مگر آنکه در سخنان ناسنجیده و رنگ رخساره اش آشکار می شود.

    

  ۱۰. تا درد با تو می سازد تو نیز با درد بساز و خود را از پا نینداز.

    

  ۱۱. برترین پارسایی نهان داشتن پارسایی است.

    

  ۱۲.  بخشنده باش اما اسرافکار مباش، حسابگر باش اما سختگیر مباش.

  

    ۱۳. زبان خردمند پشت دل اوست ودل بی خرد پشت زبان او.

     

 ۱۴.  گناهی که آزرده خاطرت سازد ، نزد خدا بهتر است از کار نیکی که به خود پسندیت اندازد.

     

 ۱۵. بخشندگی آن است که ابتداء صورت گیرد. اما بخشندگی پس از درخواست، یا از روی شرم است و یا از بیم بدگویی

     

 ۱۶. توانگری در غربت،وطن است و تهیدستی در وطن، غربت است.

    

  ۱۷. مال ریشه و مادهُ شهوات است.

     

 ۱۸. زن عقربی است که نیش آن شیرین است.

     

 ۱۹. هر گاه تو را درودی گفتند، در پاسخ آن درودی بهتر بگو. و هرگاه دست احسانی به سوی تو دراز شد ، آن را به احسانی بیشتر پاداش ده، با این حال فضیلت از آن کسی است که سلام و احسان را آغاز کرده است.

     

۲۰. از دست دادن دوستان، غربت و تنهایی است.

    

  ۲۱. از بخشش کم شرم مکن، که محروم ساختن سائل کمتر از آن است.

    

  ۲۲. هرگاه نشد آنچه خواستی، باکی نداشته باش که در چه حال هستی.

   

   ۲۳. ارزش هر کس به قدر هنر اوست.

     

۲۴. بی ارج ترین دانشها آن است که بر سر زبان بماند، و پر ارج ترین آنها دانشی است که بر اعضا و جوارح انسان آشکار باشد.

     

 ۲۵. غیرت زن کفر استو غیرت مرد ایمان.

    

  ۲۶. نماز مایه تقرب هر پرهیزگاری به خداست. و حج جهاد هر ناتوانی است. وهر چیز زکاتی داردو زکات بدن روزه است. و جهاد زن خوب شوهرداری کردن است.

     

 ۲۷. دوستی با دیگران نیمی از خرد است.

     

 ۲۸. چه بسیار روزه دارانی که از روزهُ خود جز گرسنگی و تشنگی بهره ای نبرند. وچه بسیار شب زنده دارانی که از شب زنده داری خود جز بیداری و رنج نصیبی نگیرند. و خوشا خواب زیرکان و افطارشان.

     

۲۹. برادرت را با نیکی به او شرمنده ساز و شرش را با بخشش به او دور گردان.

    

  ۳۰. هرکه از رأی و اندیشه دیگران استقبال کند مواضع خطا را خواهد شناخت.

     

 ۳۱. هرگاه از کاری واهمه داری خود را به میان آن درانداز، زیرا سختی پرهیز از آن، سخت تر از خود کاری است که از آن بیم داری.

    

  ۳۲. ابزار ریاست بردباری و پر حوصلگی است.

    

  ۳۳. با پاداش دادن به نیکوکار بدکار را از کار بدش بازدار.

   

   ۳۴. لجاجت اندیشه درست را از بین میبرد.

     

 ۳۵. طمع ورزی بردگی همیشگی است.

     

۳۶. دلها میل و هوایی و اقبال و ادباری دارند، پس به هنگام میل و اقبال آنها سراغشان روید و آنها را به کار گیرید ، زیرا دل را هرگاه به کاری نا خواسته وادارند کور شود و فهم و بصیرت خود را از دست بدهد.

   

   ۳۷. خود پسندی آدمی یکی از حسودان عقل اوست.

     

۳۸. در دگرگونی احوال است که گوهر مردان شناخته میشود.

     

۳۹. بهترین خصال زنان بدترین خصال مردان است و آنها عبارتند از: تکبر، ترس و بخل.زیرا هرگاه زن متکبر باشد کسی را به خود راه ندهد. و چون بخیل باشد از مال خود و شوهرش نگاهداری کند. و چون ترسو باشد از هر چه پیش پایش قرار گیرد می هراسد و به کارهایی که مصلحت او نیست اقدام نمیکند.

     

 ۴۰. کرم و جوانمردی بیش از خویشاوندی مهر می آورد.

     

 ۴۱. خدای سبحان را به گسستن عزم ها، و باز شدن گره اراده ها وشکستن تصمیم ها شناختم.

    

  ۴۲. خشم و تند خویی نوعی دیوانگی است،  زیرا صاحبش پشیمان میشود، و اگر پشیمان نشد دیوانگی اش استوار است.

    

  ۴۳. وفاداری با بی وفایان، در نزد خدا بی وفایی است. وبی وفایی با بی وفایان در نزد خدا وفاداری است.

     

 ۴۴. تندرستی محصول کم حسدی است.

   

   ۴۵.حسد بردن دوست نشان خلل در دوستی است.

   

   ۴۶. از دستت نرفته است مالی که نابودی آن مایهُ پند و عبرتت شده است.

   

   ۴۷. میوه کوتاهی کردن پشیمانی است، و میوه دور اندیشی سلامتی است.

     

 ۴۸. هرکه خود را در موارد تهمت قرار دهد، نباید کسی را که به او بد گمان شده سرزنش کند.

    

  ۴۹. علم بهتر از مال است، علم تو را پاس می دارد و مال را تو پاس می داری. هزینه کردن از مال می کاهد و علم با هزینه کردن افزایش می یابد. و احسان مالی با از میان رفتن مال از میان می رود.

   

   ۵۰. صبر به اندازه مصیبت نازل می شود. و هر که به وقت مصیبت(از روی بی تابی) بر زانو زند عملش(اجرش) تباه گردد.





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
فرهاد اسدی جرجافکی
دوشنبه 29 مهر 1392

عده ای از دانش آموزان یک مدرسه دولتی در اواخر دوره قاجاریه





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
فرهاد اسدی جرجافکی
پنجشنبه 25 مهر 1392




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
فرهاد اسدی جرجافکی
سه شنبه 16 مهر 1392
مردی که آماده ازدواج است حتما این را می داند که ازدواج یعنی «تعهد» به یک نفر. اگر احساس می کنید مرد زندگی تان آمادگی تعهد را ندارد، بهتر است فکر ازدواج با او را از سرتان بیرون کنید. لطفا منتظر معجزه نباشید.
می خواهید بدانید برای ازدواج، به چه مرد و یا زنی می شود اعتماد کرد و روی کدامیک از آنها نمی شود حساب کرد؟!

5 ویژگی مردانی که آمادگی ازدواج دارند

شاید شما هم در رابطه با مردان گیج شده اید و می خواهید بدانید برای ازدواج، به چه مردی می شود اعتماد کرد و روی کدامیک از آنها نمی شود حساب کرد. اگر تا الان نتوانسته اید این معما را در ذهنتان حل کنید، مطمئنم این موارد می تواند به کمکتان بیاید:

1- مردی که آمادگی ازدواج دارد، زندگی اش هدفمند است

مردی که آمادگی ازدواج دارد زندگی اش هدفمند است؛ یعنی اهداف کوتاه مدت و بلندمدت مشخصی برای خودش دارد و مسلما ازدواج و تشکیل خانواده یکی از این اهداف است.اگر با مردی آشنا شده اید که تکلیف زندگی اش مشخص نیست، حتی اگر رسما از شما درخواست ازدواج کرده، به حرفش اعتماد نکنید.

در ایران آمادگی ازدواج به این معنی است که حداقل تکلیف تحصیل، سربازی و شغل مرد مشخص باشد. البته نه اینکه همه این کارها را به انجام رسانده باشد، فقط باید بداند که در این موارد چه تصمیمی داردو آینده اش را به کدام سمت می خواهد ببرد. مردی که هنوز نمی داند در کدام شهر یا کشور می خواهد زندگی کند یا (وقتی بزرگ شد!) می خواهد چکاره شود؛ آمادگی لازم برای ازدواج را ندارد، هر چند دیوانه شما باشد. شما هم مجبور نیستید سال ها عمرتان را پای کسی بگذارید تا تازه تکلیفش با خودش معلوم شود. مردی که همه چیزش در آینده است، در آینده فلان شغل و سمت را پیدا می کند، در آینده فلان مقدار درآمددارد و ... فقط به دو شرط می تواند مرد زندگی شما باشد:

اول اینکه تلاش و حاصل کارش را از همین حالا ببینید و دوم اینکه از نظر منطقی امکان رسیدن به رویاهایش در یک طول عمر متوسط 70 ساله روی این کره خاکی وجود داشته باشد.

شما می توانید از یک دانشجوی حسابداری انتظار مدیر شرکت شدن را داشته باشید اما انتظار رئیس جمهور شدن را خیر؛ حداقل نه به این زودی ها. ضمنا، اگر مردی تا 35 سالگی نتوانست گام موثری برای رسیدن به رویاهایش بردارد، تا 105 سالگی هم نمی تواند.

2- مردی که آمادگی ازدواج دارد، حرف هایش بوی ازدواج و تشکیل خانواده می دهد

مردانی که برای شما آسمان و ریسمان می بافند را کنار بگذارید. مردانی که آمادگی ازدواج دارند مرتب در مورد سیاست، باشگاه بدنسازی، سفرهای خارجی، موفقیت های شغلی، موفقیت های تحصیلی در بهترین دانشگاه ها، خاطرات بچگی و اینکه چقدر آدم باهوش و با ذکاوتی بوده و هستند با شما صحبت نمی کنند. البته اشتباه نکنید، تقریبا همه مردان درباره تمام اینها صحبت می کنند اما ذهن مردان آماده ازدواج در حال حاضر فقط حول یک موضوع می چرخد: ازدواج و تشکیل خانواده.

مردانی که آمادگی ازدواج دارند معمولا درباره معیارهایشان، خانواده شان، اهداف و آرزوهایشان، کار و درآمدشان، فرزند، خانه، گرانی، کرایه، انتظارات، اخلاقیات و هر موضوع دیگری که به ازدواج مربوط می شود حرف می زنند. این مردان دائما در مورد «ما» فکر و صحبت می کنند. همچنین سوالات آنها از شما مشخص است: آنها درباره سبک زندگی شما، رسم و رسومات خانواده تان، دامادهای دیگر، شرایط، عقاید، مهریه، خرج و برج عروسی و (وقتی خیالشان کمی راحت شد) درباره آرزوهایتان از شما می پرسند. تیم فوتبال مورد علاقه تان را هم به این موارد اضافه کنید؛ احتمالا می خواهند بدانند در آینده سر مسابقات فوتبال دعوایتان می شود یا نه!

3- مردی که آمادگی ازدواج دارد، توانایی تامین زندگی خانواده را دارد چه از نظر مادی و چه از نظر روانی، مردی که می خواهد خانواده تشکیل بدهد توان و قدتر رسیدگی به یک خانواده را دارد، هر چند به ساده ترین شکل. او از قبل خودش را برای این کار آماده کرده است. ممکن است در ابتدای زندگی از کمک پدرش استفاده کند، وام بگیرد یا خودش را مجبور به کار سخت کند. این در وجود تمامی مردان جهان است، از غارنشینان گرفته تا مردان قرن 21. مردان می خواهند از شما حمایت کنند. شاید گاهی به کمک شما هم احتیاج پیدا کنند اما خودشان قلبا این را نمی خواهند. لطفا خودتان را اسیر مردان ضعیف و وابسته نکنید. حتی کارهایی مثل عوض کردن لامپ های سوخته و شیرهای خراب، تعمیر ماشین شما یا خرید کردن برای خانه برای مردان بزرگترین لذت است. (اگر وقت کافی داشته باشند.) ناگفته نماند که هیچ مردی دوست ندارد با کار شبانه روزی، هزینه ولخرجی های شما را بدهد. حداقل چیزی که مرد زندگی تان در قبال این همه فداکاری (!) از شما می خواهد این است که قدر کارهایش را بدانید، شرایطش را درک کنید و در مسیر زندگی کمک حالش باشید.

4- مردی که آمادگی ازدواج دارد، این را به همه اعلام می کند

به احتمال زیاد و در جوامع مدرن شما اولین کسی هستید که از این راز با خبر می شوید، آن هم نه به طور غیرمستقیم و از راه حل کردن پازل. مردان برای این کار ساده ترین راه را انتخاب می کنند. حتی خجول ترین و محجوب ترین مرخدان دنیا هم می خواهندمطمئن شوندشما از تصمیمشان برای ازدواج خبر دارید. این مردان می دانند چه می خواهند و برای به دست آوردنش تلاش می کنند. اکثر آنها هم در این راه نیازی به کمک شما ندارند. (لطفا این جمله را بالای تخت تان طلاکوب کنید!) مردی که تصمیم به ازدواج با شما دارد، شما را از کسی پنهان نمی کند. از اینکه به اطرافیان بگوید می خواهد ازدواج کند، ابایی ندارد. به محض اینکه چنین مردی شما را برای ازدواجش در نظر گرفت، درباره شما با خانواده و اطرافیانش صحبت می کند. او شما را به عنوان همکار یا آشنا یا دوست معرفی نمی کند، بلکه نامزد، همسر آینده یا حداقل فامیل آینده می خواند و این عناوین را با خوشحالی در مورد شما به کار می برد. او می خواهد به همه اعلام کند که شما دیگر «مال او» هستید. همچنین خودش را هم از خانواده شما پنهان نمی کند و به زودی در مورد تصمیمش با آنها صحبت می کند. اگر بعد از چند ماه آشنایی احساس کردید جعبه اسراری هستید که هیچ کس نباید از وجودتان بویی ببرد، بهتر است کاری کنید تا خود او هم دیگر شما را نبیند!

5- مردی که آمادگی ازدواج دارد، به دنبال روابط کوتاه مدت نیست این مورد دیگر گفتن ندارد.

مردی که آماده ازدواج است حتما این را می داند که ازدواج یعنی «تعهد» به یک نفر. اگر احساس می کنید مرد زندگی تان آمادگی تعهد را ندارد، بهتر است فکر ازدواج با او را از سرتان بیرون کنید. لطفا منتظر معجزه نباشید. اگر او نخواهد، حتی عشق شما هم نمی تواند ناگهان او را منقلب و سر به راه کند. این را نرفته نیست، چون شما تنها خانم در تاریخ نیستید که چنین خیالاتی در سر داشته است. از طرف دیگر، گول بعضی مردان را نخورید. اینکه اگر شما واقعا به آنها اعتماددارید بایدتا ته خط با آنها بروید یکی از کلک های مشهور مردانه است. کلک دیگر آنها این است: «ما همین حالا هم مال هم هستیم.» به او بفهمانید که تا زمانی که به شما تعهد رسمی نداده، شمال مال هیچکس نیستید!

5 ویژگی زنان آماده ازدواج

خواندن ذهن خانم ها سخت ترین کار دنیاست و زمانی که موضوع ازدواج در میان باشد واقعا ناممکن به نظر می رسد اما نگران نباشید؛ علائمی هست که به شما نشان می دهد آیا او به ازدواج فکر می کند یا نه:

1- زنی که آمادگی ازدواج دارد، برای خودش محدودیت و قیدو بندهایی خواهد داشت.

او می داند که از رابطه چه می خواهد و این آشنایی را باید به کدام سمت ببرد. زنی که آمادگی ازدواج دارد نمی گذارد شما از وقت ارزشمندش استفاده بیهوده کنید. او می داند که این رابطه یا باید به سمت ازدواج برود و یا همه چیز همین جا تمام شود. او برای ازدواجش برنامه ریزی کرده است، خودش را آماده کرده و درباره آن فکر می کند و حرف می زند. از به میان آمدن حرف ازدواج کهیر نمی زند، بلکه با خوشحالی درباره زندگی مشترک، بچه دار شدن، استقلال و زندگی خانوادگی صحبت می کند.

زنی که قوانین خاصی برای خودش ندارد، در نتیجه هیچ برنامه ای برای ادامه رابطه ندارد، هیچ انتظار خاصی از یک مرد نداشته و هیچ شرط و محدودیتی برای او قائل نیست؛ چرا که به ازدواج فکر نمی کند. او بدون هیچ هدفی وارد رابطه ای شده که برایش پیش آمده و سیاست فعلی اش این است: «هر چه پیش آید خوش آید.» اگر در هر ساعت از شبانه روز که دلتان خواست می توانید با او تماس بگیرید یا بیرون بروید، اگر برای خودش احترام قائل نیست، اگر پوشش و رفتار درستی ندارد، پس نمی تواند زن زندگی شما باشد. زن باهوش می داند که اگر قرار است اتزدواجی صورت بگیرد، نباید به این سادگی از قوانینش کوتاه بیاید. زن کم هوش هم که به درد زندگی نمی خورد!

2- زنی که آمادگی ازدواج دارد، به وضعیت مالی شما اهمیت می دهد

شاید فکر کنید زنان موجودات پول پرستی هستند که شما را فقط برای پولتان می خواهند. این از ساده اندیشی شماست. اگر زنی به هیچ وجه به وضع مالی شما اهمیتی نمی دهد به این معنا است که اصلا به ازدواج با شما فکر نمی کند. روابط بی هدف و کوتاه مدت نیازی به امنیت مالی ندارد؛ وضعیت مالی شما فقط زمانی اهمیت پیدا می کند که مسئله ازدواج در میان باشد نه به این خاطر که زنان دنبال جیب شما هستند بلکه به این خاطر که آنها به دنبال امنیت هستند، آن هم نه فقط برای خودشان، بلکه برای فرزندانشان و فرزندان شما. غریزه مادری قویترین غریزه در زنان است، اگر اینطور نبود بچه های شما به هیچ وجه نمی توانستند زنده بمانند. همین غریزه مادری به زنان می گوید که اگر می خواهند فرزندانشان را به خوبی و در امنیت و آسایش تربیت و بزرگ کنند باید برای آنها پدری قدرتمند انتخاب کنند.

در دوران اجداد غارنشین ما، زنان به سمت مردانی جذب می شدند که قدرت بدنی بیشتری داشتند چون تنها در این صورت بود که می توانستند برای خانواده به شکار بروند، با رقبا بجنگند و با دست پر برگردند و از خانواده در برابر دشمنان و حیوانات وحشی و بلایای طبیعی حفاظت کنند و تنها در این صورت بود که زنان می توانستند با خیال راحت در غار بنشینند و بچه هایشان را بزرگ کنند! اما در حال حاضر دیگر نیازی به قدرت جسمی نیست. البته نه اینکه شکار و رقیب و دشمنن دیگر وجود ندارد، بلکه شکل آن عوض شده است. امروزه قدرت مردان تا حد زیادی در توانایی شان در پول درآوردن خلاصه می شود. البته نیازی نیست از باشگاه بدنسازیتان انصراف بدهید، چرا که حافظه زنان در طول تاریخ هنوز به طور کامل پاک نشده اما در کنارش به فکر قدرت امروزیتان هم باشید.

3- زنی که آمادگی ازدواج دارد، آشپزی بلد است

واقعا شما آقایان چه فکری می کنید؟ مگر می خواهید آشپز استخدام کنید؟ در این صورت بهتر است بروید با رستوران سر کوچه تان قرارداد ببندید. اما اگر در فکر تشکیل خانواده هستید و می خواهید بدانید «او» به ازدواج فکر می کند یا نه، این یکی از نشانه هایش است. او آشپزی می داند و از خانه داری هم سردر می آورد. به هر حال وقتی خانمی خودش را برای ازدواج آماده می کند، حداقل در کشور ما، در واقع با فداکاری و لطف تمام خودش را برای انجام کارهای خانه و به خصوص آشپزی هم آماده می کند. او می داند مردان می توانند بدون سقف، بدون خواب یا حتی بدون مسابقات فوتبال زنده بمانند اما قطعا بدون غذا می میرند! هیچ زنی هم این را نمی خواهد، حداقل قبل از ازدواج!

4- زنی که آمادگی ازدواج دارد، با زن بودن خودش کنار آمده است

زن بودن مشکلی ندارد اما از آنجایی که زنان همواره در طول تاریخ مورد ظلم و ستم و بی عدالتی قرار گرفته اند و البته بعد از تعالیم جنبش فمنیستی، بسیاری از آنها حداقل در دوره ای از زندگی شان احساس می کنند جنس دوم هستند و با جنسیت خودشان کمی مشکل پیدا می کنند. این برای زن امروزی یک امر کاملا طبیعی به شمار می رود اما زن سالم بالاخره این بحران را پشت سر می گذارد و زن بودن خودش را با کمال افتخار می پذیرد و به نقاط قوت خودش پی می برد. او می داند اگرچه تفاوت هایی با جنس مرد دارد اما این تفاوتها به هیچ وجه نشانه برتری یکی بر دیگر نیست.

زنی که آمادگی ازدواج دارد دیگر به دنبال بحث های بچگانه «زن ها بهترند یا مردها» یا «چقدر مردان به ما ظلم کرده اند» نیست و این مسائل برایش حل شده است. او به جنس مرد به عنوان رقیب یا دشمن نگاه نمی کند و به دنبال گرفتن انتقام کل زنان تاریخ از شما نیست. او از اینکه زن متولدشده خشمگین نیست و از مادر شدن، همسر بودن و وظایفی که به عنوان یک زن برعهده اش است استقبال می کند.

5- زنی که آمادگی ازدواج دارد، به بچه ها علاقه خاصی نشان می دهد

آقایان! این رازی است که مطمئنم از اینکه آن را با شما در میان گذاشته ام تشکر خواهید کرد. خیلی جالب است که تقریبا همیشه علاقه خانم ها به بچه ها با علاقه آنها با ازدواج رابطه دارد. این یک نشانه شگفت انگیز است که بر اساس آن خیلی راحت و بدون دردسر می توانید نظر طرف مقابل تان درباره ازدواج را کشف کنید: وقتی به طور اتفاقی با بچه ها یا خانم های بچه دار برخورد می کنید، واکنش او را زیر نظر بگیرید. اگر با بی حوصلگی و بی توجهی و حتی انزجار به بچه ها واکنش نشان داد، فکر ازدواج با او را فعلا از سرتان بیرون کنید اما اگر با شوق و ذوق تمام با بچه ها ارتباط برقرار و شروع به بازی با آنها کرد و با حسرت به نوزدان خیره شد، زودتر دست به کار شوید. تبریکات صمیمانه ما را هم بپذیر
ید!




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
فرهاد اسدی جرجافکی
شنبه 13 مهر 1392


( کل صفحات : 13 )    1   2   3   4   5   6   7   ...   

صفحات جانبی
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی
Google

در این وبلاگ
در كل اینترنت




دریافت کد جملات شریعتی